به مناسبت 13 دی ماه

تحقق پیشگویی بزرگ پس از 3 سال

تحقق پیشگویی بزرگ پس از 3 سال
به مناسبت نزدیک شدن روز سیزدهم دی ماه 1367 که خبر نامه تاریخی بنیانگذار انقلاب اسلامی به رهبرشوروی سابق منتشر شد در یادداشتی آن نامه و محتوای آن را مرورکردیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نارخبر، به مناسبت نزدیک شدن روز سیزدهم دی ماه  1367 که خبر نامه تاریخی بنیانگذار انقلاب اسلامی به رهبرشوروی سابق منتشر شد در یادداشتی آن نامه و محتوای آن را مرورکردیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  , نارخبر،,

در این روز خبرگزاری‌های دنیا خبر مهم و شگفت‌آوری را برای مخاطبان خود مخابره کردند: امام خمینی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، پیام مهمی را خطاب به میخائیل گورباچف، صدر هیات رئیسه اتحاد شوروی و کمونیسم بین‌المللی صادر کرد. این نامه آغازگر یک ماجرای تاریخی مابین جمهوری اسلامی و یک قدرت بین‌المللی آن روزهای دنیا بود. 

از رهگذر این ماجرا بود که پای «ادوارد شواردنادزه» وزیر خارجه آن روزهای شوروی و رئیس جمهور بعدهای جمهوری مستقل گرجستان به تاریخ سیاست خارجی ایران وارد شد.

مردک فرنگی بادی به غبغب انداخت و با تکبر بسیار این طرف و آن طرف را نگاه می کرد به عقیده خودش نخست وزیر بزرگترین کشور دنیا بود و باید هم این همه مغرور و مکتبر جلوه می کرد . دقایق زیادی را منتظر مانده بود تا امام را ملاقات کند . با آمدن پیر جماران فضائی معنوی در اتاق حکمفرما شد . امام با همان ابهت و جاذبه همیشگی وارد اتاق شد و میهمان روس به رسم عادت دست خود را برای مصافحه به سمت او دراز کرد . ولی امام که رسم تکبر ورزیدن در مقابل متکبر و تواضع در مقابل متواضع را به خوبی از نیاکان پاکش آموخته بود برای در هم شکستن غرور کاذب جناب نخست وزیر از دست دادن با او سرباز زد و حسابی شخصیت نداشته او را در میان جمع خرد کرد . 

بسیار خوب بفرمائید بنشینید . مرد جا خورده بود با تعجب این طرف و آن طرف را نظاره میکرد . مات و مبهوت مانده بود و نمی دانست باید کجا بنشیند . حالا باید کجا بنشیند که خط اتویش به قول امروزی ها هندوانه را قاچ می کند ، خراب نشود . برای اولین بار در طول عمرش می خواست روی زمین بنشیند . به هر حال از هر جائی که بود یک صندلی کهنه و مندرس برای او دست و پا کردند تا روی آن بنشیند و چند کلمه ای با رهبر یکی از بزرگترین انقلاب های تاریخ گفتگو کند . انگار دست و پایش را گم کرده بود و نمی توانست درست سخنرانی کند . در مقابل امام همچون کوه محکم و استوار نشسته بود و با دقت به حرف های او گوش می داد . انگار ابهت و جاذبه امام ترس و اضطرابی دردل شوارد ناذره انداخته بوند . 

پس از کمی گفت و گو در مورد اوضاع منطقه نخست وزیر شوروی به کشور خودش بازگشت . زمانی که ادوارد شوارد ناذره داشت به کشور خود مراجعت می کرد حامل نامه ای بود که شاید یکی از بزرگترین پیشگوئی های قرن را رقم زده بود و کمتر کسی فکرش را می کرد که این پیشگوئی این قدر زود به حقیقت بپیوندد .

 امام در این نامه که مخاطب او میخائیل گورباچف رهبر شوروی سابق بود در ابتدا سران اتحاد جماهیر شوروی را به خداپرستی و اسلام دعوت کرده بود و در ادامه متذکر شده بود که در صورت ادامه این وضع و نظام کمونیستی شوروی را باید در موزه جستجو کرد .

 این رفتار امام در واقع همان روشی بود که نبی مکرم اسلام (ص) 1400 سال پیش از آن برای هدایت پادشاهان ایران و روم و... به کار گرفته بود و رفتار روس ها با نامه امام هم مشابه برخورد خسرو پرویز با نامه رسول الله بود ؛ هه هه هه فروپاشی شوروی ؟ امکان ندارد ، ما دومین قدرت هسته ای دنیا هستیم ، ما بزرگترین کشور جهان هستیم ، ما ... ما ... ما ... . رهبران روس بعد از خواندن نامه امام (ره) حتی ککشان هم نمی گزید و فکرش را هم نمی کردند که این پیشگوئی در کمتر از سه سال به حقیقت بپیوندد و طبق گفته امام ، کمونیست در موزه تاریخ قرار بگیرد و تقریبا 3 سال بعد در تاریخ 26/09/70 بود که میخائیل گورباچف در برابر واقعیت اجتناب ناپذیر پایان عمر اتحاد جماهیر شوروی تسلیم شد و قبول کرد که این اتحاد از اول سال نو میلادی جای خود را به یک  جامعه مشترک المنافع بدهد و این گونه بود که نظام کمونیستی شوروی با آن همه شکوه و عظمت وصف ناپذیر جای خود را به کشور روسیه و چندین مستقل دیگر داد و اعضای آن به مانند قطعات یک پازل از یکدیگر جدا شدند و از آن کمونیسم با پرچم سرخ و نماد داس و چکش و ارتش سرخ جز میدان سرخ نامی باقی نماند .

به قلم سعید رضایی

انتهای پیام/     

,

در این روز خبرگزاری‌های دنیا خبر مهم و شگفت‌آوری را برای مخاطبان خود مخابره کردند: امام خمینی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، پیام مهمی را خطاب به میخائیل گورباچف، صدر هیات رئیسه اتحاد شوروی و کمونیسم بین‌المللی صادر کرد. این نامه آغازگر یک ماجرای تاریخی مابین جمهوری اسلامی و یک قدرت بین‌المللی آن روزهای دنیا بود. 

از رهگذر این ماجرا بود که پای «ادوارد شواردنادزه» وزیر خارجه آن روزهای شوروی و رئیس جمهور بعدهای جمهوری مستقل گرجستان به تاریخ سیاست خارجی ایران وارد شد.

مردک فرنگی بادی به غبغب انداخت و با تکبر بسیار این طرف و آن طرف را نگاه می کرد به عقیده خودش نخست وزیر بزرگترین کشور دنیا بود و باید هم این همه مغرور و مکتبر جلوه می کرد . دقایق زیادی را منتظر مانده بود تا امام را ملاقات کند . با آمدن پیر جماران فضائی معنوی در اتاق حکمفرما شد . امام با همان ابهت و جاذبه همیشگی وارد اتاق شد و میهمان روس به رسم عادت دست خود را برای مصافحه به سمت او دراز کرد . ولی امام که رسم تکبر ورزیدن در مقابل متکبر و تواضع در مقابل متواضع را به خوبی از نیاکان پاکش آموخته بود برای در هم شکستن غرور کاذب جناب نخست وزیر از دست دادن با او سرباز زد و حسابی شخصیت نداشته او را در میان جمع خرد کرد . 

بسیار خوب بفرمائید بنشینید . مرد جا خورده بود با تعجب این طرف و آن طرف را نظاره میکرد . مات و مبهوت مانده بود و نمی دانست باید کجا بنشیند . حالا باید کجا بنشیند که خط اتویش به قول امروزی ها هندوانه را قاچ می کند ، خراب نشود . برای اولین بار در طول عمرش می خواست روی زمین بنشیند . به هر حال از هر جائی که بود یک صندلی کهنه و مندرس برای او دست و پا کردند تا روی آن بنشیند و چند کلمه ای با رهبر یکی از بزرگترین انقلاب های تاریخ گفتگو کند . انگار دست و پایش را گم کرده بود و نمی توانست درست سخنرانی کند . در مقابل امام همچون کوه محکم و استوار نشسته بود و با دقت به حرف های او گوش می داد . انگار ابهت و جاذبه امام ترس و اضطرابی دردل شوارد ناذره انداخته بوند . 

پس از کمی گفت و گو در مورد اوضاع منطقه نخست وزیر شوروی به کشور خودش بازگشت . زمانی که ادوارد شوارد ناذره داشت به کشور خود مراجعت می کرد حامل نامه ای بود که شاید یکی از بزرگترین پیشگوئی های قرن را رقم زده بود و کمتر کسی فکرش را می کرد که این پیشگوئی این قدر زود به حقیقت بپیوندد .

 امام در این نامه که مخاطب او میخائیل گورباچف رهبر شوروی سابق بود در ابتدا سران اتحاد جماهیر شوروی را به خداپرستی و اسلام دعوت کرده بود و در ادامه متذکر شده بود که در صورت ادامه این وضع و نظام کمونیستی شوروی را باید در موزه جستجو کرد .

 این رفتار امام در واقع همان روشی بود که نبی مکرم اسلام (ص) 1400 سال پیش از آن برای هدایت پادشاهان ایران و روم و... به کار گرفته بود و رفتار روس ها با نامه امام هم مشابه برخورد خسرو پرویز با نامه رسول الله بود ؛ هه هه هه فروپاشی شوروی ؟ امکان ندارد ، ما دومین قدرت هسته ای دنیا هستیم ، ما بزرگترین کشور جهان هستیم ، ما ... ما ... ما ... . رهبران روس بعد از خواندن نامه امام (ره) حتی ککشان هم نمی گزید و فکرش را هم نمی کردند که این پیشگوئی در کمتر از سه سال به حقیقت بپیوندد و طبق گفته امام ، کمونیست در موزه تاریخ قرار بگیرد و تقریبا 3 سال بعد در تاریخ 26/09/70 بود که میخائیل گورباچف در برابر واقعیت اجتناب ناپذیر پایان عمر اتحاد جماهیر شوروی تسلیم شد و قبول کرد که این اتحاد از اول سال نو میلادی جای خود را به یک  جامعه مشترک المنافع بدهد و این گونه بود که نظام کمونیستی شوروی با آن همه شکوه و عظمت وصف ناپذیر جای خود را به کشور روسیه و چندین مستقل دیگر داد و اعضای آن به مانند قطعات یک پازل از یکدیگر جدا شدند و از آن کمونیسم با پرچم سرخ و نماد داس و چکش و ارتش سرخ جز میدان سرخ نامی باقی نماند .

به قلم سعید رضایی

انتهای پیام/     

,

در این روز خبرگزاری‌های دنیا خبر مهم و شگفت‌آوری را برای مخاطبان خود مخابره کردند: امام خمینی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، پیام مهمی را خطاب به میخائیل گورباچف، صدر هیات رئیسه اتحاد شوروی و کمونیسم بین‌المللی صادر کرد. این نامه آغازگر یک ماجرای تاریخی مابین جمهوری اسلامی و یک قدرت بین‌المللی آن روزهای دنیا بود. 

,

از رهگذر این ماجرا بود که پای «ادوارد شواردنادزه» وزیر خارجه آن روزهای شوروی و رئیس جمهور بعدهای جمهوری مستقل گرجستان به تاریخ سیاست خارجی ایران وارد شد.

,

مردک فرنگی بادی به غبغب انداخت و با تکبر بسیار این طرف و آن طرف را نگاه می کرد به عقیده خودش نخست وزیر بزرگترین کشور دنیا بود و باید هم این همه مغرور و مکتبر جلوه می کرد . دقایق زیادی را منتظر مانده بود تا امام را ملاقات کند . با آمدن پیر جماران فضائی معنوی در اتاق حکمفرما شد . امام با همان ابهت و جاذبه همیشگی وارد اتاق شد و میهمان روس به رسم عادت دست خود را برای مصافحه به سمت او دراز کرد . ولی امام که رسم تکبر ورزیدن در مقابل متکبر و تواضع در مقابل متواضع را به خوبی از نیاکان پاکش آموخته بود برای در هم شکستن غرور کاذب جناب نخست وزیر از دست دادن با او سرباز زد و حسابی شخصیت نداشته او را در میان جمع خرد کرد . 

,

بسیار خوب بفرمائید بنشینید . مرد جا خورده بود با تعجب این طرف و آن طرف را نظاره میکرد . مات و مبهوت مانده بود و نمی دانست باید کجا بنشیند . حالا باید کجا بنشیند که خط اتویش به قول امروزی ها هندوانه را قاچ می کند ، خراب نشود . برای اولین بار در طول عمرش می خواست روی زمین بنشیند . به هر حال از هر جائی که بود یک صندلی کهنه و مندرس برای او دست و پا کردند تا روی آن بنشیند و چند کلمه ای با رهبر یکی از بزرگترین انقلاب های تاریخ گفتگو کند . انگار دست و پایش را گم کرده بود و نمی توانست درست سخنرانی کند . در مقابل امام همچون کوه محکم و استوار نشسته بود و با دقت به حرف های او گوش می داد . انگار ابهت و جاذبه امام ترس و اضطرابی دردل شوارد ناذره انداخته بوند . 

,

پس از کمی گفت و گو در مورد اوضاع منطقه نخست وزیر شوروی به کشور خودش بازگشت . زمانی که ادوارد شوارد ناذره داشت به کشور خود مراجعت می کرد حامل نامه ای بود که شاید یکی از بزرگترین پیشگوئی های قرن را رقم زده بود و کمتر کسی فکرش را می کرد که این پیشگوئی این قدر زود به حقیقت بپیوندد .

,

 امام در این نامه که مخاطب او میخائیل گورباچف رهبر شوروی سابق بود در ابتدا سران اتحاد جماهیر شوروی را به خداپرستی و اسلام دعوت کرده بود و در ادامه متذکر شده بود که در صورت ادامه این وضع و نظام کمونیستی شوروی را باید در موزه جستجو کرد .

,

 این رفتار امام در واقع همان روشی بود که نبی مکرم اسلام (ص) 1400 سال پیش از آن برای هدایت پادشاهان ایران و روم و... به کار گرفته بود و رفتار روس ها با نامه امام هم مشابه برخورد خسرو پرویز با نامه رسول الله بود ؛ هه هه هه فروپاشی شوروی ؟ امکان ندارد ، ما دومین قدرت هسته ای دنیا هستیم ، ما بزرگترین کشور جهان هستیم ، ما ... ما ... ما ... . رهبران روس بعد از خواندن نامه امام (ره) حتی ککشان هم نمی گزید و فکرش را هم نمی کردند که این پیشگوئی در کمتر از سه سال به حقیقت بپیوندد و طبق گفته امام ، کمونیست در موزه تاریخ قرار بگیرد و تقریبا 3 سال بعد در تاریخ 26/09/70 بود که میخائیل گورباچف در برابر واقعیت اجتناب ناپذیر پایان عمر اتحاد جماهیر شوروی تسلیم شد و قبول کرد که این اتحاد از اول سال نو میلادی جای خود را به یک  جامعه مشترک المنافع بدهد و این گونه بود که نظام کمونیستی شوروی با آن همه شکوه و عظمت وصف ناپذیر جای خود را به کشور روسیه و چندین مستقل دیگر داد و اعضای آن به مانند قطعات یک پازل از یکدیگر جدا شدند و از آن کمونیسم با پرچم سرخ و نماد داس و چکش و ارتش سرخ جز میدان سرخ نامی باقی نماند .

,

به قلم سعید رضایی

,

انتهای پیام/     

,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه