نقدی بر فیلمهای در حال اکران جشنواره فجر(۱)
«بیگانه»؛ یک کپی ناشیانه
اولین روز اکران فیلمهای جشنواره فجر در اصفهان با فیلم بیگانه ساخته بهرام توکلی آغاز شد. کارگردانی که با فیلم "اینجا بدون من" بین اهالی سینما خوش درخشید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، اولین روز اکران فیلمهای جشنواره فجر در اصفهان با فیلم بیگانه ساخته بهرام توکلی آغاز شد. کارگردانی که با فیلم “اینجا بدون من” بین اهالی سینما خوش درخشید. توکلی فیلمهایی دیگر نظیر پابرهنه در بهشت، پرسه در مه و آسمان زرد کمعمق را در کارنامه هنری خود دارد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, صاحب نیوز, جشنواره فجر در اصفهان , فیلم بیگانه, بهرام توکلی ,او بیشتر از اینکه یک کارگردان حرفهای باشد فیلمنامه نویسی بسیار خوب است و این قدرت در نوشتن را میتوان در کارهای او به وضوح مشاهده کرد. نقظه اشتراک همه کارهای توکلی تا به اینجا اقتباسی بودن اثرهای او از فیلمنامههای غربی است. اینجا بدون من برداشتی آزاد از فیلمنامه “باغ وحش شیشهای” اثر تنسی ویلیامز و بیگانه برداشتی آزاد از فیلمنامه “تراموایی به نام هوس” اثر تنسی ویلیامز است.
, ,
,
, شاید این مقوله را بشود از چند منظر بررسی کرد. اول آنکه فضای نوشتاری این چنین فیلمنامهها متناسب با همان سبک زندگی و فضای تنفسی آن نویسنده و محیط پیرامون او که همان جامعه غرب است میباشد. دوم آنکه به جهت همین اختلاف محتوایی و فرهنگی نویسنده مجبور است مثلا تراموایی به نام هوس – که بعضا به اتوبوسی به نام هوس هم ترجمه شده – را با فضای فرهنگی ایران تطابق دهد و یا به نوعی رقیق سازی موضوع انجام دهد که این خود نوعی بیتناسبی در کار ایجاد میکند. خلاصهی اتوبوسی به نام هوس از این قرار است:
,بلانش دی بویس که به اعتقاد خود سختیهای متعددی را در زندگی خود متحمل شده بود. به دیدن خواهر خود استلا میرود. از طرفی شوهر خواهر وی که استنلی نام دارد، مردی تند مزاج میباشد که بیشتر اوقات خود را صرف شرط بندی با دوستانش میپردازد. بلانش در ابتدای داستان سعی به این دارد خواهر خود را عامل مهمی از ناکامی خویش در زندگی عنوان کند. از طرفی استنلی شوهر خواهر وی از همان ابتدا به وی بد بین است و سر ناسازگای با وی دارد. بلانش که زنی میان سالی هست سعی به این دارد خود را زن جوانی جلوه بدهد و با این کار قلب دوست استنلی، هارلود میشل را بدست میآورد. از سوی استنلی با پرس و جو، توسط دوستان خود از سابقه و گذشته بلانش با خبر میشود. وی پس از باخبر شدن سابقه بلانش سعی دارد این موضوع را با همسر خود استلا در میان بگذارد که …
, ,
,
, حال به جای بلانش، نسرین ( پانته آ بهرام) استلا، سپیده(مهناز افشار) استنلی، امیر( امیر جعفری) و هارلود، داوود (هومن برق نورد) را قرار دهید. با اندک تفاوتی که ناشی از همین بومی سازی است فیلم بیگانه تولید میشود. نسرین که سالها پرستاری مادر را کرده است به بیماری روانی دچار است. او علاقه دارد مردها را شیفته خود سازد و بعد آنها را تحقیر کند و رهایشان کند. خانه مادری را میفروشد تا به گفته خودش خرج بیماریهای مادر را بدهد، سهم سپیده صد میلیون تومان است که از بین رفته است. امیر که به همین جهت با نسرین در گیر میشود. وقتی ماجرا را پیگیر می کند میفهمد شاگرد کلاس نقاشی نسرین به دلیل تحقیر شدنش خودکشی کرده و خانواده او دنبال نسرین میگردند. نسرین در صدد دلبری از داوود بر میآید. و تمام…
, ,
,
, نسرین حاصل یک زندگی کاملا مدرن، فردیت گرا و بی ثبات است. تا حدی که پسر خود را رها میکند و به دنبال عیش خود میرود. محصولی که با ورود ماهوارهها به منازل و تزریق فرهنگ غرب و بی بندو باری بین خانوادهای ایرانی شاید بتوان انتظار وجود چنین خروجیهایی در آیندهای نه چندان دور و حتی همین الان، داشت. نسرین در خانوادهای بزرگ شده که مادرش او را و پدرش را رها میکند و عاشق پدر سپیده میشود. به همین دلیل سپیده به شدت از مادر متنفر است. بیشترین دیالوگی که در فیلم می شنویم از قول نسرین به سپیده است که ” تو میتونستی مادر رو ببخشی” بزرگ شدن در چنین فضایی و تنفس در هوایی که بوی خیانت میدهد از نسرین موجودی هوس باز ساخته است. اما در پس شخصیت هوسباز نسرین که ریشه در بیماری روانی او دارد، شخصیتی فوق العاده احساساتی و مهربان به نمایش در میآید. شخصیتی که وقتی متوجه میشود سپیده باردار است همه عشقش را نثار او و خواهرزاده خود میکند. در هیچ کجای شخصیت نسرین اثری از ارزشهای ایرانی و اسلامی را نمیتوان دید. نه تنها در شخصیت نسرین بلکه به جرات میتوان گفت در هیچ کجای فیلم چنین اثری نیست از جمله، طمع امیر به ارث همسر چیز ناپسندی قلمداد نمیشود و تنها نشانگر کمبودهای امیر و تقلا زدن او برای معاش است. در این میان حتی کتک خوردن زن در حالیکه باردارهم هست توسط شوهر، جزئی از زندگی عادی تلقی میشود و به راحتی از آن چشمپوشی میگردد. سادگی زندگی و دوری از تجملات سپیده و امیر به عنوان قناعتی ارزشمند مطرح نشده و فقط نشانگر سطح پایین اقتصادی آنهاست. تعهد به زندگی مشترک هم نه از دیدگاه الهی و ارزش حفظ خانواده بلکه تنها از منظر حفظ آرامش و تأمین منافع فردی مورد توجه قرار گرفتهاست. احترام فرزند به مادر هیچ جایی در این فیلم ندارد.
, ,
,
, سروش پسر نسرین علی رغم اصرارهای سپیده علاقهای به دیدن مادر ندارد و رفتارهای سپیده با مادر در روزهای آخر عمر او نیز حکایت از این بیاحترامی است. شاید دلیل این فاصله گرفتنها از ارزشهای اسلامی را محمد نوروزی به بهترین شکل بیان میکند او می گوید: برخی فیلمسازان داخلی در یک وضعیت از خود بیگانگی فرهنگی به سر میبرند. فیلمساز ما بیش از آنکه با مولوی، فردوسی، حافظ، نظامی گنجوی و … قرابت فکری ـ فرهنگی داشته باشد، سارتر، کامو، تنسی ویلیامز و … را اصیل میانگارد. این وضعیت مترجم و مقلد که دیر سالی است در فرهنگ و هنر این کشور ریشه دوانده است باعث بوجود آمدن مریضیِ از )خودبیگانگی فرهنگی( شده است. از خودبیگانه فرهنگی یعنی جامعه ای که با فرهنگ خودی بیگانه و با فرهنگ بیگانه، خودی است.
, ,
,
, این خود میتواند یکی از بزرگترین خطرهایی باشد که سینمای ایران را تهدید میکند. وقتی فیلمنامه نویس به جای اینکه موضوعات خود را از لابهلای مردم و یا حتی حقایق و اتفاقات تلخ و شزین جامعه خودش جستجو کند از بین نمایشنامههای غربی پیدا میکند، اثری بهتر از این هم خلق نخواهد شد.
,بیگانه تماشاکر را در یک سردرگمی خاصی قرار میدهد. ماجراها به سرانجامی نمیرسند و در همان سردرگمی فیلم تمام میشود. پیام فیلم مشخص نیست، برشی از زندگی یک آدم روانی هوس باز که هوسش در تحقیر افراد نهفته است، آیا باید برای چنین آدمی دل سوزاند یا باید به حال زندگی فقیرانه امیر و سپیده که امیر هم از کار به علت واردات سنگ قبر از چین بی کار شده است، گریه کرد؟
,به جرائت میتوان گفت بیگانه نماینده سینمایی است که سالهاست با مخاطب اصلی خود بیگانه شده است.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه