یادداشت/

9 سکانس از حماسه 9 دی

9 سکانس از حماسه 9 دی
امروز چهارشنبه 9 دی 1388 است. نقطه به نقطه ایران اسلامی خروش ملتی را به نظاره نشسته است.پیش بینی ها این بار کاملا درست ازآب در آمده . سیل جمعیت را نمی شود کنترل کرد. همه می آیند. پیرمردی عصازنان ، کودکی در قنداقه در آغوش مادر. جوانان پرشورتر از همه اند. حکایت عجیبی شده .این ساندیس چه کار ها که نمی کند !! 40 میلیون نفر با دعوتی در چند روز. روستاها نیز امروز سجاده قدوم پاک ایرانیان را می طلبد
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از نسیم زنجان ، احمد بیگدلی ، مسئول سابق تشکل جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان ، در یادداشتی با عنوان " 9 سکانس از حماسه 9 دی" ، نوشت :

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان,

سکانس  اول:

,

کشوری را تصور کنیدکه اوضاع آن به شدت به هم ریخته. تقریبا هرآنچه به عنوان خط قرمز طی سالیان گذشته برای این کشور ترسیم گشته بود زیرپا گذاشته شده است. اموال مردم بی گناه آسیب دیده . به خانه خدا جسارت شده . انسانهای بی گناه جانشان از دست رفته. امنیت کشور خدشه دار شده . قند در دل دشمنان این کشور آب می شود چرا که نتیجه سالها تلاش و هزینه کردهای خودرا به عینه دیده و مترصد فرصتی برای اتمام کار (براندازی نظام ) اند. عده ای از درون همین کشور خنجر در دست گرفته و آرام آرام ریشه درخت تنومندی را قطع می کنند. هرآنچه احتیاج است تا یک کودتای مخملی و رنگی اتفاق افتد افتاده و خلاصه اینکه کشور ما حال و روز خوشی ندارد.

,

سکانس  دوم:

,

تصور همگان این است که اگر چه عده ای اختلافات خانوادگی را به خارج از مجموعه خانواده برده و شروع به بهره برداری برای اجرای نقشه از پیش تعیین شده کردند، اما فضایی که پیش روست لااقل قدری آتش این دشمنی با اصل نظام را فروگذار کرده و آتش بس موقتی ایجاد گردد. محرم می آید. محله و شهر و کشور یکپارچه سیاه پوش عزای سیدالشهداست. شیعه ، سنی، مسیحی ، کلیمی ، زرتشتی و ... هرکس به نحوی به دنبال ابراز ارادت به آل الله است. رنگ و بوی کشورحسینی گشته و در هیچ نقطه ای سخنی غیر از ماجرای کربلا نخواهی شنید. شب های عزا یکی پس از دیگری سپری می شود ولی جمعی از عزیزانی که حقشان به ناحق خورده شده!! و کمی معترض تشریف دارند!! بغض خود نسبت به همان اصلی که گفته شده را بزرگ و بزرگتر کرده و چونان اسپندی بر روی آتش نفرت از جوهره نظام ، قرار و سکون ندارند.

,

سکانس  سوم:

,

اتاق فکر آن ور آب نقشه را اینگونه تعریف می کند. جرزنان جدال 88 به بهانه عاشورا ، فرمان حضور آرام ، ساکن و بی تنش و البته با کمی چاشنی شعار های براندازانه صادر فرمایند تا خیل عظیم مشتاقان آن دو مغصوب الرای!! چونان لشگر بی پایان و نامتناهی خیابان های پایتخت را تسخیر کرده و به قول نوری زاده لندن نشین (رفیق شفیق شاپوربختیار ) کار نظام را یکسره کنند. همه چیز خوب پیش می رود برنامه ای چیده شده که مو لای درزش نمی رود. لحظه به لحظه اخبار فیسبوکی و سایت های تغذیه شده از یک جریان خاص (همان ینگه دنیا) بشارت روز موعود را میدهند. پیامک ها رد و بدل می شود. سر فصل میان فصل و ته فصل تمامی شبکه های دلسوز مردم ایران! به همراه کارشناسان خبره شان! روز دهم است. حضرات ، فتح سنگر به سنگر خود را از هم اکنون جشن گرفته و مست و خرم از پیروزی بزرگی که بدست خواهد آمد در شبهای عزا نغمه شادی سر می دهند. روز موعود فرا می رسد.

,

سکانس چهارم:

,

امروز روز عاشوراست. همان روزی که قرار است فتیله درخت تناور آبیاری شده با خون هزارن جانفدای الی الله پایین کشیده شود.چند روزی است مارش حمله در اردوگاه دامادلرستان! و فرزند آذربایجان ! نواخته می شود. زمان می گذرد . پیش بینی ها کمی درست از آب در نیامده و جمعیت میلیونی که برای اجرای نقشه در نظر گرفته شده تبدیل به چند ده نفر از عزیزان وطن پرست (بهایی ، همجنس باز، سلطنت طلب و ...) گردیده است. گرچه ممکن است نقشه آن طور که باید اجرا نشود ولی اشکالی ندارد. کاچی به از هیچی. گمان می رود لشگر مدعو مورد انتظار اینترنتشان قطع بوده یا پیامک به دستان مبارکشان نرسیده است . حضرات راس مجموعه هم که که شب را در خواب ناز سپری کرده اند پس از برخاستن و مشاهده جمعیت اندک ، بی گمان تاریخ تکرار شده 84 را دیده و با اعتماد به نفسی فراوان صحبت از تغییر آرا پس از سپری شدن یک شب می نمایند.

,

سکانس پنجم:

,

فرمان حمله صادر می شود. مردمان خداجو دستورات را مو به مو اجرا می کنند . حیف که جمعیت ناچیز است و الا چه کارها که نمی شد کرد. آنچه مشاهده می گردد با آنچه پیش بینی می شد جزیی تفاوت فاحش دارد. تسخیر خیابان های بزرگ تهران با اتکای به جمعیت چند میلیونی تبدیل چند کوره خیابان می گردد. چه باید کرد. از سرمان هم زیاد است. مهم این است آنچه خواسته شده اجرایی گردد و الحق که پیاده نظام به خوبی از پسش بر می آید. ابتدا کمی رقص و آواز و قر و فر برای دستگرمی و تقویت عضلات فوقانی و تحتانی جهت آمادگی هر چه بیشتر . از دور چند انسان سیاه پوش ریشو دیده می شود. بی شک اینان جزو بسیجیان افراطی هستند که خواهر مظلوممان ترانه موسوی را کشتند!! بزنید که مفسد فی الارض مهدورالدم است. چند کتک ناقابل و چند شکستگی استخوان نصیب آن چند گناهکار فاسق مزدور رژیم ! میگردد. سرها چرخانده می شود . ای بابا این ها که همه مشکی پوشند . ولی چرا بعضی شان ریش ندارند. اصلا امروز چه خبراست که از کودک خردسال تا پیران سپید موی همگی جامه عزا بر تن دارند. این زنانی که های های اشک می ریزند که نیمی از موهای شان هویداست. اینان با ما هستند یا بر ما؟گمان میرود کمی در محاسبات اشتباهاتی صورت گرفته است . ایرادی ندارد . فاز اولیه که حمله به افراد بود گرچه ناقص ولی به اتمام میرسد (درست مثل سال 61 هجری). خب مواد آتش زا هم که آماده است . حرکت به سمت خیمه عزای سیدالشهدا در دانشگاه شریف . جزییاتش بماند... خیمه در عرض چند دقیقه خاکستر می شود. فاز دوم نقشه سوزاندن است. به آتش کشیدن هرآنچه رنگ و بویی از نظام فاشیستی ! کنونی دارد. خیمه سوزی ، پرچم سوزی ، تکه تکه کردن و سوزاندن تصاویر پیرجماران و هر آنچه نگارنده به فراموشی سپرده است و شما نیک می دانید. فاز سوزاندن تمام شد(درست مثل عاشورای 61 هجری). چند یا حسین میرحسین هم سرداده میشود تا مبادا مشغول ذمه فرمانده معزز گردند. آنچه مشاهده می گردد جمعیتی عظیم است که به سوی اغتشاشگران صدبار بدتر از خس و خاشاک ، گسیل می گردد. در چشم به هم زدنی الفرار...

,

سکانس ششم:

,

کشور در بهت و حیرت فرو رفته است.هیچ کس آنچه به چشم خود دیده را باور نمی کند.عجب شام غریبانی شد آن شب. گریه ها چند برابر شده. همه خود را سرزنش می کنند که چرا از غم این اعظم المصایب جان نسپره اند. ذبح عظیم فدا شده در صحرای طف زده نینوا بار دیگر حرمتش شکست . این بار نه از یزیدیان شام و کوفه بلکه از... . خبر اهانت به مقدسات خدشه ناپذیر به سرعت مخابره می گردد. آن ور آبی ها کبکشان خروس می خواند. خبر پشت خبر تحلیل پشت تحلیل و تشکرات مکرر از رهبران سبز. واکنش ها آغاز می گردد. سیل محکوم کردن ها شروع می شود. فرماندهان غائله نیز برای جانماندن از قافله بیانیه نگاری می کنند. بسمه تعالی. وای بر این نظام ملعون که مردم خداجوی حق طلب را کتک زد. والسلام. حضرات دست پیش را گرفتند و این یقینا پس افتادنشان را به دنبال خواهد داشت.

, غائله,

سکانس هفتم:

,

مردم خود را سرزنش می کنند و در پی راه چاره ای برای جبران خسارت عظیم اند. صداوسیما اعلام می کند. بسمه تعالی قرارمان روز چهارشنبه میدان ولیعصر تهران. همین خبر کافیست تا تکاپوی گروه های مردمی آغاز گردد. هیچ کس نمی خواهد از قافله عقب بماند. مردم نیک می دانند که حضور گسترده آنان بساط جمع کن است. فرصت جبران مافات فراهم گردیده. این شور را نمی شود کنترل کرد. کشور یک صدا می گردد. مراجع، مسولان،دانشگاهیان،کارمندان،کارگران،ورزشکاران و ... همه مهیای چهارشنبه اند. گزارش های رسیده ازآن ور آب حاکی از ساخت یک بهانه برای توجیه حضور میلیونی در 9 دی است. .«دولت با وعده ساندیس !! مردم را به خیابان خواهد کشاند» خب الحمدلله که دشمن احمق ما به درستی اسرار عیان می سازد.

,

سکانس  هشتم:

,

امروز چهارشنبه 9 دی 1388 است. نقطه به نقطه ایران اسلامی خروش ملتی را به نظاره نشسته است.پیش بینی ها این بار کاملا درست ازآب در آمده . سیل جمعیت را نمی شود کنترل کرد. همه می آیند. پیرمردی عصازنان ، کودکی در قنداقه در آغوش مادر. جوانان پرشورتر از همه اند. حکایت عجیبی شده .این ساندیس چه کار ها که نمی کند !! 40 میلیون نفر با دعوتی در چند روز. روستاها نیز امروز سجاده قدوم پاک ایرانیان را می طلبد. در دست امت پلاکارد های مختلفی دیده می شود. همه یک صدا محاکمه عاملان را خواستارند. کف خواسته ها زندانی کردن است و سقفش هم اعدام... مردم می گویند بی بصیرتی هم حدی دارد. طاقت ها طاق و کاسه صبرها لبریز گردیده است. اثبات اینکه این مردم از مردم زمان رسول الله هم بهترند دیگر کار دشواری نیست.. ملت امتحان پس داده ایران امتحان دیگری را نیز به خوبی پس می دهند. نمره ای فراتر از 20.

,

سکانس نهم:

,

9 دی 88 به اتمام می رسد و روسیاهی اش برای ذغال های استحاله شده در دامان پر مهر کدخدا می ماند. 9دی 88 ماندگار در تاریخ شد. تقویم ها این روز بزرگ و حماسی را ثبت خواهند کرد. روزی که شور و شعور یک ملت به منصه ظهور گذاشته شد. خوشا به حال آنانی که از قافل جا نماندند و بدا به حال آن بیچارگان که اصرار دارند در جهل مرکب خود ابدالدهر بمانند. دوربین های خبری که با آب و تاب حرمت شکنی عاشورا را پوشش دادند مستاصل از چنین خروشی سر تسلیم فرود می آورند. دنیا به این امت تعظیم میکند.

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه