اسلام، دین رأفت و مهربانی
اسلام امت مسلمان را به میانه روی در امور فرامی خواند و از افراط گرایی که در شرع با الفاظ متعددی مانند غلو، تشدد و تعمق بیش ازحد از آن یاد شده است، برحذر می دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان، دین اسلام، دین گذشت و آسان گیری و میانه روی است نه دین خشونت و سخت گیری. اسلام در تمام امور، یک قانون و شیوه ای میانه است؛ در عبادات در اخلاق و پارسایی، در معاملات و ...این همان روشی است که خداوند متعال آن را «صراط مستقیم» نامیده است، راه درستی که با راه ادیان و فلسفه های «مغضوب علیهم» و «ضالین» فرق دارد؛ چرا که شیوه های آنها هیچ گاه از افراط و تفریط خالی نیست.
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان، دین اسلام، دین گذشت و آسان گیری و میانه روی است نه دین خشونت و سخت گیری. اسلام در تمام امور، یک قانون و شیوه ای میانه است؛ در عبادات در اخلاق و پارسایی، در معاملات و ...این همان روشی است که خداوند متعال آن را «صراط مستقیم» نامیده است، راه درستی که با راه ادیان و فلسفه های «مغضوب علیهم» و «ضالین» فرق دارد؛ چرا که شیوه های آنها هیچ گاه از افراط و تفریط خالی نیست. , به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان، دین اسلام، دین گذشت و آسان گیری و میانه روی است نه دین خشونت و سخت گیری. اسلام در تمام امور، یک قانون و شیوه ای میانه است؛ در عبادات در اخلاق و پارسایی، در معاملات و ...این همان روشی است که خداوند متعال آن را «صراط مستقیم» نامیده است، راه درستی که با راه ادیان و فلسفه های «مغضوب علیهم» و «ضالین» فرق دارد؛ چرا که شیوه های آنها هیچ گاه از افراط و تفریط خالی نیست. , شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان, دین اسلام، دین گذشت و آسان گیری و میانه روی است نه دین خشونت و سخت گیری. اسلام در تمام امور، یک قانون و شیوه ای میانه است؛ در عبادات در اخلاق و پارسایی، در معاملات و ...این همان روشی است که خداوند متعال آن را «صراط مستقیم» نامیده است، راه درستی که با راه ادیان و فلسفه های «مغضوب علیهم» و «ضالین» فرق دارد؛ چرا که شیوه های آنها هیچ گاه از افراط و تفریط خالی نیست. ,میانه روی یکی از ویژگی های عام خداوند است و با این ویژگی، امت اسلام را از دیگر امتها تمیز داده است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وکذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس؛ و بدین گونه شما را (امت) میانه قرار دادیم تا شاهد و گواهی بر مردم باشید.» (بقره، 143)
, میانه روی یکی از ویژگی های عام خداوند است و با این ویژگی، امت اسلام را از دیگر امتها تمیز داده است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وکذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس؛ و بدین گونه شما را (امت) میانه قرار دادیم تا شاهد و گواهی بر مردم باشید.» (بقره، 143), میانه روی یکی از ویژگی های عام خداوند است و با این ویژگی، امت اسلام را از دیگر امتها تمیز داده است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وکذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس؛ و بدین گونه شما را (امت) میانه قرار دادیم تا شاهد و گواهی بر مردم باشید.» (بقره، 143),این امت، امت عدل و اعتدال است که در دنیا و آخرت بر هر انحراف - اعم از راست و چپ - که از جاده مستقیم برکنار مانده باشد، گواهی می دهد.
, این امت، امت عدل و اعتدال است که در دنیا و آخرت بر هر انحراف - اعم از راست و چپ - که از جاده مستقیم برکنار مانده باشد، گواهی می دهد., این امت، امت عدل و اعتدال است که در دنیا و آخرت بر هر انحراف - اعم از راست و چپ - که از جاده مستقیم برکنار مانده باشد، گواهی می دهد.,اسلام امت مسلمان را به میانه روی در امور فرامی خواند و از افراط گرایی که در شرع با الفاظ متعددی مانند غلو، تشدد و تعمق بیش ازحد از آن یاد شده است، برحذر می دارد.
, اسلام امت مسلمان را به میانه روی در امور فرامی خواند و از افراط گرایی که در شرع با الفاظ متعددی مانند غلو، تشدد و تعمق بیش ازحد از آن یاد شده است، برحذر می دارد., اسلام امت مسلمان را به میانه روی در امور فرامی خواند و از افراط گرایی که در شرع با الفاظ متعددی مانند غلو، تشدد و تعمق بیش ازحد از آن یاد شده است، برحذر می دارد.,با مراجعه به متون دینی به وضوح مشخص می شود که اسلام از افراط گرایی به شدتمتنفر است و با تندترین هشدارها از آن نهی می کند. برای آگاهی از میزان تنفر و انزجار اسلام از افراط گرایی کافی است در چند حدیث گرانمایه پیامبر اکرم (ص)دقت کنیم. ابن عباس (رض) می گوید: «پیامبر اکرم (ص)فرموده: ایاکم و الغلو فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغلو فی الدین؛ مبادا در دین زیاده روی کنید، جز این نیست کسانی که پیش از شما هلاک شده اند به سبب زیاده روی در دین بوده است.» (امام احمد بن حنبل و نسایی و ابن ماجه و حاکم نیشابوری) مراد از کسانی که پیش از ما هلاک شده اند، پیروان ادیان گذشته هستند به خصوص «اهل کتاب» و به طور اخص «مسیحیان» که قرآن کریم این گونه آنها را مورد خطاب قرار داده است: «قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم غیر الحق ولا تتبعوا اهواء قوم ضلوا من قبل و اضلوا کثیرا و ضلوا عن سواء السبیل؛ بگو ای اهل کتاب به ناحق در دین خویش زیاده روی نکنید و از خواسته های گروهی پیروی نکنید که در گذشته گمراه شده اند و بسیاری دیگر را نیز گمراه کردند و از راه راست منحرف شدند.» (مائه، 77)
, با مراجعه به متون دینی به وضوح مشخص می شود که اسلام از افراط گرایی به شدتمتنفر است و با تندترین هشدارها از آن نهی می کند. برای آگاهی از میزان تنفر و انزجار اسلام از افراط گرایی کافی است در چند حدیث گرانمایه پیامبر اکرم (ص)دقت کنیم. ابن عباس (رض) می گوید: «پیامبر اکرم (ص)فرموده: ایاکم و الغلو فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغلو فی الدین؛ مبادا در دین زیاده روی کنید، جز این نیست کسانی که پیش از شما هلاک شده اند به سبب زیاده روی در دین بوده است.» (امام احمد بن حنبل و نسایی و ابن ماجه و حاکم نیشابوری) مراد از کسانی که پیش از ما هلاک شده اند، پیروان ادیان گذشته هستند به خصوص «اهل کتاب» و به طور اخص «مسیحیان» که قرآن کریم این گونه آنها را مورد خطاب قرار داده است: «قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم غیر الحق ولا تتبعوا اهواء قوم ضلوا من قبل و اضلوا کثیرا و ضلوا عن سواء السبیل؛ بگو ای اهل کتاب به ناحق در دین خویش زیاده روی نکنید و از خواسته های گروهی پیروی نکنید که در گذشته گمراه شده اند و بسیاری دیگر را نیز گمراه کردند و از راه راست منحرف شدند.» (مائه، 77), با مراجعه به متون دینی به وضوح مشخص می شود که اسلام از افراط گرایی به شدتمتنفر است و با تندترین هشدارها از آن نهی می کند. برای آگاهی از میزان تنفر و انزجار اسلام از افراط گرایی کافی است در چند حدیث گرانمایه پیامبر اکرم (ص)دقت کنیم. ابن عباس (رض) می گوید: «پیامبر اکرم (ص)فرموده: ایاکم و الغلو فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغلو فی الدین؛ مبادا در دین زیاده روی کنید، جز این نیست کسانی که پیش از شما هلاک شده اند به سبب زیاده روی در دین بوده است.» (امام احمد بن حنبل و نسایی و ابن ماجه و حاکم نیشابوری) مراد از کسانی که پیش از ما هلاک شده اند، پیروان ادیان گذشته هستند به خصوص «اهل کتاب» و به طور اخص «مسیحیان» که قرآن کریم این گونه آنها را مورد خطاب قرار داده است: «قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم غیر الحق ولا تتبعوا اهواء قوم ضلوا من قبل و اضلوا کثیرا و ضلوا عن سواء السبیل؛ بگو ای اهل کتاب به ناحق در دین خویش زیاده روی نکنید و از خواسته های گروهی پیروی نکنید که در گذشته گمراه شده اند و بسیاری دیگر را نیز گمراه کردند و از راه راست منحرف شدند.» (مائه، 77),این آیه مبارکه ما را از افراط گرایی بدان گونه که اهل کتاب به آن گرفتار شده بودند، نهی می نماید.
, این آیه مبارکه ما را از افراط گرایی بدان گونه که اهل کتاب به آن گرفتار شده بودند، نهی می نماید., این آیه مبارکه ما را از افراط گرایی بدان گونه که اهل کتاب به آن گرفتار شده بودند، نهی می نماید.,در حدیثی دیگر از پیامبر اکرم (ص)آمده است:پیامبر اکرم (ص) در حجه الوداع وقتی به «مزدلفه» رسیدند به ابن عباس فرمودند: هات القط لی فلقطت له حصیات هن حصی الخذف فلما وضعتهن فی یده قال بامثال هولاء و ایاکم والغلو فی الدین فانما اهلک من کان قبلکم الغلو فی الدین؛ بیا برایم سنگریزه بیاور (تا با آن در منی رمی جمرات نمایم) ابن عباس گوید: سنگریزه هایی کوچک و ریز که با سر انگشتان پرتاب می شد برای آن حضرت آوردم. وقتی آنها را در کف دست مبارکش قرار دادم، فرمود: آری به مانند همین سنگریزه ها (درست است) و مواظب باشید در دین زیاده روی نکنید زیرا امتهای قبل از شما با زیاده روی در دین هلاک شدند.» (سنن نسایی و ابن ماجه و مسند امام احمد) یعنی درست نیست مردم حتی درباره سنگهایی که در منی پرتاب می کنند از طرف خود بگویند: باید سنگها کمی بزرگتر باشد تا در دست کاملاً گرفته شود.
, در حدیثی دیگر از پیامبر اکرم (ص)آمده است:پیامبر اکرم (ص) در حجه الوداع وقتی به «مزدلفه» رسیدند به ابن عباس فرمودند: هات القط لی فلقطت له حصیات هن حصی الخذف فلما وضعتهن فی یده قال بامثال هولاء و ایاکم والغلو فی الدین فانما اهلک من کان قبلکم الغلو فی الدین؛ بیا برایم سنگریزه بیاور (تا با آن در منی رمی جمرات نمایم) ابن عباس گوید: سنگریزه هایی کوچک و ریز که با سر انگشتان پرتاب می شد برای آن حضرت آوردم. وقتی آنها را در کف دست مبارکش قرار دادم، فرمود: آری به مانند همین سنگریزه ها (درست است) و مواظب باشید در دین زیاده روی نکنید زیرا امتهای قبل از شما با زیاده روی در دین هلاک شدند.» (سنن نسایی و ابن ماجه و مسند امام احمد) یعنی درست نیست مردم حتی درباره سنگهایی که در منی پرتاب می کنند از طرف خود بگویند: باید سنگها کمی بزرگتر باشد تا در دست کاملاً گرفته شود. , در حدیثی دیگر از پیامبر اکرم (ص)آمده است:پیامبر اکرم (ص) در حجه الوداع وقتی به «مزدلفه» رسیدند به ابن عباس فرمودند: هات القط لی فلقطت له حصیات هن حصی الخذف فلما وضعتهن فی یده قال بامثال هولاء و ایاکم والغلو فی الدین فانما اهلک من کان قبلکم الغلو فی الدین؛ بیا برایم سنگریزه بیاور (تا با آن در منی رمی جمرات نمایم) ابن عباس گوید: سنگریزه هایی کوچک و ریز که با سر انگشتان پرتاب می شد برای آن حضرت آوردم. وقتی آنها را در کف دست مبارکش قرار دادم، فرمود: آری به مانند همین سنگریزه ها (درست است) و مواظب باشید در دین زیاده روی نکنید زیرا امتهای قبل از شما با زیاده روی در دین هلاک شدند.» (سنن نسایی و ابن ماجه و مسند امام احمد) یعنی درست نیست مردم حتی درباره سنگهایی که در منی پرتاب می کنند از طرف خود بگویند: باید سنگها کمی بزرگتر باشد تا در دست کاملاً گرفته شود. ,در دین سخت گیری وجود ندارد
, در دین سخت گیری وجود ندارد, در دین سخت گیری وجود ندارد,خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وما جعل علیکم فی الدین من حرج؛ و خداوند ب ر شماها در دین سختی قرار نداده است.» (حج، 78) این آیه یک رد و نفی کلی بر هرگونه دشواری در دین است. بنابراین به هر دشواری و سختی واقعی برخورد کردیم، باید بدانیم که آن مشکل ساخته و پرداخته مردم است نه دستور خداوند متعال. (عبادت در اسلا، ص 367) و همچنین می فرماید: «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر؛ خداوند برایتان آسانی می خواهد و خواستار سختی برای شما نیست.» (بقره، 185) . نیز می فرماید: «خذ العفو وامر بالعرف و اعرض عن الجاهلین؛ عفو و گذشت در پیش گیر و به آنچه نیک است دستور ده و از نادانان روی بگردان» (اعراف، 199)
, خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وما جعل علیکم فی الدین من حرج؛ و خداوند ب ر شماها در دین سختی قرار نداده است.» (حج، 78) این آیه یک رد و نفی کلی بر هرگونه دشواری در دین است. بنابراین به هر دشواری و سختی واقعی برخورد کردیم، باید بدانیم که آن مشکل ساخته و پرداخته مردم است نه دستور خداوند متعال. (عبادت در اسلا، ص 367) و همچنین می فرماید: «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر؛ خداوند برایتان آسانی می خواهد و خواستار سختی برای شما نیست.» (بقره، 185) . نیز می فرماید: «خذ العفو وامر بالعرف و اعرض عن الجاهلین؛ عفو و گذشت در پیش گیر و به آنچه نیک است دستور ده و از نادانان روی بگردان» (اعراف، 199), خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وما جعل علیکم فی الدین من حرج؛ و خداوند ب ر شماها در دین سختی قرار نداده است.» (حج، 78) این آیه یک رد و نفی کلی بر هرگونه دشواری در دین است. بنابراین به هر دشواری و سختی واقعی برخورد کردیم، باید بدانیم که آن مشکل ساخته و پرداخته مردم است نه دستور خداوند متعال. (عبادت در اسلا، ص 367) و همچنین می فرماید: «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر؛ خداوند برایتان آسانی می خواهد و خواستار سختی برای شما نیست.» (بقره، 185) . نیز می فرماید: «خذ العفو وامر بالعرف و اعرض عن الجاهلین؛ عفو و گذشت در پیش گیر و به آنچه نیک است دستور ده و از نادانان روی بگردان» (اعراف، 199),پیامبر اکرم (ص) معاذ و ابوموسی را به یمن فرستاد و به آنها فرمود: «یسِّر اولا عسِّرا و بشّرا و لا تنفرا و تطاوعا و لا تختلفا؛ آسان گیر باشید و سخت گیری نکنید و مژده دهنده باشید و نفرت برنیانگیزید و از همدیگر اطاعت کنید و با هم اختلاف نداشته باشید. (بخاری)
, پیامبر اکرم (ص) معاذ و ابوموسی را به یمن فرستاد و به آنها فرمود: «یسِّر اولا عسِّرا و بشّرا و لا تنفرا و تطاوعا و لا تختلفا؛ آسان گیر باشید و سخت گیری نکنید و مژده دهنده باشید و نفرت برنیانگیزید و از همدیگر اطاعت کنید و با هم اختلاف نداشته باشید. (بخاری), پیامبر اکرم (ص) معاذ و ابوموسی را به یمن فرستاد و به آنها فرمود: «یسِّر اولا عسِّرا و بشّرا و لا تنفرا و تطاوعا و لا تختلفا؛ آسان گیر باشید و سخت گیری نکنید و مژده دهنده باشید و نفرت برنیانگیزید و از همدیگر اطاعت کنید و با هم اختلاف نداشته باشید. (بخاری),ما در عصری زندگی می کنیم که متآسفانه مردم شدیداً سرگرم زندگی مادی خود هستند و انگیزه های دنیوی با طمع زیاد بر آنها چیره شده و شیطان بازاری گرم و طرفدارانی کارآزموده پیدا کرده است. پس لازم است که برای مردم زمان خود دین را آسان و تصفیه شده و گوارا عرضه کنیم چرا که دین خدا آسان و هیچ سختی در آن نیست. برماست که در تعلیم عبادات، سخن پیامبر اکرم (ص) را به یاد داشته باشیم آنگاه که یارانش به یک عرب که از روی جهالت و نادانی در مسجد ادارا می کرد، هجوم آوردند و آن حضرت فرمود: جلوی ادرارش را نگیرید، شما مأمور به آسان سازی هستید نه به سخت گیری.
, ما در عصری زندگی می کنیم که متآسفانه مردم شدیداً سرگرم زندگی مادی خود هستند و انگیزه های دنیوی با طمع زیاد بر آنها چیره شده و شیطان بازاری گرم و طرفدارانی کارآزموده پیدا کرده است. پس لازم است که برای مردم زمان خود دین را آسان و تصفیه شده و گوارا عرضه کنیم چرا که دین خدا آسان و هیچ سختی در آن نیست. برماست که در تعلیم عبادات، سخن پیامبر اکرم (ص) را به یاد داشته باشیم آنگاه که یارانش به یک عرب که از روی جهالت و نادانی در مسجد ادارا می کرد، هجوم آوردند و آن حضرت فرمود: جلوی ادرارش را نگیرید، شما مأمور به آسان سازی هستید نه به سخت گیری., ما در عصری زندگی می کنیم که متآسفانه مردم شدیداً سرگرم زندگی مادی خود هستند و انگیزه های دنیوی با طمع زیاد بر آنها چیره شده و شیطان بازاری گرم و طرفدارانی کارآزموده پیدا کرده است. پس لازم است که برای مردم زمان خود دین را آسان و تصفیه شده و گوارا عرضه کنیم چرا که دین خدا آسان و هیچ سختی در آن نیست. برماست که در تعلیم عبادات، سخن پیامبر اکرم (ص) را به یاد داشته باشیم آنگاه که یارانش به یک عرب که از روی جهالت و نادانی در مسجد ادارا می کرد، هجوم آوردند و آن حضرت فرمود: جلوی ادرارش را نگیرید، شما مأمور به آسان سازی هستید نه به سخت گیری.,برخی از دینداران پاک نیت به یک بیماری درونی به نام «وسوسه» دچار می شوند و در نتیجه برخلاف قانون خدا در کتاب و سنت و با آنکه همه گذشتگان صالح این امت با آن مخالفت کرده و بر آن تاخته و آن را کمی در عقل و نقصان در دین دانسته اند، خود را به سختی و گرفتاری می افکنند.
, برخی از دینداران پاک نیت به یک بیماری درونی به نام «وسوسه» دچار می شوند و در نتیجه برخلاف قانون خدا در کتاب و سنت و با آنکه همه گذشتگان صالح این امت با آن مخالفت کرده و بر آن تاخته و آن را کمی در عقل و نقصان در دین دانسته اند، خود را به سختی و گرفتاری می افکنند., برخی از دینداران پاک نیت به یک بیماری درونی به نام «وسوسه» دچار می شوند و در نتیجه برخلاف قانون خدا در کتاب و سنت و با آنکه همه گذشتگان صالح این امت با آن مخالفت کرده و بر آن تاخته و آن را کمی در عقل و نقصان در دین دانسته اند، خود را به سختی و گرفتاری می افکنند.,امام ابن قدامه حنبلی در رساله خود در سرزنش وسوسه گرایان و برحذر داشتن از وسوسه چنین می گوید: «گروهی از وسوسه گرایان پیروی از شیطان را تحقق بخشیده، تلقینات او را پذیرفته و به قبول سخن و فرمانبرداری او نسبت داده شده اند و از پیروی رسول خدا (ص) و روش او روی گردانیده اند، تا آنجا که یکی از آنها اگر ببیند که دارد همچون رسول خدا (ص) وضو می گیرد یا نماز می خواند، وضو و نماز خود را باطل و نادرست می داند! و هنگامی که همچون رسول خدا (ص) با بچه ها هم صدا می شود و غذای هر مسلمانی را می خورد - مهمانی یا غذای دستپخت آنها را می پذیرد - خویشتن را آلوده به نجاست می پندارد و باید دستش را هفت بار آب بکشد!! سپس تحت سلطه ابلیس و فرمانبری از او به نوعی جنون رسیده و به مذهب سوفسطاییانی که حقیقت موجودات و امور محسوس را انکار می نماید، نزدیک شده اند زیراکه علم انسان نسبت به خودش از امور یقین و ضروری است و اینها یک عضو خود را می شویند و با چشم خود می بینند که شسته اند! و تکبیر می گویند و قرائت نماز را می خوانند و همه اینها را با گوش خود می شنوند! و با دل خود درمی یابند، حتی دیگران هم مشاهده می کنند و یقین دارند، اما باز هم شیطان را تصدیق می کنند و دیده ها و شنیده ها و این کارهای قطعی و یقینی خویش را انکار می نمایند! و شک می کنند که آیا این کار را کرده اند یا خیر؛ شیطان اینها را در نیت و مقصود خود نیز که به طور یقینی آن را می دانند و دیگران هم بر اساس قرائن و دلایل مطلع می شوند، به تردید می اندازد.
, امام ابن قدامه حنبلی در رساله خود در سرزنش وسوسه گرایان و برحذر داشتن از وسوسه چنین می گوید: «گروهی از وسوسه گرایان پیروی از شیطان را تحقق بخشیده، تلقینات او را پذیرفته و به قبول سخن و فرمانبرداری او نسبت داده شده اند و از پیروی رسول خدا (ص) و روش او روی گردانیده اند، تا آنجا که یکی از آنها اگر ببیند که دارد همچون رسول خدا (ص) وضو می گیرد یا نماز می خواند، وضو و نماز خود را باطل و نادرست می داند! و هنگامی که همچون رسول خدا (ص) با بچه ها هم صدا می شود و غذای هر مسلمانی را می خورد - مهمانی یا غذای دستپخت آنها را می پذیرد - خویشتن را آلوده به نجاست می پندارد و باید دستش را هفت بار آب بکشد!! سپس تحت سلطه ابلیس و فرمانبری از او به نوعی جنون رسیده و به مذهب سوفسطاییانی که حقیقت موجودات و امور محسوس را انکار می نماید، نزدیک شده اند زیراکه علم انسان نسبت به خودش از امور یقین و ضروری است و اینها یک عضو خود را می شویند و با چشم خود می بینند که شسته اند! و تکبیر می گویند و قرائت نماز را می خوانند و همه اینها را با گوش خود می شنوند! و با دل خود درمی یابند، حتی دیگران هم مشاهده می کنند و یقین دارند، اما باز هم شیطان را تصدیق می کنند و دیده ها و شنیده ها و این کارهای قطعی و یقینی خویش را انکار می نمایند! و شک می کنند که آیا این کار را کرده اند یا خیر؛ شیطان اینها را در نیت و مقصود خود نیز که به طور یقینی آن را می دانند و دیگران هم بر اساس قرائن و دلایل مطلع می شوند، به تردید می اندازد., امام ابن قدامه حنبلی در رساله خود در سرزنش وسوسه گرایان و برحذر داشتن از وسوسه چنین می گوید: «گروهی از وسوسه گرایان پیروی از شیطان را تحقق بخشیده، تلقینات او را پذیرفته و به قبول سخن و فرمانبرداری او نسبت داده شده اند و از پیروی رسول خدا (ص) و روش او روی گردانیده اند، تا آنجا که یکی از آنها اگر ببیند که دارد همچون رسول خدا (ص) وضو می گیرد یا نماز می خواند، وضو و نماز خود را باطل و نادرست می داند! و هنگامی که همچون رسول خدا (ص) با بچه ها هم صدا می شود و غذای هر مسلمانی را می خورد - مهمانی یا غذای دستپخت آنها را می پذیرد - خویشتن را آلوده به نجاست می پندارد و باید دستش را هفت بار آب بکشد!! سپس تحت سلطه ابلیس و فرمانبری از او به نوعی جنون رسیده و به مذهب سوفسطاییانی که حقیقت موجودات و امور محسوس را انکار می نماید، نزدیک شده اند زیراکه علم انسان نسبت به خودش از امور یقین و ضروری است و اینها یک عضو خود را می شویند و با چشم خود می بینند که شسته اند! و تکبیر می گویند و قرائت نماز را می خوانند و همه اینها را با گوش خود می شنوند! و با دل خود درمی یابند، حتی دیگران هم مشاهده می کنند و یقین دارند، اما باز هم شیطان را تصدیق می کنند و دیده ها و شنیده ها و این کارهای قطعی و یقینی خویش را انکار می نمایند! و شک می کنند که آیا این کار را کرده اند یا خیر؛ شیطان اینها را در نیت و مقصود خود نیز که به طور یقینی آن را می دانند و دیگران هم بر اساس قرائن و دلایل مطلع می شوند، به تردید می اندازد.,وسوسه اینها ممکن است باعث فوت جماعت و فوت وقت نماز گردد و یا در اثر شدت وسوسه در نیت، تکبیر اول از دستشان برود و از یک یا چند رکعت محروم گردند. بعضی در ادای حروف وسواس به خرج می دهند تا آنجا که یک حرف را دو سه بار تکرار می کنند! بارها دیده اید که گویند: ...اکککبر ...! یکی می گفت از گفتن «السلام علیکم» عاجز شده ام، به او گفتم همانطور که الآن گفتی، بگو و خودت را راحت کن.» (المغنی ابن قدامه)
, وسوسه اینها ممکن است باعث فوت جماعت و فوت وقت نماز گردد و یا در اثر شدت وسوسه در نیت، تکبیر اول از دستشان برود و از یک یا چند رکعت محروم گردند. بعضی در ادای حروف وسواس به خرج می دهند تا آنجا که یک حرف را دو سه بار تکرار می کنند! بارها دیده اید که گویند: ...اکککبر ...! یکی می گفت از گفتن «السلام علیکم» عاجز شده ام، به او گفتم همانطور که الآن گفتی، بگو و خودت را راحت کن.» (المغنی ابن قدامه), وسوسه اینها ممکن است باعث فوت جماعت و فوت وقت نماز گردد و یا در اثر شدت وسوسه در نیت، تکبیر اول از دستشان برود و از یک یا چند رکعت محروم گردند. بعضی در ادای حروف وسواس به خرج می دهند تا آنجا که یک حرف را دو سه بار تکرار می کنند! بارها دیده اید که گویند: ...اکککبر ...! یکی می گفت از گفتن «السلام علیکم» عاجز شده ام، به او گفتم همانطور که الآن گفتی، بگو و خودت را راحت کن.» (المغنی ابن قدامه),از جله آسان گیری اسلام می توان به نمونه زیر اشاره نمود:
, از جله آسان گیری اسلام می توان به نمونه زیر اشاره نمود:, از جله آسان گیری اسلام می توان به نمونه زیر اشاره نمود:,زنی از قبیله بنی عبدالاشهل گوید: به پیامبر (ص) گفتم: یا رسول الله، در سر راه ما به مسجد یک محله زباله و کثافت وجود دارد، وقتی که وضو گرفتیم و راهی مسجد شدیم، چه کار کنیم؟ - یعنی آیا لباسهایمان آلوده نمی شود؟ چون آنها لباسهای بلند و درازی می پوشیدند و به زمین می رسید – حضرت فرمود: (بعد از آن) راه پاکتری وجود ندارد؟ گفتم: چرا 0هست) فرمود: راه پاک بعدی باعث پاکی کثافت قبلی می شود. (ابوداود)
, زنی از قبیله بنی عبدالاشهل گوید: به پیامبر (ص) گفتم: یا رسول الله، در سر راه ما به مسجد یک محله زباله و کثافت وجود دارد، وقتی که وضو گرفتیم و راهی مسجد شدیم، چه کار کنیم؟ - یعنی آیا لباسهایمان آلوده نمی شود؟ چون آنها لباسهای بلند و درازی می پوشیدند و به زمین می رسید – حضرت فرمود: (بعد از آن) راه پاکتری وجود ندارد؟ گفتم: چرا 0هست) فرمود: راه پاک بعدی باعث پاکی کثافت قبلی می شود. (ابوداود), زنی از قبیله بنی عبدالاشهل گوید: به پیامبر (ص) گفتم: یا رسول الله، در سر راه ما به مسجد یک محله زباله و کثافت وجود دارد، وقتی که وضو گرفتیم و راهی مسجد شدیم، چه کار کنیم؟ - یعنی آیا لباسهایمان آلوده نمی شود؟ چون آنها لباسهای بلند و درازی می پوشیدند و به زمین می رسید – حضرت فرمود: (بعد از آن) راه پاکتری وجود ندارد؟ گفتم: چرا 0هست) فرمود: راه پاک بعدی باعث پاکی کثافت قبلی می شود. (ابوداود),توجه داشته باشیم که با عامه مردم که توان و تحمل عمل کردن مانند خواص و اهل تقوا را ندارند، باید در خط میانه روی قرار گیریم. البته اگر یک فرد مسلمان در یک یا چند مسأله احتیاط را – که از سلامت بیشتری برخوردار است – رعایت نماید، خوب است، اما اگر سهولت و آسانی را برای همیشه فروگذارد و از احتیاط پیروی نماید، در نهایت دین مجموعه ای از احتیاط ها می گردد و جز نمادی از زیاده روی ها و دشواری ها باقی نمی ماند. در صحیح بخاری آمده که ابوسعید خدری گفت: هنگامی که ما نزد رسول خدا (ص) بودیم و او مشغول تقسیم کردن مالی بود، ذوالخویصره که مردی از بنی تمیم بود آمد و گفت: ای پیامبر خدا عادل باش! پس فرمود: وای بر تو اگر من عادل نباشم، پس چه کسی عادل است؟! واقعاً ناامید و خسارت مند شدی. فوراً عمر گفت : ای رسول خدا اجازه بده گردنش را بزنم. پس پیامبر (ص)فرمود:ولش کن (گوش کنید آنها را بشناسید!)حقیقتاً او را دوستانی هست (مسلمان هستند اما در دینشان بسیار تندروی می کنند) که هر یک از شماها نمازش را در برابر نماز آنها و روزه اش را در برابر روزه آنها کوچک می شمارد (بسیار اهل نماز و روزه اند)،قرآن می خوانند از گردنشان تجاوز نمی کند – یعنی هنوز وارد قلبشان نشده – همچون تیر از بدن شکار، از دین بیرون می روند (چون خیلی تندرواند) که اگر به تیزی تیز نگاه کرده می شود چیزی بر آن دیده نمی شود و سپس به آنجا که پیکان بر آن نصب شده نگاه کرده می شود هیچ چیز بر آن دیده نمی شود و بعد به چوب تیر نگاه کرده می شود و چیزی دیده نمی شود و سپس به پرهای تیر نگاه کرده می شود و هیچ بر روی آن مشاهده نمی شود که از میان خون و غیره گذشته باشد.! نشانه آنها مردی سیاه است که یکی از بازوهایش مانند پستان زن یا مثل تکه گوشتی است که می جنبد و در حال تفرقه و جدایی از مردم، بر بهترین گروه مردم خروج می کنند (با بهترینها می جنگند) و فرمود که عمار را گروهی باغی می کشند (و در زمان خلافت امام علی (ع) عمان گروه عمار بن یاسر را شهید کردند). در این موضوع دلالتی روشن بر اینکه علی و همراهانش بر حق بودند و کسانی که با ایشان جنگیدند در تأویلشان بر خطا و در اشتباه بودند و خدا داناتر است. ابوسعید گوید: گواهی می دهم که این حدیث را از رسول خدا شنیدم و گواهی می دهم علی بن ابیطالب با آنها جنگید و من با او بودم که دستور داد آن مرد را پیدا کنند. پس جسد او را یافتند و آوردند، تا به او نگاه کردم دیدم درست آن گونه بود که رسول خدا (ص) فرمودن بود.
, توجه داشته باشیم که با عامه مردم که توان و تحمل عمل کردن مانند خواص و اهل تقوا را ندارند، باید در خط میانه روی قرار گیریم. البته اگر یک فرد مسلمان در یک یا چند مسأله احتیاط را – که از سلامت بیشتری برخوردار است – رعایت نماید، خوب است، اما اگر سهولت و آسانی را برای همیشه فروگذارد و از احتیاط پیروی نماید، در نهایت دین مجموعه ای از احتیاط ها می گردد و جز نمادی از زیاده روی ها و دشواری ها باقی نمی ماند. در صحیح بخاری آمده که ابوسعید خدری گفت: هنگامی که ما نزد رسول خدا (ص) بودیم و او مشغول تقسیم کردن مالی بود، ذوالخویصره که مردی از بنی تمیم بود آمد و گفت: ای پیامبر خدا عادل باش! پس فرمود: وای بر تو اگر من عادل نباشم، پس چه کسی عادل است؟! واقعاً ناامید و خسارت مند شدی. فوراً عمر گفت : ای رسول خدا اجازه بده گردنش را بزنم. پس پیامبر (ص)فرمود:ولش کن (گوش کنید آنها را بشناسید!)حقیقتاً او را دوستانی هست (مسلمان هستند اما در دینشان بسیار تندروی می کنند) که هر یک از شماها نمازش را در برابر نماز آنها و روزه اش را در برابر روزه آنها کوچک می شمارد (بسیار اهل نماز و روزه اند)،قرآن می خوانند از گردنشان تجاوز نمی کند – یعنی هنوز وارد قلبشان نشده – همچون تیر از بدن شکار، از دین بیرون می روند (چون خیلی تندرواند) که اگر به تیزی تیز نگاه کرده می شود چیزی بر آن دیده نمی شود و سپس به آنجا که پیکان بر آن نصب شده نگاه کرده می شود هیچ چیز بر آن دیده نمی شود و بعد به چوب تیر نگاه کرده می شود و چیزی دیده نمی شود و سپس به پرهای تیر نگاه کرده می شود و هیچ بر روی آن مشاهده نمی شود که از میان خون و غیره گذشته باشد.! نشانه آنها مردی سیاه است که یکی از بازوهایش مانند پستان زن یا مثل تکه گوشتی است که می جنبد و در حال تفرقه و جدایی از مردم، بر بهترین گروه مردم خروج می کنند (با بهترینها می جنگند) و فرمود که عمار را گروهی باغی می کشند (و در زمان خلافت امام علی (ع) عمان گروه عمار بن یاسر را شهید کردند). در این موضوع دلالتی روشن بر اینکه علی و همراهانش بر حق بودند و کسانی که با ایشان جنگیدند در تأویلشان بر خطا و در اشتباه بودند و خدا داناتر است. ابوسعید گوید: گواهی می دهم که این حدیث را از رسول خدا شنیدم و گواهی می دهم علی بن ابیطالب با آنها جنگید و من با او بودم که دستور داد آن مرد را پیدا کنند. پس جسد او را یافتند و آوردند، تا به او نگاه کردم دیدم درست آن گونه بود که رسول خدا (ص) فرمودن بود., توجه داشته باشیم که با عامه مردم که توان و تحمل عمل کردن مانند خواص و اهل تقوا را ندارند، باید در خط میانه روی قرار گیریم. البته اگر یک فرد مسلمان در یک یا چند مسأله احتیاط را – که از سلامت بیشتری برخوردار است – رعایت نماید، خوب است، اما اگر سهولت و آسانی را برای همیشه فروگذارد و از احتیاط پیروی نماید، در نهایت دین مجموعه ای از احتیاط ها می گردد و جز نمادی از زیاده روی ها و دشواری ها باقی نمی ماند. در صحیح بخاری آمده که ابوسعید خدری گفت: هنگامی که ما نزد رسول خدا (ص) بودیم و او مشغول تقسیم کردن مالی بود، ذوالخویصره که مردی از بنی تمیم بود آمد و گفت: ای پیامبر خدا عادل باش! پس فرمود: وای بر تو اگر من عادل نباشم، پس چه کسی عادل است؟! واقعاً ناامید و خسارت مند شدی. فوراً عمر گفت : ای رسول خدا اجازه بده گردنش را بزنم. پس پیامبر (ص)فرمود:ولش کن (گوش کنید آنها را بشناسید!)حقیقتاً او را دوستانی هست (مسلمان هستند اما در دینشان بسیار تندروی می کنند) که هر یک از شماها نمازش را در برابر نماز آنها و روزه اش را در برابر روزه آنها کوچک می شمارد (بسیار اهل نماز و روزه اند)،قرآن می خوانند از گردنشان تجاوز نمی کند – یعنی هنوز وارد قلبشان نشده – همچون تیر از بدن شکار، از دین بیرون می روند (چون خیلی تندرواند) که اگر به تیزی تیز نگاه کرده می شود چیزی بر آن دیده نمی شود و سپس به آنجا که پیکان بر آن نصب شده نگاه کرده می شود هیچ چیز بر آن دیده نمی شود و بعد به چوب تیر نگاه کرده می شود و چیزی دیده نمی شود و سپس به پرهای تیر نگاه کرده می شود و هیچ بر روی آن مشاهده نمی شود که از میان خون و غیره گذشته باشد.! نشانه آنها مردی سیاه است که یکی از بازوهایش مانند پستان زن یا مثل تکه گوشتی است که می جنبد و در حال تفرقه و جدایی از مردم، بر بهترین گروه مردم خروج می کنند (با بهترینها می جنگند) و فرمود که عمار را گروهی باغی می کشند (و در زمان خلافت امام علی (ع) عمان گروه عمار بن یاسر را شهید کردند). در این موضوع دلالتی روشن بر اینکه علی و همراهانش بر حق بودند و کسانی که با ایشان جنگیدند در تأویلشان بر خطا و در اشتباه بودند و خدا داناتر است. ابوسعید گوید: گواهی می دهم که این حدیث را از رسول خدا شنیدم و گواهی می دهم علی بن ابیطالب با آنها جنگید و من با او بودم که دستور داد آن مرد را پیدا کنند. پس جسد او را یافتند و آوردند، تا به او نگاه کردم دیدم درست آن گونه بود که رسول خدا (ص) فرمودن بود.,ماموستا احمد میکائیلی/ امام جماعت مسجد دارالقرآن بوکان
, ماموستا احمد میکائیلی/ امام جماعت مسجد دارالقرآن بوکان, ماموستا احمد میکائیلی/ امام جماعت مسجد دارالقرآن بوکان,انتهای پیام/
, انتهای پیام/, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه