سهم تلخی از کودکی

سهم تلخی از کودکی
استراحت در روزهایی که مدارس به تعطیلی کشانده شده و همه خود را در خانه ها قرنطینه کرده است برای این دخترکان معنا ندارد و حتی آنفولانزا هم نتوانست آنان را از گدایی برهاند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان کویر ، چند صباحی است که میهمانی سرکش به نام آنفولانزا آرامش را از ما کرمانیها ربوده است و به لطف این میهمان شده ایم خبر اول یا نهایتا دوم اخبار سراسری!هر روز با بیان تعداد کسانی که به کام مرگ فرو رفته اند عنوانی شده ایم برای گپ و گفت های خودمانی.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , زنان کویر,  ، , چند صباحی است که میهمانی سرکش به نام آنفولانزا آرامش را از ما کرمانیها ربوده است و به لطف این میهمان شده ایم خبر اول یا نهایتا دوم اخبار سراسری!هر روز با بیان تعداد کسانی که به کام مرگ فرو رفته اند عنوانی شده ایم برای گپ و گفت های خودمانی.,

راستی امروز که این مطلب را می خوانی چند نفربه لطف میهمانمان راهی دیار باقی شده اند؟

خلاصه غوغایی بر پا است، حتی شبکه های اجتماعی هم به تاب و تب این بیماری هر روز با عنوان راهکارهایی برای درمان آنفولانزا به روز می شوند، حال بماند که عده ایی برای بهره گیری و سودجویی از این آب گل آلود چه ماهی ها که نمی گیرند...

مزنه ی لیمو دستتان است؟ به لطف شبکه های اجتماعی دوباره به قله ی قیمت ها رسید؛ خوش بحال لیمو فروشان ، چه ارزان خریدند و چه گران می فروشند.

دقت کرده ای، همه ماسک به دهان شده اند؟ حتی دخترک فال فروش شهرمان، دخترکی که در هیاهوی نگرانی و اضطراب های ابتلا این بیماری امید به زندگی دارد و صبورانه فال خود می فروشد.

من حتی دیده ام دخترکان پل هوایی میدان آزادی که هر روز تراوز به دست به هوای کمک رهگذران راهی پل هوایی می شوند ماسک زده اند؟ چهره هایی که با وجود زدن ماسک شناخته می شوند و غریبه نیستند.

نمی دانم صاحبان این دخترکان دلشان به سلامتی و آینده ی آن ها سوخته است یا این که نگران شده اند که نکند بیمار شوند و دیگر نتواند از آنان بهره کشی کنند. شاید هم نگران سکه هایی اند که هر روز بواسطه شان به دست می آورند.

استراحت در روزهایی که مدارس به تعطیلی کشانده شده و همه خود را در خانه ها قرنطینه کرده است برای این دخترکان معنا ندارد و حتی آنفولانزا هم نتوانست آنان را از گدایی برهاند.

هوای بیمار آلودی که ناجوانمردانه سرد شده است به همراه سردی احساس ما آدم ها چه سخت بر تن این کودکان شلاق می کوبد ،کودکانی که هر روز خموش نشسته بر پل هوایی فریاد می زنند " سهم من از کودکی ام ، گدایی از مردمان این شهر است. "

چه سهم تلخ و مسمومی...

نوشته: اعظم پسند

انتهای پیام/

,

راستی امروز که این مطلب را می خوانی چند نفربه لطف میهمانمان راهی دیار باقی شده اند؟

خلاصه غوغایی بر پا است، حتی شبکه های اجتماعی هم به تاب و تب این بیماری هر روز با عنوان راهکارهایی برای درمان آنفولانزا به روز می شوند، حال بماند که عده ایی برای بهره گیری و سودجویی از این آب گل آلود چه ماهی ها که نمی گیرند...

مزنه ی لیمو دستتان است؟ به لطف شبکه های اجتماعی دوباره به قله ی قیمت ها رسید؛ خوش بحال لیمو فروشان ، چه ارزان خریدند و چه گران می فروشند.

دقت کرده ای، همه ماسک به دهان شده اند؟ حتی دخترک فال فروش شهرمان، دخترکی که در هیاهوی نگرانی و اضطراب های ابتلا این بیماری امید به زندگی دارد و صبورانه فال خود می فروشد.

من حتی دیده ام دخترکان پل هوایی میدان آزادی که هر روز تراوز به دست به هوای کمک رهگذران راهی پل هوایی می شوند ماسک زده اند؟ چهره هایی که با وجود زدن ماسک شناخته می شوند و غریبه نیستند.

نمی دانم صاحبان این دخترکان دلشان به سلامتی و آینده ی آن ها سوخته است یا این که نگران شده اند که نکند بیمار شوند و دیگر نتواند از آنان بهره کشی کنند. شاید هم نگران سکه هایی اند که هر روز بواسطه شان به دست می آورند.

استراحت در روزهایی که مدارس به تعطیلی کشانده شده و همه خود را در خانه ها قرنطینه کرده است برای این دخترکان معنا ندارد و حتی آنفولانزا هم نتوانست آنان را از گدایی برهاند.

هوای بیمار آلودی که ناجوانمردانه سرد شده است به همراه سردی احساس ما آدم ها چه سخت بر تن این کودکان شلاق می کوبد ،کودکانی که هر روز خموش نشسته بر پل هوایی فریاد می زنند " سهم من از کودکی ام ، گدایی از مردمان این شهر است. "

چه سهم تلخ و مسمومی...

نوشته: اعظم پسند

انتهای پیام/

,

راستی امروز که این مطلب را می خوانی چند نفربه لطف میهمانمان راهی دیار باقی شده اند؟

خلاصه غوغایی بر پا است، حتی شبکه های اجتماعی هم به تاب و تب این بیماری هر روز با عنوان راهکارهایی برای درمان آنفولانزا به روز می شوند، حال بماند که عده ایی برای بهره گیری و سودجویی از این آب گل آلود چه ماهی ها که نمی گیرند...

مزنه ی لیمو دستتان است؟ به لطف شبکه های اجتماعی دوباره به قله ی قیمت ها رسید؛ خوش بحال لیمو فروشان ، چه ارزان خریدند و چه گران می فروشند.

دقت کرده ای، همه ماسک به دهان شده اند؟ حتی دخترک فال فروش شهرمان، دخترکی که در هیاهوی نگرانی و اضطراب های ابتلا این بیماری امید به زندگی دارد و صبورانه فال خود می فروشد.

من حتی دیده ام دخترکان پل هوایی میدان آزادی که هر روز تراوز به دست به هوای کمک رهگذران راهی پل هوایی می شوند ماسک زده اند؟ چهره هایی که با وجود زدن ماسک شناخته می شوند و غریبه نیستند.

نمی دانم صاحبان این دخترکان دلشان به سلامتی و آینده ی آن ها سوخته است یا این که نگران شده اند که نکند بیمار شوند و دیگر نتواند از آنان بهره کشی کنند. شاید هم نگران سکه هایی اند که هر روز بواسطه شان به دست می آورند.

استراحت در روزهایی که مدارس به تعطیلی کشانده شده و همه خود را در خانه ها قرنطینه کرده است برای این دخترکان معنا ندارد و حتی آنفولانزا هم نتوانست آنان را از گدایی برهاند.

هوای بیمار آلودی که ناجوانمردانه سرد شده است به همراه سردی احساس ما آدم ها چه سخت بر تن این کودکان شلاق می کوبد ،کودکانی که هر روز خموش نشسته بر پل هوایی فریاد می زنند " سهم من از کودکی ام ، گدایی از مردمان این شهر است. "

چه سهم تلخ و مسمومی...

نوشته: اعظم پسند

انتهای پیام/

,

راستی امروز که این مطلب را می خوانی چند نفربه لطف میهمانمان راهی دیار باقی شده اند؟

خلاصه غوغایی بر پا است، حتی شبکه های اجتماعی هم به تاب و تب این بیماری هر روز با عنوان راهکارهایی برای درمان آنفولانزا به روز می شوند، حال بماند که عده ایی برای بهره گیری و سودجویی از این آب گل آلود چه ماهی ها که نمی گیرند...

مزنه ی لیمو دستتان است؟ به لطف شبکه های اجتماعی دوباره به قله ی قیمت ها رسید؛ خوش بحال لیمو فروشان ، چه ارزان خریدند و چه گران می فروشند.

دقت کرده ای، همه ماسک به دهان شده اند؟ حتی دخترک فال فروش شهرمان، دخترکی که در هیاهوی نگرانی و اضطراب های ابتلا این بیماری امید به زندگی دارد و صبورانه فال خود می فروشد.

من حتی دیده ام دخترکان پل هوایی میدان آزادی که هر روز تراوز به دست به هوای کمک رهگذران راهی پل هوایی می شوند ماسک زده اند؟ چهره هایی که با وجود زدن ماسک شناخته می شوند و غریبه نیستند.

نمی دانم صاحبان این دخترکان دلشان به سلامتی و آینده ی آن ها سوخته است یا این که نگران شده اند که نکند بیمار شوند و دیگر نتواند از آنان بهره کشی کنند. شاید هم نگران سکه هایی اند که هر روز بواسطه شان به دست می آورند.

استراحت در روزهایی که مدارس به تعطیلی کشانده شده و همه خود را در خانه ها قرنطینه کرده است برای این دخترکان معنا ندارد و حتی آنفولانزا هم نتوانست آنان را از گدایی برهاند.

هوای بیمار آلودی که ناجوانمردانه سرد شده است به همراه سردی احساس ما آدم ها چه سخت بر تن این کودکان شلاق می کوبد ،کودکانی که هر روز خموش نشسته بر پل هوایی فریاد می زنند " سهم من از کودکی ام ، گدایی از مردمان این شهر است. "

چه سهم تلخ و مسمومی...

نوشته: اعظم پسند

انتهای پیام/

,

راستی امروز که این مطلب را می خوانی چند نفربه لطف میهمانمان راهی دیار باقی شده اند؟

خلاصه غوغایی بر پا است، حتی شبکه های اجتماعی هم به تاب و تب این بیماری هر روز با عنوان راهکارهایی برای درمان آنفولانزا به روز می شوند، حال بماند که عده ایی برای بهره گیری و سودجویی از این آب گل آلود چه ماهی ها که نمی گیرند...

مزنه ی لیمو دستتان است؟ به لطف شبکه های اجتماعی دوباره به قله ی قیمت ها رسید؛ خوش بحال لیمو فروشان ، چه ارزان خریدند و چه گران می فروشند.

دقت کرده ای، همه ماسک به دهان شده اند؟ حتی دخترک فال فروش شهرمان، دخترکی که در هیاهوی نگرانی و اضطراب های ابتلا این بیماری امید به زندگی دارد و صبورانه فال خود می فروشد.

من حتی دیده ام دخترکان پل هوایی میدان آزادی که هر روز تراوز به دست به هوای کمک رهگذران راهی پل هوایی می شوند ماسک زده اند؟ چهره هایی که با وجود زدن ماسک شناخته می شوند و غریبه نیستند.

نمی دانم صاحبان این دخترکان دلشان به سلامتی و آینده ی آن ها سوخته است یا این که نگران شده اند که نکند بیمار شوند و دیگر نتواند از آنان بهره کشی کنند. شاید هم نگران سکه هایی اند که هر روز بواسطه شان به دست می آورند.

استراحت در روزهایی که مدارس به تعطیلی کشانده شده و همه خود را در خانه ها قرنطینه کرده است برای این دخترکان معنا ندارد و حتی آنفولانزا هم نتوانست آنان را از گدایی برهاند.

هوای بیمار آلودی که ناجوانمردانه سرد شده است به همراه سردی احساس ما آدم ها چه سخت بر تن این کودکان شلاق می کوبد ،کودکانی که هر روز خموش نشسته بر پل هوایی فریاد می زنند " سهم من از کودکی ام ، گدایی از مردمان این شهر است. "

چه سهم تلخ و مسمومی...

نوشته: اعظم پسند

انتهای پیام/

,

راستی امروز که این مطلب را می خوانی چند نفربه لطف میهمانمان راهی دیار باقی شده اند؟

خلاصه غوغایی بر پا است، حتی شبکه های اجتماعی هم به تاب و تب این بیماری هر روز با عنوان راهکارهایی برای درمان آنفولانزا به روز می شوند، حال بماند که عده ایی برای بهره گیری و سودجویی از این آب گل آلود چه ماهی ها که نمی گیرند...

مزنه ی لیمو دستتان است؟ به لطف شبکه های اجتماعی دوباره به قله ی قیمت ها رسید؛ خوش بحال لیمو فروشان ، چه ارزان خریدند و چه گران می فروشند.

دقت کرده ای، همه ماسک به دهان شده اند؟ حتی دخترک فال فروش شهرمان، دخترکی که در هیاهوی نگرانی و اضطراب های ابتلا این بیماری امید به زندگی دارد و صبورانه فال خود می فروشد.

من حتی دیده ام دخترکان پل هوایی میدان آزادی که هر روز تراوز به دست به هوای کمک رهگذران راهی پل هوایی می شوند ماسک زده اند؟ چهره هایی که با وجود زدن ماسک شناخته می شوند و غریبه نیستند.

نمی دانم صاحبان این دخترکان دلشان به سلامتی و آینده ی آن ها سوخته است یا این که نگران شده اند که نکند بیمار شوند و دیگر نتواند از آنان بهره کشی کنند. شاید هم نگران سکه هایی اند که هر روز بواسطه شان به دست می آورند.

استراحت در روزهایی که مدارس به تعطیلی کشانده شده و همه خود را در خانه ها قرنطینه کرده است برای این دخترکان معنا ندارد و حتی آنفولانزا هم نتوانست آنان را از گدایی برهاند.

هوای بیمار آلودی که ناجوانمردانه سرد شده است به همراه سردی احساس ما آدم ها چه سخت بر تن این کودکان شلاق می کوبد ،کودکانی که هر روز خموش نشسته بر پل هوایی فریاد می زنند " سهم من از کودکی ام ، گدایی از مردمان این شهر است. "

چه سهم تلخ و مسمومی...

نوشته: اعظم پسند

انتهای پیام/

,

راستی امروز که این مطلب را می خوانی چند نفربه لطف میهمانمان راهی دیار باقی شده اند؟

,

خلاصه غوغایی بر پا است، حتی شبکه های اجتماعی هم به تاب و تب این بیماری هر روز با عنوان راهکارهایی برای درمان آنفولانزا به روز می شوند، حال بماند که عده ایی برای بهره گیری و سودجویی از این آب گل آلود چه ماهی ها که نمی گیرند...

,

مزنه ی لیمو دستتان است؟ به لطف شبکه های اجتماعی دوباره به قله ی قیمت ها رسید؛ خوش بحال لیمو فروشان ، چه ارزان خریدند و چه گران می فروشند.

,

دقت کرده ای، همه ماسک به دهان شده اند؟ حتی دخترک فال فروش شهرمان، دخترکی که در هیاهوی نگرانی و اضطراب های ابتلا این بیماری امید به زندگی دارد و صبورانه فال خود می فروشد.

,

من حتی دیده ام دخترکان پل هوایی میدان آزادی که هر روز تراوز به دست به هوای کمک رهگذران راهی پل هوایی می شوند ماسک زده اند؟ چهره هایی که با وجود زدن ماسک شناخته می شوند و غریبه نیستند.

,

نمی دانم صاحبان این دخترکان دلشان به سلامتی و آینده ی آن ها سوخته است یا این که نگران شده اند که نکند بیمار شوند و دیگر نتواند از آنان بهره کشی کنند. شاید هم نگران سکه هایی اند که هر روز بواسطه شان به دست می آورند.

,

استراحت در روزهایی که مدارس به تعطیلی کشانده شده و همه خود را در خانه ها قرنطینه کرده است برای این دخترکان معنا ندارد و حتی آنفولانزا هم نتوانست آنان را از گدایی برهاند.

,

هوای بیمار آلودی که ناجوانمردانه سرد شده است به همراه سردی احساس ما آدم ها چه سخت بر تن این کودکان شلاق می کوبد ،کودکانی که هر روز خموش نشسته بر پل هوایی فریاد می زنند " سهم من از کودکی ام ، گدایی از مردمان این شهر است. "

,

چه سهم تلخ و مسمومی...

,

نوشته: اعظم پسند

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه