بصیرت، نیاز همیشگی/معرفی کتاب

بصیرت، نیاز همیشگی/معرفی کتاب
در ماجرای فتنه ۸۸ و قبل از آن، فتنه­ های مشابه مانند فتنه بنی­ صدر در ۱۴اسفند ۱۳۶۱ جریان­های سیاسی دست به­ کارشدند که بسیاری از فریب­ خوردگان، قدرت تحلیل آن را نداشتند؛ از این­رو بعضی خواص نیز گرفتار آن فتنه­ ها شدند. بنابراین، اساس بصیرت، جریان­ شناسی و شناخت جریان حق از باطل است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از قلمکده، کتاب «بصیرت، نیاز همیشگی ؛ نوشته عباس رحیمی» این کتاب ۱۴۸صفحه ­ای ، همان­گونه که از نامش مشخص است؛ در مورد داشتن بصیرت در هر زمان و نیاز به آن، در دوران مختلف و در عرصه ­های گوناگون است. نویسنده در این کتابِ شش فصلی، به حقیقت بصیرت، عوامل بصیرت، موانع بصیرت، بصیرت و جریان­شناسی، ضرورت وجود بصیرت و تذکراتی به خواص، به­ویژه حوزویان پرداخته­است و در قسمت­های مختلف کتاب، از آیات قرآن و احادیث معصومین (علیهم­السلام) بهره جسته­است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قلمکده,

در ابتدا، نویسنده به تعریف بصیرت پرداخته؛ آن را دانایی، بینایی دل، هوشیاری و زیرکی معناکرده و نوشته­است: «بصیرت یا بینش، همان توانایی تحلیل صحیح حوادث و روش برخورد درست و منطقی با آن­هاست.» پس از آن، اشاره­ای به اهمیت بصیرت در قرآن، احادیث و دعاها داشته و پس از آن، به ذکر آیات و احادیث درمورد بصیرت پرداخته­است. به عنوان مثال: «بقره/۱۷۱، اعراف/۱۷۹ و احادیثی از حضرت امیر (ع)» بعد از این فرازی از زیارت اربعین ذکرشده­است: «بارخدایا! حسین بزرگوار(ع) خون قلب خود را در راه تو عطانمود تا بندگانت را از نادانی، حیرانی و گمراهی­ها نجات دهد.»

,

   در صفحه ۲۰کتاب، مبحثی با عنوان «بصیرت و فتنه» آغازمی­گردد. فتنه در قرآن به معانی مختلف از جمله آزمایش و فساد به کار برده­شده­است. از دیگر معانی فتنه که بیشتر مورد نظر است؛ آن است که: «فتنه به محیط غبارآلودی گفته می­شود که در آن، با یک نظر نمی­توان حق را از باطل تشخیص داد؛ زیرا باطل لباس حق را پوشیده و حق لباس باطل را برتن کرده­است. به گونه­ای که انسان­های بی­بصیرت و سطحی­نگر، فریب ظاهر را می­خورند و راه باطل را درست می­پندارند و آن را به­جای حق انتخاب می­کنند. آنان از روی ناآگاهی و به تصور اینکه حق است؛ سنگ باطل را بر سینه می­زنند!»

,

عنوان بعدی، ریشه­ های فتنه است و در این تقسیم­بندی، ریشه­های فتنه به پنج دسته تقسیم می­شوند: ۱٫ پیروی از هوای نفس،۲٫ بدعت­گذاری،۳٫ اختلاف،۴٫ حبّ ریاست و ۵٫ وسوسه شیطان. برای هر یک از این موارد، احادیثی از معصومین (علیهم­السلام) به عنوان نمونه ذکر شده­است. پس از آن، راه­های فریب اذهان جامعه توسط فتنه­گران، بیان گردیده­است که از جمله آن­ها: تهمت زدن به مدیران و مسئولان جامعه، به کاربردن مذهب علیه مذهب، مظلوم­نمایی، تخریب چهره­های شاخص و بدبین کردن مردم نسبت به آن­ها و به وجودآوردن بی­اعتمادی در جامعه است. در چند صفحه بعد، تیتری با عنوان «فتنه بصیرت­زا» وجوددارد. در این قسمت آمده­است: «فتنه در عین حال که عده زیادی را به تباهی می­کشاند؛ گاهی ممکن است بسیاری را بصیر و هوشیارکند. حضرت رسول (ص) در این­باره فرمود: «فتنه­ها را در آخرالزمان ناپسند ندانید؛ زیرا باعث نابودی منافقان می­شود.» نویسنده معتقداست این سخن در فتنه سال ۸۸ کاملاً مشهودبود. فتنه آن سال، به­گونه­ای برخی منافقانِ ناشناخته و جریان­های منحرف را زمین­زد که دیگر هرگز توان برخاستن نخواهندداشت و از این بابت باید خدا را شاکر بود.»

,

   نویسنده در صفحات بعدیِ کتاب، به بیان وجود فتنه­ ها در تاریخ، به ویژه خلافت پس از حضرت رسول (ص)، قتل عثمان (فتنه بزرگ)، جنگ­های جمل و صفین، حکمیت، خوارج، دوره امام حسن (ع) و فتنه معاویه می­پردازد و نتیجه می­گیرد: «الف) در مسائل سیاسی و اجتماعی، داشتن بینش و بصیرت کافی و فتنه­شناسی یک اصل است. ب) فتنه در فرهنگ اسلام، به معنای آزمایش و پیامدهایش است که در این آزمایش، به دلیل غبارآلودشدن محیط، تشخیص حق از باطل به بصیرت نیازدارد. ج) فتنه در پیروی از هوای نفس، بدعت در احکام و اعتقادات، اختلاف­افکنی، حبّ ریاست، وسوسه شیطان و جریان نفاق ریشه دارد.»

,

او راه­های مقابله با فتنه را تمسک به قرآن و اهل­بیت (علیهم­السلام)، داشتن تقوا، اخلاص، احسان، وحدت و عبرت از تاریخ می­داند و به بیان احادیثی از حضرت امیر (ع) در این­باره، حدود چهارصفحه، می­پردازد و پس از ذکر این احادیث، فصل اول کتاب پایان می­یابد.

,

عنوان فصل دوم کتاب «عوامل بصیرت» است. در آغاز این فصل، اساس بصیرت، شناخت معرفی شده­است. مبحث­های بعدی، معرفت و بصیرت، بصیرت در عبادت، دین­شناسی وظیفه جوان شیعه، علم و دانش، برتری عالم بصیر از هزار عابد، جلوگیری عالم بصیر از فتنه، ذکر خدا، تفکر و تدبر، خردورزی، لزوم بصیرت رهبر، تقوا، اخلاص، قرآن، اهل­بیت (علیهم­السلام)، زهد در دنیا، عبرت از تاریخ و زمان­شناسی است. در همه این مباحث نیز، به آیات و روایات متعدد استناد شده و نویسنده از تقوا و پاکی به عنوان مهم­ترین عامل بصیرت نام برده­است؛ زیرا تقوا، نورانیّت به دل می­دهد و دل نورانی، حق را حق، باطل را باطل و فتنه را فتنه می­بیند.

,

نویسنده در فصل سوم، به بررسی موانع بصیرت پرداخته و از جمله این موارد به: پیروی از شهوت­ها و هواهای نفسانی، گناه، علاقه به مظاهر دنیا، غرور و عُجب، تکبر و خودخواهی، تعصب­های نابخردانه، تعریف و تمجیدهای چاپلوسانه و حسادت اشاره دارد و در مورد هریک، توضیحاتی همراه با نمونه­هایی از آیات و روایات ذکرکرده­است.

,

فصل چهارم کتاب، «بصیرت و جریان­شناسی» است. نویسنده در ابتدای این فصل، به پاسخ حضرت امیر (ع) در جنگ جمل به سؤال افراد اشاره دارد و می­نویسد: «امیرمؤمنان (ع) در پاسخ به کسانی که گفتند ما در جنگ جمل، به دلیل وجود افراد با سابقه در هر دو صف به شک افتادیم؛ فرمود: شما حق را نشناختید. حق و باطل با شخصیت­ها شناخته نمی­شوند. تو حق را بشناس تا اهلش را نیز بشناسی.» سپس خوارج را انسان­های مقدس­مآب و بی­بصیرتی معرفی می­کند که علاوه بر گم­کردن راه حق در فتنه­های دیگر، نتوانستند جریان فتنه معاویه را که به حیله، قرآن بر سر نیزه­ها کردند را بشناسند. بنابراین جریان حق و باطل را باید شناخت و برای مردم نیز باید آشکارکرد. در ماجرای فتنه ۸۸ و قبل از آن، فتنه­های مشابه مانند فتنه بنی­صدر در ۱۴اسفند ۱۳۶۱ جریان­های سیاسی دست به ­کارشدند که بسیاری از فریب­ خوردگان، قدرت تحلیل آن را نداشتند؛ از این­رو بعضی خواص نیز گرفتار آن فتنه ­ها شدند.

,

بنابراین، اساس بصیرت، جریان­شناسی و شناخت جریان حق از باطل است.

,

نویسنده پس از این، از عوامل درست حرکت کردن و از راه راست منحرف نشدن، به داشتن «شاخص» اشاره دارد و با استناد به سخن حضرت رسول (ص)، شاخص را حضرت امیر (ع) و رفتار آن حضرت (ع) معرفی می­کند. در ادامه می­نویسد: «در جامعه امروز رهبری شاخص و راهنماست. هر جا رهبری است؛ حق آنجاست و موجب بصیرت است. هیچ­گاه نباید از شاخص جداشویم؛ نه عقب بیفتیم و نه جلو بزنیم.» در جای دیگر ذکر می­کند: «در جامعه امروزی، بالاترین  شاخص­ها، پس از قرآن و اهل­بیت (علیهم­السلام)، رهبری نظام و سخنان امام خمینی (ره) است. با پیروی از آن­ها هیچ فتنه­ای نمی­تواند ما را گرفتارکند.» مبحث بعدی «زمان شناسی» است؛ یعنی باید به شرایط زمان و اهل زمان بصیر بود. مسلمان باید هر روز از نقشه ­های دشمنان و فتنه­های پیش رو آگاه باشد تا برای روبرو شدن با آن­ها تدبیر لازم را بیندیشد و ابزار لازم را فراهم کند.

,

در آخر این فصل، آمده ­است: «قِفِّ عند الشّبهه؛ هنگام رسیدن به شبهه، توقف کن و گام برندار. تا غبارها کناررود و پیش رویت را آشکار بینی.»

,

   پس از این، نویسنده وارد فصل پنجم، با عنوان «موارد ضرورت وجود بصیرت» می­شود و مواردی را در این مورد برمی­شمرد و برای تبیین آن­ها نیز، از آیات و روایات استفاده می­کند:

,

شناخت رهبری، نظام امامت و نقش امام و رهبر در جامعه اسلامی، ۲٫ توجه به واقعیت­ها، ۳٫ بصیرت در امور سیاسی، ۴٫ دوری از خرافات، ۵٫ بصیرت و گروه­گرایی. او درتوضیح شماره آخر، ایجاد تفرقه و گروه­گروه کردن مسلمانان را از اهداف شوم دشمنان اسلام، از گذشته­های دور، می­داند. بنابراین برای مصونیت از خطر گروه­های مختلف، راهی جز ایجاد شناخت، بصیرت و پناه­بردن به خدای متعال وجودندارد. نویسنده، تفرقه را نتیجه ناآگاهی می­داند و می­نویسد: «ملت بصیر از تفرقه جلوگیری می­کند؛ به تفرقه­افکن میدان نمیدهد و به شایعات اعتنایی ندارد.

,
  1. حضرت امیر (ع)افراد جامعه را به سه گروه تقسیم می­کند: «نخست، دانشمندان الهی که تفکر الهی دارند. به سوی خدا فرامی­خوانند نه به خودشان. اینان بصیرند و فتنه را می­شناسند. گروه دوم، رهروان دانشمندان که در حال تعلیم و تعلّم­اند. اینان نیز چون در نور چراغ دانشمندان حرکت می­کنند؛ هدایت شده و با آگاهی گام برمی­دارند؛ ولی گروه سوم، سربازان شیطانند. پشه­های دَم باد و حزب بادند که هر سو باد وزید و هر پرچمی بلندشد یا هر صدایی شنیده شد؛ به دنبال آن می­روند هرچند صدای باطل و پرچم شیطان باشد. اینان کسانی هستند که بصیرت ندارند و نور علم، در دلشان وجود ندارد.» فرد بصیر به شایعات توجه نمی­کند و تکیه­گاهش غرب و رسانه­های صهیونیستی نیست. به جای تکیه و اعتماد به دشمن، به دوست تکیه می­کند.»
,
  • حضرت امیر (ع)افراد جامعه را به سه گروه تقسیم می­کند: «نخست، دانشمندان الهی که تفکر الهی دارند. به سوی خدا فرامی­خوانند نه به خودشان. اینان بصیرند و فتنه را می­شناسند. گروه دوم، رهروان دانشمندان که در حال تعلیم و تعلّم­اند. اینان نیز چون در نور چراغ دانشمندان حرکت می­کنند؛ هدایت شده و با آگاهی گام برمی­دارند؛ ولی گروه سوم، سربازان شیطانند. پشه­های دَم باد و حزب بادند که هر سو باد وزید و هر پرچمی بلندشد یا هر صدایی شنیده شد؛ به دنبال آن می­روند هرچند صدای باطل و پرچم شیطان باشد. اینان کسانی هستند که بصیرت ندارند و نور علم، در دلشان وجود ندارد.» فرد بصیر به شایعات توجه نمی­کند و تکیه­گاهش غرب و رسانه­های صهیونیستی نیست. به جای تکیه و اعتماد به دشمن، به دوست تکیه می­کند.»
  • ,

    عنوان مبحث بعدی، «بصیرت و اعلام موضع» است. در اینجا نویسنده، شخصِ دارای بینش را از دوپهلوگویی و مواضع غیر شفاف دور می­داند. به عقیده او، مؤمن با بصیرت، مواضعش روشن است و صف خود را از گروه­های مبهم و مشکل­دار جدا می­کند. مؤمن رأی ممتنع ندارد. با صراحت، خود را دوست دوستداران اولیاء خدا و دشمن دشمنان ایشان، معرفی می­کند. زیارت عاشورا درس بصیرت­داشتن می­آموزد. هر کس ببیند با محمد (ص) و آل اوست یا با معاویه و یزیدیان؟

    ,

    پس از این، نویسنده به موضوع «بی­بصیرتی در مدیران سیاسی» می­پردازد. از نظر او، کسی که حبّ ریاست دارد؛ عاقلانه نمی­اندیشد و با ستایش­های دیگران از خود، به یقین، آن فرد را دوست و برحق می­داند و سخنانش را چون وحی می­پندارد و از نیرنگ­هایش اثر می­پذیرد. همواره دشمنان، از افراد ضعیف،    ریاست­طلب یا پول­پرست برای رسیدن به مقصودشان استفاده می­کنند. بنابراین، اگر یک مدیر، چه در رده بالا و چه در رده پایین جامعه، دنیاطلب و ریاست­خواه شد؛ چشم بصیرتش کور می­شود.

    ,

       در مبحث بعدی، «بصیرت در قضاوت»، نویسنده، بسیاری از غیبت­ها، بدگویی­ها و تهمت­ها را ناشی از قضاوت­های عجولانه و یک­طرفه می­داند که بسیار نابجا و از روی ناآگاهی و بی­بصیرتی است.

    ,

       در موضوع «بصیرت و شایعات» که عنوان تیتر بعدی است؛ نویسنده اظهارمی­دارد: «از مشکلاتی که جامعه امروز با آن روبروست؛ شایعات و دامن­زدن به آن­هاست. شایعات را دشمن می­سازد و دوست نادان و بی­بصیرت، رایگان آن را می­پَراکند که بر اثر آن، آسیب­های سختی به نظام و جامعه اسلامی وارد می­شود.» سپس، نویسنده برای مقابله با آن، شش اصل اساسی را توصیه می­کند؛ از جمله: تحقیق درمورد خبری که فاسق آورده؛ ترتیب اثرندادن یا بیان مطلب یا موضوعی که از آن آگاهی کامل نداریم؛ امین و تکیه قرارندادن انسان­های فاسد که هم­پیمان شدن با آنان، خلاف آیات و دستورهای قرآن است و در نهایت، آنچه در رأس همه امور است که پیروی از رهبری و راه اوست.

    ,

       عناوین بعدی این فصل، «آگاهی و بصیرت، اساس زندگی؛ بصیرت و فتنه در کلام رهبری و بصیرت در برخورد با دشمنی­ها» است. مقام معظم رهبری فرمود: «بلاهایی که بر ملت­ها وارد می­شود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی­بصیرتی است. اگرچه از نخبگان انتظار می­رود کمتر خطا کنند؛ اما گاهی خطایشان ازنظر کمّی اگر بیشتر نباشد از نظر کیفی بیشتر از خطاهای عامه مردم است و این از بی­بصیرتی است.» در آخر این فصل، آمده: «پیروزی و سرفرازی ملت ایران با بودن در کنار رهبری، اطاعت از ایشان و حفظ هوشیاری به وجود می­آید.»

    ,

       فصل ششم کتاب، «تذکراتی به خواص، به­ویژه حوزویان» است. نویسنده در این فصل، به وظایف افراد حوزوی، در جهان امروز، اشاره دارد و راهکارهایی برای مقابله با فتنه­ها ذکر می­کند. در آخر فصل، متن کتاب با احادیثی از ائمه اطهار (علیهم­السلام) پایان می­پذیرد.

    ,

       پس از متن اصلی کتاب، فهرست مطالب ذکر شده و در نهایت، خودآزمایی ۱۶سؤالی از متن کتاب، همراه با پاسخنامه­ای جهت ارسال، وجود دارد.

    ,

       از جمله محاسن این کتاب، استفاده از آیات و روایات، تقریباً در همه مبحث­های ذکرشده و هم­چنین در عین مفید و مورد نیاز جامعه فعلی بودن، سادگی قلم نویسنده است.

    ,

    _______________________________

    ,

    زهرا سادات امیری 

    , زهرا سادات امیری ,

    انتهای پیام/

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه