اخبار داغ

همزمان با 24 آذر ماه ؛

مهندس دادبین شهیدی که ۲۴ آذر را ماندگارکرد

مهندس دادبین شهیدی که ۲۴ آذر را ماندگارکرد
شهید دادبین با شور انقلابی و تعهدی که نسبت به انقلاب و اسلام احساس می کرد ، وارد صحنه ی سیاست شد و در ۲۴ آذر سال ۱۳۵۷ در حالی دعوت حق را لبیک گفت که تنها چند ماه از به ثمر رسیدن درخت انقلاب باقی مانده بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از “مهندسان ایران “ ؛ مهندس فرامرز دادبین در سال ۱۳۳۰ در خانواده مذهبی در کرمان متولد شد وی چهارمین فرزند،و سومین پسرخانواده بود هوش و درایت و مهربانی، او را در کودکی زبانزد فامیل کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, “مهندسان ایران “,

ازدوران نوجوانی به مکانیکی علاقه مند بود و ازاین طریق مخارج تحصیل خود را تامین می کرد پس از گرفتن دیپلم در زادگاه خود،وارد دانشکده ی علم و صنعت تهران شد و در رشته ی مکانیک به تحصیل پرداخت تحصیلاتش را تا دوره مهندسی مکانیک ادامه داد و فعالیت های سیاسی خود را بر ضد رﮊیم  از همین زمان آغاز کرد.

دردانشگاه به پخش اعلامیه ها و متن سخنرانی های امام پرداخت و در تحریک و آگاه سازی قشردانشجو علیه رﮊیم نقش قابل توجهی را  ایفا کرد از طرف دیگر با رساندن این اعلامیه ها و سخنرانی ها و اطلاعات مربوط به تظاهرات های مردمی  تهران، در روشن سازی افکار مردم کرمان و همچنین هدایت حرکت های مردمی در این استان نقش غیر قابل انکاری داشت.

وی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه ، به فعالیت های سیاسی خود در کرمان ادامه داد و در تظاهرات ها شرکت فعالانه داشت.

مهندس دادبین با شور انقلابی و تعهدی که نسبت به انقلاب و اسلام احساس می کرد ، وارد صحنه ی سیاست شد وی شیفته امام و ﭘیرو راستین ایشان بود؛به عبادت و ﭘیروی از خط ولایت تاکید می ورزید و سعی در روشن سازی افکار جامعه داشت .

وی با به راه انداختن مباحث مختلف سیاسی و مذهبی در مساجد سهم قابل توجهی در روشن کردن افکار مردم نسبت به اوضاع جامعه ،امام و انقلاب ایفا کرد او چه در منزل و چه در خارج از آن نقش معلم اخلاق را داشت۰

در سال ۱۳۵۷و در اوج درگیری های مردمی با رﮊیم پهلوی ، جلسه ی سخنرانی در مسجد جامع کرمان ترتیب داده شد رﮊیم که از عواقب چنین سخنرانی هایی به خوبی مطلع بود، با نیروهایی که از قبل بر پشت بام و اطراف مسجد مستقر کرده بود، به مردم حمله کرد.

درگیری بین مردم و نیروهای رﮊیم به وجود آمد ، با شدت  گرفتن درگیری مردم وارد شبستان های مسجد شدند رﮊیم که از قبل برنامه ریزی کرده بود، با گاز اشک آور مردم را وادار به خروج از مسجد کردمردم از در ﭘشتی مسجد که در واقع تنها راه فرار بود،خارج شدند؛ اما در آنجا نیز با کتک های نیروهای رﮊیم مواجه شدند.

ساواک از دو طرف با چوب و چماق به جان مردم افتاد و از طرفی اقدام به خارج کردن چادرهای زنان داخل مسجد کرد مردمی که با تحمل ضربه های فراوان از مسجد خارج شده بودند دو مرتبه همان کتک ها را تحمل کردند تا به نجات خواهران، مادران و همسران خود بشتابند . روز سختی بود مسجد جامع کرمان شاهد زخمی شدن ده ها نفر از مردمی بود که می خواستند فریاد اعتراض آمیز خود را به گوش دولت برسانند.

این اقدام رﮊیم نیز نتوانست مانع مردم شود درست یک ماه بعد از این ماجرا در روز ۲۴ آذر بعد از شهادت “حسن توکلی” ، نخستین شهید طلبه استان کرمان در پاییز سال ۵۷ مردم برای برگزاری آیین هفتمین روز درگذشت وی در محل مسجد امام خمینی‌(ره) کرمان تجمع کردند همه می دانستند که این گونه مراسم ها زمینه ای برای تظاهرات ها و حرکت های بزرگتر است رﮊیم که مثل همیشه خطر را احساس کرده بود با گاز اشک آور به استقبال مردم رفت.

درگیری بین مردم و نیروهای رﮊیم شروع شد. اصرار برای داخل کردن مردم به شبستان ها ی مسجد بی فایده بودمردم دیگر فریب نمی خوردند آنها یک بار این کار را انجام داده بودند و نتیجه اش را دیده بودند. هرکس با هر چه می توانست به نیروهای ساواک حمله می کرد در این درگیری یکی از نیروهای ساواک با کلت به یکی از مردم که مشغول سنگ ﭘرتاب کردن بود حمله برد و او را زخمی کرد مردم برای کمک به سمت او رفتند.

مهندس دادبین که از اعضا ثابت این گونه تظاهرات ها و مراسم ها بود، فرد زخمی را سوار ماشین کرد تا به بیمارستان برساند در همین حین تیری به سمت مهندس شلیک شد و قلب او را مورد هدف قرار داد یکی از دوستان اوکه دیگرتحملش را از دست داده بود،  فریاد اعتراض آمیزی سر داد؛ اما ﭘاسخ او گلوله ای بود که به سمتش شلیک شددر آن حادثه علاوه بر مهندس دادبین سه نفر دیگر  نامجو ،مهدوی و حسینی به شهادت رسیدند.

 

“منصور دادبین”  برادر شهید دادبین می گوید : حدود ساعت ۱۰ صبح در محوطه مسجد امام(ره) در اجتماع عظیمی از مردم کرمان مهندس دادبین هم در بین مردم و با شور و جنب وجوش بیشتری حضور داشت، به من گفت امروز به مزدوران رژیم فرمان تیراندازی به مردم داده شده و من به امید خدا عصر هم در مراسم و تظاهرات شرکت می‌کنم اما احساس خطر می‌کنم و وصیت نامه نوشته‌ام، گفتم چه نوشته‌ای گفت پسرانم علی و ابوالفضل را قرآنی تربیت شوند‌.

وی می‌گوید: این وصیت نامه در جیب لباس شهید دادبین بود و همراه با سایر مدارک موقع شهادت مفقود شده اما این مطلب مهم که “پسرانم‌(علی و ابوالفضل) قرآنی تربیت شوند”، به عنوان وصیت شهید ‌به بنیاد شهید تقدیم شد.

وی ادامه می‌دهد: مردم انقلابی و مسلمان کرمان بعد از این تجمع، راهپیمایی علیه رژیم طاغوت را به سمت مسجد صاحب‌الزمان‌(عج) آغاز کردند که در چهارراه امام خمینی‌(ره) کرمان ماموران جلوی حرکت مردم را گرفتند و تعدادی از تظاهرکنندگان از جمله حسینی، نامجو، دادبین و مهدوی به شهادت رسیدند و جمع زیادی نیز مجروح شدند.

برادرشهید دادبین بیان می کند : بعدازظهر روز شنبه(۲۵ آذر ۵۷) اجساد مطهر شهدای ۲۴ آذر (شهیددادبین، مهدوی و حسینی) از بیمارستان تحویل گرفته شد تا برای تشییع آماده گردند، همان شب جلسه ای با حضور حجت‌الاسلام حجتی کرمانی و حجت الاسلام ایرانمنش و چند نفر دیگر از برادران انقلابی تشکیل شد تا برنامه تشییع جنازه فردا تنظیم شود، از تصمیمات جلسه فوق این بود که محل اختفای جنازه‌های شهیدان ‌تغییر یابد، چرا که شاید ساواک بخواهد ‌برای جلوگیری از مراسم تشییع جنازه، اجساد شهیدان را برباید.

وی می‌گوید: از این رو شب هنگام، پیکر شهدا را به مکانی دیگر انتقال داده شد و بعدها ثابت شد که واقعاً ماموران در آن شب در پی اقدام چنین کاری(ربودن اجساد شهدا) بودند‌.

 

شهید دادبین بسیار متواضع و خوش برخورد ، شوخ طبع و متین بود با افراد در کمال متانت و احترام برخورد میکرد دوستدار ضعفا و محرومین بود از همه مهمتر اینکه اهل تجمل نبود و بسیار ساده زندگی میکرد و به خودش متکی بود .

مراسم تشییع ﭘیکراین شهیدان خود تظاهرات دیگری را رقم زد و شور دیگری در مردم آفرید وی در ۲۴آذر سال ۱۳۵۷ در حالی دعوت حق را لبیک گفت که تنها چند ماه از به ثمر رسیدن درخت انقلاب باقی مانده بود. بعدها فرزندان و خانواده ی او راهش را ادامه دادندچنان که در عملیات بیت المقدس فرزند برادر او در حالی که ۱۵ سال بیشتر نداشت، به عمویش ﭘیوست و راهش را جاودانه ساخت.

ازآنجاییکه بسیاری از مردم کرمان و حتی ساکنان خیابان ۲۴ آذر دلیل این نامگذاری را نمی دانند لازم است به پاسداشت و گرامیداشت این روز هر سال به این موضوع پرداخته شود تا ۲۴ آذرماه به عنوان یک روز ملی مذهبی هرگز از خاطر نرود و مردمان شهرمان دلیل نامگذاری این خیابان و دانشکده ای بنام شهید دادبین را بدانند .

 

پی نوشت ها:

ایسنا ،ساجد،تبیان،گنجینه نور

انتهای پیام/

,

ازدوران نوجوانی به مکانیکی علاقه مند بود و ازاین طریق مخارج تحصیل خود را تامین می کرد پس از گرفتن دیپلم در زادگاه خود،وارد دانشکده ی علم و صنعت تهران شد و در رشته ی مکانیک به تحصیل پرداخت تحصیلاتش را تا دوره مهندسی مکانیک ادامه داد و فعالیت های سیاسی خود را بر ضد رﮊیم  از همین زمان آغاز کرد.

,

دردانشگاه به پخش اعلامیه ها و متن سخنرانی های امام پرداخت و در تحریک و آگاه سازی قشردانشجو علیه رﮊیم نقش قابل توجهی را  ایفا کرد از طرف دیگر با رساندن این اعلامیه ها و سخنرانی ها و اطلاعات مربوط به تظاهرات های مردمی  تهران، در روشن سازی افکار مردم کرمان و همچنین هدایت حرکت های مردمی در این استان نقش غیر قابل انکاری داشت.

,

وی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه ، به فعالیت های سیاسی خود در کرمان ادامه داد و در تظاهرات ها شرکت فعالانه داشت.

,

مهندس دادبین با شور انقلابی و تعهدی که نسبت به انقلاب و اسلام احساس می کرد ، وارد صحنه ی سیاست شد وی شیفته امام و ﭘیرو راستین ایشان بود؛به عبادت و ﭘیروی از خط ولایت تاکید می ورزید و سعی در روشن سازی افکار جامعه داشت .

,

وی با به راه انداختن مباحث مختلف سیاسی و مذهبی در مساجد سهم قابل توجهی در روشن کردن افکار مردم نسبت به اوضاع جامعه ،امام و انقلاب ایفا کرد او چه در منزل و چه در خارج از آن نقش معلم اخلاق را داشت۰

,

در سال ۱۳۵۷و در اوج درگیری های مردمی با رﮊیم پهلوی ، جلسه ی سخنرانی در مسجد جامع کرمان ترتیب داده شد رﮊیم که از عواقب چنین سخنرانی هایی به خوبی مطلع بود، با نیروهایی که از قبل بر پشت بام و اطراف مسجد مستقر کرده بود، به مردم حمله کرد.

,

درگیری بین مردم و نیروهای رﮊیم به وجود آمد ، با شدت  گرفتن درگیری مردم وارد شبستان های مسجد شدند رﮊیم که از قبل برنامه ریزی کرده بود، با گاز اشک آور مردم را وادار به خروج از مسجد کردمردم از در ﭘشتی مسجد که در واقع تنها راه فرار بود،خارج شدند؛ اما در آنجا نیز با کتک های نیروهای رﮊیم مواجه شدند.

,

ساواک از دو طرف با چوب و چماق به جان مردم افتاد و از طرفی اقدام به خارج کردن چادرهای زنان داخل مسجد کرد مردمی که با تحمل ضربه های فراوان از مسجد خارج شده بودند دو مرتبه همان کتک ها را تحمل کردند تا به نجات خواهران، مادران و همسران خود بشتابند . روز سختی بود مسجد جامع کرمان شاهد زخمی شدن ده ها نفر از مردمی بود که می خواستند فریاد اعتراض آمیز خود را به گوش دولت برسانند.

,

این اقدام رﮊیم نیز نتوانست مانع مردم شود درست یک ماه بعد از این ماجرا در روز ۲۴ آذر بعد از شهادت “حسن توکلی” ، نخستین شهید طلبه استان کرمان در پاییز سال ۵۷ مردم برای برگزاری آیین هفتمین روز درگذشت وی در محل مسجد امام خمینی‌(ره) کرمان تجمع کردند همه می دانستند که این گونه مراسم ها زمینه ای برای تظاهرات ها و حرکت های بزرگتر است رﮊیم که مثل همیشه خطر را احساس کرده بود با گاز اشک آور به استقبال مردم رفت.

,

درگیری بین مردم و نیروهای رﮊیم شروع شد. اصرار برای داخل کردن مردم به شبستان ها ی مسجد بی فایده بودمردم دیگر فریب نمی خوردند آنها یک بار این کار را انجام داده بودند و نتیجه اش را دیده بودند. هرکس با هر چه می توانست به نیروهای ساواک حمله می کرد در این درگیری یکی از نیروهای ساواک با کلت به یکی از مردم که مشغول سنگ ﭘرتاب کردن بود حمله برد و او را زخمی کرد مردم برای کمک به سمت او رفتند.

,

مهندس دادبین که از اعضا ثابت این گونه تظاهرات ها و مراسم ها بود، فرد زخمی را سوار ماشین کرد تا به بیمارستان برساند در همین حین تیری به سمت مهندس شلیک شد و قلب او را مورد هدف قرار داد یکی از دوستان اوکه دیگرتحملش را از دست داده بود،  فریاد اعتراض آمیزی سر داد؛ اما ﭘاسخ او گلوله ای بود که به سمتش شلیک شددر آن حادثه علاوه بر مهندس دادبین سه نفر دیگر  نامجو ،مهدوی و حسینی به شهادت رسیدند.

,

 

,

“منصور دادبین”  برادر شهید دادبین می گوید : حدود ساعت ۱۰ صبح در محوطه مسجد امام(ره) در اجتماع عظیمی از مردم کرمان مهندس دادبین هم در بین مردم و با شور و جنب وجوش بیشتری حضور داشت، به من گفت امروز به مزدوران رژیم فرمان تیراندازی به مردم داده شده و من به امید خدا عصر هم در مراسم و تظاهرات شرکت می‌کنم اما احساس خطر می‌کنم و وصیت نامه نوشته‌ام، گفتم چه نوشته‌ای گفت پسرانم علی و ابوالفضل را قرآنی تربیت شوند‌.

,

وی می‌گوید: این وصیت نامه در جیب لباس شهید دادبین بود و همراه با سایر مدارک موقع شهادت مفقود شده اما این مطلب مهم که “پسرانم‌(علی و ابوالفضل) قرآنی تربیت شوند”، به عنوان وصیت شهید ‌به بنیاد شهید تقدیم شد.

,

وی ادامه می‌دهد: مردم انقلابی و مسلمان کرمان بعد از این تجمع، راهپیمایی علیه رژیم طاغوت را به سمت مسجد صاحب‌الزمان‌(عج) آغاز کردند که در چهارراه امام خمینی‌(ره) کرمان ماموران جلوی حرکت مردم را گرفتند و تعدادی از تظاهرکنندگان از جمله حسینی، نامجو، دادبین و مهدوی به شهادت رسیدند و جمع زیادی نیز مجروح شدند.

,

برادرشهید دادبین بیان می کند : بعدازظهر روز شنبه(۲۵ آذر ۵۷) اجساد مطهر شهدای ۲۴ آذر (شهیددادبین، مهدوی و حسینی) از بیمارستان تحویل گرفته شد تا برای تشییع آماده گردند، همان شب جلسه ای با حضور حجت‌الاسلام حجتی کرمانی و حجت الاسلام ایرانمنش و چند نفر دیگر از برادران انقلابی تشکیل شد تا برنامه تشییع جنازه فردا تنظیم شود، از تصمیمات جلسه فوق این بود که محل اختفای جنازه‌های شهیدان ‌تغییر یابد، چرا که شاید ساواک بخواهد ‌برای جلوگیری از مراسم تشییع جنازه، اجساد شهیدان را برباید.

,

وی می‌گوید: از این رو شب هنگام، پیکر شهدا را به مکانی دیگر انتقال داده شد و بعدها ثابت شد که واقعاً ماموران در آن شب در پی اقدام چنین کاری(ربودن اجساد شهدا) بودند‌.

,

 

,

شهید دادبین بسیار متواضع و خوش برخورد ، شوخ طبع و متین بود با افراد در کمال متانت و احترام برخورد میکرد دوستدار ضعفا و محرومین بود از همه مهمتر اینکه اهل تجمل نبود و بسیار ساده زندگی میکرد و به خودش متکی بود .

,

مراسم تشییع ﭘیکراین شهیدان خود تظاهرات دیگری را رقم زد و شور دیگری در مردم آفرید وی در ۲۴آذر سال ۱۳۵۷ در حالی دعوت حق را لبیک گفت که تنها چند ماه از به ثمر رسیدن درخت انقلاب باقی مانده بود. بعدها فرزندان و خانواده ی او راهش را ادامه دادندچنان که در عملیات بیت المقدس فرزند برادر او در حالی که ۱۵ سال بیشتر نداشت، به عمویش ﭘیوست و راهش را جاودانه ساخت.

,

ازآنجاییکه بسیاری از مردم کرمان و حتی ساکنان خیابان ۲۴ آذر دلیل این نامگذاری را نمی دانند لازم است به پاسداشت و گرامیداشت این روز هر سال به این موضوع پرداخته شود تا ۲۴ آذرماه به عنوان یک روز ملی مذهبی هرگز از خاطر نرود و مردمان شهرمان دلیل نامگذاری این خیابان و دانشکده ای بنام شهید دادبین را بدانند .

,

 

,

پی نوشت ها:

,

ایسنا ،ساجد،تبیان،گنجینه نور

,

انتهای پیام/

,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه