دلنوشته ای از همرزم شهید مرتضی زارع

دلنوشته ای از همرزم شهید مرتضی زارع
من تعجب میکنم از اینکه بقیه تعجب کردند آقامرتضی به شهادت رسیدند و اگر به شهادت نمی رسیدند باید تعجب میکردیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرماه، یکی از همرزمان شهید مرتضی زارع دلنوشته ای را از این شهید بزرگوار منتشر کرد:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبرماه,

دیروز رفته بودیم به خانومش و خانواده ش خبربدیم که آقامرتضی شهید شدند. رفتیم دیدیم سرکوچه شون بنر عکس آقامرتضی و شهید سجاد مرادی رو زدند.فهمیدیم که به خانواده ش خبردادند.

,

رفتیم داخل خونه…
یک خانوم باوقار با کمال صبر و آرامش نشسته
باورش برام سخت بود همسرآقامرتضی ایشون باشند

,
,
,

واما قسمتی از صحبت های این شیرزن:

,

من تعجب میکنم از اینکه بقیه تعجب کردند آقامرتضی به شهادت رسیدند و اگر به شهادت نمی رسیدند باید تعجب میکردیم.

,

, ,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه