نگاهی متفاوت بر تحصن مردم ایذه؛
آیا خواسته مردم ایذه برکناری شهردار است؟
پس از اعتراض امروز مردم ایذه به دلیل مشکلات شهری و تجمع در مقابل ساختمان شهرداری، بیان چند نکته در این خصوص خالی از لطف نیست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از عصر ایذه؛ گاهی لازم است به قول معروف کلاه خودمان را قاضی کنیم و یا واقع بینانه به تمام ابعاد این موضوع و موضوعات اینچنینی نگاه کنیم، درست است که شهر ما از لحاظ امکانات، زیر ساخت ها و دیگر موارد در فقری قابل توجه به سر میبرد، و این حق تمامی شهروندان است که خواستار بهبود اوضاع کنونی باشند، و درود بر تمامی کسانی که دغدغه شهر خود را دارند و در جهت مرتفع کردن این مشکلات از هیچ تلاشی چشم پوشی نمیکنند و در هر شغل و صنفی که باشند با دیدگاهی خدامحورانه با امورات مواجه میشوند، حتی با برداشتن پوست تخمه ای در پیاده رو های خیابان و انداختن آن در سطل زباله.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, عصر ایذه,اتفاقی که چند روز پیش شهرستان را تحت تاثیر خود قرار داد، موضوعی بس ناراحت کننده و تأسف بار بود، بهطوری که تا هم اکنون نقل محافل، بازاریان و به نوعی تمام مردم این شهر گردیده است، مرگ ناگوار خانم دکتری که چند روز پیش به دلیل سانحه آتش سوزی در خانه خود، غریبانه جان داد، و در این ارتباط میتوان گفت که اگر مجموعه آتش نشانی هم از لحاظ “تجهیزات” و هم از لحاظ “نیروی انسانی کارآمد” در حد متوسطی قرار داشت، شاید ورق برمیگشت.
مطلب را با این موضوع ادامه میدهیم که این اتفاق هر چند بسیار ناگوار بود، ولی شاید یکی از دلایلی که این موضوع از لحاظ خبری، کنش ها و واکنش ها بزرگ جلوه کرد، این بود که آن عزیز از دست رفته پزشک بوده و جایگاه اجتماعی اش در این تلاطم خبری بی تاثیر نبود.
شاید به جرأت بتوان گفت که اکثر ما از مرگ ناگوار چند سال پیش پدری کارگر که نان آور پنج فرزند قد و نیم قد خود بود خبری نداشته باشیم که بر اثر نبود نور کافی در حاشیه خیابان دچار سانحه تصادف شد و جان خود را از دست داد، فرزندانی که حتی از نعمت وجود مادر نیز محروم بوده و در بی پدری و مادری خود روزگار میگذرانند، شاید اگر چراغ کنار خیابان سالم بود، راننده نیز دید کافی داشت و این اتفاق رخ نمیداد.
شاید ما از مرگ تاسف بار جوانی که بعد از چند ماه دوری از خانواده و کار در عسلویه و مناطق طاقت فرسا، در حالی که با ماشین خود در راه خانه بود و بدلیل حفاری غیر مجاز خیابان و نبود علائم بازدارنده دچار سانحه تصادف شد و جان خود را از دست داد خبری نداشته باشیم.
شاید ما از مرگ ناگوار دختر بچه چهار ساله ای که تمام امید پدر و مادر خود بود و با تمام آرزوهایش در لابه لای چرخ های تانکر حمل آب، برای پر کردن دبه کوچکش جان داد خبری نداشته باشیم، و این در حالی بود که اگر پمپ انتقال آب زودتر تعمیر میشد و یا مسئولین با جدیت بیشتری به این موضوع می پرداختند، مشکل برطرف می شد و آن اتفاق زجرآور نمی افتاد.
و دهها مورد دیگر که در سال های گذشته به نحوی بصورت مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط با بی تدبیری مسئولان مربوطه جان خود را از دست داده اند، و هیچ یک از آنان نه پزشک بوده، نه مهندس و نه… و ما نیز از آنان بیخبر …
شاید اگر ما بجای منفعت های شخصی خود، از همان ابتدا منافع های جمع و عمومی را مد نظر میگرفتیم و از همان اتفاقات پیشین بصورت قانونی از مسئولان ذیربط توضیح و کارایی میخواستیم، شاید اگر خودمان به عنوان شهروند به امورات شهروندی خود پایبند بودیم، شاید در انتخابات های متعدد اگر بجای طایفه و تبار بازی، انتخابمان از میان افراد متعهد و کارآمد بود، شاید اگر میدانستیم که انتخابات با انتخاب فرد و راهیابی آن به شورا و مجلس تمام نمیشود و پنجاه درصد دیگر انتخاب، پیگیری و درخواست از افراد مذکور است، تحصن امروز را از درون خودمان شروع میکردیم.
نه اینکه بخواهیم تجمع امروز را نقد و یا نادرست قلمداد کنیم، (که خود جای بحث دارد) ولی این را بدانیم که اجتماعی مثل امروز مقطعی است و در کوتاه مدت به خاطره ها میپیوندد و به قول معروف علی میماند و حوضش…
اگر بگوییم که خودمان بابت اتفاقات اینچنینی مقصریم شاید گزاف نگفته باشیم، و این چیزی نیست جز انتخاب های متعصبانه و …
قصد نداریم زیاد این موضوع را طولانی کنیم، ولی شاید با نزدیک بودن انتخابات عده ای بخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند و شعارهای انتخاباتی سر دهند، بیایید این تلنگر را به خودمان بزنیم و با بصیرت و آگاهی و بهدور از تعصبات قوم گرایانه و با واقع گرایی، به دنبال انتخاب هایی مناسب باشیم، تا در آینده شاهد اتفاقاتی اینچنینی نباشیم و هم وجدانمان آسوده باشد و هم چشم ها از فرط اندوه همتبارمان ایمن…
انتهای پیام/*
اتفاقی که چند روز پیش شهرستان را تحت تاثیر خود قرار داد، موضوعی بس ناراحت کننده و تأسف بار بود، بهطوری که تا هم اکنون نقل محافل، بازاریان و به نوعی تمام مردم این شهر گردیده است، مرگ ناگوار خانم دکتری که چند روز پیش به دلیل سانحه آتش سوزی در خانه خود، غریبانه جان داد، و در این ارتباط میتوان گفت که اگر مجموعه آتش نشانی هم از لحاظ “تجهیزات” و هم از لحاظ “نیروی انسانی کارآمد” در حد متوسطی قرار داشت، شاید ورق برمیگشت.
,مطلب را با این موضوع ادامه میدهیم که این اتفاق هر چند بسیار ناگوار بود، ولی شاید یکی از دلایلی که این موضوع از لحاظ خبری، کنش ها و واکنش ها بزرگ جلوه کرد، این بود که آن عزیز از دست رفته پزشک بوده و جایگاه اجتماعی اش در این تلاطم خبری بی تاثیر نبود.
,شاید به جرأت بتوان گفت که اکثر ما از مرگ ناگوار چند سال پیش پدری کارگر که نان آور پنج فرزند قد و نیم قد خود بود خبری نداشته باشیم که بر اثر نبود نور کافی در حاشیه خیابان دچار سانحه تصادف شد و جان خود را از دست داد، فرزندانی که حتی از نعمت وجود مادر نیز محروم بوده و در بی پدری و مادری خود روزگار میگذرانند، شاید اگر چراغ کنار خیابان سالم بود، راننده نیز دید کافی داشت و این اتفاق رخ نمیداد.
,شاید ما از مرگ تاسف بار جوانی که بعد از چند ماه دوری از خانواده و کار در عسلویه و مناطق طاقت فرسا، در حالی که با ماشین خود در راه خانه بود و بدلیل حفاری غیر مجاز خیابان و نبود علائم بازدارنده دچار سانحه تصادف شد و جان خود را از دست داد خبری نداشته باشیم.
,شاید ما از مرگ ناگوار دختر بچه چهار ساله ای که تمام امید پدر و مادر خود بود و با تمام آرزوهایش در لابه لای چرخ های تانکر حمل آب، برای پر کردن دبه کوچکش جان داد خبری نداشته باشیم، و این در حالی بود که اگر پمپ انتقال آب زودتر تعمیر میشد و یا مسئولین با جدیت بیشتری به این موضوع می پرداختند، مشکل برطرف می شد و آن اتفاق زجرآور نمی افتاد.
,و دهها مورد دیگر که در سال های گذشته به نحوی بصورت مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط با بی تدبیری مسئولان مربوطه جان خود را از دست داده اند، و هیچ یک از آنان نه پزشک بوده، نه مهندس و نه… و ما نیز از آنان بیخبر …
,شاید اگر ما بجای منفعت های شخصی خود، از همان ابتدا منافع های جمع و عمومی را مد نظر میگرفتیم و از همان اتفاقات پیشین بصورت قانونی از مسئولان ذیربط توضیح و کارایی میخواستیم، شاید اگر خودمان به عنوان شهروند به امورات شهروندی خود پایبند بودیم، شاید در انتخابات های متعدد اگر بجای طایفه و تبار بازی، انتخابمان از میان افراد متعهد و کارآمد بود، شاید اگر میدانستیم که انتخابات با انتخاب فرد و راهیابی آن به شورا و مجلس تمام نمیشود و پنجاه درصد دیگر انتخاب، پیگیری و درخواست از افراد مذکور است، تحصن امروز را از درون خودمان شروع میکردیم.
,نه اینکه بخواهیم تجمع امروز را نقد و یا نادرست قلمداد کنیم، (که خود جای بحث دارد) ولی این را بدانیم که اجتماعی مثل امروز مقطعی است و در کوتاه مدت به خاطره ها میپیوندد و به قول معروف علی میماند و حوضش…
,اگر بگوییم که خودمان بابت اتفاقات اینچنینی مقصریم شاید گزاف نگفته باشیم، و این چیزی نیست جز انتخاب های متعصبانه و …
,قصد نداریم زیاد این موضوع را طولانی کنیم، ولی شاید با نزدیک بودن انتخابات عده ای بخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند و شعارهای انتخاباتی سر دهند، بیایید این تلنگر را به خودمان بزنیم و با بصیرت و آگاهی و بهدور از تعصبات قوم گرایانه و با واقع گرایی، به دنبال انتخاب هایی مناسب باشیم، تا در آینده شاهد اتفاقاتی اینچنینی نباشیم و هم وجدانمان آسوده باشد و هم چشم ها از فرط اندوه همتبارمان ایمن…
,انتهای پیام/*
,,
]
ارسال دیدگاه