مبارز دوران انقلاب و چهره ماندگار تکاب
استاد فتحعلی تحسینی در گذشت
استاد تحسینی مبارز انقلابی و هم بند مقام معظم رهبری و شهید رجایی در زندان ستمشاهی و موسس آموزش عالی در تکاب در هفتاد و پنج سالگی به دیار باقی شتافت[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شیز؛ استاد فتحعلی تحسینی از مبارزین انقلاب اسلامی صبح امروز جمعه چهارم دی ماه بعد از تحمل یک سال بیماری و عمری تلاش در راه اعتلای فرهنگ انقلاب اسلامی و تربیت شاگردان بسیار در سن هفتاد و پنج سالگی به دیدار معبود شتافت .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,پیکر پاک این جانباز و مبارز انقلابی شنبه ساعت 10 صبح بعد از تشییع در گلزار مطهر شهدای تکاب به خاک سپرده خواهد شد
,وی در گفتگویی زندگی خود را به اختصار این گونه شرح داده بودند:
,در یک خانواده کاملا مذهبی ( شیعه اثنی عشری) به دنیا آمدم پدرم قاری قران و موذن خوبی بود. قبل از دوره دبیرستان و دبستان در محضر حضرت حجت الاسلام حاج شیخ اسدالله مومنی عم جزء و مشق خط یاد گرفتم در مهر ماه ۱۳۲۶در دبستان ملی محمدیه و در مهر ماه ۱۳۳۲در دبیرستان نوبنیاد سعدی مشغول تحصیل شدم همزمان با دوره های دبیرستان در محضر حضرت آیت الله خسروی ( نماینده حضرت آیت الله العظمی بروجردی) مدت چهار سال مشغول فراگیری علوم حوزوی بودم. دانشسرای مقدماتی و ششم ادبی را هم ضمن خدمت معلمی به پایان رساندم. ده سال در دبستان و دبیرستان سعدی مشغول تدریس بودم در مهرماه ۱۳۴۷به تهران منتقل شدم. در تهران ضمن خدمت آموزگاری در انستیتو فرانسه ( شاخه دانشگاه سوربن) با رتبه ممتاز به اخذ دیپلم زبان فرانسه شدم.
,

, پس از قبولی با رتبه ممتاز کنکور سراسری دانشگاه تهران مشغول ادامه تحصیل در رشته زبان و ادبیات فرانسه بودم.
,در سال ۱۳۵۳جنبش دانشجویی ۱۶آذر شدت بیشتری نسبت به سالهای قبل داشت و هر روزه درگیری های مختلف با گاردیهای دانشگاه وجود داشت و بگیر و ببند ها هروز بیشتر هم می شد. که در حمله شبانه ساواکی های رژیم طاغوت ( که متطقه مسکونی ما را از پل راه آهن تا کشتارگاه و حوالی آن را قرق کرده بودند) گرفتار شدم. شبانه به خانه ام ریختند که کتاب ها و آثارم لگدکوب قوائم و اقلام گشته و به تاراج رفت حدود یک ماه در کمیته مشترک ضد خرابکاری بازاشت بودم که به زندان اوین منتقلم کردند و پس از یک ماه گرفتاری در اوین دوباره به کمیته مشترک ساواک بازم گردانیدند پس از ده ماه شکنجه و زندان که آزاد شدم شش ماه حق خروج از تهران را نداشتم و همیشه می بایستی خودم را به اداره حفاظت آموزش و پرورش معرفی می کردم و سایه به سایه ساواکی ها در تعقیبم بودند.
,در سال ۱۳۵۶به تکاب منتقل شدم و در دبیرستانها به تدریس عربی و ادبیات فارسی در سال چهارم فرهنگ و ادب پرداختم و با درصد قبولی بیشتر مورد تشویق مدیران کل آموزش و پرورش استان بودم
,در سال ۱۳۸۸هم استاد نمونه مرکز علمی کاربردی واحد استانی دانشگاه جامع علمی کاربردی استان آذربایجان غربی بودم
,تدریس در کلاس های توجیهی عربی برای همکاران محترم؛ تدریس قرائت ترجمه و تفسیر قرآن کریم برای همکاران، پس از ۳۷سال تدریس در ۱۳۷۴از آموزش و پرورش بازنشسته شدم.
,در مهرماه ۱۳۷۶نماینده تام الاختیار اداره کل کار و امور اجتماعی آذربایجان غربی موسس دانشگاه علمی کاربردی دهخدا در تکاب بوده ام که ضمن قبول مسئولیت مدیریت آن آدانشگاه تدریس ادبیات فارسی وعربی را عهده دار بوده ام.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه