یادداشت

سونوگرافی در اقتصاد آموزش و پرورش

سونوگرافی در اقتصاد آموزش و پرورش
امروزه مسئله ی تأمین بودجه و منابع مالی مورد نیاز امور آموزشی، شاخه‌ای نوین از علم اقتصاد موسوم به اقتصاد آموزش و پرورش را تشکیل می‌دهد . بخشی مهم از این سرفصل به چگونگی تأمین هزینه‌های سالانه مدارس و راه‌هایی برای درآمدزایی اماکن آموزشی و پرورشی می‌پردازد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اساتید برتر، امروزه مسئله ی تأمین بودجه و منابع مالی مورد نیاز امور آموزشی ، شاخه ای نوین از علم اقتصاد موسوم به اقتصاد آموزش و پرورش را تشکیل می دهد . بخشی مهم از این سرفصل به چگونگی تأمین هزینه های سالانه ی مدارس و راه هایی برای درآمدزایی اماکن آموزشی و پرورشی می پردازد . در نهایت خروجی و محصول نهایی این مبحث از علم ، یافتن پاسخی برای این پرسش مهم است که : آیا تأمین بودجه و منابع مورد نیاز جهت تهیه و بروز سازی امکانات آموزشی و تجهیز مدارس ، تنها باید از طریق دولت ها صورت گیرد ؟ یا باید تنها از طریق بخش خصوصی و تکیه بر مشارکت های مردمی و عمومی انجام پذیرد ؟ واقعیت آن است که پاسخ درست ، تلفیقی از هردو مورد فوق را شامل می شود .

یافته ها و پژوهش های انجام گرفته در این زمینه ، به خوبی روشن می سازد که اتخاذ هر رویکرد و ارائه ی هر راهکاری در این عرصه ، باید چنان باشد که نوعی تعادل درست و منطقی بین منابع بخش دولتی و بخش خصوصی برقرار گردد .

این امر هم بر کارایی دلالت دارد و هم بر عدالت.در بیشتر کشورهای توسعه یافته ، بخشی از هزینه های آموزش بویژه در بعدا داره کردن مدارس ابتدایی و متوسطه ، توسط دولت و از رهگذر مالیات های عمومی و سهمی دیگر از آن از راه مشارکت بخش های خصوصی ، شهرداری ها ، جوامع محلی ، بنگاه های اقتصادی و تجاری غیر دولتی و حتی اولیاء دانش آموزان محقق می شود .

نکته ی حائز اهمیت در این راستا که می تواند نتایج به دست آمده را پربارتر و بازده ی کار را به عالی ترین سطح افزایش دهد ، همانا شیوه ی نگرش مردم و دولت به مقوله و اصل آموزش و پرور ، فرهنگ موجود در سطح جامعه ، تصویب قوانین مفید و به اجراگذاشتن دقیق و درست آنها می باشد .

نوشتار حاضر کوشیده است ، ضمن بیان روش ها و چگونگی تأمین هزینه های آموزش و پرورش و مدارس در بعضی از کشورهای پیشرفته ی دنیا و مقایسه ی آنها با ایران ، از یک طرف تفاوت اسفبار در نگرش های حاکم و فاصله ی زیاد این جوامع با ایران را به صورت مستند، نمایان ساخته و از دیگر سو ، مدل هایی موفق و آزموده شده را در بحث تأمین هزینه های مدارس معرفی نماید ، به امید آنکه ، مقبول نظر و مورد استفاده واقع گردد .

-1 آمریکا
در میان کشورهای صنعتی و توسعه یافته ی دنیا ، دارای بالاترین میزان سرانه ی دانش آموزی می باشد . سرانه ی دانش آموزی مجموع کل مبالغی است که دولت در طول یک سال ، برای یک نفر دانش آموز هزینه می کند . این هزینه ها شامل حقوق کادر آموزشی ، هزینه احداث و تجهیز مدارس و تمامی امور مربوط به اداره ی مدارس می باشد .
- آمریکا در سال 2014 ، برای هردانش آموز مقطع ابتدایی 11 هزار دلار و برای هر دانش آموز مقطع
متوسطه ، 12 هزار و 500 دلار هزینه کرده است . جمع این ارقام ، معادل 6 / 5 درصد از کل بودجه ی سالانه ی این کشور را تشکیل می دهد .

به زبانی دیگر ، مبلغ بودجه و منابع دولتی که آمریکا در سال 2014 برای امر آموزش و اداره ی مدارس این کشور اختصاص داده است ، رقمی حدود 115 میلیارد دلار بوده ، که با احتساب دلار 3000 تومانی ، عدد نهایی این بودجه ، به نصف کل بودجه ی سالانه ی ایران در سال 94 بسیار نزدیک می شود !
در آمریکا حدودا 55 میلیون دانش آموز ) تقریباً معادل یک ششم از کل جمعیت این کشور ( مشغول به تحصیل هستند . شایان ذکر است حقوق یک معلم آمریکایی در بدو استخدام ، با توجه به ایالت محل سکونت و مقطع تحصیلی ، به طور متوسط 35 هزار دلار در سال می باشد . به موازات اختصاص این مقدار هنگفت بودجه از جانب دولت ، بخش غیردولتی نیز توانسته نقشی عمده در پیشبرد هرچه بهتر امور آموزشی و تجهیز امکانات مدارس ابتدایی و متوسطه ، ایفا نماید . در این میان، سهم شهرداری ها به نسبت سایر بخش های غیردولتی چشم گیرتر و پررنگ تر می باشد . جدا از توجهات خاص دولتی و غیر دولتی به مدارس ، در ایالات متحده خود مدارس نیز دارای تشکیلات و مراکز اقتصادی سودآوری می باشند .

از یک طرف دانش آموزان موظفند ساعاتی از حضور خود درمدرسه را به کار در رستوران ، کارگاه چوب و کتابخانه - که همگی متعلق به همان مدرسه هستند - بگذرانند و از دیگر سو ، اغلب مدارس دارای هتل ، سالن آرایش ، خدمات توزیع مواد غذایی و تعاونی های آموزشگاهی بوده که سود حاصل از همه ی این موارد ، مستقیما در اداره ی مدرسه هزینه می شود . شاید به همین دلیل است که آمریکا سالیان متمادی است که در اغلب زمینه ها ، رتبه های برتر جهانی را به خود اختصاص داده است .

-2 فرانسه
در میان کشورهای اروپایی و آسیایی ، از لحاظ جمعیت کل و جمعیت دانش آموزی ، تعداد مدارس و همچنین نظام آموزش و پرورش ، به ترتیب فرانسه و کره جنوبی ، قرابت بیشتری با ایران دارند .در قاره ی سبز ، فرانسه با جمعیت 60 میلیون نفری ، بالغ بر 13 میلیون دانش آموز دارد که در یک نظام آموزشی 6 – 3 – 3 مشغول به تحصیل هستند . سرانه ی دانش آموزی فرانسه در سال 2014 ، حدود 10 هزار و 500 دلار ، و بودجه آموزش و پرورش در این کشور حدودا 5 / 88 میلیارد دلار بوده است . این مبلغ ، شش درصد از کل بودجه ی فرانسه در سال 2014 را به خود اختصاص داده است . حقوق یک
معلم در بدو استخدام دراین کشور ، سالانه حدود 26 هزار دلار می باشد .

در فرانسه ، بودجه ای که از طرف دولت برای آموزش و پرورش در نظر گرفته شده ، تقریباً 70 درصد از منابع مورد نیاز در این حیطه را تأمین می نماید و مابقی منابع و هزینه ها ، از سوی شهرداری ها و بنگاه های محلی ، فروش تولیدات کارگاهی مدارس و درآمدهای حاصل از قراردادهای فصلی مدارس با مراکز کارآموزی حرفه ای حاصل می شود .

نکته ی حائز اهمیت در سیستم آموزش فرانسه آن است که تأمین هزینه ی احداث مدارس جدید و نیز نظارت بر عملکرد آموزشی مدارس موجود ، تماما بر عهده ی مقامات محلی بوده و دولت مرکزی هیچ گونه دخالتی در این زمینه ها ندارد .

-3 کره جنوبی
در قاره ی کهن ، کره جنوبی بعد از ژاپن و چین ، در رتبه ی سوم برترین اقتصادهای آسیایی و در رتبه ی دهم ثروتمندترین کشورهای جهان قرار دارد .مساحت کره جنوبی تنها ) یک شانزدهم ( وسعت خاک ایران می باشد ، در سال 2014 ، جمعیت این کشور نزدیک به 67 میلیون نفر بوده است . آموزش و پرورش در کره جنوبی ، وزارتخانه ی اول محسوب می شود .

در سال 2014 جمعیت دانش آموزی این کشور حدود 5/10 میلیون نفر ، بودجهِ آموزش و پرورش 8 / 74 میلیارد دلار ، معادل تقریبی 22 درصد از کل بودجه و سرانه ی دانش آموزی آن 7000 دلار بوده است . در سال 2014کره جنوبی برای هر دانش آموز ابتدایی و متوسطه ی خود ، به طور میانگین بالغ بر 21 میلیون تومان هزینه نموده است . نظام آموزشی کره جنوبی ، همانند فرانسه ، نظام 6 – 3 – 3 می باشد . در این سیستم ، همه ی آحاد به اجبار باید دوره ی 6 ساله ی آموزش ابتدایی را بگذرانند ، متوسط نرخ باسوادی در کره جنوبی 9 / 97 درصد می باشد ) زنان 6 / 96 و مردان 2 / 99 درصد ) .دانش آموزان در مقطع ابتدایی 24 تا 31 ساعت و در مقطع متوسطه 34 ساعت در هفته به مدرسه می روند.

حقوق و مزایای یک معلم در ابتدای استخدام ، سالانه بین 25000 تا 27000 دلار آمریکا می باشد .
در کره جنوبی ، تنها قسمت ناچیزی از تأمین هزینه های مدارس به عهده ی بخش خصوصی می باشد ، اما در این کشور براساس نوعی وظیفه ی ملی ، شرکت های تجاری بزرگ مانند LG و سامسونگ و همچنین کارخانجات عظیم صنعتی و خودروسازی بسیار بیشتر از سهم قانونی خود ، در امور آموزشی مشارکت نموده و در این عرصه کمک رسان دولت هستند .

-4 ایران
حقیقت تلخ آن است که آموزش و پرورش در هیچ کدام از دولت هایی که خود را مزین به عناوین و برچسب هایی چون سازندگی ، اصلاحات ، مهرورزی و تدبیر نموده و یکی پس از دیگری آمده و رفته اند ، یک اولویت مهم و اساسی به حساب نیامده ، به همین دلیل همه ی برنامه ها و تصمیمات در این ناحیه ، از سر ناچاری و ناتوانی بوده و بنابراین هیچ یک از این مدعیان نتوانسته اند گرهی اساسی از مشکلات آموزش و پرورش کشور بگشایند  .

در ایران که جمعیتی بیشتر از 70 میلیون نفر دارد ، در سال تحصیلی 94 – 93 ، افزون بر 6 / 13 میلیون دانش آموز مشغول به تحصیل بوده اند . اگر 71 هزار فراگیر استثنایی و 470 هزار بزرگسال محصل و یک میلیون و 377 هزار دانش آموز مدارس غیردولتی ) غیرانتفاعی ( رااز این تعداد کم کنیم ، بازهم تعداد دانش آموزان در اینسال بیشتر از 7/ 11 میلیون نفر بوده است . اگر بخواهیم سهم آموزش و پرورشا ز بودجه ی کل کشور را در 5 سال اخیر بررسی کنیم ، ارقامی بین 6 تا 10 درصد به دست می آیند . میانگین بودجه ی آموزش در این 5 سال ، حدود 6 / 8 درصد از بودجه ی کل بوده است .) . ! !

با احتساب دلار 3000 تومانی ، بودجه ی آموزش و پرورش ایران در سال 94 ، با خوشبینی هرچه تمام تر با 9 / 7 میلیارد دلار برابری می کند که در مقابله با سه کشور فوق الذکر ، رقمی بسیار ناچیزاست . البته بخش هاییا ز این مبلغ ، باید در جاهایی دیگر که ارتباطمستقیم و چندانی بادانش آموز و مدرسه ندارند ، مصرف شوند . مؤسسات و سازمان هایی که وابسته به آموزش و پرورش بوده و همگی از بودجه ی سالانه ی آن ارتزاق می کنند و البته بازده کاری و میزان تأثیرگذاری آنها در امر آموزش کشور جای تردید و سؤال بسیار دارد .

دبیرخانه ی شورای عالی آموزش و پرورش ، سازمان مدارس غیرانتفاعی و توسعه مشارکت های مردمی!

، سازمان پژوهش و برنامه ریزی ، دانشگاه فرهنگیان ، دانشگاه شهید رجایی ، کارگروه اجرای سند تحول بنیادین ! ، سازمان دانش آموزی ! ، انجمن اسلامی معلمان ، بسیج فرهنگیان !!، انجمن اسلامی دانش آموزی ، بسیج دانش آموزی و نهضت سوادآموزی عمده ی مؤسسات و محل هایی هستند که دست در جیب وزارت آموزش و پرورش دارند و هر کدام گوشه ای از بودجه ی نحیف این وزارتخانه را ازآن خود می کنند .

بودجه جاری و بودجه عمرانی تنها ردیف های باقیمانده از بودجه ی آموزش و پرورش هستند که مبالغ آنها به نوعی مختص معلم ،دانش آموز و مدرسه می باشند ، اولی صرف حقوق و دستمزد کارکنان و پرسنل و دومی صرف نوسازی و تجهیز مدارسمی گردد.

با این وجود ، حتی اگر از کلیه ی موارد فوق صرف نظر نموده و تمام بودجه ی آموزش و پرورش را در دو بند عمرانی و جاری قرار دهیم و آن را برتعداد کل دانش آموزان کشور تقسیم کنیم ، عددی نزدیک به دو میلیون و دویست هزار تومان حاصل می شود که این عدد همان سرانه ی دانش آموزشی یا سرانه ی آموزش به ازای هر دانش آموز می باشد.

گزارش از حسین فتاحی

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, -1 آمریکا,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, -2 فرانسه,
,
,
,
,
,
,
,
, -3 کره جنوبی,
,
,
,
,
,
,
,
, -4 ایران,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, گزارش از حسین فتاحی]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه