وبلاگهای بصیرتی سرپلذهاب:
از تجلی قدرت خدا تا معرفی شهید راه بصیرت
وبلاگهای بصیرتی شهرستان سرپلذهاب هریک به حمایت از حماسه نهم دیماه پرداخته که از معرفی این حرکت عظیم به عنوان تجلی قدرت خداوند تا معرفی شهیدراه بصیرت درآنها مشاهده می شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بازی دراز، وبلاگهای بصیرتی شهرستان سرپلذهاب هریک به حمایت از حماسه نهم دیماه پرداخته که از معرفی این حرکت عظیم به عنوان تجلی قدرت خداوند تا معرفی شهیدراه بصیرت درآنها مشاهده می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بازی دراز,پوستر/9دی، تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار
, پوستر/9دی، تجلی قدرت خدا و حرکتی ماندگار ,

, ,
در قضیهی ۹ دی سال ۸۸ یک نکته اساسی است و آن نکته برمیگردد به هویت انقلاب و ماهیت انقلاب. یعنی همان روحی که حاکم بود بر اصل انقلاب ما و آن حضور عظیم بینظیر تاریخی در سال ۵۷، همان روح در ماجرای ۹ دی نشان داده شد؛ کمااینکه در قضایای گوناگون دیگر هم نشان داده شده، لیکن در ۹ دی به شکل بارزی نشان داده شد؛ به طوری که جای انکار و تردید و تامل برای هیچ کس از بدخواهان و دوستان و دشمنان و دیگران باقی نگذارد. آن روح چه بود؟ روح دیانت حاکم بر دلهای مردم بود. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱
,یکی از خصوصیات دیگری که در حادثهی ۹ دی هست، که باز آن را کاملا به حوادث انقلاب نزدیک میکند، مسئلهی عاشوراست. یعنی در حوادث اول انقلاب هم محرم پیش آمد و امام آن نکتهی عظیم عجیب تاریخی را بیان کردند: «ماهی که خون بر شمشیر پیروز است». این حرف کوچکی نیست: پیروزی خون بر شمشیر. ماها عادت کردهایم، این حرفها را هی تکرار میکنیم؛ کانه عمقش گاهی از یادمان میرود. خون بر شمشیر پیروز میشود، مظلوم بر ظالم فائق میآید، کشته بر کشنده فائق میآید؛ این همان چیزی است که در عاشورا پیش آمد. امام این را در محرم سال ۵۷ مطرح کردند، در قضیهی ۹ دی هم باز پای امام حسین در میان بود، پای عاشورا در میان بود. اگر آن حرکات سخیف و در واقع گریهآور از سوی این گروههای ایضا سخیف، در عاشورا پیش نمیآمد، این حرکت عظیم و این تحرک عمومی مردم معلوم نبود به این شکل به وجود بیاید. اینجا هم پای عاشورا در میان بود. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱
,بعد از اهانتی که در روز عاشورای سال ۸۸ به وسیلهی یک عده تحریک شده نسبت به امام حسین انجام گرفت، دو روز فاصله نشد که مردم در روز ۹ دی توی خیابانها آمدند و موضع صریح خودشان را علنی ابراز کردند. دستهای دشمن و تبلیغات دشمن نه فقط نتوانسته مردم را از احساسات دینی عقب بنشاند، بلکه روزبهروز این احساسات تندتر و این معرفت عمیقتر شده است. ۱۳۸۹/۰۷/۲۷
,,
به نقل از وبلاگ روزشمار:
,صد خاطره از شور رشادت داریم از قافله ی عشق حکایت داریم
, صد خاطره از شور رشادت داریم از قافله ی عشق حکایت داریم ,

صد خاطره از شور رشادت داریم
از قافله ی عشق حکایت داریم
روز ۹دی جهانیان فهمیدند
نسبت به امام خویش، غیرت داریم
آتش زدن پرچم ارباب "حسین"
داغی ست که تا روز قیامت داریم
مدیون دعای حضرت زهراییم
اینگونه اگر عشق به هیأت داریم
جمهوری_زهرایی ما پابرجاست
وقتی که به دل نور بصیرت داریم
تا کور شود هرآنکه نتواند دید
صد شکر که نعمت ولایت داریم
از یُمن وجود حضرت سیّد_علی ست
امروز اگر اینهمه عزّت داریم
پروانه صفت دور سرش می گردیم
از بس که به ساحتش ارادت داریم
بارهبر خویش روزی، ان شاالله
تا کربلا ... عزم زیارت داریم
ما وارث جبهه های شور و شوقیم
عمریست همه عشق شهادت داریم
جز فیض ظهور قائم آل الله (ص)
در بین دعا دگر چه حاجت داریم؟
ای کاش که انتظارها سَر برسد
از مشرق نور... عشق ِ حیدر برسد
به نقل از وبلاگ اجتماعی:
فتنه و مهره های دشمن

یکی از خیانتهای فتنه گران تکمیل پازل طراحی شده ی آمریکا بود!
این مهره های آمریکایی باعث شدند تا دشمن در کنار تهدیدات نظامی، با آشوب و اخلال، وضعیت کشور را بحرانی کنند.
به نقل از وبلاگ ماهک:

مردم ما در مقابلهی با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دی در سرتاسر کشور مشت محکمی به دهان فتنهگران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلی معنا دارد؛ این نشانهی این است که این مردم بیدارند، هشیارند.
به نقل از وبلاگ ساقی:

ما فرو خورده هر طوفانیم
آماده دفع خار از این میدانیم
تنها به اشارتی ز رهبر کافیست
تا ریشه هرچه فتنه را خشکانیم
به نقل از وبلاگ یاس سپید:

شهید عبدالحمید دیالمه در اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در تهران به دنیا آمد. پس از دوره متوسطه سه سال در خدمت مدرسین حوزه علمیه قم و نظرات دکتر شریعتی بود. او با زمینه های مختلف از جمله علوم مختلف اسلامی، عرفان، فلسفه و منطق نزد استاد شهید مطهری آشنا شد و علوم جدید را در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد ادامه داد.
و در این دانشگاه اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود. و برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه گذاری کرد جلسات سخنرانی خود را تحت عنوان «صراط مستقیم» شروع کرد. که در خلال این حرکت اعتقادی بارها توسط ساواک دستگیر شد. او پس از اتمام تحصیل به تهران آمد و مجمع احیاء تفکرات شیعی را تأسیس کرد. وی در سن ۲۶ سالگی به عنوان نماینده مردم مشهد به مجلس راه یافت و عضو کمیسیون امور شوراها شد.
وی به زبان های انگلیسی، عربی و فرانسوی مسلط بود. او از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر مشاهده کرد و به قصد افشاگری به تهران آمد و در روزنامه انقلاب اسلامی تحصن اختیار کرد و جریان بنی صدر را بر ملاء نمود و او را به مناظره دعوت کرد و خط لیبرالیسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود باز شکافت.
تولد:
۴ اردیبهشت ۱۳۳۳ در تهران در خانوادهای مذهبی.
– مرحوم دکتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید
فرزندش عبدالحمید (که وحید صدایش میکردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصههای سیاسی و انقلابی آشنا شود. در آن
جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته میشد؛ افرادی همچون شهید دکتر بهشتی و مهندس بازرگان.
– پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشکیل سازمان پزشکی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه
را مدیریت مینمود که این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت.
تحصیلات:- پس از طی دوره دبستان ، آغاز دوره متوسطه در دبیرستان هدف شماره ۳ / اخذ دیپلم طبیعی و شروع تحصیل علوم حوزوی. (تصاویر دوران تحصیل را در بخش تصاویر ،
ملاحظه بفرمایید.)
– سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت.
– سال ۱۳۵۲ به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد.
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید
فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .
فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:- در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراض آمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.) فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .

فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:
– در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراضآمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)

تبیین تبیین جهان
با انتشار اوّلین کتابهای جدید ایدئولوژیک منافقین تحت عنوان «تبیین جهان» نوشته مسعود رجوی، شهید دیالمه نیز سلسله سخنرانیهای نقّادانه خود را با عنوان «تبیینِ تبیین جهان» در آمفیتئاتر رازی دانشگاه پزشکی مشهد، آغاز کرد که از همان ابتدا با تهدیدهای منافقین روبرو شد. او قبل از شروع اولین جلسه که با تهدید به ترور توسط منافقین مواجه شده بود، به امید آگاهی بخشی به جوانان و دانشجویان، بدون توجه به این تهدیدات، رسالت افشاگرانه خود را نسبت به خط التقاط، پرشورتر از قبل دنبال نمود و در آغاز کلام خطاب به تهدیدکنندگان گفت: «از چنین پیامی که شما دادید و این لیاقت را در خودم نمیدیدم، بسیار خرسندم!… مگر زمانیکه شما در چهره گروههای مختلف آنهایی که حیات و هستی حوزههای علمیه ما به آنها بستگیداشت، بهزعم خود از سر راه برداشتید، درد شما درمان شد؟ … و آیا هنوز برای شما روشن نشده است که هرچه شما بیشتر و بیشتر در این مسیر حرکت کنید، برننگتان افزوده میشود؟ … و تاسفم برای شماست که الان صدای مرا میشنوید و تاسف بیشترم برای سرانتان که هنوز عبرت نگرفتهاند.»
به نقل از دوستان و همراهان شهید و نوار اولین جلسه «تبیینِ تبیین جهان»
نعل وارونه!
شهید دیالمه در روز ۱۵/۱۲/۵۹ یعنی فردای روز سخنرانی بنیصدر در دانشگاه تهران و برپایی غائله ۱۴اسفند، در مهدیه تهران در میان جمعیتی که به شدت نسبت به آن شهید ابراز احساسات می کرد در سخنرانی خود با عنوان «مصدق از حمایت تا خیانت» گفت: « … دستهایی در کارند تا وحدت ابوموسی اشعری را به جای وحدت علی علیهالسلام به مردم قالب کنند. این بود که بر آن شدم تا مطالبی را در کمال اختصار با شما در میان بگذارم. برادران در لحظات بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفتهایم، حساس و خطرناک همچون میدانهایی از مواد منفجره که با جرقهای کوچک آتش میگیرند و شیاطین برآنند تا با ژستهای آزادیخواهانه قلابی تا آنجا که میتوانند بر میزان شعلهوری محیط بیفزایند،… اما آنچه که ما از ابتدای انقلاب فاقد آن بودیم و چوب آن را میخوریم این است که افراد را درست نمیشناختیم و آگاهی از مواضع آنان نداشتیم و همین امر باعث شد که اسلامشناسان اروپایی بر مبنای آزادیهای غلط غربی آنچه را خواستند به خورد این ملت دادند و سعی نمودند مسلمانان مؤمن را با برچسب های گوناگون از میدان بهدر نمایند.
میدانید چماقداری از ما و اسلام نبود، ما بهعنوان مسلمان استدلال و منطق داریم، چماقداری از آن نیروهای چپ و راستی برای فرود آوردن چماقشان بر سر این ملت فراهم آورند ظاهرا خود را ضد چماق معرفی کردند و الاّ چه زمانی ما حرف حساب را نشنیدهایم؟ چه زمانی از «بحث آزاد» فرار کردهایم که امروز آنها به خود اجازه میدهند فریاد برآورند که ما اهل بحث آزادیم و بقیه زور میگویند. اگر بنده و شما آگاه باشیم خوب میفهمیم که چرا اینگونه میگویند و عمل میکنند، چرا یکباره اسامی نیروهای مرتجع داخلی و خارجی عوض میشود و میشوند انقلابی!! پیشتاز! مجاهد! مبارز! پیشگام؟! و در مقابل همه نیروهایی که در این سمت قرار دادند و حرکت را ایجاد کردهاند، میشوند نیروهای مرتجع، انحصارطلب و دُگم و از این قبیل، این همان شیوه همیشگی و مرسوم تاریخ است که اصطلاحا معروف است به «نعل وارونه» …. سالیان درازی است که برای ممالک اسلامی طراحی کردهاند و برنامههای آن توسط صهیونیسم بینالملل مدون گردیده است، خطرناکترین آنها حرکتی است که بهوسیله مستشرقین درجوامع اسلامی ایجاد گردیده تا اسلام را آنگونه که مایلند معرفی نمایند و شرایطی را فراهم کنند که محتوای اسلام از دست رفته و تنها اسمی از آن بر جای بماند، به همین منظور متخصصین جامعه شناسی وعلوم اجتماعی و اقتصاد اسلامی! و اسلام شناسی! ساختند و به جامعه های ما روانه کردند تا در ذهن ما از اسلام، یک فرهنگ ، یک انقلاب، یک تمدن بسازند و تا آنجا پیش آمدند که امروز در ذهن اکثریت نسل جوان ما اسلام نه به عنوان یک دین الهی و رهبری اش نه به عنوان یک رهبری الهی، که اسلام به عنوان یک تمدن و پیامبر به عنوان یک انقلابی ترسیم گردیده است. پیامبر می شود انقلابی تا در قدمهای بعدی بتوانند او را در کنار چهگوارا، مارکس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حرکتی بشود همچون انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و چهرههای اسلامی از علی علیهالسلام گرفته تا فاطمه سلاماللهعلیها و زینب و ابوذر و سلمان و … هر یک به نوعی تغییر یابند. صهیونیسم بینالملل برای پیادهنمودن طرحهای خود سازمانها و گروههای مرموزی را تشکیل داده که یکی از آنها در تحقق بخشیدن به آرمانهای صهیونیسم لژهای فراماسونری است… و مردم ما اصلا آگاهی نداشتهاند که اینها کی هستند.»
بعد از این سخنرانی کم کم شعار « بنیصدر ، دیالمه، بحث آزاد پیش همه » زبانزد بسیاری از جوانان مسلمان شد و بر برخی دیوارهای شهرهای تهران و مشهد نیز نقش بست. بنیصدر که تبلیغات بحث آزادش بسیار فراگیر شده بود با توجه به شناختی که نسبت به این جوان برومند مکتب تشیع و «هشام زمانه» داشت صلاح ندانست خود را درگیر چنین بحثی کند. با نخست وزیری شهید رجایی و شناخت او نسبت به دیالمه، شهید رجایی او را به عنوان اولین گزینه برای پست وزارت خارجه در نظر گرفته بود؛ چرا که او ضمن تحصیلات دانشگاهی و حوزوی مسلط به زبانهای انگلیسی و عربی نیز بود و تا حدودی با زبان فرانسه نیز آشنایی داشت. شهید دیالمه پس از این پیشنهاد شهید رجایی مطلب را با دوستان و شاگردانش در میان گذاشت و در نهایت تصمیم گرفت آن را نپذیرد؛ چرا که قبول این پیشنهاد او را از فعالیتهای فرهنگیاش این بار به عنوان نماینده مردم و در جهت آگاه ساختن مردم باز میداشت.
در مجلس نیز با توجه به حساسیت امور شوراها و مانور گروههای مختلف درمورد آن و آگاهیهای شهید در مورد آن، در کمیسیون مربوط به امور شوراها به فعالیت پرداخت.
واقعه هفتم تیر و شهدای مجلس شورای اسلامی
یک روز پس از سوءقصد به جان آیت ا… خامنهای در ششم تیر ماه ۱۳۶۰، در ساعت ۲۰ و۳۰ دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.
نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعدهی الهی میداد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث دربارهی تورم بود، اما عدهای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاستجمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را بهبازی بگیرند. تلاشکنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را بهبازی نمیگیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیرهکننده و صدایی مهیب برخاست و در کمتر از یک ثانیه، از سالن جلسات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند.
وضعیت کشور پس از این حادثه خیلی سخت بود. مجلس در مرز سقوط از نظر عدد قانونی قرار گرفت. رئیس شورای عالی قضایی، دکتر بهشتی به شهادت رسیده بود و شورای ریاست جمهوری که پس از عزل بنیصدر تشکیل شد نیز مهمترین عضوش را از دست داد. چهار عضو فعال کابینه و چند تن معاون وزیر هم در میان آنان بودند. حزب جمهوری که محور تنظیم امور کشور بود، هفت عضو شورای مرکزی و دبیرکلش را در یک لحظه از دست داده بود. شورای عالی دفاع، با عزل رئیس جمهور، شهادت دکتر چمران، دکتر بهشتی و نیز با وضعیت جسمانی آیت ا… خامنهای حال و روز خوبی نداشت.
انفجار دفتر مرکزی جمهوری اسلامی در تهران و شهادت ۷۲ تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب، عکسالعمل استکبار جهانی و عوامل داخل آنها در قبال برکناری بنیصدر و حذف ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسئولین نظام اسلامی بود. عامل بمبگذاری، منافق نفوذی به نام محمّدرضا کلاهی بود که خود جزء نیروهای خدماتی حزب بهحساب میآمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد. عوامل این حادثه بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئولان عالی رتبه، اوضاع کشور به هم میریزد و انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت.
اما با امداد الهی و با حضور معدود مردان سیاسی در کنار رهبر انقلاب، اوضاع سیاسی کشور دوباره کمی سامان گرفت و این روز به خاطر شهید بهشتی، مرد شماره اول پس از رهبر انقلاب که رئیس قوه قضائیه بود، روز قضائیه نامگذاری شد.
نظر شهید دیالمه در خصوص میر حسین موسوی
همین الآن افرادی کاندیدا هستن برای بعضی از وزارت خانه ها که به اعتقاد من خط فکریشون درست نیست ولی متأسفانه کاری نمی توانم بکنم فقط می توانم یک رأی مخالف بهشون بدم و یکی از نمونه هاش جناب آقای سید(میر)حسین موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی.
اعتقاد به این است که خط فکری او خط فکری جنبش مسلمان مبارز و پیمان و غیره می باشد، البته نمی خواهم بگویم که عضو آن سازمان، گروه و چه هست ولی جهت فکریش همونه و اگر رجوع بکنید به روزنامه ها می بینید در خیلی از جاهاش این خط مشی رو طی می کند در حالی که من روزنامه و اینارو من از دید حزب نمی بینم بلکه من اینارو فقط از پایگاه ایشون می بینم و الا اینارو هیچ کدوم را به حساب حزب نمی گذارم و نه به عنوان نیروهای مومن، معتقد، مخلصی که در حزب هستند بلکه شخصاً به نام ایشون می گذارم.
و با توجه به موضع گیری هایی که در روزنامه ایشون مطرح شده برای مثال ویژه نامه ای برای تختی چاپ می کنه، برای مصدق مطلب چاپ می کند، اما حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.
بروید ببینید در روزنامه های اون زمان رو اگر یک خط حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی قبل و بعد از سالگرد ایشان در این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم، اما ویژه نامه هایی درباره تختی چاپ می کنه در حالی که تختی فقط جزو جبهه ملی بوده و یک کشتی گیر بود والله شما به خاطر کشتی گیر بودنش از او مقاله چاپ می کنید و نه فقط به خاطر جبهه ملی بودنش زیاد از او صحبت و مقاله چاپ می کنید و الا تختی هم همانند صدها هزار نفر کشتی گیر دیگر مانند سید عباسی، حبیبی و غیره داشتیم، چرا اونارو مطرحشون نمی کنن، چرا برای اونا ویژه نامه چاپ نمی کنن
پس حتماً به خاطر باند جبهه ملی شون بوده است، تجلیل هایی از مصدق می کنن، بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد مقاله ای علیه ایشون رو کدام روزنامه نوشت همین روزنامه جمهوری اسلامی که به اسم خیابان مصدق نوشت و شدیداً آن را کوبید و حتی یک شب که من در جایی صحبت می کردم تمامی این حرف ها را گفتم که بعد از صحبت های من آقای موسوی برای دفاع از خود بلند شد و گفت ما اینا رو نمی پذیریم به دلیل اینکه نمی خواهیم شیوه های آسیب پذیری و کمونیستی رو در ایران ایجاد بکنیم.
البته لفظ را اشتباه به کار می برد اما من برداشتی را که از گفتن این مطلب بیان کرد عرض می نمایم برداشت ایشان این بود که در شیوه های کمونیستی که ما یک چیزی رو که در سابق اتفاق افتاده و در تاریخ مجدداً بیایم دنبال گیری کنیم و در موارد فعلی به آن تجسم بدهیم و بزرگش کنیم، مثلاً اگر کاشانی یا مصدقی آن زمان بود حالا بیاییم الآن هم یک مصدق و کاشانی بسازیم. البته سابقه های مکرر هم درگروه های منفی داشته از جمله بودنش در گروه نخشب که جزو بافت او بوده است و با پیمان و سامی در این باند نخشب بودند که بعد از مدتی از هم جدا شدند که پیمان گروه جنبش مسلمانان را درست کرد و سامی گروه جاما را درست کرد ولی آقای موسوی به ظاهر می فرماید که من یک آدم مستقل هستم و در واقع همون شیوه فکری رو امروز داره و به اعتقاد من در داخل روزنامه هم دقیقاً این شیوه فکری رو اعمال کرده و برای مثال از نماینده های عضو جنبش مسلمان مصاحبه کرده و مقاله های بلند بالایی در صفحه اول با تیتر درشت در مورد قضیه تالبوت نوشته و عکس های مختلفی را در اندازه های مختلف در این مورد به چاپ رسانده و حتی یک بار عکس پیمان را در صفحه اول جمهوری اسلامی چاپ می کند.

صد خاطره از شور رشادت داریم
از قافله ی عشق حکایت داریم
روز ۹دی جهانیان فهمیدند
نسبت به امام خویش، غیرت داریم
آتش زدن پرچم ارباب "حسین"
داغی ست که تا روز قیامت داریم
مدیون دعای حضرت زهراییم
اینگونه اگر عشق به هیأت داریم
جمهوری_زهرایی ما پابرجاست
وقتی که به دل نور بصیرت داریم
تا کور شود هرآنکه نتواند دید
صد شکر که نعمت ولایت داریم
از یُمن وجود حضرت سیّد_علی ست
امروز اگر اینهمه عزّت داریم
پروانه صفت دور سرش می گردیم
از بس که به ساحتش ارادت داریم
بارهبر خویش روزی، ان شاالله
تا کربلا ... عزم زیارت داریم
ما وارث جبهه های شور و شوقیم
عمریست همه عشق شهادت داریم
جز فیض ظهور قائم آل الله (ص)
در بین دعا دگر چه حاجت داریم؟
ای کاش که انتظارها سَر برسد
از مشرق نور... عشق ِ حیدر برسد
به نقل از وبلاگ اجتماعی:
فتنه و مهره های دشمن

یکی از خیانتهای فتنه گران تکمیل پازل طراحی شده ی آمریکا بود!
این مهره های آمریکایی باعث شدند تا دشمن در کنار تهدیدات نظامی، با آشوب و اخلال، وضعیت کشور را بحرانی کنند.
به نقل از وبلاگ ماهک:

مردم ما در مقابلهی با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دی در سرتاسر کشور مشت محکمی به دهان فتنهگران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلی معنا دارد؛ این نشانهی این است که این مردم بیدارند، هشیارند.
به نقل از وبلاگ ساقی:

ما فرو خورده هر طوفانیم
آماده دفع خار از این میدانیم
تنها به اشارتی ز رهبر کافیست
تا ریشه هرچه فتنه را خشکانیم
به نقل از وبلاگ یاس سپید:

شهید عبدالحمید دیالمه در اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در تهران به دنیا آمد. پس از دوره متوسطه سه سال در خدمت مدرسین حوزه علمیه قم و نظرات دکتر شریعتی بود. او با زمینه های مختلف از جمله علوم مختلف اسلامی، عرفان، فلسفه و منطق نزد استاد شهید مطهری آشنا شد و علوم جدید را در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد ادامه داد.
و در این دانشگاه اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود. و برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه گذاری کرد جلسات سخنرانی خود را تحت عنوان «صراط مستقیم» شروع کرد. که در خلال این حرکت اعتقادی بارها توسط ساواک دستگیر شد. او پس از اتمام تحصیل به تهران آمد و مجمع احیاء تفکرات شیعی را تأسیس کرد. وی در سن ۲۶ سالگی به عنوان نماینده مردم مشهد به مجلس راه یافت و عضو کمیسیون امور شوراها شد.
وی به زبان های انگلیسی، عربی و فرانسوی مسلط بود. او از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر مشاهده کرد و به قصد افشاگری به تهران آمد و در روزنامه انقلاب اسلامی تحصن اختیار کرد و جریان بنی صدر را بر ملاء نمود و او را به مناظره دعوت کرد و خط لیبرالیسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود باز شکافت.
تولد:
۴ اردیبهشت ۱۳۳۳ در تهران در خانوادهای مذهبی.
– مرحوم دکتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید
فرزندش عبدالحمید (که وحید صدایش میکردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصههای سیاسی و انقلابی آشنا شود. در آن
جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته میشد؛ افرادی همچون شهید دکتر بهشتی و مهندس بازرگان.
– پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشکیل سازمان پزشکی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه
را مدیریت مینمود که این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت.
تحصیلات:- پس از طی دوره دبستان ، آغاز دوره متوسطه در دبیرستان هدف شماره ۳ / اخذ دیپلم طبیعی و شروع تحصیل علوم حوزوی. (تصاویر دوران تحصیل را در بخش تصاویر ،
ملاحظه بفرمایید.)
– سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت.
– سال ۱۳۵۲ به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد.
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید
فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .
فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:- در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراض آمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.) فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .

فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:
– در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراضآمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)

تبیین تبیین جهان
با انتشار اوّلین کتابهای جدید ایدئولوژیک منافقین تحت عنوان «تبیین جهان» نوشته مسعود رجوی، شهید دیالمه نیز سلسله سخنرانیهای نقّادانه خود را با عنوان «تبیینِ تبیین جهان» در آمفیتئاتر رازی دانشگاه پزشکی مشهد، آغاز کرد که از همان ابتدا با تهدیدهای منافقین روبرو شد. او قبل از شروع اولین جلسه که با تهدید به ترور توسط منافقین مواجه شده بود، به امید آگاهی بخشی به جوانان و دانشجویان، بدون توجه به این تهدیدات، رسالت افشاگرانه خود را نسبت به خط التقاط، پرشورتر از قبل دنبال نمود و در آغاز کلام خطاب به تهدیدکنندگان گفت: «از چنین پیامی که شما دادید و این لیاقت را در خودم نمیدیدم، بسیار خرسندم!… مگر زمانیکه شما در چهره گروههای مختلف آنهایی که حیات و هستی حوزههای علمیه ما به آنها بستگیداشت، بهزعم خود از سر راه برداشتید، درد شما درمان شد؟ … و آیا هنوز برای شما روشن نشده است که هرچه شما بیشتر و بیشتر در این مسیر حرکت کنید، برننگتان افزوده میشود؟ … و تاسفم برای شماست که الان صدای مرا میشنوید و تاسف بیشترم برای سرانتان که هنوز عبرت نگرفتهاند.»
به نقل از دوستان و همراهان شهید و نوار اولین جلسه «تبیینِ تبیین جهان»
نعل وارونه!
شهید دیالمه در روز ۱۵/۱۲/۵۹ یعنی فردای روز سخنرانی بنیصدر در دانشگاه تهران و برپایی غائله ۱۴اسفند، در مهدیه تهران در میان جمعیتی که به شدت نسبت به آن شهید ابراز احساسات می کرد در سخنرانی خود با عنوان «مصدق از حمایت تا خیانت» گفت: « … دستهایی در کارند تا وحدت ابوموسی اشعری را به جای وحدت علی علیهالسلام به مردم قالب کنند. این بود که بر آن شدم تا مطالبی را در کمال اختصار با شما در میان بگذارم. برادران در لحظات بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفتهایم، حساس و خطرناک همچون میدانهایی از مواد منفجره که با جرقهای کوچک آتش میگیرند و شیاطین برآنند تا با ژستهای آزادیخواهانه قلابی تا آنجا که میتوانند بر میزان شعلهوری محیط بیفزایند،… اما آنچه که ما از ابتدای انقلاب فاقد آن بودیم و چوب آن را میخوریم این است که افراد را درست نمیشناختیم و آگاهی از مواضع آنان نداشتیم و همین امر باعث شد که اسلامشناسان اروپایی بر مبنای آزادیهای غلط غربی آنچه را خواستند به خورد این ملت دادند و سعی نمودند مسلمانان مؤمن را با برچسب های گوناگون از میدان بهدر نمایند.
میدانید چماقداری از ما و اسلام نبود، ما بهعنوان مسلمان استدلال و منطق داریم، چماقداری از آن نیروهای چپ و راستی برای فرود آوردن چماقشان بر سر این ملت فراهم آورند ظاهرا خود را ضد چماق معرفی کردند و الاّ چه زمانی ما حرف حساب را نشنیدهایم؟ چه زمانی از «بحث آزاد» فرار کردهایم که امروز آنها به خود اجازه میدهند فریاد برآورند که ما اهل بحث آزادیم و بقیه زور میگویند. اگر بنده و شما آگاه باشیم خوب میفهمیم که چرا اینگونه میگویند و عمل میکنند، چرا یکباره اسامی نیروهای مرتجع داخلی و خارجی عوض میشود و میشوند انقلابی!! پیشتاز! مجاهد! مبارز! پیشگام؟! و در مقابل همه نیروهایی که در این سمت قرار دادند و حرکت را ایجاد کردهاند، میشوند نیروهای مرتجع، انحصارطلب و دُگم و از این قبیل، این همان شیوه همیشگی و مرسوم تاریخ است که اصطلاحا معروف است به «نعل وارونه» …. سالیان درازی است که برای ممالک اسلامی طراحی کردهاند و برنامههای آن توسط صهیونیسم بینالملل مدون گردیده است، خطرناکترین آنها حرکتی است که بهوسیله مستشرقین درجوامع اسلامی ایجاد گردیده تا اسلام را آنگونه که مایلند معرفی نمایند و شرایطی را فراهم کنند که محتوای اسلام از دست رفته و تنها اسمی از آن بر جای بماند، به همین منظور متخصصین جامعه شناسی وعلوم اجتماعی و اقتصاد اسلامی! و اسلام شناسی! ساختند و به جامعه های ما روانه کردند تا در ذهن ما از اسلام، یک فرهنگ ، یک انقلاب، یک تمدن بسازند و تا آنجا پیش آمدند که امروز در ذهن اکثریت نسل جوان ما اسلام نه به عنوان یک دین الهی و رهبری اش نه به عنوان یک رهبری الهی، که اسلام به عنوان یک تمدن و پیامبر به عنوان یک انقلابی ترسیم گردیده است. پیامبر می شود انقلابی تا در قدمهای بعدی بتوانند او را در کنار چهگوارا، مارکس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حرکتی بشود همچون انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و چهرههای اسلامی از علی علیهالسلام گرفته تا فاطمه سلاماللهعلیها و زینب و ابوذر و سلمان و … هر یک به نوعی تغییر یابند. صهیونیسم بینالملل برای پیادهنمودن طرحهای خود سازمانها و گروههای مرموزی را تشکیل داده که یکی از آنها در تحقق بخشیدن به آرمانهای صهیونیسم لژهای فراماسونری است… و مردم ما اصلا آگاهی نداشتهاند که اینها کی هستند.»
بعد از این سخنرانی کم کم شعار « بنیصدر ، دیالمه، بحث آزاد پیش همه » زبانزد بسیاری از جوانان مسلمان شد و بر برخی دیوارهای شهرهای تهران و مشهد نیز نقش بست. بنیصدر که تبلیغات بحث آزادش بسیار فراگیر شده بود با توجه به شناختی که نسبت به این جوان برومند مکتب تشیع و «هشام زمانه» داشت صلاح ندانست خود را درگیر چنین بحثی کند. با نخست وزیری شهید رجایی و شناخت او نسبت به دیالمه، شهید رجایی او را به عنوان اولین گزینه برای پست وزارت خارجه در نظر گرفته بود؛ چرا که او ضمن تحصیلات دانشگاهی و حوزوی مسلط به زبانهای انگلیسی و عربی نیز بود و تا حدودی با زبان فرانسه نیز آشنایی داشت. شهید دیالمه پس از این پیشنهاد شهید رجایی مطلب را با دوستان و شاگردانش در میان گذاشت و در نهایت تصمیم گرفت آن را نپذیرد؛ چرا که قبول این پیشنهاد او را از فعالیتهای فرهنگیاش این بار به عنوان نماینده مردم و در جهت آگاه ساختن مردم باز میداشت.
در مجلس نیز با توجه به حساسیت امور شوراها و مانور گروههای مختلف درمورد آن و آگاهیهای شهید در مورد آن، در کمیسیون مربوط به امور شوراها به فعالیت پرداخت.
واقعه هفتم تیر و شهدای مجلس شورای اسلامی
یک روز پس از سوءقصد به جان آیت ا… خامنهای در ششم تیر ماه ۱۳۶۰، در ساعت ۲۰ و۳۰ دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.
نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعدهی الهی میداد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث دربارهی تورم بود، اما عدهای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاستجمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را بهبازی بگیرند. تلاشکنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را بهبازی نمیگیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیرهکننده و صدایی مهیب برخاست و در کمتر از یک ثانیه، از سالن جلسات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند.
وضعیت کشور پس از این حادثه خیلی سخت بود. مجلس در مرز سقوط از نظر عدد قانونی قرار گرفت. رئیس شورای عالی قضایی، دکتر بهشتی به شهادت رسیده بود و شورای ریاست جمهوری که پس از عزل بنیصدر تشکیل شد نیز مهمترین عضوش را از دست داد. چهار عضو فعال کابینه و چند تن معاون وزیر هم در میان آنان بودند. حزب جمهوری که محور تنظیم امور کشور بود، هفت عضو شورای مرکزی و دبیرکلش را در یک لحظه از دست داده بود. شورای عالی دفاع، با عزل رئیس جمهور، شهادت دکتر چمران، دکتر بهشتی و نیز با وضعیت جسمانی آیت ا… خامنهای حال و روز خوبی نداشت.
انفجار دفتر مرکزی جمهوری اسلامی در تهران و شهادت ۷۲ تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب، عکسالعمل استکبار جهانی و عوامل داخل آنها در قبال برکناری بنیصدر و حذف ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسئولین نظام اسلامی بود. عامل بمبگذاری، منافق نفوذی به نام محمّدرضا کلاهی بود که خود جزء نیروهای خدماتی حزب بهحساب میآمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد. عوامل این حادثه بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئولان عالی رتبه، اوضاع کشور به هم میریزد و انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت.
اما با امداد الهی و با حضور معدود مردان سیاسی در کنار رهبر انقلاب، اوضاع سیاسی کشور دوباره کمی سامان گرفت و این روز به خاطر شهید بهشتی، مرد شماره اول پس از رهبر انقلاب که رئیس قوه قضائیه بود، روز قضائیه نامگذاری شد.
نظر شهید دیالمه در خصوص میر حسین موسوی
همین الآن افرادی کاندیدا هستن برای بعضی از وزارت خانه ها که به اعتقاد من خط فکریشون درست نیست ولی متأسفانه کاری نمی توانم بکنم فقط می توانم یک رأی مخالف بهشون بدم و یکی از نمونه هاش جناب آقای سید(میر)حسین موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی.
اعتقاد به این است که خط فکری او خط فکری جنبش مسلمان مبارز و پیمان و غیره می باشد، البته نمی خواهم بگویم که عضو آن سازمان، گروه و چه هست ولی جهت فکریش همونه و اگر رجوع بکنید به روزنامه ها می بینید در خیلی از جاهاش این خط مشی رو طی می کند در حالی که من روزنامه و اینارو من از دید حزب نمی بینم بلکه من اینارو فقط از پایگاه ایشون می بینم و الا اینارو هیچ کدوم را به حساب حزب نمی گذارم و نه به عنوان نیروهای مومن، معتقد، مخلصی که در حزب هستند بلکه شخصاً به نام ایشون می گذارم.
و با توجه به موضع گیری هایی که در روزنامه ایشون مطرح شده برای مثال ویژه نامه ای برای تختی چاپ می کنه، برای مصدق مطلب چاپ می کند، اما حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.
بروید ببینید در روزنامه های اون زمان رو اگر یک خط حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی قبل و بعد از سالگرد ایشان در این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم، اما ویژه نامه هایی درباره تختی چاپ می کنه در حالی که تختی فقط جزو جبهه ملی بوده و یک کشتی گیر بود والله شما به خاطر کشتی گیر بودنش از او مقاله چاپ می کنید و نه فقط به خاطر جبهه ملی بودنش زیاد از او صحبت و مقاله چاپ می کنید و الا تختی هم همانند صدها هزار نفر کشتی گیر دیگر مانند سید عباسی، حبیبی و غیره داشتیم، چرا اونارو مطرحشون نمی کنن، چرا برای اونا ویژه نامه چاپ نمی کنن
پس حتماً به خاطر باند جبهه ملی شون بوده است، تجلیل هایی از مصدق می کنن، بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد مقاله ای علیه ایشون رو کدام روزنامه نوشت همین روزنامه جمهوری اسلامی که به اسم خیابان مصدق نوشت و شدیداً آن را کوبید و حتی یک شب که من در جایی صحبت می کردم تمامی این حرف ها را گفتم که بعد از صحبت های من آقای موسوی برای دفاع از خود بلند شد و گفت ما اینا رو نمی پذیریم به دلیل اینکه نمی خواهیم شیوه های آسیب پذیری و کمونیستی رو در ایران ایجاد بکنیم.
البته لفظ را اشتباه به کار می برد اما من برداشتی را که از گفتن این مطلب بیان کرد عرض می نمایم برداشت ایشان این بود که در شیوه های کمونیستی که ما یک چیزی رو که در سابق اتفاق افتاده و در تاریخ مجدداً بیایم دنبال گیری کنیم و در موارد فعلی به آن تجسم بدهیم و بزرگش کنیم، مثلاً اگر کاشانی یا مصدقی آن زمان بود حالا بیاییم الآن هم یک مصدق و کاشانی بسازیم. البته سابقه های مکرر هم درگروه های منفی داشته از جمله بودنش در گروه نخشب که جزو بافت او بوده است و با پیمان و سامی در این باند نخشب بودند که بعد از مدتی از هم جدا شدند که پیمان گروه جنبش مسلمانان را درست کرد و سامی گروه جاما را درست کرد ولی آقای موسوی به ظاهر می فرماید که من یک آدم مستقل هستم و در واقع همون شیوه فکری رو امروز داره و به اعتقاد من در داخل روزنامه هم دقیقاً این شیوه فکری رو اعمال کرده و برای مثال از نماینده های عضو جنبش مسلمان مصاحبه کرده و مقاله های بلند بالایی در صفحه اول با تیتر درشت در مورد قضیه تالبوت نوشته و عکس های مختلفی را در اندازه های مختلف در این مورد به چاپ رسانده و حتی یک بار عکس پیمان را در صفحه اول جمهوری اسلامی چاپ می کند.

, ,
صد خاطره از شور رشادت داریم
از قافله ی عشق حکایت داریم
روز ۹دی جهانیان فهمیدند
نسبت به امام خویش، غیرت داریم
,
,
,
آتش زدن پرچم ارباب "حسین"
داغی ست که تا روز قیامت داریم
مدیون دعای حضرت زهراییم
اینگونه اگر عشق به هیأت داریم
,
,
,
جمهوری_زهرایی ما پابرجاست
وقتی که به دل نور بصیرت داریم
تا کور شود هرآنکه نتواند دید
صد شکر که نعمت ولایت داریم
,
,
,
از یُمن وجود حضرت سیّد_علی ست
امروز اگر اینهمه عزّت داریم
پروانه صفت دور سرش می گردیم
از بس که به ساحتش ارادت داریم
,
,
,
بارهبر خویش روزی، ان شاالله
تا کربلا ... عزم زیارت داریم
ما وارث جبهه های شور و شوقیم
عمریست همه عشق شهادت داریم
,
,
,
جز فیض ظهور قائم آل الله (ص)
در بین دعا دگر چه حاجت داریم؟
ای کاش که انتظارها سَر برسد
از مشرق نور... عشق ِ حیدر برسد
,
,
,
,
به نقل از وبلاگ اجتماعی:
,فتنه و مهره های دشمن
,

یکی از خیانتهای فتنه گران تکمیل پازل طراحی شده ی آمریکا بود!
این مهره های آمریکایی باعث شدند تا دشمن در کنار تهدیدات نظامی، با آشوب و اخلال، وضعیت کشور را بحرانی کنند.
به نقل از وبلاگ ماهک:

مردم ما در مقابلهی با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دی در سرتاسر کشور مشت محکمی به دهان فتنهگران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلی معنا دارد؛ این نشانهی این است که این مردم بیدارند، هشیارند.
به نقل از وبلاگ ساقی:

ما فرو خورده هر طوفانیم
آماده دفع خار از این میدانیم
تنها به اشارتی ز رهبر کافیست
تا ریشه هرچه فتنه را خشکانیم
به نقل از وبلاگ یاس سپید:

شهید عبدالحمید دیالمه در اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در تهران به دنیا آمد. پس از دوره متوسطه سه سال در خدمت مدرسین حوزه علمیه قم و نظرات دکتر شریعتی بود. او با زمینه های مختلف از جمله علوم مختلف اسلامی، عرفان، فلسفه و منطق نزد استاد شهید مطهری آشنا شد و علوم جدید را در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد ادامه داد.
و در این دانشگاه اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود. و برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه گذاری کرد جلسات سخنرانی خود را تحت عنوان «صراط مستقیم» شروع کرد. که در خلال این حرکت اعتقادی بارها توسط ساواک دستگیر شد. او پس از اتمام تحصیل به تهران آمد و مجمع احیاء تفکرات شیعی را تأسیس کرد. وی در سن ۲۶ سالگی به عنوان نماینده مردم مشهد به مجلس راه یافت و عضو کمیسیون امور شوراها شد.
وی به زبان های انگلیسی، عربی و فرانسوی مسلط بود. او از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر مشاهده کرد و به قصد افشاگری به تهران آمد و در روزنامه انقلاب اسلامی تحصن اختیار کرد و جریان بنی صدر را بر ملاء نمود و او را به مناظره دعوت کرد و خط لیبرالیسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود باز شکافت.
تولد:
۴ اردیبهشت ۱۳۳۳ در تهران در خانوادهای مذهبی.
– مرحوم دکتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید
فرزندش عبدالحمید (که وحید صدایش میکردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصههای سیاسی و انقلابی آشنا شود. در آن
جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته میشد؛ افرادی همچون شهید دکتر بهشتی و مهندس بازرگان.
– پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشکیل سازمان پزشکی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه
را مدیریت مینمود که این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت.
تحصیلات:- پس از طی دوره دبستان ، آغاز دوره متوسطه در دبیرستان هدف شماره ۳ / اخذ دیپلم طبیعی و شروع تحصیل علوم حوزوی. (تصاویر دوران تحصیل را در بخش تصاویر ،
ملاحظه بفرمایید.)
– سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت.
– سال ۱۳۵۲ به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد.
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید
فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .
فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:- در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراض آمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.) فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .

فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:
– در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراضآمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)

تبیین تبیین جهان
با انتشار اوّلین کتابهای جدید ایدئولوژیک منافقین تحت عنوان «تبیین جهان» نوشته مسعود رجوی، شهید دیالمه نیز سلسله سخنرانیهای نقّادانه خود را با عنوان «تبیینِ تبیین جهان» در آمفیتئاتر رازی دانشگاه پزشکی مشهد، آغاز کرد که از همان ابتدا با تهدیدهای منافقین روبرو شد. او قبل از شروع اولین جلسه که با تهدید به ترور توسط منافقین مواجه شده بود، به امید آگاهی بخشی به جوانان و دانشجویان، بدون توجه به این تهدیدات، رسالت افشاگرانه خود را نسبت به خط التقاط، پرشورتر از قبل دنبال نمود و در آغاز کلام خطاب به تهدیدکنندگان گفت: «از چنین پیامی که شما دادید و این لیاقت را در خودم نمیدیدم، بسیار خرسندم!… مگر زمانیکه شما در چهره گروههای مختلف آنهایی که حیات و هستی حوزههای علمیه ما به آنها بستگیداشت، بهزعم خود از سر راه برداشتید، درد شما درمان شد؟ … و آیا هنوز برای شما روشن نشده است که هرچه شما بیشتر و بیشتر در این مسیر حرکت کنید، برننگتان افزوده میشود؟ … و تاسفم برای شماست که الان صدای مرا میشنوید و تاسف بیشترم برای سرانتان که هنوز عبرت نگرفتهاند.»
به نقل از دوستان و همراهان شهید و نوار اولین جلسه «تبیینِ تبیین جهان»
نعل وارونه!
شهید دیالمه در روز ۱۵/۱۲/۵۹ یعنی فردای روز سخنرانی بنیصدر در دانشگاه تهران و برپایی غائله ۱۴اسفند، در مهدیه تهران در میان جمعیتی که به شدت نسبت به آن شهید ابراز احساسات می کرد در سخنرانی خود با عنوان «مصدق از حمایت تا خیانت» گفت: « … دستهایی در کارند تا وحدت ابوموسی اشعری را به جای وحدت علی علیهالسلام به مردم قالب کنند. این بود که بر آن شدم تا مطالبی را در کمال اختصار با شما در میان بگذارم. برادران در لحظات بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفتهایم، حساس و خطرناک همچون میدانهایی از مواد منفجره که با جرقهای کوچک آتش میگیرند و شیاطین برآنند تا با ژستهای آزادیخواهانه قلابی تا آنجا که میتوانند بر میزان شعلهوری محیط بیفزایند،… اما آنچه که ما از ابتدای انقلاب فاقد آن بودیم و چوب آن را میخوریم این است که افراد را درست نمیشناختیم و آگاهی از مواضع آنان نداشتیم و همین امر باعث شد که اسلامشناسان اروپایی بر مبنای آزادیهای غلط غربی آنچه را خواستند به خورد این ملت دادند و سعی نمودند مسلمانان مؤمن را با برچسب های گوناگون از میدان بهدر نمایند.
میدانید چماقداری از ما و اسلام نبود، ما بهعنوان مسلمان استدلال و منطق داریم، چماقداری از آن نیروهای چپ و راستی برای فرود آوردن چماقشان بر سر این ملت فراهم آورند ظاهرا خود را ضد چماق معرفی کردند و الاّ چه زمانی ما حرف حساب را نشنیدهایم؟ چه زمانی از «بحث آزاد» فرار کردهایم که امروز آنها به خود اجازه میدهند فریاد برآورند که ما اهل بحث آزادیم و بقیه زور میگویند. اگر بنده و شما آگاه باشیم خوب میفهمیم که چرا اینگونه میگویند و عمل میکنند، چرا یکباره اسامی نیروهای مرتجع داخلی و خارجی عوض میشود و میشوند انقلابی!! پیشتاز! مجاهد! مبارز! پیشگام؟! و در مقابل همه نیروهایی که در این سمت قرار دادند و حرکت را ایجاد کردهاند، میشوند نیروهای مرتجع، انحصارطلب و دُگم و از این قبیل، این همان شیوه همیشگی و مرسوم تاریخ است که اصطلاحا معروف است به «نعل وارونه» …. سالیان درازی است که برای ممالک اسلامی طراحی کردهاند و برنامههای آن توسط صهیونیسم بینالملل مدون گردیده است، خطرناکترین آنها حرکتی است که بهوسیله مستشرقین درجوامع اسلامی ایجاد گردیده تا اسلام را آنگونه که مایلند معرفی نمایند و شرایطی را فراهم کنند که محتوای اسلام از دست رفته و تنها اسمی از آن بر جای بماند، به همین منظور متخصصین جامعه شناسی وعلوم اجتماعی و اقتصاد اسلامی! و اسلام شناسی! ساختند و به جامعه های ما روانه کردند تا در ذهن ما از اسلام، یک فرهنگ ، یک انقلاب، یک تمدن بسازند و تا آنجا پیش آمدند که امروز در ذهن اکثریت نسل جوان ما اسلام نه به عنوان یک دین الهی و رهبری اش نه به عنوان یک رهبری الهی، که اسلام به عنوان یک تمدن و پیامبر به عنوان یک انقلابی ترسیم گردیده است. پیامبر می شود انقلابی تا در قدمهای بعدی بتوانند او را در کنار چهگوارا، مارکس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حرکتی بشود همچون انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و چهرههای اسلامی از علی علیهالسلام گرفته تا فاطمه سلاماللهعلیها و زینب و ابوذر و سلمان و … هر یک به نوعی تغییر یابند. صهیونیسم بینالملل برای پیادهنمودن طرحهای خود سازمانها و گروههای مرموزی را تشکیل داده که یکی از آنها در تحقق بخشیدن به آرمانهای صهیونیسم لژهای فراماسونری است… و مردم ما اصلا آگاهی نداشتهاند که اینها کی هستند.»
بعد از این سخنرانی کم کم شعار « بنیصدر ، دیالمه، بحث آزاد پیش همه » زبانزد بسیاری از جوانان مسلمان شد و بر برخی دیوارهای شهرهای تهران و مشهد نیز نقش بست. بنیصدر که تبلیغات بحث آزادش بسیار فراگیر شده بود با توجه به شناختی که نسبت به این جوان برومند مکتب تشیع و «هشام زمانه» داشت صلاح ندانست خود را درگیر چنین بحثی کند. با نخست وزیری شهید رجایی و شناخت او نسبت به دیالمه، شهید رجایی او را به عنوان اولین گزینه برای پست وزارت خارجه در نظر گرفته بود؛ چرا که او ضمن تحصیلات دانشگاهی و حوزوی مسلط به زبانهای انگلیسی و عربی نیز بود و تا حدودی با زبان فرانسه نیز آشنایی داشت. شهید دیالمه پس از این پیشنهاد شهید رجایی مطلب را با دوستان و شاگردانش در میان گذاشت و در نهایت تصمیم گرفت آن را نپذیرد؛ چرا که قبول این پیشنهاد او را از فعالیتهای فرهنگیاش این بار به عنوان نماینده مردم و در جهت آگاه ساختن مردم باز میداشت.
در مجلس نیز با توجه به حساسیت امور شوراها و مانور گروههای مختلف درمورد آن و آگاهیهای شهید در مورد آن، در کمیسیون مربوط به امور شوراها به فعالیت پرداخت.
واقعه هفتم تیر و شهدای مجلس شورای اسلامی
یک روز پس از سوءقصد به جان آیت ا… خامنهای در ششم تیر ماه ۱۳۶۰، در ساعت ۲۰ و۳۰ دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.
نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعدهی الهی میداد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث دربارهی تورم بود، اما عدهای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاستجمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را بهبازی بگیرند. تلاشکنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را بهبازی نمیگیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیرهکننده و صدایی مهیب برخاست و در کمتر از یک ثانیه، از سالن جلسات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند.
وضعیت کشور پس از این حادثه خیلی سخت بود. مجلس در مرز سقوط از نظر عدد قانونی قرار گرفت. رئیس شورای عالی قضایی، دکتر بهشتی به شهادت رسیده بود و شورای ریاست جمهوری که پس از عزل بنیصدر تشکیل شد نیز مهمترین عضوش را از دست داد. چهار عضو فعال کابینه و چند تن معاون وزیر هم در میان آنان بودند. حزب جمهوری که محور تنظیم امور کشور بود، هفت عضو شورای مرکزی و دبیرکلش را در یک لحظه از دست داده بود. شورای عالی دفاع، با عزل رئیس جمهور، شهادت دکتر چمران، دکتر بهشتی و نیز با وضعیت جسمانی آیت ا… خامنهای حال و روز خوبی نداشت.
انفجار دفتر مرکزی جمهوری اسلامی در تهران و شهادت ۷۲ تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب، عکسالعمل استکبار جهانی و عوامل داخل آنها در قبال برکناری بنیصدر و حذف ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسئولین نظام اسلامی بود. عامل بمبگذاری، منافق نفوذی به نام محمّدرضا کلاهی بود که خود جزء نیروهای خدماتی حزب بهحساب میآمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد. عوامل این حادثه بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئولان عالی رتبه، اوضاع کشور به هم میریزد و انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت.
اما با امداد الهی و با حضور معدود مردان سیاسی در کنار رهبر انقلاب، اوضاع سیاسی کشور دوباره کمی سامان گرفت و این روز به خاطر شهید بهشتی، مرد شماره اول پس از رهبر انقلاب که رئیس قوه قضائیه بود، روز قضائیه نامگذاری شد.
نظر شهید دیالمه در خصوص میر حسین موسوی
همین الآن افرادی کاندیدا هستن برای بعضی از وزارت خانه ها که به اعتقاد من خط فکریشون درست نیست ولی متأسفانه کاری نمی توانم بکنم فقط می توانم یک رأی مخالف بهشون بدم و یکی از نمونه هاش جناب آقای سید(میر)حسین موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی.
اعتقاد به این است که خط فکری او خط فکری جنبش مسلمان مبارز و پیمان و غیره می باشد، البته نمی خواهم بگویم که عضو آن سازمان، گروه و چه هست ولی جهت فکریش همونه و اگر رجوع بکنید به روزنامه ها می بینید در خیلی از جاهاش این خط مشی رو طی می کند در حالی که من روزنامه و اینارو من از دید حزب نمی بینم بلکه من اینارو فقط از پایگاه ایشون می بینم و الا اینارو هیچ کدوم را به حساب حزب نمی گذارم و نه به عنوان نیروهای مومن، معتقد، مخلصی که در حزب هستند بلکه شخصاً به نام ایشون می گذارم.
و با توجه به موضع گیری هایی که در روزنامه ایشون مطرح شده برای مثال ویژه نامه ای برای تختی چاپ می کنه، برای مصدق مطلب چاپ می کند، اما حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.
بروید ببینید در روزنامه های اون زمان رو اگر یک خط حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی قبل و بعد از سالگرد ایشان در این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم، اما ویژه نامه هایی درباره تختی چاپ می کنه در حالی که تختی فقط جزو جبهه ملی بوده و یک کشتی گیر بود والله شما به خاطر کشتی گیر بودنش از او مقاله چاپ می کنید و نه فقط به خاطر جبهه ملی بودنش زیاد از او صحبت و مقاله چاپ می کنید و الا تختی هم همانند صدها هزار نفر کشتی گیر دیگر مانند سید عباسی، حبیبی و غیره داشتیم، چرا اونارو مطرحشون نمی کنن، چرا برای اونا ویژه نامه چاپ نمی کنن
پس حتماً به خاطر باند جبهه ملی شون بوده است، تجلیل هایی از مصدق می کنن، بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد مقاله ای علیه ایشون رو کدام روزنامه نوشت همین روزنامه جمهوری اسلامی که به اسم خیابان مصدق نوشت و شدیداً آن را کوبید و حتی یک شب که من در جایی صحبت می کردم تمامی این حرف ها را گفتم که بعد از صحبت های من آقای موسوی برای دفاع از خود بلند شد و گفت ما اینا رو نمی پذیریم به دلیل اینکه نمی خواهیم شیوه های آسیب پذیری و کمونیستی رو در ایران ایجاد بکنیم.
البته لفظ را اشتباه به کار می برد اما من برداشتی را که از گفتن این مطلب بیان کرد عرض می نمایم برداشت ایشان این بود که در شیوه های کمونیستی که ما یک چیزی رو که در سابق اتفاق افتاده و در تاریخ مجدداً بیایم دنبال گیری کنیم و در موارد فعلی به آن تجسم بدهیم و بزرگش کنیم، مثلاً اگر کاشانی یا مصدقی آن زمان بود حالا بیاییم الآن هم یک مصدق و کاشانی بسازیم. البته سابقه های مکرر هم درگروه های منفی داشته از جمله بودنش در گروه نخشب که جزو بافت او بوده است و با پیمان و سامی در این باند نخشب بودند که بعد از مدتی از هم جدا شدند که پیمان گروه جنبش مسلمانان را درست کرد و سامی گروه جاما را درست کرد ولی آقای موسوی به ظاهر می فرماید که من یک آدم مستقل هستم و در واقع همون شیوه فکری رو امروز داره و به اعتقاد من در داخل روزنامه هم دقیقاً این شیوه فکری رو اعمال کرده و برای مثال از نماینده های عضو جنبش مسلمان مصاحبه کرده و مقاله های بلند بالایی در صفحه اول با تیتر درشت در مورد قضیه تالبوت نوشته و عکس های مختلفی را در اندازه های مختلف در این مورد به چاپ رسانده و حتی یک بار عکس پیمان را در صفحه اول جمهوری اسلامی چاپ می کند.

, ,
یکی از خیانتهای فتنه گران تکمیل پازل طراحی شده ی آمریکا بود!
این مهره های آمریکایی باعث شدند تا دشمن در کنار تهدیدات نظامی، با آشوب و اخلال، وضعیت کشور را بحرانی کنند.
,
,
به نقل از وبلاگ ماهک:
,

, ,
,
مردم ما در مقابلهی با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دی در سرتاسر کشور مشت محکمی به دهان فتنهگران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلی معنا دارد؛ این نشانهی این است که این مردم بیدارند، هشیارند.
,,
به نقل از وبلاگ ساقی:
, , عبرت های فتنه ,

ما فرو خورده هر طوفانیم
آماده دفع خار از این میدانیم
تنها به اشارتی ز رهبر کافیست
تا ریشه هرچه فتنه را خشکانیم
به نقل از وبلاگ یاس سپید:

شهید عبدالحمید دیالمه در اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در تهران به دنیا آمد. پس از دوره متوسطه سه سال در خدمت مدرسین حوزه علمیه قم و نظرات دکتر شریعتی بود. او با زمینه های مختلف از جمله علوم مختلف اسلامی، عرفان، فلسفه و منطق نزد استاد شهید مطهری آشنا شد و علوم جدید را در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد ادامه داد.
و در این دانشگاه اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود. و برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه گذاری کرد جلسات سخنرانی خود را تحت عنوان «صراط مستقیم» شروع کرد. که در خلال این حرکت اعتقادی بارها توسط ساواک دستگیر شد. او پس از اتمام تحصیل به تهران آمد و مجمع احیاء تفکرات شیعی را تأسیس کرد. وی در سن ۲۶ سالگی به عنوان نماینده مردم مشهد به مجلس راه یافت و عضو کمیسیون امور شوراها شد.
وی به زبان های انگلیسی، عربی و فرانسوی مسلط بود. او از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر مشاهده کرد و به قصد افشاگری به تهران آمد و در روزنامه انقلاب اسلامی تحصن اختیار کرد و جریان بنی صدر را بر ملاء نمود و او را به مناظره دعوت کرد و خط لیبرالیسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود باز شکافت.
تولد:
۴ اردیبهشت ۱۳۳۳ در تهران در خانوادهای مذهبی.
– مرحوم دکتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید
فرزندش عبدالحمید (که وحید صدایش میکردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصههای سیاسی و انقلابی آشنا شود. در آن
جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته میشد؛ افرادی همچون شهید دکتر بهشتی و مهندس بازرگان.
– پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشکیل سازمان پزشکی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه
را مدیریت مینمود که این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت.
تحصیلات:- پس از طی دوره دبستان ، آغاز دوره متوسطه در دبیرستان هدف شماره ۳ / اخذ دیپلم طبیعی و شروع تحصیل علوم حوزوی. (تصاویر دوران تحصیل را در بخش تصاویر ،
ملاحظه بفرمایید.)
– سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت.
– سال ۱۳۵۲ به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد.
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید
فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .
فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:- در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراض آمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.) فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .

فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:
– در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراضآمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)

تبیین تبیین جهان
با انتشار اوّلین کتابهای جدید ایدئولوژیک منافقین تحت عنوان «تبیین جهان» نوشته مسعود رجوی، شهید دیالمه نیز سلسله سخنرانیهای نقّادانه خود را با عنوان «تبیینِ تبیین جهان» در آمفیتئاتر رازی دانشگاه پزشکی مشهد، آغاز کرد که از همان ابتدا با تهدیدهای منافقین روبرو شد. او قبل از شروع اولین جلسه که با تهدید به ترور توسط منافقین مواجه شده بود، به امید آگاهی بخشی به جوانان و دانشجویان، بدون توجه به این تهدیدات، رسالت افشاگرانه خود را نسبت به خط التقاط، پرشورتر از قبل دنبال نمود و در آغاز کلام خطاب به تهدیدکنندگان گفت: «از چنین پیامی که شما دادید و این لیاقت را در خودم نمیدیدم، بسیار خرسندم!… مگر زمانیکه شما در چهره گروههای مختلف آنهایی که حیات و هستی حوزههای علمیه ما به آنها بستگیداشت، بهزعم خود از سر راه برداشتید، درد شما درمان شد؟ … و آیا هنوز برای شما روشن نشده است که هرچه شما بیشتر و بیشتر در این مسیر حرکت کنید، برننگتان افزوده میشود؟ … و تاسفم برای شماست که الان صدای مرا میشنوید و تاسف بیشترم برای سرانتان که هنوز عبرت نگرفتهاند.»
به نقل از دوستان و همراهان شهید و نوار اولین جلسه «تبیینِ تبیین جهان»
نعل وارونه!
شهید دیالمه در روز ۱۵/۱۲/۵۹ یعنی فردای روز سخنرانی بنیصدر در دانشگاه تهران و برپایی غائله ۱۴اسفند، در مهدیه تهران در میان جمعیتی که به شدت نسبت به آن شهید ابراز احساسات می کرد در سخنرانی خود با عنوان «مصدق از حمایت تا خیانت» گفت: « … دستهایی در کارند تا وحدت ابوموسی اشعری را به جای وحدت علی علیهالسلام به مردم قالب کنند. این بود که بر آن شدم تا مطالبی را در کمال اختصار با شما در میان بگذارم. برادران در لحظات بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفتهایم، حساس و خطرناک همچون میدانهایی از مواد منفجره که با جرقهای کوچک آتش میگیرند و شیاطین برآنند تا با ژستهای آزادیخواهانه قلابی تا آنجا که میتوانند بر میزان شعلهوری محیط بیفزایند،… اما آنچه که ما از ابتدای انقلاب فاقد آن بودیم و چوب آن را میخوریم این است که افراد را درست نمیشناختیم و آگاهی از مواضع آنان نداشتیم و همین امر باعث شد که اسلامشناسان اروپایی بر مبنای آزادیهای غلط غربی آنچه را خواستند به خورد این ملت دادند و سعی نمودند مسلمانان مؤمن را با برچسب های گوناگون از میدان بهدر نمایند.
میدانید چماقداری از ما و اسلام نبود، ما بهعنوان مسلمان استدلال و منطق داریم، چماقداری از آن نیروهای چپ و راستی برای فرود آوردن چماقشان بر سر این ملت فراهم آورند ظاهرا خود را ضد چماق معرفی کردند و الاّ چه زمانی ما حرف حساب را نشنیدهایم؟ چه زمانی از «بحث آزاد» فرار کردهایم که امروز آنها به خود اجازه میدهند فریاد برآورند که ما اهل بحث آزادیم و بقیه زور میگویند. اگر بنده و شما آگاه باشیم خوب میفهمیم که چرا اینگونه میگویند و عمل میکنند، چرا یکباره اسامی نیروهای مرتجع داخلی و خارجی عوض میشود و میشوند انقلابی!! پیشتاز! مجاهد! مبارز! پیشگام؟! و در مقابل همه نیروهایی که در این سمت قرار دادند و حرکت را ایجاد کردهاند، میشوند نیروهای مرتجع، انحصارطلب و دُگم و از این قبیل، این همان شیوه همیشگی و مرسوم تاریخ است که اصطلاحا معروف است به «نعل وارونه» …. سالیان درازی است که برای ممالک اسلامی طراحی کردهاند و برنامههای آن توسط صهیونیسم بینالملل مدون گردیده است، خطرناکترین آنها حرکتی است که بهوسیله مستشرقین درجوامع اسلامی ایجاد گردیده تا اسلام را آنگونه که مایلند معرفی نمایند و شرایطی را فراهم کنند که محتوای اسلام از دست رفته و تنها اسمی از آن بر جای بماند، به همین منظور متخصصین جامعه شناسی وعلوم اجتماعی و اقتصاد اسلامی! و اسلام شناسی! ساختند و به جامعه های ما روانه کردند تا در ذهن ما از اسلام، یک فرهنگ ، یک انقلاب، یک تمدن بسازند و تا آنجا پیش آمدند که امروز در ذهن اکثریت نسل جوان ما اسلام نه به عنوان یک دین الهی و رهبری اش نه به عنوان یک رهبری الهی، که اسلام به عنوان یک تمدن و پیامبر به عنوان یک انقلابی ترسیم گردیده است. پیامبر می شود انقلابی تا در قدمهای بعدی بتوانند او را در کنار چهگوارا، مارکس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حرکتی بشود همچون انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و چهرههای اسلامی از علی علیهالسلام گرفته تا فاطمه سلاماللهعلیها و زینب و ابوذر و سلمان و … هر یک به نوعی تغییر یابند. صهیونیسم بینالملل برای پیادهنمودن طرحهای خود سازمانها و گروههای مرموزی را تشکیل داده که یکی از آنها در تحقق بخشیدن به آرمانهای صهیونیسم لژهای فراماسونری است… و مردم ما اصلا آگاهی نداشتهاند که اینها کی هستند.»
بعد از این سخنرانی کم کم شعار « بنیصدر ، دیالمه، بحث آزاد پیش همه » زبانزد بسیاری از جوانان مسلمان شد و بر برخی دیوارهای شهرهای تهران و مشهد نیز نقش بست. بنیصدر که تبلیغات بحث آزادش بسیار فراگیر شده بود با توجه به شناختی که نسبت به این جوان برومند مکتب تشیع و «هشام زمانه» داشت صلاح ندانست خود را درگیر چنین بحثی کند. با نخست وزیری شهید رجایی و شناخت او نسبت به دیالمه، شهید رجایی او را به عنوان اولین گزینه برای پست وزارت خارجه در نظر گرفته بود؛ چرا که او ضمن تحصیلات دانشگاهی و حوزوی مسلط به زبانهای انگلیسی و عربی نیز بود و تا حدودی با زبان فرانسه نیز آشنایی داشت. شهید دیالمه پس از این پیشنهاد شهید رجایی مطلب را با دوستان و شاگردانش در میان گذاشت و در نهایت تصمیم گرفت آن را نپذیرد؛ چرا که قبول این پیشنهاد او را از فعالیتهای فرهنگیاش این بار به عنوان نماینده مردم و در جهت آگاه ساختن مردم باز میداشت.
در مجلس نیز با توجه به حساسیت امور شوراها و مانور گروههای مختلف درمورد آن و آگاهیهای شهید در مورد آن، در کمیسیون مربوط به امور شوراها به فعالیت پرداخت.
واقعه هفتم تیر و شهدای مجلس شورای اسلامی
یک روز پس از سوءقصد به جان آیت ا… خامنهای در ششم تیر ماه ۱۳۶۰، در ساعت ۲۰ و۳۰ دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.
نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعدهی الهی میداد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث دربارهی تورم بود، اما عدهای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاستجمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را بهبازی بگیرند. تلاشکنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را بهبازی نمیگیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیرهکننده و صدایی مهیب برخاست و در کمتر از یک ثانیه، از سالن جلسات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند.
وضعیت کشور پس از این حادثه خیلی سخت بود. مجلس در مرز سقوط از نظر عدد قانونی قرار گرفت. رئیس شورای عالی قضایی، دکتر بهشتی به شهادت رسیده بود و شورای ریاست جمهوری که پس از عزل بنیصدر تشکیل شد نیز مهمترین عضوش را از دست داد. چهار عضو فعال کابینه و چند تن معاون وزیر هم در میان آنان بودند. حزب جمهوری که محور تنظیم امور کشور بود، هفت عضو شورای مرکزی و دبیرکلش را در یک لحظه از دست داده بود. شورای عالی دفاع، با عزل رئیس جمهور، شهادت دکتر چمران، دکتر بهشتی و نیز با وضعیت جسمانی آیت ا… خامنهای حال و روز خوبی نداشت.
انفجار دفتر مرکزی جمهوری اسلامی در تهران و شهادت ۷۲ تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب، عکسالعمل استکبار جهانی و عوامل داخل آنها در قبال برکناری بنیصدر و حذف ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسئولین نظام اسلامی بود. عامل بمبگذاری، منافق نفوذی به نام محمّدرضا کلاهی بود که خود جزء نیروهای خدماتی حزب بهحساب میآمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد. عوامل این حادثه بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئولان عالی رتبه، اوضاع کشور به هم میریزد و انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت.
اما با امداد الهی و با حضور معدود مردان سیاسی در کنار رهبر انقلاب، اوضاع سیاسی کشور دوباره کمی سامان گرفت و این روز به خاطر شهید بهشتی، مرد شماره اول پس از رهبر انقلاب که رئیس قوه قضائیه بود، روز قضائیه نامگذاری شد.
نظر شهید دیالمه در خصوص میر حسین موسوی
همین الآن افرادی کاندیدا هستن برای بعضی از وزارت خانه ها که به اعتقاد من خط فکریشون درست نیست ولی متأسفانه کاری نمی توانم بکنم فقط می توانم یک رأی مخالف بهشون بدم و یکی از نمونه هاش جناب آقای سید(میر)حسین موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی.
اعتقاد به این است که خط فکری او خط فکری جنبش مسلمان مبارز و پیمان و غیره می باشد، البته نمی خواهم بگویم که عضو آن سازمان، گروه و چه هست ولی جهت فکریش همونه و اگر رجوع بکنید به روزنامه ها می بینید در خیلی از جاهاش این خط مشی رو طی می کند در حالی که من روزنامه و اینارو من از دید حزب نمی بینم بلکه من اینارو فقط از پایگاه ایشون می بینم و الا اینارو هیچ کدوم را به حساب حزب نمی گذارم و نه به عنوان نیروهای مومن، معتقد، مخلصی که در حزب هستند بلکه شخصاً به نام ایشون می گذارم.
و با توجه به موضع گیری هایی که در روزنامه ایشون مطرح شده برای مثال ویژه نامه ای برای تختی چاپ می کنه، برای مصدق مطلب چاپ می کند، اما حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.
بروید ببینید در روزنامه های اون زمان رو اگر یک خط حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی قبل و بعد از سالگرد ایشان در این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم، اما ویژه نامه هایی درباره تختی چاپ می کنه در حالی که تختی فقط جزو جبهه ملی بوده و یک کشتی گیر بود والله شما به خاطر کشتی گیر بودنش از او مقاله چاپ می کنید و نه فقط به خاطر جبهه ملی بودنش زیاد از او صحبت و مقاله چاپ می کنید و الا تختی هم همانند صدها هزار نفر کشتی گیر دیگر مانند سید عباسی، حبیبی و غیره داشتیم، چرا اونارو مطرحشون نمی کنن، چرا برای اونا ویژه نامه چاپ نمی کنن
پس حتماً به خاطر باند جبهه ملی شون بوده است، تجلیل هایی از مصدق می کنن، بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد مقاله ای علیه ایشون رو کدام روزنامه نوشت همین روزنامه جمهوری اسلامی که به اسم خیابان مصدق نوشت و شدیداً آن را کوبید و حتی یک شب که من در جایی صحبت می کردم تمامی این حرف ها را گفتم که بعد از صحبت های من آقای موسوی برای دفاع از خود بلند شد و گفت ما اینا رو نمی پذیریم به دلیل اینکه نمی خواهیم شیوه های آسیب پذیری و کمونیستی رو در ایران ایجاد بکنیم.
البته لفظ را اشتباه به کار می برد اما من برداشتی را که از گفتن این مطلب بیان کرد عرض می نمایم برداشت ایشان این بود که در شیوه های کمونیستی که ما یک چیزی رو که در سابق اتفاق افتاده و در تاریخ مجدداً بیایم دنبال گیری کنیم و در موارد فعلی به آن تجسم بدهیم و بزرگش کنیم، مثلاً اگر کاشانی یا مصدقی آن زمان بود حالا بیاییم الآن هم یک مصدق و کاشانی بسازیم. البته سابقه های مکرر هم درگروه های منفی داشته از جمله بودنش در گروه نخشب که جزو بافت او بوده است و با پیمان و سامی در این باند نخشب بودند که بعد از مدتی از هم جدا شدند که پیمان گروه جنبش مسلمانان را درست کرد و سامی گروه جاما را درست کرد ولی آقای موسوی به ظاهر می فرماید که من یک آدم مستقل هستم و در واقع همون شیوه فکری رو امروز داره و به اعتقاد من در داخل روزنامه هم دقیقاً این شیوه فکری رو اعمال کرده و برای مثال از نماینده های عضو جنبش مسلمان مصاحبه کرده و مقاله های بلند بالایی در صفحه اول با تیتر درشت در مورد قضیه تالبوت نوشته و عکس های مختلفی را در اندازه های مختلف در این مورد به چاپ رسانده و حتی یک بار عکس پیمان را در صفحه اول جمهوری اسلامی چاپ می کند.

ما فرو خورده هر طوفانیم
آماده دفع خار از این میدانیم
تنها به اشارتی ز رهبر کافیست
تا ریشه هرچه فتنه را خشکانیم
به نقل از وبلاگ یاس سپید:

شهید عبدالحمید دیالمه در اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در تهران به دنیا آمد. پس از دوره متوسطه سه سال در خدمت مدرسین حوزه علمیه قم و نظرات دکتر شریعتی بود. او با زمینه های مختلف از جمله علوم مختلف اسلامی، عرفان، فلسفه و منطق نزد استاد شهید مطهری آشنا شد و علوم جدید را در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد ادامه داد.
و در این دانشگاه اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود. و برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه گذاری کرد جلسات سخنرانی خود را تحت عنوان «صراط مستقیم» شروع کرد. که در خلال این حرکت اعتقادی بارها توسط ساواک دستگیر شد. او پس از اتمام تحصیل به تهران آمد و مجمع احیاء تفکرات شیعی را تأسیس کرد. وی در سن ۲۶ سالگی به عنوان نماینده مردم مشهد به مجلس راه یافت و عضو کمیسیون امور شوراها شد.
وی به زبان های انگلیسی، عربی و فرانسوی مسلط بود. او از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر مشاهده کرد و به قصد افشاگری به تهران آمد و در روزنامه انقلاب اسلامی تحصن اختیار کرد و جریان بنی صدر را بر ملاء نمود و او را به مناظره دعوت کرد و خط لیبرالیسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود باز شکافت.
تولد:
۴ اردیبهشت ۱۳۳۳ در تهران در خانوادهای مذهبی.
– مرحوم دکتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید
فرزندش عبدالحمید (که وحید صدایش میکردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصههای سیاسی و انقلابی آشنا شود. در آن
جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته میشد؛ افرادی همچون شهید دکتر بهشتی و مهندس بازرگان.
– پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشکیل سازمان پزشکی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه
را مدیریت مینمود که این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت.
تحصیلات:- پس از طی دوره دبستان ، آغاز دوره متوسطه در دبیرستان هدف شماره ۳ / اخذ دیپلم طبیعی و شروع تحصیل علوم حوزوی. (تصاویر دوران تحصیل را در بخش تصاویر ،
ملاحظه بفرمایید.)
– سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت.
– سال ۱۳۵۲ به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد.
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید
فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .
فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:- در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراض آمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.) فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .

فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:
– در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراضآمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)

تبیین تبیین جهان
با انتشار اوّلین کتابهای جدید ایدئولوژیک منافقین تحت عنوان «تبیین جهان» نوشته مسعود رجوی، شهید دیالمه نیز سلسله سخنرانیهای نقّادانه خود را با عنوان «تبیینِ تبیین جهان» در آمفیتئاتر رازی دانشگاه پزشکی مشهد، آغاز کرد که از همان ابتدا با تهدیدهای منافقین روبرو شد. او قبل از شروع اولین جلسه که با تهدید به ترور توسط منافقین مواجه شده بود، به امید آگاهی بخشی به جوانان و دانشجویان، بدون توجه به این تهدیدات، رسالت افشاگرانه خود را نسبت به خط التقاط، پرشورتر از قبل دنبال نمود و در آغاز کلام خطاب به تهدیدکنندگان گفت: «از چنین پیامی که شما دادید و این لیاقت را در خودم نمیدیدم، بسیار خرسندم!… مگر زمانیکه شما در چهره گروههای مختلف آنهایی که حیات و هستی حوزههای علمیه ما به آنها بستگیداشت، بهزعم خود از سر راه برداشتید، درد شما درمان شد؟ … و آیا هنوز برای شما روشن نشده است که هرچه شما بیشتر و بیشتر در این مسیر حرکت کنید، برننگتان افزوده میشود؟ … و تاسفم برای شماست که الان صدای مرا میشنوید و تاسف بیشترم برای سرانتان که هنوز عبرت نگرفتهاند.»
به نقل از دوستان و همراهان شهید و نوار اولین جلسه «تبیینِ تبیین جهان»
نعل وارونه!
شهید دیالمه در روز ۱۵/۱۲/۵۹ یعنی فردای روز سخنرانی بنیصدر در دانشگاه تهران و برپایی غائله ۱۴اسفند، در مهدیه تهران در میان جمعیتی که به شدت نسبت به آن شهید ابراز احساسات می کرد در سخنرانی خود با عنوان «مصدق از حمایت تا خیانت» گفت: « … دستهایی در کارند تا وحدت ابوموسی اشعری را به جای وحدت علی علیهالسلام به مردم قالب کنند. این بود که بر آن شدم تا مطالبی را در کمال اختصار با شما در میان بگذارم. برادران در لحظات بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفتهایم، حساس و خطرناک همچون میدانهایی از مواد منفجره که با جرقهای کوچک آتش میگیرند و شیاطین برآنند تا با ژستهای آزادیخواهانه قلابی تا آنجا که میتوانند بر میزان شعلهوری محیط بیفزایند،… اما آنچه که ما از ابتدای انقلاب فاقد آن بودیم و چوب آن را میخوریم این است که افراد را درست نمیشناختیم و آگاهی از مواضع آنان نداشتیم و همین امر باعث شد که اسلامشناسان اروپایی بر مبنای آزادیهای غلط غربی آنچه را خواستند به خورد این ملت دادند و سعی نمودند مسلمانان مؤمن را با برچسب های گوناگون از میدان بهدر نمایند.
میدانید چماقداری از ما و اسلام نبود، ما بهعنوان مسلمان استدلال و منطق داریم، چماقداری از آن نیروهای چپ و راستی برای فرود آوردن چماقشان بر سر این ملت فراهم آورند ظاهرا خود را ضد چماق معرفی کردند و الاّ چه زمانی ما حرف حساب را نشنیدهایم؟ چه زمانی از «بحث آزاد» فرار کردهایم که امروز آنها به خود اجازه میدهند فریاد برآورند که ما اهل بحث آزادیم و بقیه زور میگویند. اگر بنده و شما آگاه باشیم خوب میفهمیم که چرا اینگونه میگویند و عمل میکنند، چرا یکباره اسامی نیروهای مرتجع داخلی و خارجی عوض میشود و میشوند انقلابی!! پیشتاز! مجاهد! مبارز! پیشگام؟! و در مقابل همه نیروهایی که در این سمت قرار دادند و حرکت را ایجاد کردهاند، میشوند نیروهای مرتجع، انحصارطلب و دُگم و از این قبیل، این همان شیوه همیشگی و مرسوم تاریخ است که اصطلاحا معروف است به «نعل وارونه» …. سالیان درازی است که برای ممالک اسلامی طراحی کردهاند و برنامههای آن توسط صهیونیسم بینالملل مدون گردیده است، خطرناکترین آنها حرکتی است که بهوسیله مستشرقین درجوامع اسلامی ایجاد گردیده تا اسلام را آنگونه که مایلند معرفی نمایند و شرایطی را فراهم کنند که محتوای اسلام از دست رفته و تنها اسمی از آن بر جای بماند، به همین منظور متخصصین جامعه شناسی وعلوم اجتماعی و اقتصاد اسلامی! و اسلام شناسی! ساختند و به جامعه های ما روانه کردند تا در ذهن ما از اسلام، یک فرهنگ ، یک انقلاب، یک تمدن بسازند و تا آنجا پیش آمدند که امروز در ذهن اکثریت نسل جوان ما اسلام نه به عنوان یک دین الهی و رهبری اش نه به عنوان یک رهبری الهی، که اسلام به عنوان یک تمدن و پیامبر به عنوان یک انقلابی ترسیم گردیده است. پیامبر می شود انقلابی تا در قدمهای بعدی بتوانند او را در کنار چهگوارا، مارکس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حرکتی بشود همچون انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و چهرههای اسلامی از علی علیهالسلام گرفته تا فاطمه سلاماللهعلیها و زینب و ابوذر و سلمان و … هر یک به نوعی تغییر یابند. صهیونیسم بینالملل برای پیادهنمودن طرحهای خود سازمانها و گروههای مرموزی را تشکیل داده که یکی از آنها در تحقق بخشیدن به آرمانهای صهیونیسم لژهای فراماسونری است… و مردم ما اصلا آگاهی نداشتهاند که اینها کی هستند.»
بعد از این سخنرانی کم کم شعار « بنیصدر ، دیالمه، بحث آزاد پیش همه » زبانزد بسیاری از جوانان مسلمان شد و بر برخی دیوارهای شهرهای تهران و مشهد نیز نقش بست. بنیصدر که تبلیغات بحث آزادش بسیار فراگیر شده بود با توجه به شناختی که نسبت به این جوان برومند مکتب تشیع و «هشام زمانه» داشت صلاح ندانست خود را درگیر چنین بحثی کند. با نخست وزیری شهید رجایی و شناخت او نسبت به دیالمه، شهید رجایی او را به عنوان اولین گزینه برای پست وزارت خارجه در نظر گرفته بود؛ چرا که او ضمن تحصیلات دانشگاهی و حوزوی مسلط به زبانهای انگلیسی و عربی نیز بود و تا حدودی با زبان فرانسه نیز آشنایی داشت. شهید دیالمه پس از این پیشنهاد شهید رجایی مطلب را با دوستان و شاگردانش در میان گذاشت و در نهایت تصمیم گرفت آن را نپذیرد؛ چرا که قبول این پیشنهاد او را از فعالیتهای فرهنگیاش این بار به عنوان نماینده مردم و در جهت آگاه ساختن مردم باز میداشت.
در مجلس نیز با توجه به حساسیت امور شوراها و مانور گروههای مختلف درمورد آن و آگاهیهای شهید در مورد آن، در کمیسیون مربوط به امور شوراها به فعالیت پرداخت.
واقعه هفتم تیر و شهدای مجلس شورای اسلامی
یک روز پس از سوءقصد به جان آیت ا… خامنهای در ششم تیر ماه ۱۳۶۰، در ساعت ۲۰ و۳۰ دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.
نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعدهی الهی میداد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث دربارهی تورم بود، اما عدهای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاستجمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را بهبازی بگیرند. تلاشکنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را بهبازی نمیگیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیرهکننده و صدایی مهیب برخاست و در کمتر از یک ثانیه، از سالن جلسات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند.
وضعیت کشور پس از این حادثه خیلی سخت بود. مجلس در مرز سقوط از نظر عدد قانونی قرار گرفت. رئیس شورای عالی قضایی، دکتر بهشتی به شهادت رسیده بود و شورای ریاست جمهوری که پس از عزل بنیصدر تشکیل شد نیز مهمترین عضوش را از دست داد. چهار عضو فعال کابینه و چند تن معاون وزیر هم در میان آنان بودند. حزب جمهوری که محور تنظیم امور کشور بود، هفت عضو شورای مرکزی و دبیرکلش را در یک لحظه از دست داده بود. شورای عالی دفاع، با عزل رئیس جمهور، شهادت دکتر چمران، دکتر بهشتی و نیز با وضعیت جسمانی آیت ا… خامنهای حال و روز خوبی نداشت.
انفجار دفتر مرکزی جمهوری اسلامی در تهران و شهادت ۷۲ تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب، عکسالعمل استکبار جهانی و عوامل داخل آنها در قبال برکناری بنیصدر و حذف ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسئولین نظام اسلامی بود. عامل بمبگذاری، منافق نفوذی به نام محمّدرضا کلاهی بود که خود جزء نیروهای خدماتی حزب بهحساب میآمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد. عوامل این حادثه بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئولان عالی رتبه، اوضاع کشور به هم میریزد و انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت.
اما با امداد الهی و با حضور معدود مردان سیاسی در کنار رهبر انقلاب، اوضاع سیاسی کشور دوباره کمی سامان گرفت و این روز به خاطر شهید بهشتی، مرد شماره اول پس از رهبر انقلاب که رئیس قوه قضائیه بود، روز قضائیه نامگذاری شد.
نظر شهید دیالمه در خصوص میر حسین موسوی
همین الآن افرادی کاندیدا هستن برای بعضی از وزارت خانه ها که به اعتقاد من خط فکریشون درست نیست ولی متأسفانه کاری نمی توانم بکنم فقط می توانم یک رأی مخالف بهشون بدم و یکی از نمونه هاش جناب آقای سید(میر)حسین موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی.
اعتقاد به این است که خط فکری او خط فکری جنبش مسلمان مبارز و پیمان و غیره می باشد، البته نمی خواهم بگویم که عضو آن سازمان، گروه و چه هست ولی جهت فکریش همونه و اگر رجوع بکنید به روزنامه ها می بینید در خیلی از جاهاش این خط مشی رو طی می کند در حالی که من روزنامه و اینارو من از دید حزب نمی بینم بلکه من اینارو فقط از پایگاه ایشون می بینم و الا اینارو هیچ کدوم را به حساب حزب نمی گذارم و نه به عنوان نیروهای مومن، معتقد، مخلصی که در حزب هستند بلکه شخصاً به نام ایشون می گذارم.
و با توجه به موضع گیری هایی که در روزنامه ایشون مطرح شده برای مثال ویژه نامه ای برای تختی چاپ می کنه، برای مصدق مطلب چاپ می کند، اما حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.
بروید ببینید در روزنامه های اون زمان رو اگر یک خط حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی قبل و بعد از سالگرد ایشان در این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم، اما ویژه نامه هایی درباره تختی چاپ می کنه در حالی که تختی فقط جزو جبهه ملی بوده و یک کشتی گیر بود والله شما به خاطر کشتی گیر بودنش از او مقاله چاپ می کنید و نه فقط به خاطر جبهه ملی بودنش زیاد از او صحبت و مقاله چاپ می کنید و الا تختی هم همانند صدها هزار نفر کشتی گیر دیگر مانند سید عباسی، حبیبی و غیره داشتیم، چرا اونارو مطرحشون نمی کنن، چرا برای اونا ویژه نامه چاپ نمی کنن
پس حتماً به خاطر باند جبهه ملی شون بوده است، تجلیل هایی از مصدق می کنن، بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد مقاله ای علیه ایشون رو کدام روزنامه نوشت همین روزنامه جمهوری اسلامی که به اسم خیابان مصدق نوشت و شدیداً آن را کوبید و حتی یک شب که من در جایی صحبت می کردم تمامی این حرف ها را گفتم که بعد از صحبت های من آقای موسوی برای دفاع از خود بلند شد و گفت ما اینا رو نمی پذیریم به دلیل اینکه نمی خواهیم شیوه های آسیب پذیری و کمونیستی رو در ایران ایجاد بکنیم.
البته لفظ را اشتباه به کار می برد اما من برداشتی را که از گفتن این مطلب بیان کرد عرض می نمایم برداشت ایشان این بود که در شیوه های کمونیستی که ما یک چیزی رو که در سابق اتفاق افتاده و در تاریخ مجدداً بیایم دنبال گیری کنیم و در موارد فعلی به آن تجسم بدهیم و بزرگش کنیم، مثلاً اگر کاشانی یا مصدقی آن زمان بود حالا بیاییم الآن هم یک مصدق و کاشانی بسازیم. البته سابقه های مکرر هم درگروه های منفی داشته از جمله بودنش در گروه نخشب که جزو بافت او بوده است و با پیمان و سامی در این باند نخشب بودند که بعد از مدتی از هم جدا شدند که پیمان گروه جنبش مسلمانان را درست کرد و سامی گروه جاما را درست کرد ولی آقای موسوی به ظاهر می فرماید که من یک آدم مستقل هستم و در واقع همون شیوه فکری رو امروز داره و به اعتقاد من در داخل روزنامه هم دقیقاً این شیوه فکری رو اعمال کرده و برای مثال از نماینده های عضو جنبش مسلمان مصاحبه کرده و مقاله های بلند بالایی در صفحه اول با تیتر درشت در مورد قضیه تالبوت نوشته و عکس های مختلفی را در اندازه های مختلف در این مورد به چاپ رسانده و حتی یک بار عکس پیمان را در صفحه اول جمهوری اسلامی چاپ می کند.

, ,
ما فرو خورده هر طوفانیم
,آماده دفع خار از این میدانیم
,تنها به اشارتی ز رهبر کافیست
,تا ریشه هرچه فتنه را خشکانیم
,,
به نقل از وبلاگ یاس سپید:
, , معرفی شهید بصیرت ...,

شهید عبدالحمید دیالمه در اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در تهران به دنیا آمد. پس از دوره متوسطه سه سال در خدمت مدرسین حوزه علمیه قم و نظرات دکتر شریعتی بود. او با زمینه های مختلف از جمله علوم مختلف اسلامی، عرفان، فلسفه و منطق نزد استاد شهید مطهری آشنا شد و علوم جدید را در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد ادامه داد.
و در این دانشگاه اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود. و برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه گذاری کرد جلسات سخنرانی خود را تحت عنوان «صراط مستقیم» شروع کرد. که در خلال این حرکت اعتقادی بارها توسط ساواک دستگیر شد. او پس از اتمام تحصیل به تهران آمد و مجمع احیاء تفکرات شیعی را تأسیس کرد. وی در سن ۲۶ سالگی به عنوان نماینده مردم مشهد به مجلس راه یافت و عضو کمیسیون امور شوراها شد.
وی به زبان های انگلیسی، عربی و فرانسوی مسلط بود. او از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر مشاهده کرد و به قصد افشاگری به تهران آمد و در روزنامه انقلاب اسلامی تحصن اختیار کرد و جریان بنی صدر را بر ملاء نمود و او را به مناظره دعوت کرد و خط لیبرالیسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود باز شکافت.
تولد:
۴ اردیبهشت ۱۳۳۳ در تهران در خانوادهای مذهبی.
– مرحوم دکتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید
فرزندش عبدالحمید (که وحید صدایش میکردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصههای سیاسی و انقلابی آشنا شود. در آن
جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته میشد؛ افرادی همچون شهید دکتر بهشتی و مهندس بازرگان.
– پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشکیل سازمان پزشکی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه
را مدیریت مینمود که این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت.
تحصیلات:- پس از طی دوره دبستان ، آغاز دوره متوسطه در دبیرستان هدف شماره ۳ / اخذ دیپلم طبیعی و شروع تحصیل علوم حوزوی. (تصاویر دوران تحصیل را در بخش تصاویر ،
ملاحظه بفرمایید.)
– سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت.
– سال ۱۳۵۲ به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد.
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید
فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .
فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:- در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراض آمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.) فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .

فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:
– در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراضآمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)

تبیین تبیین جهان
با انتشار اوّلین کتابهای جدید ایدئولوژیک منافقین تحت عنوان «تبیین جهان» نوشته مسعود رجوی، شهید دیالمه نیز سلسله سخنرانیهای نقّادانه خود را با عنوان «تبیینِ تبیین جهان» در آمفیتئاتر رازی دانشگاه پزشکی مشهد، آغاز کرد که از همان ابتدا با تهدیدهای منافقین روبرو شد. او قبل از شروع اولین جلسه که با تهدید به ترور توسط منافقین مواجه شده بود، به امید آگاهی بخشی به جوانان و دانشجویان، بدون توجه به این تهدیدات، رسالت افشاگرانه خود را نسبت به خط التقاط، پرشورتر از قبل دنبال نمود و در آغاز کلام خطاب به تهدیدکنندگان گفت: «از چنین پیامی که شما دادید و این لیاقت را در خودم نمیدیدم، بسیار خرسندم!… مگر زمانیکه شما در چهره گروههای مختلف آنهایی که حیات و هستی حوزههای علمیه ما به آنها بستگیداشت، بهزعم خود از سر راه برداشتید، درد شما درمان شد؟ … و آیا هنوز برای شما روشن نشده است که هرچه شما بیشتر و بیشتر در این مسیر حرکت کنید، برننگتان افزوده میشود؟ … و تاسفم برای شماست که الان صدای مرا میشنوید و تاسف بیشترم برای سرانتان که هنوز عبرت نگرفتهاند.»
به نقل از دوستان و همراهان شهید و نوار اولین جلسه «تبیینِ تبیین جهان»
نعل وارونه!
شهید دیالمه در روز ۱۵/۱۲/۵۹ یعنی فردای روز سخنرانی بنیصدر در دانشگاه تهران و برپایی غائله ۱۴اسفند، در مهدیه تهران در میان جمعیتی که به شدت نسبت به آن شهید ابراز احساسات می کرد در سخنرانی خود با عنوان «مصدق از حمایت تا خیانت» گفت: « … دستهایی در کارند تا وحدت ابوموسی اشعری را به جای وحدت علی علیهالسلام به مردم قالب کنند. این بود که بر آن شدم تا مطالبی را در کمال اختصار با شما در میان بگذارم. برادران در لحظات بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفتهایم، حساس و خطرناک همچون میدانهایی از مواد منفجره که با جرقهای کوچک آتش میگیرند و شیاطین برآنند تا با ژستهای آزادیخواهانه قلابی تا آنجا که میتوانند بر میزان شعلهوری محیط بیفزایند،… اما آنچه که ما از ابتدای انقلاب فاقد آن بودیم و چوب آن را میخوریم این است که افراد را درست نمیشناختیم و آگاهی از مواضع آنان نداشتیم و همین امر باعث شد که اسلامشناسان اروپایی بر مبنای آزادیهای غلط غربی آنچه را خواستند به خورد این ملت دادند و سعی نمودند مسلمانان مؤمن را با برچسب های گوناگون از میدان بهدر نمایند.
میدانید چماقداری از ما و اسلام نبود، ما بهعنوان مسلمان استدلال و منطق داریم، چماقداری از آن نیروهای چپ و راستی برای فرود آوردن چماقشان بر سر این ملت فراهم آورند ظاهرا خود را ضد چماق معرفی کردند و الاّ چه زمانی ما حرف حساب را نشنیدهایم؟ چه زمانی از «بحث آزاد» فرار کردهایم که امروز آنها به خود اجازه میدهند فریاد برآورند که ما اهل بحث آزادیم و بقیه زور میگویند. اگر بنده و شما آگاه باشیم خوب میفهمیم که چرا اینگونه میگویند و عمل میکنند، چرا یکباره اسامی نیروهای مرتجع داخلی و خارجی عوض میشود و میشوند انقلابی!! پیشتاز! مجاهد! مبارز! پیشگام؟! و در مقابل همه نیروهایی که در این سمت قرار دادند و حرکت را ایجاد کردهاند، میشوند نیروهای مرتجع، انحصارطلب و دُگم و از این قبیل، این همان شیوه همیشگی و مرسوم تاریخ است که اصطلاحا معروف است به «نعل وارونه» …. سالیان درازی است که برای ممالک اسلامی طراحی کردهاند و برنامههای آن توسط صهیونیسم بینالملل مدون گردیده است، خطرناکترین آنها حرکتی است که بهوسیله مستشرقین درجوامع اسلامی ایجاد گردیده تا اسلام را آنگونه که مایلند معرفی نمایند و شرایطی را فراهم کنند که محتوای اسلام از دست رفته و تنها اسمی از آن بر جای بماند، به همین منظور متخصصین جامعه شناسی وعلوم اجتماعی و اقتصاد اسلامی! و اسلام شناسی! ساختند و به جامعه های ما روانه کردند تا در ذهن ما از اسلام، یک فرهنگ ، یک انقلاب، یک تمدن بسازند و تا آنجا پیش آمدند که امروز در ذهن اکثریت نسل جوان ما اسلام نه به عنوان یک دین الهی و رهبری اش نه به عنوان یک رهبری الهی، که اسلام به عنوان یک تمدن و پیامبر به عنوان یک انقلابی ترسیم گردیده است. پیامبر می شود انقلابی تا در قدمهای بعدی بتوانند او را در کنار چهگوارا، مارکس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حرکتی بشود همچون انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و چهرههای اسلامی از علی علیهالسلام گرفته تا فاطمه سلاماللهعلیها و زینب و ابوذر و سلمان و … هر یک به نوعی تغییر یابند. صهیونیسم بینالملل برای پیادهنمودن طرحهای خود سازمانها و گروههای مرموزی را تشکیل داده که یکی از آنها در تحقق بخشیدن به آرمانهای صهیونیسم لژهای فراماسونری است… و مردم ما اصلا آگاهی نداشتهاند که اینها کی هستند.»
بعد از این سخنرانی کم کم شعار « بنیصدر ، دیالمه، بحث آزاد پیش همه » زبانزد بسیاری از جوانان مسلمان شد و بر برخی دیوارهای شهرهای تهران و مشهد نیز نقش بست. بنیصدر که تبلیغات بحث آزادش بسیار فراگیر شده بود با توجه به شناختی که نسبت به این جوان برومند مکتب تشیع و «هشام زمانه» داشت صلاح ندانست خود را درگیر چنین بحثی کند. با نخست وزیری شهید رجایی و شناخت او نسبت به دیالمه، شهید رجایی او را به عنوان اولین گزینه برای پست وزارت خارجه در نظر گرفته بود؛ چرا که او ضمن تحصیلات دانشگاهی و حوزوی مسلط به زبانهای انگلیسی و عربی نیز بود و تا حدودی با زبان فرانسه نیز آشنایی داشت. شهید دیالمه پس از این پیشنهاد شهید رجایی مطلب را با دوستان و شاگردانش در میان گذاشت و در نهایت تصمیم گرفت آن را نپذیرد؛ چرا که قبول این پیشنهاد او را از فعالیتهای فرهنگیاش این بار به عنوان نماینده مردم و در جهت آگاه ساختن مردم باز میداشت.
در مجلس نیز با توجه به حساسیت امور شوراها و مانور گروههای مختلف درمورد آن و آگاهیهای شهید در مورد آن، در کمیسیون مربوط به امور شوراها به فعالیت پرداخت.
واقعه هفتم تیر و شهدای مجلس شورای اسلامی
یک روز پس از سوءقصد به جان آیت ا… خامنهای در ششم تیر ماه ۱۳۶۰، در ساعت ۲۰ و۳۰ دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.
نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعدهی الهی میداد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث دربارهی تورم بود، اما عدهای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاستجمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را بهبازی بگیرند. تلاشکنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را بهبازی نمیگیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیرهکننده و صدایی مهیب برخاست و در کمتر از یک ثانیه، از سالن جلسات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند.
وضعیت کشور پس از این حادثه خیلی سخت بود. مجلس در مرز سقوط از نظر عدد قانونی قرار گرفت. رئیس شورای عالی قضایی، دکتر بهشتی به شهادت رسیده بود و شورای ریاست جمهوری که پس از عزل بنیصدر تشکیل شد نیز مهمترین عضوش را از دست داد. چهار عضو فعال کابینه و چند تن معاون وزیر هم در میان آنان بودند. حزب جمهوری که محور تنظیم امور کشور بود، هفت عضو شورای مرکزی و دبیرکلش را در یک لحظه از دست داده بود. شورای عالی دفاع، با عزل رئیس جمهور، شهادت دکتر چمران، دکتر بهشتی و نیز با وضعیت جسمانی آیت ا… خامنهای حال و روز خوبی نداشت.
انفجار دفتر مرکزی جمهوری اسلامی در تهران و شهادت ۷۲ تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب، عکسالعمل استکبار جهانی و عوامل داخل آنها در قبال برکناری بنیصدر و حذف ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسئولین نظام اسلامی بود. عامل بمبگذاری، منافق نفوذی به نام محمّدرضا کلاهی بود که خود جزء نیروهای خدماتی حزب بهحساب میآمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد. عوامل این حادثه بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئولان عالی رتبه، اوضاع کشور به هم میریزد و انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت.
اما با امداد الهی و با حضور معدود مردان سیاسی در کنار رهبر انقلاب، اوضاع سیاسی کشور دوباره کمی سامان گرفت و این روز به خاطر شهید بهشتی، مرد شماره اول پس از رهبر انقلاب که رئیس قوه قضائیه بود، روز قضائیه نامگذاری شد.
نظر شهید دیالمه در خصوص میر حسین موسوی
همین الآن افرادی کاندیدا هستن برای بعضی از وزارت خانه ها که به اعتقاد من خط فکریشون درست نیست ولی متأسفانه کاری نمی توانم بکنم فقط می توانم یک رأی مخالف بهشون بدم و یکی از نمونه هاش جناب آقای سید(میر)حسین موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی.
اعتقاد به این است که خط فکری او خط فکری جنبش مسلمان مبارز و پیمان و غیره می باشد، البته نمی خواهم بگویم که عضو آن سازمان، گروه و چه هست ولی جهت فکریش همونه و اگر رجوع بکنید به روزنامه ها می بینید در خیلی از جاهاش این خط مشی رو طی می کند در حالی که من روزنامه و اینارو من از دید حزب نمی بینم بلکه من اینارو فقط از پایگاه ایشون می بینم و الا اینارو هیچ کدوم را به حساب حزب نمی گذارم و نه به عنوان نیروهای مومن، معتقد، مخلصی که در حزب هستند بلکه شخصاً به نام ایشون می گذارم.
و با توجه به موضع گیری هایی که در روزنامه ایشون مطرح شده برای مثال ویژه نامه ای برای تختی چاپ می کنه، برای مصدق مطلب چاپ می کند، اما حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.
بروید ببینید در روزنامه های اون زمان رو اگر یک خط حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی قبل و بعد از سالگرد ایشان در این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم، اما ویژه نامه هایی درباره تختی چاپ می کنه در حالی که تختی فقط جزو جبهه ملی بوده و یک کشتی گیر بود والله شما به خاطر کشتی گیر بودنش از او مقاله چاپ می کنید و نه فقط به خاطر جبهه ملی بودنش زیاد از او صحبت و مقاله چاپ می کنید و الا تختی هم همانند صدها هزار نفر کشتی گیر دیگر مانند سید عباسی، حبیبی و غیره داشتیم، چرا اونارو مطرحشون نمی کنن، چرا برای اونا ویژه نامه چاپ نمی کنن
پس حتماً به خاطر باند جبهه ملی شون بوده است، تجلیل هایی از مصدق می کنن، بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد مقاله ای علیه ایشون رو کدام روزنامه نوشت همین روزنامه جمهوری اسلامی که به اسم خیابان مصدق نوشت و شدیداً آن را کوبید و حتی یک شب که من در جایی صحبت می کردم تمامی این حرف ها را گفتم که بعد از صحبت های من آقای موسوی برای دفاع از خود بلند شد و گفت ما اینا رو نمی پذیریم به دلیل اینکه نمی خواهیم شیوه های آسیب پذیری و کمونیستی رو در ایران ایجاد بکنیم.
البته لفظ را اشتباه به کار می برد اما من برداشتی را که از گفتن این مطلب بیان کرد عرض می نمایم برداشت ایشان این بود که در شیوه های کمونیستی که ما یک چیزی رو که در سابق اتفاق افتاده و در تاریخ مجدداً بیایم دنبال گیری کنیم و در موارد فعلی به آن تجسم بدهیم و بزرگش کنیم، مثلاً اگر کاشانی یا مصدقی آن زمان بود حالا بیاییم الآن هم یک مصدق و کاشانی بسازیم. البته سابقه های مکرر هم درگروه های منفی داشته از جمله بودنش در گروه نخشب که جزو بافت او بوده است و با پیمان و سامی در این باند نخشب بودند که بعد از مدتی از هم جدا شدند که پیمان گروه جنبش مسلمانان را درست کرد و سامی گروه جاما را درست کرد ولی آقای موسوی به ظاهر می فرماید که من یک آدم مستقل هستم و در واقع همون شیوه فکری رو امروز داره و به اعتقاد من در داخل روزنامه هم دقیقاً این شیوه فکری رو اعمال کرده و برای مثال از نماینده های عضو جنبش مسلمان مصاحبه کرده و مقاله های بلند بالایی در صفحه اول با تیتر درشت در مورد قضیه تالبوت نوشته و عکس های مختلفی را در اندازه های مختلف در این مورد به چاپ رسانده و حتی یک بار عکس پیمان را در صفحه اول جمهوری اسلامی چاپ می کند.

شهید عبدالحمید دیالمه در اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در تهران به دنیا آمد. پس از دوره متوسطه سه سال در خدمت مدرسین حوزه علمیه قم و نظرات دکتر شریعتی بود. او با زمینه های مختلف از جمله علوم مختلف اسلامی، عرفان، فلسفه و منطق نزد استاد شهید مطهری آشنا شد و علوم جدید را در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد ادامه داد.
و در این دانشگاه اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود. و برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه گذاری کرد جلسات سخنرانی خود را تحت عنوان «صراط مستقیم» شروع کرد. که در خلال این حرکت اعتقادی بارها توسط ساواک دستگیر شد. او پس از اتمام تحصیل به تهران آمد و مجمع احیاء تفکرات شیعی را تأسیس کرد. وی در سن ۲۶ سالگی به عنوان نماینده مردم مشهد به مجلس راه یافت و عضو کمیسیون امور شوراها شد.
وی به زبان های انگلیسی، عربی و فرانسوی مسلط بود. او از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر مشاهده کرد و به قصد افشاگری به تهران آمد و در روزنامه انقلاب اسلامی تحصن اختیار کرد و جریان بنی صدر را بر ملاء نمود و او را به مناظره دعوت کرد و خط لیبرالیسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود باز شکافت.
تولد:
۴ اردیبهشت ۱۳۳۳ در تهران در خانوادهای مذهبی.
– مرحوم دکتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید
فرزندش عبدالحمید (که وحید صدایش میکردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصههای سیاسی و انقلابی آشنا شود. در آن
جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته میشد؛ افرادی همچون شهید دکتر بهشتی و مهندس بازرگان.
– پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشکیل سازمان پزشکی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه
را مدیریت مینمود که این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت.
تحصیلات:- پس از طی دوره دبستان ، آغاز دوره متوسطه در دبیرستان هدف شماره ۳ / اخذ دیپلم طبیعی و شروع تحصیل علوم حوزوی. (تصاویر دوران تحصیل را در بخش تصاویر ،
ملاحظه بفرمایید.)
– سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت.
– سال ۱۳۵۲ به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد.
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید
فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .
فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:- در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراض آمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.) فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .

فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:
– در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– شکلدهی تحصن اعتراضآمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)

تبیین تبیین جهان
با انتشار اوّلین کتابهای جدید ایدئولوژیک منافقین تحت عنوان «تبیین جهان» نوشته مسعود رجوی، شهید دیالمه نیز سلسله سخنرانیهای نقّادانه خود را با عنوان «تبیینِ تبیین جهان» در آمفیتئاتر رازی دانشگاه پزشکی مشهد، آغاز کرد که از همان ابتدا با تهدیدهای منافقین روبرو شد. او قبل از شروع اولین جلسه که با تهدید به ترور توسط منافقین مواجه شده بود، به امید آگاهی بخشی به جوانان و دانشجویان، بدون توجه به این تهدیدات، رسالت افشاگرانه خود را نسبت به خط التقاط، پرشورتر از قبل دنبال نمود و در آغاز کلام خطاب به تهدیدکنندگان گفت: «از چنین پیامی که شما دادید و این لیاقت را در خودم نمیدیدم، بسیار خرسندم!… مگر زمانیکه شما در چهره گروههای مختلف آنهایی که حیات و هستی حوزههای علمیه ما به آنها بستگیداشت، بهزعم خود از سر راه برداشتید، درد شما درمان شد؟ … و آیا هنوز برای شما روشن نشده است که هرچه شما بیشتر و بیشتر در این مسیر حرکت کنید، برننگتان افزوده میشود؟ … و تاسفم برای شماست که الان صدای مرا میشنوید و تاسف بیشترم برای سرانتان که هنوز عبرت نگرفتهاند.»
به نقل از دوستان و همراهان شهید و نوار اولین جلسه «تبیینِ تبیین جهان»
نعل وارونه!
شهید دیالمه در روز ۱۵/۱۲/۵۹ یعنی فردای روز سخنرانی بنیصدر در دانشگاه تهران و برپایی غائله ۱۴اسفند، در مهدیه تهران در میان جمعیتی که به شدت نسبت به آن شهید ابراز احساسات می کرد در سخنرانی خود با عنوان «مصدق از حمایت تا خیانت» گفت: « … دستهایی در کارند تا وحدت ابوموسی اشعری را به جای وحدت علی علیهالسلام به مردم قالب کنند. این بود که بر آن شدم تا مطالبی را در کمال اختصار با شما در میان بگذارم. برادران در لحظات بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفتهایم، حساس و خطرناک همچون میدانهایی از مواد منفجره که با جرقهای کوچک آتش میگیرند و شیاطین برآنند تا با ژستهای آزادیخواهانه قلابی تا آنجا که میتوانند بر میزان شعلهوری محیط بیفزایند،… اما آنچه که ما از ابتدای انقلاب فاقد آن بودیم و چوب آن را میخوریم این است که افراد را درست نمیشناختیم و آگاهی از مواضع آنان نداشتیم و همین امر باعث شد که اسلامشناسان اروپایی بر مبنای آزادیهای غلط غربی آنچه را خواستند به خورد این ملت دادند و سعی نمودند مسلمانان مؤمن را با برچسب های گوناگون از میدان بهدر نمایند.
میدانید چماقداری از ما و اسلام نبود، ما بهعنوان مسلمان استدلال و منطق داریم، چماقداری از آن نیروهای چپ و راستی برای فرود آوردن چماقشان بر سر این ملت فراهم آورند ظاهرا خود را ضد چماق معرفی کردند و الاّ چه زمانی ما حرف حساب را نشنیدهایم؟ چه زمانی از «بحث آزاد» فرار کردهایم که امروز آنها به خود اجازه میدهند فریاد برآورند که ما اهل بحث آزادیم و بقیه زور میگویند. اگر بنده و شما آگاه باشیم خوب میفهمیم که چرا اینگونه میگویند و عمل میکنند، چرا یکباره اسامی نیروهای مرتجع داخلی و خارجی عوض میشود و میشوند انقلابی!! پیشتاز! مجاهد! مبارز! پیشگام؟! و در مقابل همه نیروهایی که در این سمت قرار دادند و حرکت را ایجاد کردهاند، میشوند نیروهای مرتجع، انحصارطلب و دُگم و از این قبیل، این همان شیوه همیشگی و مرسوم تاریخ است که اصطلاحا معروف است به «نعل وارونه» …. سالیان درازی است که برای ممالک اسلامی طراحی کردهاند و برنامههای آن توسط صهیونیسم بینالملل مدون گردیده است، خطرناکترین آنها حرکتی است که بهوسیله مستشرقین درجوامع اسلامی ایجاد گردیده تا اسلام را آنگونه که مایلند معرفی نمایند و شرایطی را فراهم کنند که محتوای اسلام از دست رفته و تنها اسمی از آن بر جای بماند، به همین منظور متخصصین جامعه شناسی وعلوم اجتماعی و اقتصاد اسلامی! و اسلام شناسی! ساختند و به جامعه های ما روانه کردند تا در ذهن ما از اسلام، یک فرهنگ ، یک انقلاب، یک تمدن بسازند و تا آنجا پیش آمدند که امروز در ذهن اکثریت نسل جوان ما اسلام نه به عنوان یک دین الهی و رهبری اش نه به عنوان یک رهبری الهی، که اسلام به عنوان یک تمدن و پیامبر به عنوان یک انقلابی ترسیم گردیده است. پیامبر می شود انقلابی تا در قدمهای بعدی بتوانند او را در کنار چهگوارا، مارکس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حرکتی بشود همچون انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و چهرههای اسلامی از علی علیهالسلام گرفته تا فاطمه سلاماللهعلیها و زینب و ابوذر و سلمان و … هر یک به نوعی تغییر یابند. صهیونیسم بینالملل برای پیادهنمودن طرحهای خود سازمانها و گروههای مرموزی را تشکیل داده که یکی از آنها در تحقق بخشیدن به آرمانهای صهیونیسم لژهای فراماسونری است… و مردم ما اصلا آگاهی نداشتهاند که اینها کی هستند.»
بعد از این سخنرانی کم کم شعار « بنیصدر ، دیالمه، بحث آزاد پیش همه » زبانزد بسیاری از جوانان مسلمان شد و بر برخی دیوارهای شهرهای تهران و مشهد نیز نقش بست. بنیصدر که تبلیغات بحث آزادش بسیار فراگیر شده بود با توجه به شناختی که نسبت به این جوان برومند مکتب تشیع و «هشام زمانه» داشت صلاح ندانست خود را درگیر چنین بحثی کند. با نخست وزیری شهید رجایی و شناخت او نسبت به دیالمه، شهید رجایی او را به عنوان اولین گزینه برای پست وزارت خارجه در نظر گرفته بود؛ چرا که او ضمن تحصیلات دانشگاهی و حوزوی مسلط به زبانهای انگلیسی و عربی نیز بود و تا حدودی با زبان فرانسه نیز آشنایی داشت. شهید دیالمه پس از این پیشنهاد شهید رجایی مطلب را با دوستان و شاگردانش در میان گذاشت و در نهایت تصمیم گرفت آن را نپذیرد؛ چرا که قبول این پیشنهاد او را از فعالیتهای فرهنگیاش این بار به عنوان نماینده مردم و در جهت آگاه ساختن مردم باز میداشت.
در مجلس نیز با توجه به حساسیت امور شوراها و مانور گروههای مختلف درمورد آن و آگاهیهای شهید در مورد آن، در کمیسیون مربوط به امور شوراها به فعالیت پرداخت.
واقعه هفتم تیر و شهدای مجلس شورای اسلامی
یک روز پس از سوءقصد به جان آیت ا… خامنهای در ششم تیر ماه ۱۳۶۰، در ساعت ۲۰ و۳۰ دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.
نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعدهی الهی میداد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث دربارهی تورم بود، اما عدهای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاستجمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را بهبازی بگیرند. تلاشکنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را بهبازی نمیگیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیرهکننده و صدایی مهیب برخاست و در کمتر از یک ثانیه، از سالن جلسات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند.
وضعیت کشور پس از این حادثه خیلی سخت بود. مجلس در مرز سقوط از نظر عدد قانونی قرار گرفت. رئیس شورای عالی قضایی، دکتر بهشتی به شهادت رسیده بود و شورای ریاست جمهوری که پس از عزل بنیصدر تشکیل شد نیز مهمترین عضوش را از دست داد. چهار عضو فعال کابینه و چند تن معاون وزیر هم در میان آنان بودند. حزب جمهوری که محور تنظیم امور کشور بود، هفت عضو شورای مرکزی و دبیرکلش را در یک لحظه از دست داده بود. شورای عالی دفاع، با عزل رئیس جمهور، شهادت دکتر چمران، دکتر بهشتی و نیز با وضعیت جسمانی آیت ا… خامنهای حال و روز خوبی نداشت.
انفجار دفتر مرکزی جمهوری اسلامی در تهران و شهادت ۷۲ تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب، عکسالعمل استکبار جهانی و عوامل داخل آنها در قبال برکناری بنیصدر و حذف ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسئولین نظام اسلامی بود. عامل بمبگذاری، منافق نفوذی به نام محمّدرضا کلاهی بود که خود جزء نیروهای خدماتی حزب بهحساب میآمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد. عوامل این حادثه بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئولان عالی رتبه، اوضاع کشور به هم میریزد و انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت.
اما با امداد الهی و با حضور معدود مردان سیاسی در کنار رهبر انقلاب، اوضاع سیاسی کشور دوباره کمی سامان گرفت و این روز به خاطر شهید بهشتی، مرد شماره اول پس از رهبر انقلاب که رئیس قوه قضائیه بود، روز قضائیه نامگذاری شد.
نظر شهید دیالمه در خصوص میر حسین موسوی
همین الآن افرادی کاندیدا هستن برای بعضی از وزارت خانه ها که به اعتقاد من خط فکریشون درست نیست ولی متأسفانه کاری نمی توانم بکنم فقط می توانم یک رأی مخالف بهشون بدم و یکی از نمونه هاش جناب آقای سید(میر)حسین موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی.
اعتقاد به این است که خط فکری او خط فکری جنبش مسلمان مبارز و پیمان و غیره می باشد، البته نمی خواهم بگویم که عضو آن سازمان، گروه و چه هست ولی جهت فکریش همونه و اگر رجوع بکنید به روزنامه ها می بینید در خیلی از جاهاش این خط مشی رو طی می کند در حالی که من روزنامه و اینارو من از دید حزب نمی بینم بلکه من اینارو فقط از پایگاه ایشون می بینم و الا اینارو هیچ کدوم را به حساب حزب نمی گذارم و نه به عنوان نیروهای مومن، معتقد، مخلصی که در حزب هستند بلکه شخصاً به نام ایشون می گذارم.
و با توجه به موضع گیری هایی که در روزنامه ایشون مطرح شده برای مثال ویژه نامه ای برای تختی چاپ می کنه، برای مصدق مطلب چاپ می کند، اما حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.
بروید ببینید در روزنامه های اون زمان رو اگر یک خط حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی قبل و بعد از سالگرد ایشان در این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم، اما ویژه نامه هایی درباره تختی چاپ می کنه در حالی که تختی فقط جزو جبهه ملی بوده و یک کشتی گیر بود والله شما به خاطر کشتی گیر بودنش از او مقاله چاپ می کنید و نه فقط به خاطر جبهه ملی بودنش زیاد از او صحبت و مقاله چاپ می کنید و الا تختی هم همانند صدها هزار نفر کشتی گیر دیگر مانند سید عباسی، حبیبی و غیره داشتیم، چرا اونارو مطرحشون نمی کنن، چرا برای اونا ویژه نامه چاپ نمی کنن
پس حتماً به خاطر باند جبهه ملی شون بوده است، تجلیل هایی از مصدق می کنن، بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد مقاله ای علیه ایشون رو کدام روزنامه نوشت همین روزنامه جمهوری اسلامی که به اسم خیابان مصدق نوشت و شدیداً آن را کوبید و حتی یک شب که من در جایی صحبت می کردم تمامی این حرف ها را گفتم که بعد از صحبت های من آقای موسوی برای دفاع از خود بلند شد و گفت ما اینا رو نمی پذیریم به دلیل اینکه نمی خواهیم شیوه های آسیب پذیری و کمونیستی رو در ایران ایجاد بکنیم.
البته لفظ را اشتباه به کار می برد اما من برداشتی را که از گفتن این مطلب بیان کرد عرض می نمایم برداشت ایشان این بود که در شیوه های کمونیستی که ما یک چیزی رو که در سابق اتفاق افتاده و در تاریخ مجدداً بیایم دنبال گیری کنیم و در موارد فعلی به آن تجسم بدهیم و بزرگش کنیم، مثلاً اگر کاشانی یا مصدقی آن زمان بود حالا بیاییم الآن هم یک مصدق و کاشانی بسازیم. البته سابقه های مکرر هم درگروه های منفی داشته از جمله بودنش در گروه نخشب که جزو بافت او بوده است و با پیمان و سامی در این باند نخشب بودند که بعد از مدتی از هم جدا شدند که پیمان گروه جنبش مسلمانان را درست کرد و سامی گروه جاما را درست کرد ولی آقای موسوی به ظاهر می فرماید که من یک آدم مستقل هستم و در واقع همون شیوه فکری رو امروز داره و به اعتقاد من در داخل روزنامه هم دقیقاً این شیوه فکری رو اعمال کرده و برای مثال از نماینده های عضو جنبش مسلمان مصاحبه کرده و مقاله های بلند بالایی در صفحه اول با تیتر درشت در مورد قضیه تالبوت نوشته و عکس های مختلفی را در اندازه های مختلف در این مورد به چاپ رسانده و حتی یک بار عکس پیمان را در صفحه اول جمهوری اسلامی چاپ می کند.

, ,
شهید عبدالحمید دیالمه در اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در تهران به دنیا آمد. پس از دوره متوسطه سه سال در خدمت مدرسین حوزه علمیه قم و نظرات دکتر شریعتی بود. او با زمینه های مختلف از جمله علوم مختلف اسلامی، عرفان، فلسفه و منطق نزد استاد شهید مطهری آشنا شد و علوم جدید را در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد ادامه داد.
,و در این دانشگاه اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود. و برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه گذاری کرد جلسات سخنرانی خود را تحت عنوان «صراط مستقیم» شروع کرد. که در خلال این حرکت اعتقادی بارها توسط ساواک دستگیر شد. او پس از اتمام تحصیل به تهران آمد و مجمع احیاء تفکرات شیعی را تأسیس کرد. وی در سن ۲۶ سالگی به عنوان نماینده مردم مشهد به مجلس راه یافت و عضو کمیسیون امور شوراها شد.
,وی به زبان های انگلیسی، عربی و فرانسوی مسلط بود. او از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر مشاهده کرد و به قصد افشاگری به تهران آمد و در روزنامه انقلاب اسلامی تحصن اختیار کرد و جریان بنی صدر را بر ملاء نمود و او را به مناظره دعوت کرد و خط لیبرالیسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود باز شکافت.
,,
تولد:
۴ اردیبهشت ۱۳۳۳ در تهران در خانوادهای مذهبی.
,
– مرحوم دکتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید
فرزندش عبدالحمید (که وحید صدایش میکردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصههای سیاسی و انقلابی آشنا شود. در آن
جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته میشد؛ افرادی همچون شهید دکتر بهشتی و مهندس بازرگان.
,
,
– پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشکیل سازمان پزشکی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه
را مدیریت مینمود که این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت.
,
تحصیلات:- پس از طی دوره دبستان ، آغاز دوره متوسطه در دبیرستان هدف شماره ۳ / اخذ دیپلم طبیعی و شروع تحصیل علوم حوزوی. (تصاویر دوران تحصیل را در بخش تصاویر ،
ملاحظه بفرمایید.)
,
– سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت.
– سال ۱۳۵۲ به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد.
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید
فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
,
,
,
,
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
,– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
,– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
,– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
,– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
,– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
,– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
,– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
,– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
,
– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .
فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:- در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
,
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
,– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
,– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
,– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
,– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
,– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
,– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
,این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
,– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
,– شکلدهی تحصن اعتراض آمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
,– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
,– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
,– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
,– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
,– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)
,
– اخذ مدرک دکترای داروسازی از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸٫ (تصویر مدرک و پایاننامه در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.) فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب:
– ارتباط مستمر با علمای تهران و شرکت درجلسات شهید مطهری، شهید بهشتی و دکتر بازرگان از دوران جوانی.
,
– از سال ۱۳۵۲ تا اواخر سال ۱۳۵۶ شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
,– در سال ۱۳۵۴ به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و ساخت مستندی پیرامون وضعیت فقر در نقاط محروم ایران، به استان سیستان و بلوچستان سفر کردند و از اوضاع کپرنشینان فیلمبرداری و با ایشان درباره وضع بد زندگی مصاحبه نمودند، که در چاهبهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد میشوند.
,– تولید چند فیلم مستند که اکثرا ناتمام ماند؛ مانند مستند فقر در سال ۵۴ که بعد از انقلاب بخشهایی از آن از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد.
,– در سال اول تحصیل، در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمود و از این طریق افراد را شناسایی و جذب میکرد.
,– برپایی جلسات دعای کمیل در سطح دانشگاه، برای اولین بار در ایران. این جلسات بعدها در سطح عمومی و گستردهتر در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام تداوم یافت.
,– تشکیل گروههای چندین نفری و مدیریت آنها جهت نشر افکار ناب اسلامی شیعی ، با آموزشهای عقیدتی و سیاسی.
,– چندین بار دستگیری توسط ساواک . (تصویر مدارک دستگیری در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
,– نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم، در دانشگاه .
,– رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای ۵۴-۵۵ در شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) و مدیریت حرکتهای دانشجویی انقلابی در مبارزه علیه رژیم و تلاش برای همگرایی گروههای دانشجویی دیگر.
,– انتشار اعلامیه هایی جهت افشای جریان انحرافی منافقین در سال ۱۳۵۴ در دانشگاه مشهد .
,

فعالیتهای پس از پیروزی انقلاب:
– در سال ۱۳۵۷، به دنبال اوجگیری انقلاب شکوهمند اسلامی: اعلام موجودیت رسمی و علنی، «مجمع احیاء تفکرات شیعی» در سطح دانشگاه و شهر مشهد و مدیریت و تشکیل کلاسهای عقیدتی برای جوانان مشهدی.
, ,
,
– عضو شورای انقلابی تزکیه در دانشگاه.
,– عضو شورای اولیه هفت نفره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان خراسان.
,– عضو شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی در خراسان بهمراه بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب و آیت الله واعظ طبسی و… .
,– تشکیل جلسات مناظره وگفتگوی اعتقادی- سیاسی و جلسات آزاد پرسش و پاسخ با نمایندگان گروههای انحرافی در سطح شهر و جمعهای دانشگاهی.
,– ادامه افشاگری در مورد اندیشههای التقاطی منافقین. (به اولین خاطره در بخش خاطرات مراجعه بفرمایید.)
,– سخنرانیهای متعدد اعتقادی – سیاسی در تهران، مشهد و قم که ابتدا بیشتر در دانشگاه و فضاهای دانشجویی صورت میپذیرفت و همزمان با کاندیداتوری شهید و انتخاب به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس، کمکم به شکل گستردهای در میان مردم انقلابی دیگر شهرهای استان خراسان و کشور گسترش یافت که حدود ۴۰۰ ساعت از نوارهای آن جلسات توسط دوستان شهید جمع آوری شده است. (صوت برخی از سخنرانیها در بخش آثارصوتی شهید در سایت موجود است.)
,– نقد نظرات، تفکر و خط مشی سیاسی و مذهبی بنیصدر.
,این مساله به صورتی بود که مدتها پیش از مطرح شدن بنی صدر به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، انحراف بنیصدر از خط امام برای شهید دیالمه محرز شده بود و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان کشور و انقلاب در ردههای مختلف از بنیصدر حمایت میکردند.
,– تشکیل گروه مطالعه مدارک، بر ضد بنیصدر و کشف مدارک فراوان و نشر آن برای اشکار نمودن چهره واقعی بنیصدر از ابتدای اتقلاب.(مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
,– شکلدهی تحصن اعتراضآمیز دانشجویی در مقابل روزنامه انقلاب اسلامی در تهران. (تصویر برخی مدارک در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
,– شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حمایت علمای برجسته مشهد از وی و انتخاب ایشان از سوی مردم به عنوان نماینده مردم مشهد. (تصویر مدارک حمایت علما و امضای ایشان، و تصویر برخی از تبلیغات انتخاباتی، در بخش تصاویر سایت را ملاحظه بفرمایید.)
,– عضو هیئت رئیسه سنی مجلس ، به علت سن کم. (تصاویر هیئت رئیسه سنی مجلس در بخش تصاویر را ملاحظه بفرمایید.)
,– ریاست کمسیون شوراها در مجلس شورای اسلامی. (مراجعه کنید به خاطره دوم در بخش خاطرات)
,
– تلاش برای ارائه مدارک عدم کفایت سیاسی بنیصدر به مجلس با همکاری برخی از نمایندگان و موفقیت در این امر.
– شهادت در حادثه خونین بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی . (تصویر در بخش تصاویر موجود است.)
,

تبیین تبیین جهان
با انتشار اوّلین کتابهای جدید ایدئولوژیک منافقین تحت عنوان «تبیین جهان» نوشته مسعود رجوی، شهید دیالمه نیز سلسله سخنرانیهای نقّادانه خود را با عنوان «تبیینِ تبیین جهان» در آمفیتئاتر رازی دانشگاه پزشکی مشهد، آغاز کرد که از همان ابتدا با تهدیدهای منافقین روبرو شد. او قبل از شروع اولین جلسه که با تهدید به ترور توسط منافقین مواجه شده بود، به امید آگاهی بخشی به جوانان و دانشجویان، بدون توجه به این تهدیدات، رسالت افشاگرانه خود را نسبت به خط التقاط، پرشورتر از قبل دنبال نمود و در آغاز کلام خطاب به تهدیدکنندگان گفت: «از چنین پیامی که شما دادید و این لیاقت را در خودم نمیدیدم، بسیار خرسندم!… مگر زمانیکه شما در چهره گروههای مختلف آنهایی که حیات و هستی حوزههای علمیه ما به آنها بستگیداشت، بهزعم خود از سر راه برداشتید، درد شما درمان شد؟ … و آیا هنوز برای شما روشن نشده است که هرچه شما بیشتر و بیشتر در این مسیر حرکت کنید، برننگتان افزوده میشود؟ … و تاسفم برای شماست که الان صدای مرا میشنوید و تاسف بیشترم برای سرانتان که هنوز عبرت نگرفتهاند.»
به نقل از دوستان و همراهان شهید و نوار اولین جلسه «تبیینِ تبیین جهان»
, ,
,
,
نعل وارونه!
شهید دیالمه در روز ۱۵/۱۲/۵۹ یعنی فردای روز سخنرانی بنیصدر در دانشگاه تهران و برپایی غائله ۱۴اسفند، در مهدیه تهران در میان جمعیتی که به شدت نسبت به آن شهید ابراز احساسات می کرد در سخنرانی خود با عنوان «مصدق از حمایت تا خیانت» گفت: « … دستهایی در کارند تا وحدت ابوموسی اشعری را به جای وحدت علی علیهالسلام به مردم قالب کنند. این بود که بر آن شدم تا مطالبی را در کمال اختصار با شما در میان بگذارم. برادران در لحظات بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفتهایم، حساس و خطرناک همچون میدانهایی از مواد منفجره که با جرقهای کوچک آتش میگیرند و شیاطین برآنند تا با ژستهای آزادیخواهانه قلابی تا آنجا که میتوانند بر میزان شعلهوری محیط بیفزایند،… اما آنچه که ما از ابتدای انقلاب فاقد آن بودیم و چوب آن را میخوریم این است که افراد را درست نمیشناختیم و آگاهی از مواضع آنان نداشتیم و همین امر باعث شد که اسلامشناسان اروپایی بر مبنای آزادیهای غلط غربی آنچه را خواستند به خورد این ملت دادند و سعی نمودند مسلمانان مؤمن را با برچسب های گوناگون از میدان بهدر نمایند.
میدانید چماقداری از ما و اسلام نبود، ما بهعنوان مسلمان استدلال و منطق داریم، چماقداری از آن نیروهای چپ و راستی برای فرود آوردن چماقشان بر سر این ملت فراهم آورند ظاهرا خود را ضد چماق معرفی کردند و الاّ چه زمانی ما حرف حساب را نشنیدهایم؟ چه زمانی از «بحث آزاد» فرار کردهایم که امروز آنها به خود اجازه میدهند فریاد برآورند که ما اهل بحث آزادیم و بقیه زور میگویند. اگر بنده و شما آگاه باشیم خوب میفهمیم که چرا اینگونه میگویند و عمل میکنند، چرا یکباره اسامی نیروهای مرتجع داخلی و خارجی عوض میشود و میشوند انقلابی!! پیشتاز! مجاهد! مبارز! پیشگام؟! و در مقابل همه نیروهایی که در این سمت قرار دادند و حرکت را ایجاد کردهاند، میشوند نیروهای مرتجع، انحصارطلب و دُگم و از این قبیل، این همان شیوه همیشگی و مرسوم تاریخ است که اصطلاحا معروف است به «نعل وارونه» …. سالیان درازی است که برای ممالک اسلامی طراحی کردهاند و برنامههای آن توسط صهیونیسم بینالملل مدون گردیده است، خطرناکترین آنها حرکتی است که بهوسیله مستشرقین درجوامع اسلامی ایجاد گردیده تا اسلام را آنگونه که مایلند معرفی نمایند و شرایطی را فراهم کنند که محتوای اسلام از دست رفته و تنها اسمی از آن بر جای بماند، به همین منظور متخصصین جامعه شناسی وعلوم اجتماعی و اقتصاد اسلامی! و اسلام شناسی! ساختند و به جامعه های ما روانه کردند تا در ذهن ما از اسلام، یک فرهنگ ، یک انقلاب، یک تمدن بسازند و تا آنجا پیش آمدند که امروز در ذهن اکثریت نسل جوان ما اسلام نه به عنوان یک دین الهی و رهبری اش نه به عنوان یک رهبری الهی، که اسلام به عنوان یک تمدن و پیامبر به عنوان یک انقلابی ترسیم گردیده است. پیامبر می شود انقلابی تا در قدمهای بعدی بتوانند او را در کنار چهگوارا، مارکس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حرکتی بشود همچون انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و چهرههای اسلامی از علی علیهالسلام گرفته تا فاطمه سلاماللهعلیها و زینب و ابوذر و سلمان و … هر یک به نوعی تغییر یابند. صهیونیسم بینالملل برای پیادهنمودن طرحهای خود سازمانها و گروههای مرموزی را تشکیل داده که یکی از آنها در تحقق بخشیدن به آرمانهای صهیونیسم لژهای فراماسونری است… و مردم ما اصلا آگاهی نداشتهاند که اینها کی هستند.»
,
,
بعد از این سخنرانی کم کم شعار « بنیصدر ، دیالمه، بحث آزاد پیش همه » زبانزد بسیاری از جوانان مسلمان شد و بر برخی دیوارهای شهرهای تهران و مشهد نیز نقش بست. بنیصدر که تبلیغات بحث آزادش بسیار فراگیر شده بود با توجه به شناختی که نسبت به این جوان برومند مکتب تشیع و «هشام زمانه» داشت صلاح ندانست خود را درگیر چنین بحثی کند. با نخست وزیری شهید رجایی و شناخت او نسبت به دیالمه، شهید رجایی او را به عنوان اولین گزینه برای پست وزارت خارجه در نظر گرفته بود؛ چرا که او ضمن تحصیلات دانشگاهی و حوزوی مسلط به زبانهای انگلیسی و عربی نیز بود و تا حدودی با زبان فرانسه نیز آشنایی داشت. شهید دیالمه پس از این پیشنهاد شهید رجایی مطلب را با دوستان و شاگردانش در میان گذاشت و در نهایت تصمیم گرفت آن را نپذیرد؛ چرا که قبول این پیشنهاد او را از فعالیتهای فرهنگیاش این بار به عنوان نماینده مردم و در جهت آگاه ساختن مردم باز میداشت.
,در مجلس نیز با توجه به حساسیت امور شوراها و مانور گروههای مختلف درمورد آن و آگاهیهای شهید در مورد آن، در کمیسیون مربوط به امور شوراها به فعالیت پرداخت.
,
واقعه هفتم تیر و شهدای مجلس شورای اسلامی
یک روز پس از سوءقصد به جان آیت ا… خامنهای در ششم تیر ماه ۱۳۶۰، در ساعت ۲۰ و۳۰ دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.
نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعدهی الهی میداد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث دربارهی تورم بود، اما عدهای از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاستجمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را بهبازی بگیرند. تلاشکنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را بهبازی نمیگیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیرهکننده و صدایی مهیب برخاست و در کمتر از یک ثانیه، از سالن جلسات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند.
وضعیت کشور پس از این حادثه خیلی سخت بود. مجلس در مرز سقوط از نظر عدد قانونی قرار گرفت. رئیس شورای عالی قضایی، دکتر بهشتی به شهادت رسیده بود و شورای ریاست جمهوری که پس از عزل بنیصدر تشکیل شد نیز مهمترین عضوش را از دست داد. چهار عضو فعال کابینه و چند تن معاون وزیر هم در میان آنان بودند. حزب جمهوری که محور تنظیم امور کشور بود، هفت عضو شورای مرکزی و دبیرکلش را در یک لحظه از دست داده بود. شورای عالی دفاع، با عزل رئیس جمهور، شهادت دکتر چمران، دکتر بهشتی و نیز با وضعیت جسمانی آیت ا… خامنهای حال و روز خوبی نداشت.
انفجار دفتر مرکزی جمهوری اسلامی در تهران و شهادت ۷۲ تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب، عکسالعمل استکبار جهانی و عوامل داخل آنها در قبال برکناری بنیصدر و حذف ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسئولین نظام اسلامی بود. عامل بمبگذاری، منافق نفوذی به نام محمّدرضا کلاهی بود که خود جزء نیروهای خدماتی حزب بهحساب میآمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد. عوامل این حادثه بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئولان عالی رتبه، اوضاع کشور به هم میریزد و انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت.
اما با امداد الهی و با حضور معدود مردان سیاسی در کنار رهبر انقلاب، اوضاع سیاسی کشور دوباره کمی سامان گرفت و این روز به خاطر شهید بهشتی، مرد شماره اول پس از رهبر انقلاب که رئیس قوه قضائیه بود، روز قضائیه نامگذاری شد.
,
,
,
,
,
,
,
نظر شهید دیالمه در خصوص میر حسین موسوی
همین الآن افرادی کاندیدا هستن برای بعضی از وزارت خانه ها که به اعتقاد من خط فکریشون درست نیست ولی متأسفانه کاری نمی توانم بکنم فقط می توانم یک رأی مخالف بهشون بدم و یکی از نمونه هاش جناب آقای سید(میر)حسین موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی.
اعتقاد به این است که خط فکری او خط فکری جنبش مسلمان مبارز و پیمان و غیره می باشد، البته نمی خواهم بگویم که عضو آن سازمان، گروه و چه هست ولی جهت فکریش همونه و اگر رجوع بکنید به روزنامه ها می بینید در خیلی از جاهاش این خط مشی رو طی می کند در حالی که من روزنامه و اینارو من از دید حزب نمی بینم بلکه من اینارو فقط از پایگاه ایشون می بینم و الا اینارو هیچ کدوم را به حساب حزب نمی گذارم و نه به عنوان نیروهای مومن، معتقد، مخلصی که در حزب هستند بلکه شخصاً به نام ایشون می گذارم.
و با توجه به موضع گیری هایی که در روزنامه ایشون مطرح شده برای مثال ویژه نامه ای برای تختی چاپ می کنه، برای مصدق مطلب چاپ می کند، اما حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.
بروید ببینید در روزنامه های اون زمان رو اگر یک خط حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی قبل و بعد از سالگرد ایشان در این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم، اما ویژه نامه هایی درباره تختی چاپ می کنه در حالی که تختی فقط جزو جبهه ملی بوده و یک کشتی گیر بود والله شما به خاطر کشتی گیر بودنش از او مقاله چاپ می کنید و نه فقط به خاطر جبهه ملی بودنش زیاد از او صحبت و مقاله چاپ می کنید و الا تختی هم همانند صدها هزار نفر کشتی گیر دیگر مانند سید عباسی، حبیبی و غیره داشتیم، چرا اونارو مطرحشون نمی کنن، چرا برای اونا ویژه نامه چاپ نمی کنن
پس حتماً به خاطر باند جبهه ملی شون بوده است، تجلیل هایی از مصدق می کنن، بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد مقاله ای علیه ایشون رو کدام روزنامه نوشت همین روزنامه جمهوری اسلامی که به اسم خیابان مصدق نوشت و شدیداً آن را کوبید و حتی یک شب که من در جایی صحبت می کردم تمامی این حرف ها را گفتم که بعد از صحبت های من آقای موسوی برای دفاع از خود بلند شد و گفت ما اینا رو نمی پذیریم به دلیل اینکه نمی خواهیم شیوه های آسیب پذیری و کمونیستی رو در ایران ایجاد بکنیم.
البته لفظ را اشتباه به کار می برد اما من برداشتی را که از گفتن این مطلب بیان کرد عرض می نمایم برداشت ایشان این بود که در شیوه های کمونیستی که ما یک چیزی رو که در سابق اتفاق افتاده و در تاریخ مجدداً بیایم دنبال گیری کنیم و در موارد فعلی به آن تجسم بدهیم و بزرگش کنیم، مثلاً اگر کاشانی یا مصدقی آن زمان بود حالا بیاییم الآن هم یک مصدق و کاشانی بسازیم. البته سابقه های مکرر هم درگروه های منفی داشته از جمله بودنش در گروه نخشب که جزو بافت او بوده است و با پیمان و سامی در این باند نخشب بودند که بعد از مدتی از هم جدا شدند که پیمان گروه جنبش مسلمانان را درست کرد و سامی گروه جاما را درست کرد ولی آقای موسوی به ظاهر می فرماید که من یک آدم مستقل هستم و در واقع همون شیوه فکری رو امروز داره و به اعتقاد من در داخل روزنامه هم دقیقاً این شیوه فکری رو اعمال کرده و برای مثال از نماینده های عضو جنبش مسلمان مصاحبه کرده و مقاله های بلند بالایی در صفحه اول با تیتر درشت در مورد قضیه تالبوت نوشته و عکس های مختلفی را در اندازه های مختلف در این مورد به چاپ رسانده و حتی یک بار عکس پیمان را در صفحه اول جمهوری اسلامی چاپ می کند.
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه