حسرت؛ از حسرت های مردم؛
از «اشک حسرت» تا «جوهر هوشیاری»
آنچه که می خوانید درد دل کسی است که از این شهر پر کشیده و از دور دست ها شهر محبوبش خرم آباد را نظاره گر است، نه در معرض انتخاب است و نه می تواند برای شهرش انتخاب کند چون متأسفانه در خرم آباد سکونت ندارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سفیرافلاک، آنچه که می خوانید درد دل کسی است که از این شهر پر کشیده و از دور دست ها شهر محبوبش خرم آباد را نظاره گر است، نه در معرض انتخاب است و نه می تواند برای شهرش انتخاب کند چون متأسفانه در خرم آباد سکونت ندارد. اما از سر عللاقه ای که به دیارش دارد دوست دارد حسرتی را که از حسرت های مردمش می خورد بازگو کند، شاید با هم بتوانیم گره ای از کلاف سردر گم انتخاب های گذشته مان بگشاید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سفیرافلاک,مردمان سرزمین من؛ مردمانی دانا و خردمند هستند، مردمانی که با بررسی تاریخ می توان هم ثبات سیاسی نُهصد سالۀ دورۀ اتابکانشان را دید، هم هنر هنرمندانۀ مفرغی شان را ستود و هم اندیشه ی اقتصادی شان را در عظمت کلماکره ها نگریست. در عظمت مردمان سرزمین من همان بس که دیارشان بهشت پیش از تاریخ بوده است و سرزمینشان مهد تمدن و حیات بشری در دوره ای بلند از تاریخ. آوای خردمندی شان را در تبلور اندیشه ی اندیشمندان تاریخ سازش می توان دید. بزرگی و صفا و صمیمت شان را می توان در فرهیختگی قوم لر و آزادگی و مردانگی اش ستود.
,این ها را نگفتم که دست در جیب خالی کنم و گوشتان را از شعار پر کنم. این ها را گفتم چون می خواستم به خودم و شما یکبار دیگر گوشزد کنم که ما مردمانی «بزرگ» هستیم و «هوشمندی» مان ثابت شده است. بله، این ها را همه مان خوب می دانیم؛ اما نمی دانیم چرا امروز گرفتار تضادها شده ایم. چرا خروجی چنین عظمت هایی امروز قابل لمس نیست! چه بلایی بر سر ما آمده است که با تمام توانمندی هایمان، مثل مردمی ناتوان، در ناتوانی دست و پا می زنیم؟! هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که این همه دلگرفتگی خروجی آن همه دلپذیری باشد! این همه عظمت گواهی برای نزدیک شدن به سعادت است؛ اما هروز از سعادت دورتر می شودیم! و امروز این تضادها به دردی کهنه مبدل شده اند؛ دردی که که مردمان سرزمین من با «حسرت» آن را بیان می کنند، حسرت هایی که خودمان باید برایشان نسخۀ درمانیِ جدیدی بنویسیم.
,یکی از این حسرت ها حسرتی است که کلید واژه انتخاب های مردم خرم آباد در ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی شده است! همیشه خصوصاً در مرکز استان، چند صباحی پس از انتخابات حسرت ها بالا می گیرد؛ آنچنان بالا که در دور بعدی انتخابات همان نماینده ای که با 80 درصد آراء، منتخب مردم شده است با 8 درصد در انتهای جدول انتخابی مردم قرار می گیرد و این یعنی پشیمانی و اشک حسرت از انتخاب دیروز...
,همیشه حسرت خورده ایم که ای وای بر من چرا انتخابمان هوشمندانه نبود؟! چرا نتوانستیم کسی را انتخاب کنیم که اگر نتوانست دردی از دردهایمان کم کند، حداقل تسکینی بر آلاممان باشد و هزار وچند صد چرای دیگر که هر کدامشان خود دریایی از اشک حسرت بر ما خواهند بارید! چراکه هر چه هست، دسترنج کاشت خودمان است؛ این را حداقل باید مردمان دیار ما که اهل کشاورزی هستند و با کاشت و داشت و برداشت خوب آشنا هستند بهتر بدانند. براستیر چرا ما خرسندی بلند مدت برداشت را به لحظه های کوتاهی از خوردن گندم برشته عوض می کنیم؟ یا لااقل تا امروز در اکثر موارد اینگونه بوده ایم و با انتخابهایی از سر احساس و غلیان موج ها دست به انتخاب زده ایم؟ و البته تکرار اشتباه، اشتباهی نابخشودنی برای من و شماست.
,مردمان سرزمین من باید حافظۀ تاریخی شان را تقویت کنند و گذشته ها و انتخابهای گذشته را به یاد بیاورند. مردم سرزمین من نباید قربانی تعهدهای کورکورانه شوند؛ تعهد به پُستی که شهرشان را به پَستی می کشاند! تعهد به طایفه ای که توسعه را می میراند! تعهد به راهبرانی که رهرو را به بی راهه می برند! تعهد به رودربایسی هایی که در مقابل خدمت به خودمان می ایستند! تعهد به رفاقت هایی که نارفیق جامعه می شوند و هزار و چند تعهد خودساخته ای که ای کاش هیچگاه ساخته نمی شدند.
,تنها نسخه ی درد کهنه ی مردمان شهرم، تعهد به « تعهد هوشمندانه» است و در این راه تنها سد مقابل حسرت های دیروز، انتخاب هوشیارانه است. آری، ما باید حافظۀ تاریخی مان را تقویت کنیم. اگر چه عمدۀ فرهنگ و ادبیاتمان شفاهی است اما به سند کاغذی و امضا اعتقاد راسخ داریم. پس شایسته است که این تعهد را با «جوهر هوشیاری» بر گوشۀ کتاب تاریخ متعالی دیارمان بنویسیم: ما هوشیاریم!
,انتهای پیام/
,نویسنده: علی اکبر خرم ابادی
,]
ارسال دیدگاه