آیا مقاومت سرکوب شدنیست؟
چرا سازمان ملل و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری ساکت هستند[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دانشجویان قزوین کیوسنا،در چند روز گذشته اقدامات شنیعی از طرف ارتش نیجریه بر سر مردم شیعه و مظلوم این کشور انجام شد که طبق آمارهای رسمی بالغ بر چندین هزار نفر کشته و زخمی شدند.این اتفاق که به بهانه ی ممانعت شیعیان منطقه ی زاریا از عبور کاروان رییس ستاد ارتش این کشور افتاد،ارتش نیجریه طی دو مرحله به حسینیه ی شیعیان این شهر حمله کرد که این جنایت دل هر انسانی را به درد آورده است.
بحث کردن در این باب که آیا این ارتشیها مسلمان هستند یا نیستند،چرا این کار پست و ناجوانمردانه را کردند،چرا سازمان ملل و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری ساکت هستند و هزاران چرای تکراری دیگر اگرچه به نوبه ی خود صحیح است ولی نه نهادهای ظاهری حقوق بشر پاسخگو هستند و نه عاملان این حادثه و نه خبری از مجازاتها و خیلی خنده آور است اگر بخواهیم باور کنیم و توقع داشته باشیم تروریستهای تکفیری پاسخگو باشند.اما اتفاقات اساسی تری در جهان اسلام در حال وقوع است که هم جای خرسندی دارد و هم ناراحتی.
ناراحتی از این جهت که عده ای از شیعیان این کشور به ناحق کشته شده و نه تنها کشته بلکه به غارت رفتند و در این بین خسارتهایی که در منطقه ی آسیا و شمال افریقا و کشورهای مسلمان این مناطق و سایر مناطق در حال وقوع است بسیار زیانبار و از نظر تلفات انسانی شاید تا دهها سال به لحاظ جبران این خسارات نیازمند هزینه و کارهای فرهنگی و رفع سوءتفاهمات سیاسی اجتماعی باشد.اما در کنار همه ی این مشکلات بزرگترین دستاورد تمامی این اتفاقات بیدار شدن ملتها و استقلال آنها به لحاظ تئوریک و سیاسی است که منجر به درگیری با جهانخوران می شود.شاید در مقام اول این هزینه فایده ها منطقی بنظر نرسد اما با اندکی تامل می توان درک کرد که استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل نفسهای آخر خود را کشیده و دیگر منطقه جولانگاه مستکبرین نخواهد بود و هر وقت اوضاع درگیریهای منطقه به نفع جبهه ی مقاومت می رود آنها با غائله آفرینیهای مضحک سعی در حواس پرتی جهان اسلام خصوصا تشیع را دارند.
در روزهای اخیر درگیریهای منطقه ی سوریه با گروهک تروریستی تکفیری داعش و پیروزیهای ارتش این کشور و کمکهای مستشاری ایران و ائتلاف ضد داعش بین چهار کشور ایران،سوریه،عراق و روسیه همگی به ضرر جبهه ی صهیونی،عبری،عربی،ترکی تمام شده فلذا امریکا و صهیونیستها برای ایجاد تنفس در این مناطق از طریق جریحه دار کردن احساسات مردم مسلمان دنیا و حواس پرتی برای تفرق در ارتشهای مختلف اسلامی و تلفات انسانی و تشکیل کنفرانسهای بین المللی به عنوان یک اهرم فشار برای راه حل بحران سوریه یک برنامه ریزی مفصلی را برای شکستن جبهه ی مقاومت تشکیل دادند که البته این برنامه ریزیها از قبل هم وجود داشت اما با بحرانهای جدیدی که گروهکهایی چون داعش و جبهه النصره در خاک سوریه با آن روبه رو هستند و تلفاتی که می دهند غربیها تاکتیکها را متنوع تر می کنند.
تشکیل گروهکهایی چون بوکوحرام در خود نیجریه از همین مقاصد است که در سر بزنگاهها با فعالتر کردن و خوراک دادن به این افراد سعی در ضربه زدن به جبهه ی مقاومت داشته و در واقع رفتار غربیها برای تحریک داعش و تکفیریها در این منطقه به نوعی آتش کشیدن منطقه ی آسیا و کمربند مقاومت و خارج ساختن نفت و مهمات و فروش آنها به کشورهای دیگر در بازار سیاه است که داعش خرج خود را از این طریق تامین کرده و با پول فروش نفت غارت شده ازعراق و کشورهای دیگر بتواند از خود امریکا و اروپا اسلحه تهیه کند.
اما در این میان آن چیزی که باعث می شود اطمینان خاطر بیشتری به این منطقه بدهد تفکر مقاومت اسلامی در پرتو رهبران مبارز این خطه هاست که البته اگر تفکر مقاومت محافظت نشود متاسفانه کشورهایی چون یمن،بحرین و حتی نیجریه ای که به ظاهر اتفاقی در ساختار سیاسی حکومت خود به مانند کودتا و یا انقلاب نمی بیند مانند کشورهایی چون لیبی و مصر مصادره ی به مطلوب غربیها می شود،چرا که از همین زمان چند کشور از جمله خود نیجریه در این مناطق ظرفیت کودتا کردن علیه دولت های مرتجع و نوکر امریکا را دارند که قطعا در زمان وقوع کودتا و یا انقلاب امریکاییها دست از سر این کشورها و مردم برنخواهد داشت و لازم است که رهبران جبهه ی مقاومت در کشورهای مختلف حتی مصر و لیبی هوشیار باشند تا بتوانند دوباره علیه این دیکتاتورها انقلاب کنند و باقی کشورها از آنها درس بگیرند تا به سرنوشت آنها دچار نشوند.
شاید این سخنان در مرحله ی اول بی از اندازه آرمانگرایانه باشد اما به قطعیت می توان گفت که اتفاقا شرایط این منطقه همچنان می تواند بستر یک زلزله ی ۷ الی ۸ ریشتری بر سر حاکمان مزدور و دیپلماتهای نفوذی غربی باشد به شرط آنکه اهداف و نگرشهای خود را از یاد نبرند و از تجارب انقلاب اسلامی ایران در حد خود استفاده کنند.
متاسفانه در این بین دولت انفعالی آقای روحانی سکوت پیشه کرده و هیچ رفتار محکم و قاطعانه ای علیه سیاستهای خصمانه ی دولت نیجریه نداشته و فقط به یک احضار ساده ی سفیر این کشوراکتفا کرده و مراتب نگرانی خود را اعلام داشته است.از طرفی پیام تسلیت دولت یازدهم به خاطر حوادث ترورسیتی پاریس که موجب نگرانی دولت شد و تسلیت خود را سریعا اعلام داشتند اما برای اقدامات وحشیانه ی دولت نیجریه هیچ اقدام و تسلیتی در ابتدای امر داده نشد و خود شخص رییس جمهور هم تا به حال سکوت پیشه کرده است!!!!
مشخص نیست دولت چرا در قبال شرایط منطقه اینچنین رفتار می کند و چه اهدافی را در سر می پروراند اما هرچه هست دولت حتی نسبت به حق حاجیان خود در فاجعه ی منا هم بی تفاوت بوده و نتوانست پاسخ درخوری به دولت عربستان دهد و در عوض دولت عربستان دو تن از وزرای فرهنگ و ارشاد و بهداشت و درمان ایران را تحقیر کرده و به آنها حتی ویزا ندادند و در مجموع وعده های کلی برای پیگیری حوادث می دادند!!!در صورتی که جمهوری اسلامی ایران می بایست به عنوان نماد وقاومت و اسلام سیاسی در منطقه حق از دست رفته و ظلم روا شده ی به کشورهای منطقه از جمله نیجریه را در سرلوحه ی پیگیری دستگاه وزارت خارجه ی خود دهد که متاسفانه اینچنین نیست.
البته دولت فعلی که واقعا انتظاری بیشتر از این از آنها نمی رود و متاسفانه باید گفت از غربیها می ترسند که اگر چنین موضع گیریهای سریع و قاطعی انجام دهند به قولی خود اقدامات دیپلماتیک آنها خدشه دار می شود و فعلا آقای ظریف و همکاران در اروپا سیاحت می کنند و با بی تفاوتی از کنار این اقدامات می گذرند.در موضوع سوریه و مسائل بین المللی دیگرهم بارها رهبری گفتند ما در موضوع سوریه با کسی مذاکره نداریم اما جالب اینجاست تیم وزارت خارجه به سرپرستی آقای ظریف در نشستهای بین المللی در باب بحران سوریه شرکت کرده و هر باره برای سرپوش گذاشتن بر اقدامات خود می گویند که راه حل در سوریه گفتگوهای سیاسی و دموکراتیک است گویی متوجه نمی شود که اصولا غربیها صلاحیت نظر دادن در این باب را ندارند و تمام این مذاکرات حقه های سیاسی مانند همان پرونده ی هسته ای ایران است.دولت وحدت ملی پیشنهادی در نشستهای سیاسی بین غربیها با سوریها هم به نوعی نوک پیکان فتنه ی جدید است که در واقع معارضان و مخالفان را به رسمیت می شناسد که با همکاری یکدیگر چنین دولتی تشکیل شود حال باید منتظر آینده و شرایط منطقه شد اما آن چیزی که مشخص است اینست که شرایط در منطقه دیگر نمی تواند به مانند گذشته جولانگاه صهیونیستها و غربیها باشد اما اولا این مبارزات هزینه زاست و در ثانی هرچه کشورهای عربی و مسلمان دیرتر بجنبند هزینه های آن بالاتر می رود و اگر هم کاری نکنند در این منطقه باید غلام حلقه بدوش امریکاییها باشند.دولت هم به عنوان موثرترین نهاد برای تاثیرگذاری در منطقه و اجازه ی فراغ بال بیشتر برای حضور ایران در سوریه و گفتگوهای سیاسی بسیار موثر است
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه