به بهانه انتخابات اسفند ماه؛

جامعه سیاست زده و سیاست زدگی در انتخابات

جامعه سیاست زده و سیاست زدگی در انتخابات
جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه دوست چندین و چند ساله‌ات را بخاطر مباحث بیهوده و کم‌ارزش سیاسی و به جوابِ یکسان نرسیدن رها کنی و رابطه دوستی‌ات را با او برهم بزنی!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا/توکل چام: جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه وقتی می‌خواهی رأی بدهی،  اصلاً کاری نداری به اینکه طرف قبلاً چه کاره بود و الان  کیست؟ و آیا این حرف‌ها و قمپزهایی که در می‌کند، اصلاً سنخیتی با گذشته و کارنامه‎اش دارد یا نه؟ فقط می‌خواهد رأی بگیرد؟ اصلاً کاری نداری به اینکه آیا توان و لیاقت برعهده گرفتن کاری را دارد یا نه؟ و فقط  چشم  و گوشت را بچسبانی  به دهان یک عدّه فرصت‌ طلب و با خروج اولین اسم از دهان آنها بگویی آهان پس همین!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه وقتی مسئولیتی را عهده‌دار شدی و در مقام تعیین صلاحیت فردی برای پست‌های زیردستی برآمدی، اول در دفترچه خاطرات ذهنت جستجو می‌کنی که آن فرد در آخرین انتخاباتی که گذشت طرفدار چه کسی بود؟! و آیا او طرفدار جریان سیاسی دلخواه تو هست یا نه؟ و اصلاً هم کاری نداشته باشی که سابقه و تجربه و کاردانی آن فرد برای سپردن حق‌الناس به او کافی هست یا نه؟!

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه حتّی وقتی می‌خواهی دانش و آگاهی دینی خود را بیفزایی، سراغ یک سخنران و متفکّر و مبلّغ دینی‌ای بروی که در انتخابات گذشته طرفدار کاندیدای موردپسند تو بوده است و با این تراز بقیه عالمان دینی را حتی اگر در مقام مجتهد و مرجع تقلید باشند با چوب تحجّر و ناآگاهی (به زعم خویش) بزنی و برانی و نهایتاً یک نتیجه کلی بگیری که هر مبلّغ مخالف ما کاسب‌ کار و حکومتی است و دقیقاً هم مشخص نکنی «حکومتی» یعنی چه؟!

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه حتّی وقتی می‌خواهی در مورد خوبی ها و بدی های یک کار هنری و فرهنگی قضاوت کنی و سپس بهترین را برگزینی، بدون توجه به ساختار ، معنا ،مفهوم ، هدف و انگیزه ساخت آن، ابتدا نام سازنده را بپرسی و سپس اگر باز هم آن سازنده از فیلترِ هم‌عقیده سیاسی بودنِ تو گذشت، در نتیجه او یک هنرمند، شاعر، خواننده، بازیگر، کارگردان، نویسنده و حتّی ورزشکارِ تمام عیار و کامل است و مابقی هنرمندِ، شاعرِ، خوانندهِ، بازیگرِ، کارگردانِ، نویسنده‌ی و حتّی ورزشکارِ حکومتی هستند و فاقد صلاحیت برای ارج نهادن و قدرشناسی و حتی دارای صلاحیت برای سرزنش و تهدید و تمسخر و تحقیر و... . فقط یک فرصت به او می‌دهی تا  عقیده سیاسی‌اش را با تو یکی کند و آنگاه یک شبه به بهترین نوع از انواع عناوین ذکر شده در بالا مبدل خواهد شد!

 

 جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه دوست چندین و چند ساله‌ات را بخاطر مباحث بیهوده و کم‌ارزش سیاسی و به جوابِ یکسان نرسیدن رها کنی و رابطه دوستی‌ات را با او برهم بزنی! البته ممکن است «فقط کمی» هوشیار باشی و با دوستت اصلاً درباره مسائل سیاسی صحبت نکنی که مبادا دوستی‌تان مخدوش شود.

بی‌توجه به اینکه خداوند رابطه دوستی را آفرید تا بخشی از نیازهای عاطفی تو را برآورده کند و «سیاست» تنها یک تیتر فرعی برای صحبت است که فقط افراد ضعیف آن را اصل می‌شمرند و یا بخاطر ترس آن را ترک می‌کنند.

 

 جامعه سیاست‌زده احمق یعنی این که حتی در انتخاب همسر هم یکی از ملاک‌های اصلی و اساسی تو اشتراک نظرِ سیاسی باشد! جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه طرف حاکم دائماً به فکر حذف و سانسور طرف مقابل است و نه مباحثه و مذاکره و مناظره؛ منتقد را به چشم مخالف می‌بیند و به هر وسیله ممکن سعی می‌کند تا او را از جلوی پا بردارد و در نتیجه به آسایش و امنیتی برسد تا راحت‌تر بکند آنچه را که نباید بکند.

 

 و البته جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه زمانی که خودت در رأس امور هستی هر مشکلی، هر کمبودی، هر نقصی در امور جاری مملکت تقصیر قبلی‌هاست و تو مظلوم و درمانده از حلّ مشکلات هستی و وقتی حادثه‌ای پیش می‌آید رسانه‌ها را متهم به بزرگ‌نمایی کنی و با سکوت و لبخند و فرافکنی از کنار آن حوادث عبور کنی؛ اما وقتی رقیب تو بر سرِ کار آمد او را دائماً به باد سرزنش و نکوهش بگیری و حتی کارهای مثبت و خدمات او به «مردم» را زیر پونز و سنجاق ته گرد پنهان کنی و فقط برخی از کارهای اشتباهش را در کاغذهای خود نوشته و به جامعه نشان دهی .. آن هم با کلی اکراه. خدا به دادمان برسد.

منبع:سایت خبری آوای ماغر

انتهای پیام/

,

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه وقتی مسئولیتی را عهده‌دار شدی و در مقام تعیین صلاحیت فردی برای پست‌های زیردستی برآمدی، اول در دفترچه خاطرات ذهنت جستجو می‌کنی که آن فرد در آخرین انتخاباتی که گذشت طرفدار چه کسی بود؟! و آیا او طرفدار جریان سیاسی دلخواه تو هست یا نه؟ و اصلاً هم کاری نداشته باشی که سابقه و تجربه و کاردانی آن فرد برای سپردن حق‌الناس به او کافی هست یا نه؟!

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه حتّی وقتی می‌خواهی دانش و آگاهی دینی خود را بیفزایی، سراغ یک سخنران و متفکّر و مبلّغ دینی‌ای بروی که در انتخابات گذشته طرفدار کاندیدای موردپسند تو بوده است و با این تراز بقیه عالمان دینی را حتی اگر در مقام مجتهد و مرجع تقلید باشند با چوب تحجّر و ناآگاهی (به زعم خویش) بزنی و برانی و نهایتاً یک نتیجه کلی بگیری که هر مبلّغ مخالف ما کاسب‌ کار و حکومتی است و دقیقاً هم مشخص نکنی «حکومتی» یعنی چه؟!

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه حتّی وقتی می‌خواهی در مورد خوبی ها و بدی های یک کار هنری و فرهنگی قضاوت کنی و سپس بهترین را برگزینی، بدون توجه به ساختار ، معنا ،مفهوم ، هدف و انگیزه ساخت آن، ابتدا نام سازنده را بپرسی و سپس اگر باز هم آن سازنده از فیلترِ هم‌عقیده سیاسی بودنِ تو گذشت، در نتیجه او یک هنرمند، شاعر، خواننده، بازیگر، کارگردان، نویسنده و حتّی ورزشکارِ تمام عیار و کامل است و مابقی هنرمندِ، شاعرِ، خوانندهِ، بازیگرِ، کارگردانِ، نویسنده‌ی و حتّی ورزشکارِ حکومتی هستند و فاقد صلاحیت برای ارج نهادن و قدرشناسی و حتی دارای صلاحیت برای سرزنش و تهدید و تمسخر و تحقیر و... . فقط یک فرصت به او می‌دهی تا  عقیده سیاسی‌اش را با تو یکی کند و آنگاه یک شبه به بهترین نوع از انواع عناوین ذکر شده در بالا مبدل خواهد شد!

 

 جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه دوست چندین و چند ساله‌ات را بخاطر مباحث بیهوده و کم‌ارزش سیاسی و به جوابِ یکسان نرسیدن رها کنی و رابطه دوستی‌ات را با او برهم بزنی! البته ممکن است «فقط کمی» هوشیار باشی و با دوستت اصلاً درباره مسائل سیاسی صحبت نکنی که مبادا دوستی‌تان مخدوش شود.

بی‌توجه به اینکه خداوند رابطه دوستی را آفرید تا بخشی از نیازهای عاطفی تو را برآورده کند و «سیاست» تنها یک تیتر فرعی برای صحبت است که فقط افراد ضعیف آن را اصل می‌شمرند و یا بخاطر ترس آن را ترک می‌کنند.

 

 جامعه سیاست‌زده احمق یعنی این که حتی در انتخاب همسر هم یکی از ملاک‌های اصلی و اساسی تو اشتراک نظرِ سیاسی باشد! جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه طرف حاکم دائماً به فکر حذف و سانسور طرف مقابل است و نه مباحثه و مذاکره و مناظره؛ منتقد را به چشم مخالف می‌بیند و به هر وسیله ممکن سعی می‌کند تا او را از جلوی پا بردارد و در نتیجه به آسایش و امنیتی برسد تا راحت‌تر بکند آنچه را که نباید بکند.

 

 و البته جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه زمانی که خودت در رأس امور هستی هر مشکلی، هر کمبودی، هر نقصی در امور جاری مملکت تقصیر قبلی‌هاست و تو مظلوم و درمانده از حلّ مشکلات هستی و وقتی حادثه‌ای پیش می‌آید رسانه‌ها را متهم به بزرگ‌نمایی کنی و با سکوت و لبخند و فرافکنی از کنار آن حوادث عبور کنی؛ اما وقتی رقیب تو بر سرِ کار آمد او را دائماً به باد سرزنش و نکوهش بگیری و حتی کارهای مثبت و خدمات او به «مردم» را زیر پونز و سنجاق ته گرد پنهان کنی و فقط برخی از کارهای اشتباهش را در کاغذهای خود نوشته و به جامعه نشان دهی .. آن هم با کلی اکراه. خدا به دادمان برسد.

منبع:سایت خبری آوای ماغر

انتهای پیام/

,

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه وقتی مسئولیتی را عهده‌دار شدی و در مقام تعیین صلاحیت فردی برای پست‌های زیردستی برآمدی، اول در دفترچه خاطرات ذهنت جستجو می‌کنی که آن فرد در آخرین انتخاباتی که گذشت طرفدار چه کسی بود؟! و آیا او طرفدار جریان سیاسی دلخواه تو هست یا نه؟ و اصلاً هم کاری نداشته باشی که سابقه و تجربه و کاردانی آن فرد برای سپردن حق‌الناس به او کافی هست یا نه؟!

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه حتّی وقتی می‌خواهی دانش و آگاهی دینی خود را بیفزایی، سراغ یک سخنران و متفکّر و مبلّغ دینی‌ای بروی که در انتخابات گذشته طرفدار کاندیدای موردپسند تو بوده است و با این تراز بقیه عالمان دینی را حتی اگر در مقام مجتهد و مرجع تقلید باشند با چوب تحجّر و ناآگاهی (به زعم خویش) بزنی و برانی و نهایتاً یک نتیجه کلی بگیری که هر مبلّغ مخالف ما کاسب‌ کار و حکومتی است و دقیقاً هم مشخص نکنی «حکومتی» یعنی چه؟!

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه حتّی وقتی می‌خواهی در مورد خوبی ها و بدی های یک کار هنری و فرهنگی قضاوت کنی و سپس بهترین را برگزینی، بدون توجه به ساختار ، معنا ،مفهوم ، هدف و انگیزه ساخت آن، ابتدا نام سازنده را بپرسی و سپس اگر باز هم آن سازنده از فیلترِ هم‌عقیده سیاسی بودنِ تو گذشت، در نتیجه او یک هنرمند، شاعر، خواننده، بازیگر، کارگردان، نویسنده و حتّی ورزشکارِ تمام عیار و کامل است و مابقی هنرمندِ، شاعرِ، خوانندهِ، بازیگرِ، کارگردانِ، نویسنده‌ی و حتّی ورزشکارِ حکومتی هستند و فاقد صلاحیت برای ارج نهادن و قدرشناسی و حتی دارای صلاحیت برای سرزنش و تهدید و تمسخر و تحقیر و... . فقط یک فرصت به او می‌دهی تا  عقیده سیاسی‌اش را با تو یکی کند و آنگاه یک شبه به بهترین نوع از انواع عناوین ذکر شده در بالا مبدل خواهد شد!

 

 جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه دوست چندین و چند ساله‌ات را بخاطر مباحث بیهوده و کم‌ارزش سیاسی و به جوابِ یکسان نرسیدن رها کنی و رابطه دوستی‌ات را با او برهم بزنی! البته ممکن است «فقط کمی» هوشیار باشی و با دوستت اصلاً درباره مسائل سیاسی صحبت نکنی که مبادا دوستی‌تان مخدوش شود.

بی‌توجه به اینکه خداوند رابطه دوستی را آفرید تا بخشی از نیازهای عاطفی تو را برآورده کند و «سیاست» تنها یک تیتر فرعی برای صحبت است که فقط افراد ضعیف آن را اصل می‌شمرند و یا بخاطر ترس آن را ترک می‌کنند.

 

 جامعه سیاست‌زده احمق یعنی این که حتی در انتخاب همسر هم یکی از ملاک‌های اصلی و اساسی تو اشتراک نظرِ سیاسی باشد! جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه طرف حاکم دائماً به فکر حذف و سانسور طرف مقابل است و نه مباحثه و مذاکره و مناظره؛ منتقد را به چشم مخالف می‌بیند و به هر وسیله ممکن سعی می‌کند تا او را از جلوی پا بردارد و در نتیجه به آسایش و امنیتی برسد تا راحت‌تر بکند آنچه را که نباید بکند.

 

 و البته جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه زمانی که خودت در رأس امور هستی هر مشکلی، هر کمبودی، هر نقصی در امور جاری مملکت تقصیر قبلی‌هاست و تو مظلوم و درمانده از حلّ مشکلات هستی و وقتی حادثه‌ای پیش می‌آید رسانه‌ها را متهم به بزرگ‌نمایی کنی و با سکوت و لبخند و فرافکنی از کنار آن حوادث عبور کنی؛ اما وقتی رقیب تو بر سرِ کار آمد او را دائماً به باد سرزنش و نکوهش بگیری و حتی کارهای مثبت و خدمات او به «مردم» را زیر پونز و سنجاق ته گرد پنهان کنی و فقط برخی از کارهای اشتباهش را در کاغذهای خود نوشته و به جامعه نشان دهی .. آن هم با کلی اکراه. خدا به دادمان برسد.

منبع:سایت خبری آوای ماغر

انتهای پیام/

,

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه وقتی مسئولیتی را عهده‌دار شدی و در مقام تعیین صلاحیت فردی برای پست‌های زیردستی برآمدی، اول در دفترچه خاطرات ذهنت جستجو می‌کنی که آن فرد در آخرین انتخاباتی که گذشت طرفدار چه کسی بود؟! و آیا او طرفدار جریان سیاسی دلخواه تو هست یا نه؟ و اصلاً هم کاری نداشته باشی که سابقه و تجربه و کاردانی آن فرد برای سپردن حق‌الناس به او کافی هست یا نه؟!

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه حتّی وقتی می‌خواهی دانش و آگاهی دینی خود را بیفزایی، سراغ یک سخنران و متفکّر و مبلّغ دینی‌ای بروی که در انتخابات گذشته طرفدار کاندیدای موردپسند تو بوده است و با این تراز بقیه عالمان دینی را حتی اگر در مقام مجتهد و مرجع تقلید باشند با چوب تحجّر و ناآگاهی (به زعم خویش) بزنی و برانی و نهایتاً یک نتیجه کلی بگیری که هر مبلّغ مخالف ما کاسب‌ کار و حکومتی است و دقیقاً هم مشخص نکنی «حکومتی» یعنی چه؟!

 

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه حتّی وقتی می‌خواهی در مورد خوبی ها و بدی های یک کار هنری و فرهنگی قضاوت کنی و سپس بهترین را برگزینی، بدون توجه به ساختار ، معنا ،مفهوم ، هدف و انگیزه ساخت آن، ابتدا نام سازنده را بپرسی و سپس اگر باز هم آن سازنده از فیلترِ هم‌عقیده سیاسی بودنِ تو گذشت، در نتیجه او یک هنرمند، شاعر، خواننده، بازیگر، کارگردان، نویسنده و حتّی ورزشکارِ تمام عیار و کامل است و مابقی هنرمندِ، شاعرِ، خوانندهِ، بازیگرِ، کارگردانِ، نویسنده‌ی و حتّی ورزشکارِ حکومتی هستند و فاقد صلاحیت برای ارج نهادن و قدرشناسی و حتی دارای صلاحیت برای سرزنش و تهدید و تمسخر و تحقیر و... . فقط یک فرصت به او می‌دهی تا  عقیده سیاسی‌اش را با تو یکی کند و آنگاه یک شبه به بهترین نوع از انواع عناوین ذکر شده در بالا مبدل خواهد شد!

 

 جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه دوست چندین و چند ساله‌ات را بخاطر مباحث بیهوده و کم‌ارزش سیاسی و به جوابِ یکسان نرسیدن رها کنی و رابطه دوستی‌ات را با او برهم بزنی! البته ممکن است «فقط کمی» هوشیار باشی و با دوستت اصلاً درباره مسائل سیاسی صحبت نکنی که مبادا دوستی‌تان مخدوش شود.

بی‌توجه به اینکه خداوند رابطه دوستی را آفرید تا بخشی از نیازهای عاطفی تو را برآورده کند و «سیاست» تنها یک تیتر فرعی برای صحبت است که فقط افراد ضعیف آن را اصل می‌شمرند و یا بخاطر ترس آن را ترک می‌کنند.

 

 جامعه سیاست‌زده احمق یعنی این که حتی در انتخاب همسر هم یکی از ملاک‌های اصلی و اساسی تو اشتراک نظرِ سیاسی باشد! جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه طرف حاکم دائماً به فکر حذف و سانسور طرف مقابل است و نه مباحثه و مذاکره و مناظره؛ منتقد را به چشم مخالف می‌بیند و به هر وسیله ممکن سعی می‌کند تا او را از جلوی پا بردارد و در نتیجه به آسایش و امنیتی برسد تا راحت‌تر بکند آنچه را که نباید بکند.

 

 و البته جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه زمانی که خودت در رأس امور هستی هر مشکلی، هر کمبودی، هر نقصی در امور جاری مملکت تقصیر قبلی‌هاست و تو مظلوم و درمانده از حلّ مشکلات هستی و وقتی حادثه‌ای پیش می‌آید رسانه‌ها را متهم به بزرگ‌نمایی کنی و با سکوت و لبخند و فرافکنی از کنار آن حوادث عبور کنی؛ اما وقتی رقیب تو بر سرِ کار آمد او را دائماً به باد سرزنش و نکوهش بگیری و حتی کارهای مثبت و خدمات او به «مردم» را زیر پونز و سنجاق ته گرد پنهان کنی و فقط برخی از کارهای اشتباهش را در کاغذهای خود نوشته و به جامعه نشان دهی .. آن هم با کلی اکراه. خدا به دادمان برسد.

منبع:سایت خبری آوای ماغر

انتهای پیام/

,

 

,

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه وقتی مسئولیتی را عهده‌دار شدی و در مقام تعیین صلاحیت فردی برای پست‌های زیردستی برآمدی، اول در دفترچه خاطرات ذهنت جستجو می‌کنی که آن فرد در آخرین انتخاباتی که گذشت طرفدار چه کسی بود؟! و آیا او طرفدار جریان سیاسی دلخواه تو هست یا نه؟ و اصلاً هم کاری نداشته باشی که سابقه و تجربه و کاردانی آن فرد برای سپردن حق‌الناس به او کافی هست یا نه؟!

,

 

,

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه حتّی وقتی می‌خواهی دانش و آگاهی دینی خود را بیفزایی، سراغ یک سخنران و متفکّر و مبلّغ دینی‌ای بروی که در انتخابات گذشته طرفدار کاندیدای موردپسند تو بوده است و با این تراز بقیه عالمان دینی را حتی اگر در مقام مجتهد و مرجع تقلید باشند با چوب تحجّر و ناآگاهی (به زعم خویش) بزنی و برانی و نهایتاً یک نتیجه کلی بگیری که هر مبلّغ مخالف ما کاسب‌ کار و حکومتی است و دقیقاً هم مشخص نکنی «حکومتی» یعنی چه؟!

,

 

,

جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه حتّی وقتی می‌خواهی در مورد خوبی ها و بدی های یک کار هنری و فرهنگی قضاوت کنی و سپس بهترین را برگزینی، بدون توجه به ساختار ، معنا ،مفهوم ، هدف و انگیزه ساخت آن، ابتدا نام سازنده را بپرسی و سپس اگر باز هم آن سازنده از فیلترِ هم‌عقیده سیاسی بودنِ تو گذشت، در نتیجه او یک هنرمند، شاعر، خواننده، بازیگر، کارگردان، نویسنده و حتّی ورزشکارِ تمام عیار و کامل است و مابقی هنرمندِ، شاعرِ، خوانندهِ، بازیگرِ، کارگردانِ، نویسنده‌ی و حتّی ورزشکارِ حکومتی هستند و فاقد صلاحیت برای ارج نهادن و قدرشناسی و حتی دارای صلاحیت برای سرزنش و تهدید و تمسخر و تحقیر و... . فقط یک فرصت به او می‌دهی تا  عقیده سیاسی‌اش را با تو یکی کند و آنگاه یک شبه به بهترین نوع از انواع عناوین ذکر شده در بالا مبدل خواهد شد!

,

 

,

 جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه دوست چندین و چند ساله‌ات را بخاطر مباحث بیهوده و کم‌ارزش سیاسی و به جوابِ یکسان نرسیدن رها کنی و رابطه دوستی‌ات را با او برهم بزنی! البته ممکن است «فقط کمی» هوشیار باشی و با دوستت اصلاً درباره مسائل سیاسی صحبت نکنی که مبادا دوستی‌تان مخدوش شود.

,

بی‌توجه به اینکه خداوند رابطه دوستی را آفرید تا بخشی از نیازهای عاطفی تو را برآورده کند و «سیاست» تنها یک تیتر فرعی برای صحبت است که فقط افراد ضعیف آن را اصل می‌شمرند و یا بخاطر ترس آن را ترک می‌کنند.

,

 

,

 جامعه سیاست‌زده احمق یعنی این که حتی در انتخاب همسر هم یکی از ملاک‌های اصلی و اساسی تو اشتراک نظرِ سیاسی باشد! جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه طرف حاکم دائماً به فکر حذف و سانسور طرف مقابل است و نه مباحثه و مذاکره و مناظره؛ منتقد را به چشم مخالف می‌بیند و به هر وسیله ممکن سعی می‌کند تا او را از جلوی پا بردارد و در نتیجه به آسایش و امنیتی برسد تا راحت‌تر بکند آنچه را که نباید بکند.

,

 

,

 و البته جامعه سیاست‌زده یعنی اینکه زمانی که خودت در رأس امور هستی هر مشکلی، هر کمبودی، هر نقصی در امور جاری مملکت تقصیر قبلی‌هاست و تو مظلوم و درمانده از حلّ مشکلات هستی و وقتی حادثه‌ای پیش می‌آید رسانه‌ها را متهم به بزرگ‌نمایی کنی و با سکوت و لبخند و فرافکنی از کنار آن حوادث عبور کنی؛ اما وقتی رقیب تو بر سرِ کار آمد او را دائماً به باد سرزنش و نکوهش بگیری و حتی کارهای مثبت و خدمات او به «مردم» را زیر پونز و سنجاق ته گرد پنهان کنی و فقط برخی از کارهای اشتباهش را در کاغذهای خود نوشته و به جامعه نشان دهی .. آن هم با کلی اکراه. خدا به دادمان برسد.

,

منبع:سایت خبری آوای ماغر

, آوای ماغر,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه