کوچه هفتم هنر در جزیزه سرگردانی

کوچه هفتم هنر در جزیزه سرگردانی
شور هر ساله بهمن سینما ، بازاری برای کاویدن اتفاقات کاملا شخصی و یا گروهی است و نشست و برخاست سیمرغ های شیشه ای هنوز دردی از دردهای کوچه هفتم هنر را دوا نکرده و دین سینما به خیلی از موضوعات ادا نشده است.
[

سیمرغ/محمدصادق دهنادی ـ 1-    اولین روز دهه فجر، اولین روز پیوند سینما و تعهد است . آن زمانی که در کنار خون شهدا و اهداف انقلاب ، اولین کلام حضرت روح الله درباره ی هنر ، حمایت از متولد شدن سینمایی بود که حسابش را با فحشا و تباهی جدا کرده است.
 

, سیمرغ/محمدصادق دهنادی ـ , 1-    اولین روز دهه فجر، اولین روز پیوند سینما و تعهد است . آن زمانی که در کنار خون شهدا و اهداف انقلاب ، اولین کلام حضرت روح الله درباره ی هنر ، حمایت از متولد شدن سینمایی بود که حسابش را با فحشا و تباهی جدا کرده است.,
,


حالا سال هاست که فیلم فجر ، همان حوالی متولد می شود و برای امامی که هنوز باقی است به احترام می ایستد . کم و زیادش را محاسبه نکنیم ؛ خیلی از زنگ و لعاب های ناروای آن سال های " فیلمفارسی " رنگ باخته و امروز سینمایی اخلاقی و نجیب از میراث اجتماعی امام خمینی برآمده که ظرفیتی استثنایی به وجود آورده است.
 

,
, حالا سال هاست که فیلم فجر ، همان حوالی متولد می شود و برای امامی که هنوز باقی است به احترام می ایستد . کم و زیادش را محاسبه نکنیم ؛ خیلی از زنگ و لعاب های ناروای آن سال های " فیلمفارسی " رنگ باخته و امروز سینمایی اخلاقی و نجیب از میراث اجتماعی امام خمینی برآمده که ظرفیتی استثنایی به وجود آورده است.,
,


البته اگر اهالی مشترک  "این" سینما و "آن" سینما کمی انصاف و ادب به خرج دهند و در طلیعه ی فجر فیلم انقلاب ، نخواهند اوقات مان را با ذکر "ممل آمریکایی ها" و ... تلخ کنند  و یادمان بیندازند که برخی فقط رنگ عوض کرده اند!


 

,
, البته اگر اهالی مشترک  "این" سینما و "آن" سینما کمی انصاف و ادب به خرج دهند و در طلیعه ی فجر فیلم انقلاب ، نخواهند اوقات مان را با ذکر "ممل آمریکایی ها" و ... تلخ کنند  و یادمان بیندازند که برخی فقط رنگ عوض کرده اند!,
,
,
,

2-    جریان فیلم ما ، دولتی نیست و قرار نیست که دولتی باشد. افتخار اخلاقی بودن و ارزشی بودن انبوهی از محصولات سینمایی ما ، از آن هایی که ما می پسندیم و حتی آن هایی که  ما نوع روایت و برخی انگیزه ها و رویه های سازمان آن را  نمی پسندیم نیز در پرتو همین آزادی عمل ارزشمند است.

 

, 2-    جریان فیلم ما ، دولتی نیست و قرار نیست که دولتی باشد. افتخار اخلاقی بودن و ارزشی بودن انبوهی از محصولات سینمایی ما ، از آن هایی که ما می پسندیم و حتی آن هایی که  ما نوع روایت و برخی انگیزه ها و رویه های سازمان آن را  نمی پسندیم نیز در پرتو همین آزادی عمل ارزشمند است.,
,
,

اما نمی توان فراموش کرد که در پی همین غیر دولتی بودن ، سینمای ما همچنان سایر بخش های فرهنگ ما دچار بی هدفی و سردرگمی است.
موازی کاری ، بی هدفی و دیده نشدن ، بخش اعظم سینمای روز ایران را دچار مشکل نموده و جشنواره فجر سینما ، همچنان نه در اوج باعث افتخار است و نه در فرو دست کیفیت مایه ناراحتی و شرم مدیری از مدیران دولتی .


 

, اما نمی توان فراموش کرد که در پی همین غیر دولتی بودن ، سینمای ما همچنان سایر بخش های فرهنگ ما دچار بی هدفی و سردرگمی است.
موازی کاری ، بی هدفی و دیده نشدن ، بخش اعظم سینمای روز ایران را دچار مشکل نموده و جشنواره فجر سینما ، همچنان نه در اوج باعث افتخار است و نه در فرو دست کیفیت مایه ناراحتی و شرم مدیری از مدیران دولتی .
,
,
,
,

واقعیت این است که مثل خیلی از خبرنگاران کنجکاو که هر ساله سالن کاخ جشنواره را برای " فیلم دیدن" تسخیر می کنند ، شور هر ساله بهمن سینما ، بازاری برای کاویدن اتفاقات کاملا شخصی و یا گروهی است و نشست و برخاست سیمرغ های شیشه ای هنوز دردی از دردهای کوچه هفتم هنر را دوا نکرده و دین سینما به خیلی از موضوعات ادا نشده است.

 

, واقعیت این است که مثل خیلی از خبرنگاران کنجکاو که هر ساله سالن کاخ جشنواره را برای " فیلم دیدن" تسخیر می کنند ، شور هر ساله بهمن سینما ، بازاری برای کاویدن اتفاقات کاملا شخصی و یا گروهی است و نشست و برخاست سیمرغ های شیشه ای هنوز دردی از دردهای کوچه هفتم هنر را دوا نکرده و دین سینما به خیلی از موضوعات ادا نشده است.,
,
,

دولتی نشدن و دولتی نبودن همچنان بهانه ی بی قیدی برخی و بی مسئولیتی عده ای دیگر  است و از این رو ویترین سینمای ایران ، در عین زیبایی ها و زشتی های احتمالی ش ، هدف خاصی را دنبال نمی کند و باز به عنوان موجودی زنده اما منفعل تنها کاری که از سینمای جهان یاد نگرفته ، مبارزه است.

 

, دولتی نشدن و دولتی نبودن همچنان بهانه ی بی قیدی برخی و بی مسئولیتی عده ای دیگر  است و از این رو ویترین سینمای ایران ، در عین زیبایی ها و زشتی های احتمالی ش ، هدف خاصی را دنبال نمی کند و باز به عنوان موجودی زنده اما منفعل تنها کاری که از سینمای جهان یاد نگرفته ، مبارزه است.,
,
,

3-    فجر سینمای هر سال، در کنار همه ی مفاهیم ضمنی اش ، در کنار این که می بینیم و حس می کنیم و که در میان کارهای خوب و عالی و متوسط و ضعیف ، هیچ هدف ملی را دنبال نمی شود و همه ی بودجه و امکانات و تبلیغات صرف یک مهمانی دور همی هنرمندان می شود( که شاید در جای خود چیز بدی هم نباشد) هنوز در طراز هنر انقلاب اسلامی و عهد نخستین نیست.


سینمای فجر ما چه با "چ" ببالد و چه از " قصه ها" و از "آشغالها" بنالد. چه رستاخیزش به معراج ببرد و چه چیزهایی آن را به ابتذال ، هنوز در طراز آن چه به عنوان هنر عمیق و آگاهی بخش از آن انتظار رفته و در  ارزیابی خمینی پسندانه اش ، کمیتش لنگ می زند. جریان سازی حلقه ی گمشده ی این سینما است و خوب بد این بحر پر موج بدون مسیری که به دریا بپیوندد راهی جز سرگردانی ندارد.


 

, 3-    فجر سینمای هر سال، در کنار همه ی مفاهیم ضمنی اش ، در کنار این که می بینیم و حس می کنیم و که در میان کارهای خوب و عالی و متوسط و ضعیف ، هیچ هدف ملی را دنبال نمی شود و همه ی بودجه و امکانات و تبلیغات صرف یک مهمانی دور همی هنرمندان می شود( که شاید در جای خود چیز بدی هم نباشد) هنوز در طراز هنر انقلاب اسلامی و عهد نخستین نیست.


سینمای فجر ما چه با "چ" ببالد و چه از " قصه ها" و از "آشغالها" بنالد. چه رستاخیزش به معراج ببرد و چه چیزهایی آن را به ابتذال ، هنوز در طراز آن چه به عنوان هنر عمیق و آگاهی بخش از آن انتظار رفته و در  ارزیابی خمینی پسندانه اش ، کمیتش لنگ می زند. جریان سازی حلقه ی گمشده ی این سینما است و خوب بد این بحر پر موج بدون مسیری که به دریا بپیوندد راهی جز سرگردانی ندارد.
,
,
,
,
,
,

4-     فردای آن روز که سیمرغ های شیشه ای روی دوش فیلم ها می نشینند ، چقدر دلتنگ این می شویم که کاش به جای این همه تماشاچی که به عنوان خبرنگار ( از سرویس اقتصادی گرفته تا سرویس ورزشی )صندلی های برج میلاد را پر می کنند ، دور هم جمع می شدیم و تکلیف خود مان را با ابهاماتی درباره ی نظارت ، حمایت ، توسعه و بالاخره جریان نداشته ی سینما مان  سالی یکبار روشن می کردیم و به مردمی که معمولا جلوی دوربین نشان داده نمی شوند ، بیشتر فکر کنیم.
چه کنیم فعلا همه تعطیل کرده اند تا بروند فیلم ببینند و مجالی برای اندیشیدن نیست.

, 4-     فردای آن روز که سیمرغ های شیشه ای روی دوش فیلم ها می نشینند ، چقدر دلتنگ این می شویم که کاش به جای این همه تماشاچی که به عنوان خبرنگار ( از سرویس اقتصادی گرفته تا سرویس ورزشی )صندلی های برج میلاد را پر می کنند ، دور هم جمع می شدیم و تکلیف خود مان را با ابهاماتی درباره ی نظارت ، حمایت ، توسعه و بالاخره جریان نداشته ی سینما مان  سالی یکبار روشن می کردیم و به مردمی که معمولا جلوی دوربین نشان داده نمی شوند ، بیشتر فکر کنیم.
چه کنیم فعلا همه تعطیل کرده اند تا بروند فیلم ببینند و مجالی برای اندیشیدن نیست.
,
,

 

,

انتهای پیام/خ

, انتهای پیام/خ]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه