شهیدی که برای دختر بیمارش میوه تبرک شده آورد

شهیدی که برای دختر بیمارش میوه تبرک شده آورد
در عالم خواب همسرم را دیدم که به خانه برگشته و همراه خود مقداری میوه و لباس آورده است. همسرم در حالی که به دخترم میوه می داد می گفت: این تبرک بارگاه امام رضا(ع) است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، استوار یکم شهید محمد کریم برخورداری در سال 1337 در شهرستان قروه متولد شد. با رسیدن به سن هفت سالگی وارد مدرسه شد و تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت پشت سر نهاد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله, پیشمرگ روح الله,

 

,

محمد کریم با اتمام مقطع راهنمایی برای ادامه تحصیل به همراه خانواده به شهر سنندج نقل مکان کرد. در دبیرستان جز دانش آموزان ممتاز بود. از وضع مالی بسیار ضعیفی برخوردار بودند و ناچار بود، تمام تابستان را کار کند و حتی تعطیلات عید نوروز را هم به کار مشغول بود.

,

 

,

شهید برخورداری در سال 1356 با معدل عالی موفق به اخذ دیپلم شد و با شرکت در کنکور سراسری به دانشکده افسری را پیدا کرد اگر چه شرایط رفتن به دانشگاهای دیگر و تحصیل در رشته های مختلف را داشت اما به خاطر مشکلات مالی، دانشکده افسری را به دانشگاهای دیگر ترجیح داد.

,

 

,

شهید برخورداری دوره سه ساله دانشکده افسری را در اول مهرماه 1359 به پایان رسانید و دانشنامه تحصیل با درجه لیسانس علوم به وی اعطا گردید در سن 23 سالکی پس از فراغت از تحصیل و شروع به کار در ارتش ازدواج کرد و زندگی ساده ای را آغاز کرد.

,

 

,

چند روز بیشتر از ازدواج محمد کریم نمی گذشت که در قالب لشکر 81 زرهی کرمانشاه به مناطق عملیاتی اعزام شد و در مناطق عملیاتی میمک و جزیره مجنون حضور پیدا کرد. با جنگ و جبهه مانوس شده بود و به پیمانی که برای دفاع از کشور با خدایش بسته بود هم چنان پایبند بود.

,

 

,

شهید برخورداری در جبهه حضور داشت که پسرش حمید متولد شد. با شوخی به همسرش می گفت: از این به بعد تنها نیستی و این مرد تو را از تنهایی در می آورد. از ولادت حمید یکسال و نیم گذشت و محمدکریم در منطقه عملیاتی سومار انجام وظیفه می کرد که دخترش سارا به جمع خانواده اضافه شد. چون در نوجوانی مادرش را از دست داده بود و در زندگی هم از وجود خواهر محروم بود از این که خداوند به او دختری عنایت کرده است بسیار خوشحال بود.

,

 

,

طبق معمول مرخصی ده روزه به پایان رسید و شهید برخورداری برای دفاع از میهن اسلامی راهی منطقه عملیاتی سومار شد؛ همان نقطه که از لحاظ سوق الجیشی از اهمیت ویژه ای برخودار بود و دو طرف جبهه جنگ می کوشیدند تا این منطقه را در تصرف خود داشته باشند.

,

 

,

 بیست روز بیشتر از ولادت یگانه دخترش سارا نگذشته بود که بعد از بازگشت شبانه، در داخل سنگر هدف گلوله دشمن قرار گرفت و در چهارم فروردین ماه سال 1363 جاودانه شد و پیکر مطهرش در گلزار شهدای بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شد.

,

 

,

حرمت پدر

, حرمت پدر,

 

,

زمانی که به خواستگاری من آمد بعنوان افسر در ارتش خدمت می کرد؛ درست در شرایطی که دشمن بعثی به میهن اسلامی حمله کرده بود. در همان جلسه اول خواستگاری از سختی خدمت در ارتش و از شهادت در راهی که انتخاب کرده بود سخن به میان آورد؛ می خواست از همان روز اول زندگی، آمادگی همه چیز را داشته باشم.

,

 

,

در نوجوانی مادرش به رحمت خدا رفته بود و از طرفی پدرش هم از کار افتاده بود و عملاً سرپرستی پدر را عهده دار بود و با تأکید خاص در همان جلسه اول خواستگاری با من شرط کرد که در زندگی همواره احترام پدرش را داشته باشم من تاکید خاص همسر شهیدم را هیچگاه فراموش نمی کنم.

,

 

,

تبرک امام رضا(ع)

, تبرک امام رضا(ع),

 

,

بعد از بمباران زمستان سال 1365 سنندج، دخترم که در آن زمان دو سال داشت سرخک گرفته بود و در تب می سوخت من هم در نهایت ناراحتی از او پرستاری می کردم. نیمه های شب بر اثر شدت خستگی خوابم برد. در عالم خواب همسرم را دیدم که به خانه برگشته و همراه خود مقداری میوه و لباس آورده است. همسرم در حالی که به دخترم میوه می داد می گفت: این تبرک بارگاه امام رضا(ع) است.

,

 

,

 نزدیک صبح وقتی که از خواب بیدار شدم در کمال تعجب دیدم از تب بچه خبری نیست.(سرکار خانم شیرین جلالی زاده همسر شهدا).

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه