به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری «دانشجویان بیدار» یادداشت اساتید/ مهرداد کاظمیان؛ چندی پیش، دانشجوی کارشناسی علوم اجتماعی یکی از دانشگاههای استان خراسان شمالی به بنده مراجعه کرد و خواست تا برای پروژه عملی پایان دوران کارشناسیاش، موضوعی جامعهشناختی با توجه به مسائل روز جامعه پیشنهاد دهم. بنده نیز با توجه به مسائل و مشکلات اجتماعی استان، چند محور کلیدی پیشنهاد دادم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,در آن برهه، وضعیت اسفبار اسکان شهروندان در یکی از شهرکهای مسکن مهر استان، بدون هیچگونه زیرساخت فرهنگی، اجتماعی، آموزشی، فراغتی و حتی ابتداییترین نیازهای انسانی چون نیاز به امنیت، آسایش و رفاه، یکی از مسائلی بود که به عنوان یک جامعهشناس ذهن مرا درگیر کرده و به همین خاطر آن را با عنوان ارزیابی تأثیرات اجتماعی اسکان شهروندان در آن شهرک، پیشنهاد دادم.
,ارزیابی تاثیرات اجتماعی (SIA)، حوزهایی در مطالعات اجتماعی بین رشته ای است که به تأثیر پروژههای عمرانی، طرحها و اقدامات توسعهای بر زندگی اجتماعی انسان میپردازد و جزو جدیدترین عرصههای تحقیق و پژوهش میباشد که میتوان آن را با توجه به نیازهای بومی به کار بست.
,دانشجو هنگامی که به استاد راهنمایش که اتفاقا مدیر گروه علوم اجتماعی آن دانشگاه است، مراجعه کرد با این سخنان مواجه شد: «موضوعات پیشنهادی شما اصلا جامعهشناختی نیست، بهتر است موضوعی انتخاب کنید که بشود سریعتر آن را به پایان رساند و چند مقاله علمی- پژوهشی از آن استخراج کرد». این تنها چشمانداز کوچکی از واقعیت تلخ این روزهای آکادمی در سطح استان است.
,استادانی که به مدد مجاهدت و پیگیری دانشجوی تلاشگراشان، که به دنبال جمع کردن کارنامه علمی- پژوهشی (C.V) پربار برای روزهای نیامده سرشار از امید است، ارتقا میگیرند و بر حقوق و رتبه شغلیشان میافزایند.
,اما تنها چیزی که حاصل میشود مشتی کاغذ بدون کاربرد است که بر محیط زیست این روزها کمجانتر از آکادمی بار میشود.
,نکته جالب اینجاست که با این فرمت مقالات و دستورالعمل ارتقاء، اگر مثلا در حوزه علوم اجتماعی، جامعهشناسان بزرگ تاریخ علم الاجتماع در آکادمی ما کرسی داشتند، هیچگاه ارتقا نمییافتند و احتمالا تا آخر عمر مربی و استادیار باقی میماندند و یا منزوی و اخراج میشدند.
,باری، تجربه زیسته در جامعه، ما را به کرات با این پرسش مواجه کرده است که دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و آکادمیک چه کارکردی برای جامعه ایرانی دارد؟ و این پرسش معمولا در کف جامعه این پاسخ را پیش فرض میگیرد که آکادمی در جامعه ایرانی ناکارآمد است.
,امروزه در حوزه سیاستگذاری دانشگاهی کشور، مسألهای با عنوان «کم جانی آکادمیک» مطرح شده است. جامعهشناسانی چون دکتر محمد فاضلی، دکتر محمد رضا طالبان و ... به این مهم پرداخته و شاخصهایی را برای کمجانی دانشگاهی در جامعه ایرانی برشمردهاند که میتوان با اندکی تغییر آنها را در استان خراسان شمالی نیز مشاهده کرد.
,شاخصهای رکود، دلمردگی، ناکارآمدی و کمجانی آکادمیک در نظام دانشگاهی استان را میتوان در چند شاخص و معیار خلاصه کرد:
,1- محیط دانشگاه و کلاسهای درس برای دانشجویان، استادان و حتی کارمندان، برانگیزاننده و مملو از برافروختگی، تحرک و هیجان علمی نیست. در واقع به زبان گزارههای نظری پییر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، میدان و عرصه علمی در حوزه فضای کنشگری دانشگاهی حاکم نگشته است. بدین ترتیب، با ادعایی مناقشهبرانگیز میتوان میدان را در بسیاری از مراکز آموزش عالی استان اصولا غیر آکادمیک دانست.
,2- دروس و مباحث ارائه شده در کلاسهای درس بیشتر از آنکه ریشه در واقعیات و نیازهای به ترتیب اولویت بومی شهرستان، استان و در سطح کلان جامعه ایرانی داشته باشد، در آسمان تئوری، فلسفه و آرمان به پرواز در آمده است.
,3- کنش علمی جدی بین دانشجو، استاد و مسئولین دانشگاه عملا وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد، با واکنشی همراه نیست. جدالهای آکادمیک بیش از آنکه ریشه در مباحث علمی و پژوهشی داشته باشد، به خط مشیهای سیاسی و فعالیتهای غیر علمی معطوف میشود. این در حالی است که رسالت کنشگران آکادمیک ورود به عرصه سیاستگذاری معادل واژه Policy است تا ورود به حوزه سیاست معادل واژه Politic.
,4- نظامهای انگیزش و پاداش برای فعالیتهای علمی مغشوش است و بر مبنای شایستگی واقعی آکادمیک توزیع نمیشود. شاخصهای امتیازدهی ناکارآمد و نادرست، راه را برای ورقبازی و سندسازی علمی، برای ارتقاء فراهم کرده است. بر این مبنا همگان احساس میکنند در حق آنها ظلم شده است هر چند این احساس ریشه در واقعیت نداشته باشد.
,5- مباحث علمی و آکادمیک، در پشت دربهای بسته مطرح میشوند و مناظرات و جدالهای علمی بین استادان و دانشجویان با توجه به مسائل روز جامعه ایران در هیچ میدان علمی استان و در فضای درهم کنش بین آنها مطرح نمیشود.
,6- اولویتهای علمی و پژوهشی در سطح جامعه و بینالملل (مباحثی مانند بحران محیط زیست و آب، خروج از رکود تورمی، امنیت منطقهای و تهدید افراط گرایی، حقوق شهروندی، خانواده و جمعیت، آینده پژوهی پساتوافق و ...) تغییر کرده است اما هیچ نشانی از توجه به آنها در دانشگاههای استان یافت نمیشود.
,7- کنشگران دانشگاه در دام زندان آهنین ماکس وبر یا همان بوروکراسی دست و پاگیر گرفتار آمدهاند و بیشتر به ارتقا شغلی، گرفتن پایه و رشد کمی ابزارهای مورد نیاز آن چون چاپ کتاب، انتشار مقاله و اجرای طرحهای پژوهشی بدون توجه به نیازها و واقعیتهای جامعه فکر میکنند.
,8- دانشجویان از ابتدای ورود به دانشگاه تا فارغالتحصیلی بیشتر به فکر گرفتن مدرک هستند تا اندیشهگری علمی و آکادمیک، ورود به جامعه علمی و فراتر بردن مرزهای دانش.
,9- اتاقهای فکر و کرسیهای آزاداندیشی برگزار نمیشود و اندک جلسات اجراشده نیز بیشتر به منظور تدوین صورتجلسه و ارائه گزارش عملکرد برای مرکز، تشکیل شده است و عملا راهکاری اجرایی از آن حاصل نمیشود.
,10- واگذاری طرحهای پژوهشی، اغلب بدون توجه به شایستگیهای علمی مجری طرح صورت میگیرد و فرایند فراخوان طرحهای پژوهشی، واگذاری طرح به مجری و علل رد سایر طرحهای ارائه شده برای فراخوان، غیرشفاف و ناواضح است.
,شاخصهای فوق، چشماندازی سیاه از وضعیت نظام دانشگاهی به تصویر میکشد که شاید به مذاق خیلیها خوش نیاید. بنده منکر وجود استادان شایسته که قلبشان برای میهن، دین و آرمانهایشان میتپد، نیستم. اما معتقدم ساختار ناسالم به سرعت در حال تکثیر و بازتولید خویش است. گام اول در یافتن راهکار برای برونرفت و خروج از رکود علمی و ناکارآمدی آکادمیک این است، که ابتدا کنشگران حوزه دانشگاهی بپذیرند که آکادمی استان کمجان است.
,بنده به شخصه معتقد هستم که نمیتوان در شناسایی مقصران، نوک پیکان را تماما به سمت دانشگاهیان نشانه گرفت. مجموعه پیچیدهای از عوامل ساختاری، آگاهانه و ناخودآگاه، دست به دست هم دادهاند تا آکادمی کمجان شود.
,بخشیدن جانی دوباره به آکادمی نیازمند شکلگیری گفتمانی آسیبشناسانه و نقدی درون سیستمی در بین کنشگران عرصه آکادمیک استان است. آکادمی استان وضعیت خوبی ندارد و کمجان است؛ پس لطفا بیدار باشید و بیدار بمانید.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه