تدبیر؛چیزی که در دولت نیست

تدبیر؛چیزی که در دولت نیست
حداقل انتظاری که می توان از دولت تدبیر و امید داشت، این است که کارهایش بر اساس منطق و اصول عقلی باشد. چرا که هیچ کجای تاریخ ذکر نشده که بی تعقل و تفکر، تدبیری حاصل آمده باشد. اما این روزها، رفتارها و حرف های برخی از دولتمردان تا حدودی این تدبیر را زیر سوال برده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از گفتار نیوز، فشارهای اقتصادی، فشارهای سیاسی داخلی و خارجی و مشکلات محیط زیست و وزارت بهداشت و هزار مشکل دیگر، مسائلی است که رئیس جمهور و هر یک از وزیران و معاونانشان را تحت شدید ترین فشارهای کاری و عصبی قرار داده است تا آنجا که با گذشت حدود 6 ماه از تشکیل کابینه لحن صحبت بسیاری از معاونان و وزرا را تغیر داده است! شاهد مثالش نیز رفتار معاون اول رئیس جمهور در مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان میراث فرهنگی است. مراسمی که همچنان پس از 5 ماه از شروع به کار نجفی رئیس جدید سازمان به کوبیده شدن و انتقاد از روسای 8 سال گذشته و نهایتا به حسود خواندن منتقدان ختم می شود. اما سوال اینجاست که به راستی عمر دولت دهم مگر بیش از 8 سال بوده است؟! اکنون که عمر آن دولت گذشته و این روزها، جزوی از روزهای دولت یازدهم به شمار می آید، چرا باید در 5 ماهه نخست شاهد جابه جایی رئیس یکی از حساس ترین سازمان هایی باشیم که از قضا در دولت پیش نیز مشکلات بسیاری داشته است!؟

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

از سوی دیگر، لحن رئیس جمهور محترم در اجلاس روسای دانشگاه ها و مدیران پارک های علم و فناوری و همچنین معاون اول محترم ایشان در مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان و برخورد با برخی از منتقدین، حکایت از این دارد که اعتدال مدنظر ایشان که در روزهای نخست وعده اش را به مردم داده بودند، هنوز به باور حقیقی ایشان و همراهانشان تبدیل نشده است. چرا که یکی از الزامات اعتدال و میانه روی، داشتن گوشی است شنوا!

,

در روزهای پر شور و هیجان انتخابات، رئیس جمهور از انتقاد استقبال کرده و اعلام کرده بود که یکی از رسالت های رسانه ، انتقاد است و بارها در سخنرانی های خود تاکید کرده بود که نباید با القابی چون خس و خاشاک و دیگر مردم و منتقدان را مورد خطاب قرار داد. اما متاسفانه در چند روز اخیر هجمه هایی که از سوی خود ایشان و معاون اول محترمشان به منتقدان حتی مغرض، انجام شده است، حکایت از بی تدبیری این دولت می دهد.

,

به هر حال، هر دولت که روی کار آمد با آگاهی کامل از شرایط حساس و مشکلات موجود در کشور حاضر به پذیرش مسئولیت شده و هیچ هدفی جز برطرف کردن این مشکلات نداشته است. این در حالی است که با گذشت چند ماه از شروع به کار این دولت، همچنان می شنویم که در اماکن و برنامه های مختلف، هنوز بر دیوار کوتاه و بی دفاع دولت پیشین یادگاری نوشته و مواردی اعلام می شود که کمی دور از انصاف است. به هر حال، عمر دولت گذشته به پایان رسیده و عمر دولت جدید شروع شده است. ماه های نخست برای تشریح اوضاع قابل هضم بود که به دولت های پیشین بد و بی راه هم گفته شود. اما این روزها، که مردم برای دریافت سبد کالا این چنین به سخره گرفته می شوند یا با باریدن یک برف استان های شمالی تا مرز بحران پیش رفته و گاز و آب و برق و راه های ارتباطی شان بسته می شود، شاید دیگر یاد کردن از دولت احمدی نژاد دردی از دردها حل نکند.

,

این روزها که عرصه به نام دولت یازدهم ثبت شده است و بعدها قرار است جزو افتخارات یا افتضاحات این دولت در تاریخ به ثبت برسد، بهتر نیست به جای نالیدن ها و پاسخ دادن به این و آن و یاد کردن دولت گذشته، به فکر اجرای بهتر برنامه ها بود؟! شاید اگر تفکری پشت سبد کالا بود و صحنه های آن چنانی خلق نمی شد، این سبد به یکی از افتخارات این دولت مبدل می شد؟! کسی چه می داند؟!

,

یا این روزها که شهرهای شمالی کشور با بحران مواجه شده است تا جایی که رئیس جمهور مجبور به دخالت مستقیم در این عرصه شده و برخی از وزرایش را مجبور به سفر اجباری به این مناطق کرده است، بهتر نبود که به هماهنگی و انسجام میان وزرا و مدیران ستادی در بخش های مختلف افزوده می شد؟ به راستی در چنین اوضاعی با وجود جاده های لغزنده و برفی که خطر تصادفات و مرگ و میرها را افزایش می دهد، چه نیازی بود که وزیران و معاونان ـ که سرمایه های اصلی و بازوان اجرایی دولت هستند و به هر حال، برای انتخابشان وقت و انرژی بسیاری از مردم و نمایندگان مجلس که گرفته شده است ـ به این مناطق اعزام شود؟! به راستی رئیس جمهور محترم به مدیران رده های مختلف خود اطمینان ندارند یا اینکه امکانات و تکنولوژی های پیشرفته ارتباطی را قبول ندارند؟!

,

این واقعیتی است که حضور یک وزیر یا معاون، نتیجه ای جز سرگرم کردن مدیران ستادی به پذیرایی از این مدیران ـ آن هم زمانی که با برخی از خبرنگاران رسانه ای همراه است ـ نخواهد داشت. اینکه حضور یک وزیر موجب شود که بحران حل شود، کمی غیر منطقی است. این بحران از روزهای پیش از سوی مدیران استانی باید پیش بینی می شد. اینکه پیش بنی نشده است یا اینکه این پیش بینی جدی گرفته نشده است، هر کدام بحث هایی است که تنها از دولتی که شعارش تدبیر و امید و اعتدال است، انتظار می رود و لاغیر!

,

به راستی اگر در چنین شرایطی، به دلیل بارش برف سنگین استان های دیگری نیز با این مشکل مواجه شوند، تکلیف  وزرای مسن و احیانا بیمار دولت یازدهم چیست؟!  

,

هر چند که بیماری این روزهای برخی از  معاونان سابق رئیس جمهور، بهانه ای بیش نبود، چرا که با انتصاب ایشان بدون یک روز مرخصی درمان، به سمت های چالش برانگیز دیگر، خود به خود بیماری و کهولت سن و موارد این چنین خنثی می شود!

,

جناب آقای رئیس جمهور، شاید بهتر آن باشد که به جای پر کردن عرصه تبلیغات و حضور در صحنه های تبلیغاتی، کمی هم در دفتر ریاست جمهوری ساکن شده و به مدیریتی واقعی و حقیقی اندیشید و نهایتا، قضاوت را بر وجدان آگاه و بیدار و منصف جامعه سپرد! وجدانی که تنها به خدمات شایسته و مدیریت برتر همراه با تدبیر شما چشم بسته است.

,

انتهای پیام

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه