ردپای وقف در سمیرم
«هفته وقف» فرصتی مضاعف است تا در جهت پیروی از سیره پیامبر مهربانی و واقف ماندگار تاریخ اسلام، به تاسی از مرام آن بزرگوار، در راه خیر و خوبی به همدیگر و نجات از بدیهای زمانه، تبدیل به یک ارزش شویم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سمنا؛ رحمت الله افشاری به مناسبت هفته وقف در مقاله زیر به وقف و ردپای وقف در شهرستان سمیرم می پردازد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سمنا,
چکیده
به لحاظ آنکه چندی را در امور مربوط به وقف صرف نموده و اندک تاملی در آثار و شواهد وقف وخیرات در شهر ومنطقه لمس نموده ام و بسیاری از انتقادها –که عموماَ نشان از علاقه و دلسوزی به فرهنگ و آبادانی شهر بوده ولی به جهتی که بدون تامل ومطالعه بوده ، نمود دلسردی را در پی داشته است -و نیزهجوم های فکری بدون تاملی که فقط هوچیگری و هرهری رفتن را در بین مردم شایعه کرده و اگر دلمشغولی خوب و مناسبی برای خود داشتند با تازیانه بدفهمی و کج اندیشی اتهام وافترانمی زدنند ، را شنیده واز نزدیک لمس نموده ام ،برآنم داشت تا شنیده ها و دیده ها را به زیور قلم اراسته کنم و امیدوار آن باشم که شاید این چند خط نوشتار،دلی را به درد آورد و ذهنی را مشغول نماید که کم کم به یک تکرار تبدیل شود وبرای آینده راهگشا باشد .
وقف صدقه جاریه ای است که انسان های نیک اندیش و خیر با پیروی ازکلام خداوند در قرآن مجید و تاسی به پیامبر گرامی اسلام با اهداف مشخص جهت نیازهای محرومان و مستضعفان جامعه ، اموال خویش را وقف می نمایند .وقف ، عمل صالحی است که آثار آن از دارفانی تا سرای باقی پا برجاست و موجب برکات و رحمت الهی و نزدیکی انسان به آفریدگار می گردد.مسلمین از صدر اسلام با وقف آشنا شده اند ، زیرا اولین واقف در اسلام رسول اکرم (ص) بوده اند که وقف را در مکتب حیات بخش اسلام پایه گذاری فرموده اند . از دیدگاه شهید مطهری ، گرایش های معنوی ووالای بشر ، زاییده ایمان و اعتقاد و دلبستگی ها به برخی حقایق جهان هستی است …در ادیان دیگر هم با واژه های چون خیر،خیریه و بنیاد خیریه و… به یاری هم نوع و دستگیری از دیگران اشاره و هنوز هم رایج و رواج دارد .این سنت حسنه پس ازگذشت قرن ها هنوز هم در بین دوستداران خیر و خیرات جایگاه والایی دارد ، بطوری که هر فرد مسلمان به هرصورت ممکن و با توجه به تمکن مالی خود ، قسمتی از اموال خود را جهت نیت یا نیت های خاصی وقف می نماید . وقف از جمله امورات خیری است که از ابتدای رسالت و در نص صریح قرآن کریم اگر به نام ملموسی اشاره نشده با تعبیر باقیات و الصالحات معرفی شده و در استمرار بر انجام آن در روایات و اقدام های عملی بزرگان،نمودعینی یافته است.هرچند برسیر تحول و پختگی و فراز و نشیب آن،لطماتی جبران ناپذیر وارد شده و دست چپاول بر آن سیطره یافته است ولی از آنچه که بوده بیشترش مانده است.اما هشدار چراغ خطری دارد بر آنچه که مانده مراقبتی مضاعف را مطلوب و مفید لازم است .و این کهن دیار سمیرم نیز از این اموال خیر بی بهره نبوده و به نوعی ، گذشتگان خیر اندیش مالی یا ملکی را وقف نموده اند که متاسفانه در اجرای نیت یا نیات آن ، با مشکلاتی و موانعی مواجه شده ویا می شود که جهت احیا آن بعد از سالها فراموشی ،توان من و تو را می طلبد که احیاگر این سنت پسندیده باشیم و در این قلم فرسایی کوتاه ، سعی بر آن است تا حداقل ردپایی هرچند گذرا را با هم مرورکنیم تا شاید از اینهمه داشتن هایی که از سر بی مهری و ستم سوزی و فرصت سوزی به نداشتن های از یاد رفته در ذهن ها تبدیل شده است و گره گشای معجزه گونه ای در بهبود وضع موجود هم به لحاظ تولید و اشتغال و…خواهد شد ، به امید فردای بهتر،خویشتن را دلشاد ببینیم .
,
,
کلیدواژه : سمیرم ، وقف ، احیاء،اقتصاد مقاومتی
,
مقدمه :
درگذر تاریخ بر این سرزمین هزار چشمه و شهر تمدن ساسانی و هخامنش ، اقوام و قوم هایی آمدند و رفتند و به دست حکمرانانی حکمرانی شد که نه به نگاه مرکز قدرت و بلدیه ای معروف ، بلکه فقط بعنوان مکانی ییلاقی و با مناظری خوش آب وهوا نگریستند و استرهای خود را بر لب جویبارش بستند و در زیر سایه درختش در کنار چشمه ای لمیدند وبا خدم و حشم خویش حیف ومیل کردند و رفتند ۰۰۰!!! و بعد از آنهمه آمدن و رفتن ها،انگشت شماری هم بودند که یا بخاطردوری از دست راهزنی و یا دست نیافتن وارثانی ، آنچه را داشتند و یا ابتیاع کرده بودند برراه خیر {وقف }نهادند وانتظار یاریگری و صیانت آن را داشتند اما متاسفانه با مرور این نوشته های ماندگار، بدون ایجاد مدیریتی رها شده و رفته است …!! بزرگان و ریش سفیدان بر این باورند که اینجا وقف {وخم }است و اینکه آباد نمی شود همین خاک وقفی {وخمی } است که برآن پاشیده اند .!! اگرعقربه ساعت زمانه این سرزمین را به عقب برگردانی ، گفته شاهدان عینی پیران و بزرگان نمود عینی تری می یابد و کمی تامل و دور از هرتنگ نظری و با عقل و تدبر نگریسته شود بدرستی که هیچ تغییری را نکرده و آنچه از وجنات امر بر می آید- اگر که به تفاوت بمانیم – تغییری را نیزحس نخواهیم کرد و براستی با آنهمه همتی که برای ایجاد سنت حسنه به خرج داده شده و دلدادگی مردمی خیر را نشان می دهد و در حال حاضر عینیت نیافته است ،چه باید کرد ؟!
,
شهرستان {منطقه} سمیرم که از کهن بوم وبر سام آرام و سمیرامیس قلمداد است و درطول تاریخ چندین هزار ساله اش،وبنا برنقل تاریخ،رقص گیسوان درختان سایه سارش برلب جویبارها وسرسبزی چمنزارهایش،به شهادت ظل السلطان،مصداق((وتجری من تحت الانهار…)) را داشته است.اما چگونه شد که از بدعهدی ایام رنجها دیده و زجرها کشیده که گیسوان درختانش را بریدند واین عروس کوههای زاگرس را به عجوزه ای مبدل ساختندکه سرسبزی چمنزارهایش به کویر مبدل گشت ، سوال و پاسخی است که نخواسته و تحمیل شده باید جوابی به سزا داد که از ماست که بر ماست !!.روزگار سخت سمیرم درشرایطی حادترشد که اندیشه شهرسازی ویا بهترشدن با آنهمه خوشی وخوش رنگی طبیعتش،به هیچ گرفته شد و در زیر سایه شوم ایلخانی و رعیت زدگی و عوامفریبی کمرخم کرد و توان اندیشیدن را گرفت.با وجودی که کمال علی سمیرمی ونقاش باشی، جهانگیرخان وفضائلی وشیخ نادری ها…فقط به اندازه نسیم مژه بر هم زدنی آمدند و… رفتند و هیچکس دیگر هم پی آنها نگرفت .!!
,شوکت تاریخی و قدمتی این شهرستان به اندازه خروارهاخاکهایی که بر مدرسه اتابکی اش ریخته شده وفقط نامش مانده،سن وسال دارد ولی دستی که خاک های مرده را پاک کند و گوهرش را دریابد در آستین مانده است.ازخاک مرده حرف زدم ، آیا با مقدمه ای که گذشت ردپای حس های غریب، شور و شوق های پیدا شدن و رشدکردن که در سینه هر سمیرمی مانده ،ولی توان زبان و تکلم آن صقیل است احساس نمی شود؟!.من احساس می کنم یکی از همه آن حس های غریب و از آن همه شورو شوق با شعوری که می تواند نجاتمان دهد پیداکردن ردپای خیرو خیرات(وقف وموقوفه شناسی) و یا خیرهای هم نوع اندیشی امروزمان می باشد.
,ردپای وقف در سمیرم:
,ردپای وقف نامه هایی که اشاره خواهد شد شاید بر مزاج برخی تنگ نظران مال و منال اندوخته خوش نیاید و حملاتی فکری و بدفهمی را در پی داشته باشد ولی اگر برای هم بودن و امید به دیده شدن داریم باید از جایی شروع کردو قلمی یا قدمی خسته و شکسته شود تا شاید از اینهمه بیداد به داشتن ها و یافتن های از دست داده شده جلوگیری کرد. در آثارها وشواهد امر وگوشه گوشه این شهر مثل هزار وچند شهر این کشور،وجود اماکنی مقدس و متبرک به نام امامزادگان -که مثل یک طواف و منشاء همبستگی هرچند برای مدت کوتاهی مردم در کنار یکدیگر جمع می شوند و وحدت می آفرینند-و به مضمون فرمایش معمار انقلاب و مدافع حریم و حرمت موقوفات (حضرت امام ره): ما می خواهیم مردم در کنار این بقاع متبرکه با آرامش زندگی کنند . حضوری جاودان دارند که از هزاران بقعه های متبرکه،تعداد ده بقعه مورد وثوق و بنا به تایید اقاریرمحلی،نمودی ماندگار و حتمی دارند که به نسبت التجاها و حاجت های که مردمان از آن ها دیده و دارند منظورو معروف نظر دوستداران و عاشقان می باشند وبازهم بنا به نقل و شیاع محلی ، بعضی از آنها دارای موقوفه هستند که یا مستترند و پوشیده و یا به دست موقوفه خوارانی خواسته یا ناخواسته چپاول شده اند!. ازبلندای شهر که با یادآوری نقل قول گذشتگان بنگری و حرکت کنی اراضی بالادست شهر را وقف سلطان ابراهیم می نامند و در زیر دست این امامزاده اراضی همجوارامامراده پنج تن را وقف پنج تن می گویند و… در دیگر بقاعی هم که در جاهای دیگر شهرستان واقع است هریک نقلی است و قولی که : تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها !
,در سطح شهر هم با اندکی تامل وگوش دادن به شنیده ها،از وقفی دوصدساله ذهنت را درگیرو نگاهت را آشنا می کند موقوفه ای بنام قلیچ خان چوله ای با قدمتی به سنه ۱۲۲۱ ه.قمری مقارن با (زمان فتحعلی شاه قاجار) که وقف بر اولاد و انساب است-که به گواه وقف نامه قریب به یک دانگ از املاک شهرو مزارع در این وقف نامه مستتر و قلمداد گردیده است . از شهرکه کمی دورتر شویم و در اراضی زراعتی اطراف، مریم بیگم دختر ظل السلطان برصفحه ای ازجنس پوست آهو، سیاهه ای نگارش کرده اجاره نامچه مزرعه چغادارژن را وقف بر مدرسه علمیه اصفهان نموده « توضیح اینکه در گذشته اغلب املاک و مزارع و قصبات سمیرم استیجاری بوده ،کشاورزان اراضی قابل کشت را از مالکین بزرگ وخرده مالکین و مباشرین اوقاف ، به مدت حداقل صد سال اجاره می کردند.مدت زمان اجاره املاک موقوفی معمولاَ نودو نه ساله بود ». مزرعه بردکان بنا به گفته های محلی و اقرارمحسوس و نامحسوس زارعین و مالکان آن بر وقف سه دانگ به امامزاده ابراهیم .کمی بالاتر از مزرعه بردکان و در دشت گسترده وردشت ، باسرانگشت احساسی خسته و سرشار از ناباوری، تمامت روستای حیدرآباد و مروک ذهنت را درگیر می کند که سابقه وقف آن به وقف نامچه ای به طول بیش ازیک قرن و نیم دوران (حکومت شاه سلطان حسین صفوی) با نیت بر حسینیه سلطانیه اصفهان { مدرسه علیمه فعلی }وجود دارد .البته هر چند که وقف نامه ها ی بیشتری نیز درگذشته وجود داشته و دارد که بدلیل فراموشی تاریخی و کندی ذهن مردمی که فقط به رعیتی و رعیت پروری اکتفا کرده و یا با نفوذان با کلاسی که در آن زمان سرو سری داشته اند ،در پستوخانه ها و یا کنج گنجه های خانه ها مانده و رمق احیا نیافته است و شاید آنچه راکه نداریم اثرات آن پشت پازدن به خوبی و لطافت گذشته بوده که تغییری را نمی بینیم ،(وهرچند که بدلایل حقوقی وابرازی ،اثبات و احیاء آن ها بررسی ها لازم دارد و صرف وجود متن ،دلایل کافی به نظر نیاید اما با آنچه که نظاره گر دیار خود هستیم ، وجود همین چند خط نگارش ها ، خبر از سر درون دارد وبدون تاثیر نمی باشند۰)اما هر چه که به جلو تر می رویم و شاید برای رهایی از گیرو دار زمانه ، این احساس به هم نوع در این چند سال اخیر به خیر و خیرات را شاهد بوده وهستیم و تحریر وقفنامه ها را شاهد هستیم که با نیاز روز زمانه هم گاهاَ همراه بوده و امید خیر و خیرکردن به هم نوع و برای خودمان را نوید میدهد.!
,چگونه باید احیا شوند ؟؟
,از آنهمه که در این نوشتار آمد و رشحه ای بسیاراندک ولی تلخناک شرح شد ، اگرتنها به یک تلنگرو فرهنگ عمومی و تفکر فرهنگی تبدیل شود شاید کمی از بار مسولیتی که بر دوش تک تک همه سنگینی می کند کم خواهد کرد و قلم بنده و دیگرانی –که بعد از این خواه ناخواه از سر ذوق یا در رد این موارد و یا اصلاح و حتی نقد آن برخواهند آمد- که در هر دو صورت خوشحالی را به همراه خواهد داشت – بعنوان زبان هزارگویا و خموش مردمان این شهر برای آینده ای بهتر گفته خواهد شد. هرچند زمان از دست شده ولی بازهم فرصت هست تا هرکس به هر طریقی ،اول با استعانت از خدای وقف و خیرومراجعه به آن سرَی که در وجدان ها مانده ولی تاکنون نتوانسته بر زبان آید و بعد از آن با مراجعه به امور وقف و اوقاف،وضعیت وجود آب و ملک شهر و دیار را و بعد عرصه خانه ومزرعه خویش را بررسی و ملاحظه کنند که خدای ناکرده دریکی از اینهمه وقف و موقوفه نباشد – که اگر هست با پرداخت اجاره ای اندک در جهت نیت و اجرای امینانه آن – حرامی مالش را به حلالیتی ماندگار مبدل نماید ومطمئنا تاثیر جداکردن سره از ناسره و حلال از حرام به هر شکلی که باشد – موثر در یک حرکت رو به رشد و در ایجاد یک اقتصاد مقاومتی شهر و دیارمان {منطقه }خواهد شد که از برکات حصول مال الاجاره های اینچنین، رونق اقتصاد و بوجود آوردن توان تولید ،اشتغال وتامین دارو ودرمان و جهیزیه دختران بی بضاعت و… گشایش گره از کارفروبسته ای و یا تلالواندیشه احساسی دیگر، مطمئنا تطهیر و پاکیزگی روحیه غم گرفته مردم شهرو دیار را به همراه خواهد داشت.
,اگر موافق یک گام رو به جلو هستیم یکی از آنهمه هزار و یک گام ها ، شاید همین پیشنهاد باشد و اگر احیاناَ نظری دیگر در تعامل و تقابل و ضدو نقیض هست بدور از هرگونه بدگفتن و ایجاد تنگ نظری، پایان این نوشتارو آغاز اندیشیدن هاو نوشتارهای بعدی را با هم اندیشی و فرهنگ سازی صاحبان قلم ودوستداران تحقیق و پژوهش ،مشفقانه خواهانم تا به سرانگشت احساس و اندیشه و راهنمایی عقل و تدبیر،راه آغاز شده را به سرانجامی خوش – مبدل کنیم که با ارائه مدرک یا مدارکی که گواهی بر وجود وقف و یا وقف های دیگری دارد در فرهنگ سازی این اندیشه اسلامی انسانی همدیگر را یاری سازیم . مضاف بر آنکه شما هم می توانید یک احیاگرو همیاروقف -این سنت حسنه – باشید .بدان امید …
,
شواهد:
چشم انداز وقف (ویژه نامه هفته وقف) خرداد۷۸ معاونت فرهنگی سازمان اوقاف
اندیشه جاری ( آثار برگزیده و منتخب در بخش مقالات اولین جشنواره سراسری وقف چشمه همیشه جاری )
مطهری ، مرتضی ، انسان وایمان ، صدرا ، ۱۳۷۲
طغرائی ، ناصر ، فرهنگ عامه سمیرم ، کیاراد . ۱۳۹۰
ظل السلطان: تاریخ مسعودی
وقف نامه قلیچ خان چوله ای تاریخ تحریرسنه ۱۲۲۱هجری قمری
اجاره نامه مریم بیگم تاریخ تحریر سنه ۱۲۵۶ هجری. قمری
وقف نامه سلطان حسین صفوی ۰ (مشهور به اقا کمال ) سنه۱۱۱۰،۱۱۱۱و۱۱۲۴هجری قمری
,
,
,
,
,
,
,
,
___________________________________
, , رحمت الله افشاری,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه