نامه سرگشاده سلیمیان به رییس جمهور
دکتر عباس سلیمیان در نامهای سرگشاده به رییس جمهور در خصوص مشارکت و گفتمان دانشگاهیان در دولت تدبیر و امید اورده است: مسایل هسته ای کشور که با درایت و نظارت مقام معظم رهبری، مدیریت و پیگیری مصرانه جنابعالی و کفایت وزارت خارجه در حال حل شدن و پیشرفت است، اگر انشا الله حل شود و به نتیجه منتهی شود تنها تا حدی می تواند روی سه موضوع دیگر موثر بوده و حل آن ها را تحت تاثیر قرار دهد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، دکتر عباس سلیمیان در نامهای سرگشاده به رییس جمهور در خصوص مشارکت و گفتمان دانشگاهیان در دولت تدبیر و امید اورده است: مسایل هسته ای کشور که با درایت و نظارت مقام معظم رهبری، مدیریت و پیگیری مصرانه جنابعالی و کفایت وزارت خارجه در حال حل شدن و پیشرفت است، اگر انشا الله حل شود و به نتیجه منتهی شود تنها تا حدی می تواند روی سه موضوع دیگر موثر بوده و حل آن ها را تحت تاثیر قرار دهد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,به گزارش تابناک سلیمیان در نامه خود آورده است:
,
علم قدرت است. یک ملت براى اینکه راحت زندگى کند، عزیز زندگى کند، با کرامت زندگى کند، احتیاج دارد به قدرت. عامل اصلى که به یک ملت اقتدار میبخشد، علم است (حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب).
سلام، با همه خرسندی که از شیوه شخصی زمامداری شما حداقل در دوره پس از انتخابات در سطح ملی وجود دارد و آن شیوه را مرحمی بر بدنه زخم زده سازمان اداری کشور در دوره های نهم و دهم ریاست جمهوری می دانند که سرآغاز یک تغییر بزرگ در راه و رسم زمامداری در کشور باشد، ولی به عنوان یک ایرانی معتقد به حکومت اسلامی نگران آن هستم که سازمان اداری و همکاران شما نتوانند بار گران دوره تغییر را به سامان ببرند و تنها شرایط و نوع مشکلات را برای این مملکت پیچیده تر کنند. در این کشور چهار مساله در سطح ملی و بین المللی هست که باید به صورت یکپارچه و همزمان با هم حل شوند.
1- مسایل هسته ای کشور
2- مسایل اقتصادی کشور
3- مسایل حقوق بشر کشور
4- مسایل منطقه ای و بین المللی کشور
مسایل هسته ای کشور که با درایت و نظارت مقام معظم رهبری، مدیریت و پیگیری مصرانه جنابعالی و کفایت وزارت خارجه در حال حل شدن و پیشرفت است، اگر انشا الله حل شود و به نتیجه منتهی شود تنها تا حدی می تواند روی سه موضوع دیگر موثر بوده و حل آن ها را تحت تاثیر قرار دهد. لذا در فرصت جاری باید دستگاه دیپلماسی به نحوی عمل کند تا سه مساله دیگر همه همزمان حل و فصل شوند تا بعدا دشمنان صهیونی و لابی های آن ها نتوانند آن ها را به مساله اصلی تبدیل کرده و جایگزین مساله هسته ای کنند و مجددا کشور تحت فشارهای بیرونی قرار گیرد. اگر از ده سال اول انقلاب که کشور در توفان حوادث و جنگ و خیانت بود بگذریم، در 22 سال از 24 سال دوره ریاست جمهوری سه رئیس جمهور قبلی تحریم های بانکی و سرمایه گذاری نداشتیم ولی هیچ اتفاق خارق العاده ای در کشور پدید نیامد که بتواند قدرت و ظرفیت بزرگ مقاومت و پایداری در اقتصاد را و یا به بیان رهبر معظم انقلاب اقتصاد مقاومتی را موجب شود و شرایط را به نحوی رقم بزند تا غربیان و خصوصا امریکا را از ورود به دایره حاکمیت و سلطه تحریمی و اعمال خشونت اقتصادی به این کشور و مردم نجیب آن مانع شود.
از زمان انتخاب شما به ریاست جمهوری 4 مقاله را دقیقا خطاب به شما و همکاران سازمانی شما، در سایت های خبر رسانی مجازی کشور منتشر کرده ام که اگر به نظر شما نرسیده است با جستجو در سایت گوگل تحت عناوین زیر قابل بازخوانی است:
1- تهدید انحصار تفکر اقتصادی روی تهدید ها و امیدهای ریاست جمهور منتخب
2- اقتصاد وابسته نفتی و کارکرد مثلث برنامه، رابطه و بازار در دولت تدبیر و امید
3- منشور حقوق شهر وندی و ضرورت وجود نظریه ای در باب آزادی و اقتصاد
4- ریاست جمهور و ضرورت تحول استراتژیک در حوزه سیاست و اقتصاد
دایره تمرکز بحث های مندرج در نوشته های بالا این بود که :
اولا: هر سه دولت دوره 24 ساله اخیر از یک رفتار و اخلاق ارباب وار در اداره کشور برخوردار بوده اند و به گمان آن ها بازی توسعه و پیشرفت کشور تنها وظیفه آن ها بوده است و همه مردم از فرهیختگان تا رفتگران رعیت آنان هستند. به اینصورت که فراهم کردن نان و دادن آزادی و اجرای ساخت و ساز های توسعه ای کار آن هاست و رعیت ها باید از دست آن ها این نعمات را بگیرند. هیچکدام از آن ها نگفتند که نعمت آزادی در جمهوری اسلامی با اعتقاد زمامداران و مردم به اصل توحید به طور طبیعی برای همه اعم از معتقد و یا غیر معتقد فراهم می شود و در صحنه اقتصاد بازی تولید و توسعه مال مردم و بخش خصوصی است و دولت فقط باید زمین بازی و شرایط سهل بازی را فراهم کند.
ثانیا : هر سه دولت برای کارنامه سازی توسعه ای خود یک روش بیشتر به کار نگرفتند و آن اینکه نفت را به هر شکل خواه از طریق وزارت و یا شرکت نفت و یا از طریق بایک ها و برادران شریک بابک ها بفروشند و دلار بگیرند و توسط دیگر برادران بابک ها به مصرف واردات برسانند و چاق تر شوند و یا خارج از سیستم بانکی کشور دلار ها را توی ساک های سیاه دو بندیله در خیابان فردوسی از طریق بابک های دلال به ریال تبدیل کنند و با ریال های حاصله چهار تا جاده و چند تا استادیوم ورزشی با ریخت و پاش فراوان درست کنند و نهایتا در اثر این دو فرآیند مخرب، بخش پولی کشور را حجیم و بخش تولیدی آن را ضعیف و تورم را به نفع یک طبقه رانت خور زالو صفت، بر کشور حاکم و تسمه از گرده طبقات متوسط و پایین کشور بکشند.
ثالثا : در عرصه بین المللی و سیاست خارجی به دام سیاست غلط، توهم آمیز، و غیر واقعی اروپای معاند با امریکا بیفتند و به امید دوستی با اروپا و بهره گیری های کمتر ملی و بیشتر شخصی از این دوستی ها، در ضدیت با امریکا پیشرو تر از رهبری کشور باشند و با بکارگیری بی درایت ترین افراد در سیستم دیپلماسی کشور یا ابزار قدرتمند نفت را درخدمت اروپاییان قراردهند تا از طریق آن ها منافع بابک ها و برادران اسکورت و یا شریک وی تامین شود و یا به هزینه دلار های نفتی در آفریقا دنبال کشورهای غیر موثر مانند.... و امثالهم بگردند تا یک متحد حامی در سازمان ملل برای دفاع از رفتار ها و گفتارهای ماجراجویانه خود در سازمان ملل داشته باشند، کشورهایی که بود و نبودشان در جهان محلی از اعراب ندارد. و نهایتا کارکرد باورهای ضد سلطه گرانه و مقدس جمهوری اسلامی ایران را که موتور محرک آرمان های رهایی بخش همه جهان سومی ها است، با بی درایتی در دولت دهم به چنان نتیجه ای برسانند که در عمل ایزار رقص و پایکوبی صهیونیست ها در بهره برداری از این سیاست ها در کنگره امریکا باشند به طوری که لابی صهیونیستی بتواند از بوق کردن دشمنی هر چه بیشتر بین ایران و امریکا ایران را به دام تحریم ها بیندازد. ضربات امریکا به نهضت ملی نفت در دوران قبل از انقلاب و دشمنی متقابل ایران و امریکا (و امریکا بیشتر از ایران) در طول سال های بعد از انقلاب بر کسی پوشیده نیست، ولی دشمنی ها باید یک روز در سطحی از مصالحه طرفین باید خاموش شود و این وظیفه وزیر خارجه ما است تا مصالحه مثبتی را به نفع ایران رقم بزند تا در سایه آن نه تنها انرژی کشورما که مصروف این دشمنی است صرفه جویی شده و صرف سازندگی کشور شود، بلکه مصالحه به نحوی باشد تا انرژی رقیب مصالحه گر را هم به نفع اقتصاد ایران به استخدام درآورد.
رابعا: همه بازی های معمول و روز افزون دولتیان در برخورد با بخش تولید کشور خصوصا در عرصه حضور بخش خصوصی اعم از مسیر طولانی مجوزهای فعالیت و موانع آن، مالیات های کمر شکن و یا معطل کننده مانند مالیات بر ارزش افزوده، قانون نا مناسب بیمه تامین اجتماعی ، و بالاتر از همه نظام بانکی مسموم، آلوده و ربوی برچیده شود و یک نظام سهل و در عین حال قابل مشارکت با سرمایه های خارجی و خصوصا امریکایی در قالب شهرک های صنعتی مرزی و در مقیاس منطقه اکو فراهم شود تا هم تناسب بین انسان، جغرافیا و فرصت های شغلی فراهم شود، هم ایران منطقه ای شکل بگیرد، و هم رابطه ایران را با بخش تکنولوژیک تولید غرب در بالاترین سطح آن حول سیاست ارائه انرژی ارزان به عنوان مهمترین مزیت اقتصادی تولید در ایران پیوند بزند و در حقیقت یک نوار صنعتی 140 کیلومتری ترکیب شده با منافع و آمیزه های مطلوب بین الملی را به عنوان پایه اصلی اقتصاد مقاومتی پی ریزی کند.
ورود به مرز اجرایی کردن این چهار سیاست می تواند هرچهار مساله مطرح شده را به طور همزمان حل کند، زیرا امروزه جمهوری مقدس اسلامی ایران علی رغم همه بی تجربگی های اویل انقلاب، ندانم کاری های صورت گرفته، بریز و بپاش ها و ولخرجی ها، رانت های برداشت شده و سوء استفاده های هزاران میلیاردی و .... و علی رغم بی توجهی های بزرگ به حیثیت، زندگی و رفاه مردم شرافتمند آن با عنایت پروردگار و به اتکای نعمت خدادای نفت، دارای زیر ساخت های بزرگی شده است که با برخورداری از ظرفیت فرهنگ متحد اسلامی ایرانی و هژمونی تاریخ پر افتخار ایران زمین و نیز جغرافیای سیاسی منحصر به فرد خود می تواند از این لحظه به بعد و یا تغییر رویه نه فقط در کلام ریاست جمهور آن بلکه در سازمان اداری حاکمیت، برترین کشور در خاورمیانه و آسیای میانه باشد. و جان کلام و نکته مهمتر اینکه بهره برداری از این ظرفیت بستگی شدید به ورود دانشگاهیان در مقیاس انبوه به عرصه توسعه دارد.
در اینجا لازم میدانم برای ادامه کلام مثالی را به استخدام بگیرم:
شخصی بود که با محاسبات ریاضی و آماری برای خود آینده خوبی را رقم زده بود، به این صورت که یک غاز را می خرد و این غاز روزی یک تخم می گذارد، سپس تخم ها را جمع کرده جوجه کشی میکند، بعد آن ها را بزرگ می کند تا خودشان غاز شوند و دوباره با تخم گذاری و جوجه کشی مجدد و تکرار این فرآیند بعد از 5 سال صاحب یک گله بزرگ غاز می شود... و نهایتا از فروش غاز، ثروت و رفاه برای او فراهم می شود. همه محاسبات او درست بود ولی از این طریق ثروت و رفاه برای او فراهم نشد، زیرا کار او فقط یک عیب بزرگ داشت که غازی را که خرید، غاز نر بود.
کنترل و حل چهار حوزه مشکلاتی را که ابتدا شمردیم همه نیازمند حضور و فعالیت متخصصان شایسته خود هستند، نه تجربه و نه مدرک های به عاریت گرفته شده و یا خریداری شده از کشورهای ارمنستان و هاوایی، و نه توانمندی های موازی نمی توانند جایگزین متخصصان دانش آموخته حرفه ای شوند. بگذارید از انبوه دزدان مدارک عالی دانشگاهی شاغل در مناسب دولتی بگذرم و از حوزه های علمیه که هنوز در درون آنها صداقت علمی وجود دارد و به آنها تعلق خاطر دارم مثال بیاورم. حوزه علمیه می تواند مجتهد تولید کند و مجتهد می تواند احکام فقهی را توضیح دهد و قابلیت آن را داشته باشد که حتی به یک مورد مشخص جرم، ارجاع به حکم فقهی مشخصی را بدهد، ولی حوزه علمیه در سازوکار سنتی خود جرمشناس تولید نمی کند تا جرم را مشخص کند و لذا بحث های از نوع حقوق بشر و امثالهم که محتاج تحلیل های پیچیده احتماعی و حقوقی هستند لازم دارند تا در کنار ظرفیت تشخیص فقهی حوزه های علمیه و مجتهدین، نظام آکادمیکی مناسبی وارد میدان فعالیت شود و مجتهد را به صورت فنی یاری دهد.
زایائی یک نظام حکومتی و یک دولت دقیقا به این مسئله بر می گردد که تا چه اندازه از متخصصان شایسته و مرتبط استفاده می کند و آن ها را در تصمیم گیری های خود وارد میکند. ترس از ورود ضد انقلاب به دایره اداره کشور در ابتدای انقلاب و تجربه توطئه های خیانت آمیز و تروریستی گروه های معاند وقت، متاسفانه این ترس را در بین همه دولت های گذشته و سردمداران اداره آن نهادینه کرد و بیش از آنچه که لازم بود فضای سیاسی کشور و خصوصا دانشگاه ها را امنیتی کرد و دولت های انقلاب همگی از ترس ورود نامحرم به حوزه حکومت به یارگیری های معطوف به خود کشیده شدند و عملا و در حقیقت نوعی از شرکت های سهامی غیر رسمی اداره کشور از یاران مورد اعتماد خود تشکیل داده و به آن ها تکیه کردند و در امتداد این روش عرصه فعالیت علمی را با تحمیل شکل بر محتوا، فعالیت های دانشگاهی و آکادمیکی را بی هویت و بریده از نیازهای توسعه ای کشور کردند و کاری کردند تا دانشگاه ها احساس تنگی نفس کنند و برای نفس کشیدن بیش از آنچه که لازم است به سیاست و جبهه گیری های سیاسی روی آورند و در کشاکش این فضا و شیوه ها و برخوردهای غیر عالمانه با دانشگاه ها و با توجه به این حقیقت که هیچ کدام از دولت های پیشین از دانشگاه ها مسئولیت مشارکت در توسعه ملی را نخواسته اند، این شرایط مسیر فعالیت دانشگاهی را به نحوی رقم زد که بهره برداری توسعه ای از ظرفیت عظیم دانشگاهی کشور و استعداد ملی محتوای آن عقیم شد.
در امتداد این روند، روسا و مدیران دانشگاه ها که در طول حیات دولت نهم و دهم اساسا با مشخصه های امنیتی شدیدتری انتخاب و به مسئولیت گمارده شدند، تنها همت خود را به فراهم کردن شرایط فعالیت یک دانشگاه غیر معترض و غیر سیاسی و در حقیقت خنثی معطوف کردند و در نتیجه فرآیند اداره دانشگاه ها به سمتی رفت که مسئولین در راستای کارکرد خود شکل ظاهری انجام وظیفه خود را با ارائه اعداد و آمار کمیت های بی خاصیت برای کشور متمرکز نمایند، به طوری که نهایتا از یک سو آمار تعداد دانشجو در مقاطع مختلف را منتشر کنند و از سوی دیگری تحت عنوان فعالیت تحقیقاتی تعداد مقالات ISI را ارائه دهند که در عمل: نتیجه اولی پرتوقع کردن نیروی کار کشور شد و نتیجه دومی اضافه کردن مجموعه ای از مقالات و تزریق دانش به پرتفوی تحقیقات پایه غرب به هزینه کشور ما شد.
امروز در سایه پیشنهاد شما برای گشودن زبان علم و زیان دانشگاهیان، می توان به جای لاف زدن علمی در صحنه جهانی علم، و یا برگزاری المپیادهای ملی و جهانی که تنها برای شناسایی و تخلیه مستعدترین و شایسته ترین دانشجویان کشور به سمت امریکا و اروپا، می شود، ضوابط دیگری بر فعالیت های دانشگاهی حاکم نمود تا همه استعداد های برتر نهفته در درون آن را برای توسعه اقتصادی کشور بسیج کرد. طبیعت دانشگاه، علم و تحقیق است و وارد کردن بیش از حد آن به حوزه سیاست و فضای زنده باد و مرده باد به هواداری از هر گروه که باشد نفعی به حال کشور ندارد. در راستای این طبیعت چه خوب بود که معیار اخذ عناوین دانشیاری و استادی میزان مشارکت علمی و ابداعی عضو هیئت علمی در پروژه ها و طرح های کشور باشد و... که در جای خود می شود به سیستم های جایگزین پرداخت.
آقای رئیس جمهور معیار موفقیت و شرط اصلی آن در همه فعالیت های بشری اعم از اقتصادی، اجتماعی، عبادی و... تنها داشتن تولید و محصول مورد انتظار است. در حوزه هر مذهب و انجام رسومات مذهبی و عبادات هم معیار موفقیت، تولید انسان هایی با خصوصیات مطلوب مد نظر آن مذهب است. اما داشتن هر محصولی و هر تولیدی مبتنی بر یک یا چند استراتژی مکتوب (و یا غیر مکتوب ولی تفهیم شده) است که هم چشم اندازش و هم ماموریتش و هم اهدافش باید معلوم باشد. چشم انداز جمهوری اسلامی ایران را در بیانات امام خمینی(ره) و رهبری معظم کشور به کرات بیان شده است و مبتنی بر اظهارات آنان در مجمع تشخیص مصلحت نظام چشم انداز بیست ساله تنظیم شده است. آیا شما به عنوان رئیس سابق مرکز مطالعات استراتژیک می توانید بگویید که آیا فعالیت ها و یا استراتژی های وزارت خانه های دولت های قبل در راستای چشم انداز 20 ساله قراردارد و سهم مشارکت دانشگاه ها و دانشگاهیان در پشتیانی و خدمات رسانی علمی به آن ها چقدر است؟ قطعا جواب شما نه است، زیرا هیچکدام از سه دولت پیشین مستظهر به فعالیت دانشگاه ها و مشارکت آن ها در توسعه نبوده اند. بلکه بالعکس تکیه آن ها فقط به شرکای اداری خود و دلار های نفتی حاصله از فروش نفت بوده است. همان گونه که قبلا اشاره کردم انگار هرکدام یک شرکت سهامی غیر رسمی اداره کشور دارند که باید با افراد آن شرکت مملکت را اداره کنند.
بدون وجود یک سیستم دانشگاهی شریک در توسعه ملی و همکار با دولت در اداره کشور، فعالیتهای توسعه ای دولت حکم همان غاز نر را پیدا می کنند. شما بیش از دولت های سلف خود تلاش کرده اید تا دکتر و مهندس دور خود جمع کنید ولی از کوزه همان طراود که در اوست. اگر بعد از طرح منحط هدفمندی یارانه ها و افتضاح پایه های علمی و اجرایی آن درعمل و در تجربه، در عصر شما سبد کالا داده میشود و اقتصاد و کشور در سطح دوربین های خبرنگاران دنیا به مسخره گرفته میشوند که باعث عذر خواهی شما از ملت می شود، نه فقط نشانه ظرفیت مدیریت و توانمندی معاونت برنامه ریزی دولت شما است بلکه در عین حال می تواند نشانه ای از شکل گیری یک شرکت سهامی جدید اداره کشور در دولت شما باشد. هرچند که نشانه قوی تر آن زمانی ایجاد نگرانی کرد که بابک را برادران به ملاقات شما و آیت الله رفسنجانی آوردند و با شما دو نفرعکس یادگاری گرفت. و این نگرانی وقتی بسیار عمیق می شود که چند استاد دانشگاه 6 ماه است از آقای نوبخت و آقای طیب نیا به انواع لطایف الحیل از مراجعه به دفتر نامبردگان تا التماس از محافظان ایشان خواسته ایم یک ساعت وقت بدهند تا نظرات و ابزارهای اداره مملکت خود را مطرح کنیم و هر بار به در بسته خورده ایم و این یعنی همان انحصار تفکر اقتصادی که در اولین مقاله خود در روزهای اخذ اعتماد بیان کردم و نسبت به حضور انحصار و موانع آن برای مشارکت و کمک به دولت به عنوان یک معلم هشدار دادم.
سخنان شما و تواضع شما در عذر خواهی از ملت بسیار ارزشمند و رویه شما به عنوان آقای روحانی همه امید آفرین هستند ولی نگرانی از آن است که کلید معروف شما در دست یک شرکت سهامی غیر رسمی اداره مملکت قرار گیرد. اگر این شرکت در شرف تاسیس توسط شما و به نفع منافع ملی کشور نشکند قطعا 4 سال دیگر یک فاتحه ای بر قلب همه ارادتمندان انقلاب و کشور که کورسویی از فلاح را از ریاست جمهوری شما دنبال کرده اند باید خواند. امروز سبد کالا را در کارنامه شما قراردادند و فردا چیزهای دیگر را به آن الصاق خواهند کرد. و این حاصل کارکرد تفکر انحصاری در بخش اقتصادی و برنامه ریزی در عصر ریاست جمهوری شما است.
شما برای اداره درست و کلان مملکت، در پیرامون خود به ندرت به فیزیکدان و شیمیدان و سایر متخصصان علوم و مهندسی نیاز دارید ولی هر لحظه و هر دم برای هدایت و حرکت کشور در مسیر حل درست مشکلات و مسایل اقتصادی، اجتماعی، حقوق بشر، و نیز مسایل مربوط به روابط بین المللی به چهار گروه متخصص و دانشمند در سطح فراگیر و ملی نیاز دارید:
1- گروه اقتصاددانان: تا هر حرکت اقتصادی دولت را از نظر آثار آن ها مطالعه کرده و اجزای نامطلوب آن ها را پالایش کنندو ضمن مدلیزه کردن آن ها تلاش کنند تا راه های به هرز رفتن منابع را در اجرای آن ها پیش بینی کرده و مانع شوند.
2- گروه جامعه شناسان: تا هدف های پالایش شده دولت را در قالب ها و بستر های مناسب ملی و فرهنگی یکپارچه کنند و شیوه های آمادگی ملی را برای انجام این حرکت ها طراحی کنند.
3- گروه حقوقدانان: تا بستر های حقوقی لازم را برای انجام امور اقتصادی و حصول به اهداف اجتماعی در تطابق با قانون اساسی، قواعد فقهی و قوانین بین الملل تدوین و در اختیار دولت قرار دهند.
4- گروه مدیران: تا بستر های سازمانی و اجرایی درست آرمان های ملی، و برنامه ریزی های اقتصادی و اجتماعی را طراحی و سازمان های کهنه خدمات رسانی را منطبق با دانش روز نوسازی نمایند.
این چهار گروه ماهیت کلان داشته و در اداره عمومی و برنامه ریزی های اقتصادی و اجتماعی جامعه و نیز هدایت دولت برای ارائه خدمات درست و سالم وارد می شوند و در عین حال به نحوی زبان متخصص و مشارکت جوی دیگر هموطنان و نیز نقطه پیوند آنان با دولت و حاکمیت خواهند بود.
در مقابل این 4 گروه، مشارکت دانشمندان و متخصصان سایر رشته ها خصوصا رشته های فنی و مهندسی در قالب های خرد قابل بهره برداری می باشد و باید به تناسب رشته ای در بخش های اجرایی کشور و در سطوح تحقیق و توسعه و نیز سطوح عملیاتی سازمان ها و کارخانجات و مزارع باید آن ها را وارد کار کرد. برای اینکه دانشگاهیان را در 4 حوزه کلان فوق الذکر بتوان وارد فرآیند توسعه کشور کرد، باید بسترهای لازم ورود آنان را ساخت. این بستر یک نوع سازمان مردم نهاد باید باشد که در شکل مجمع یا مجلس یا انجمن (هر کدام که شما بپسندید) باید دارای تشکیلات منعطف بوده و توسط دولت میزانی از مداخلات مطالعاتی و نظارتی آنان در امور مربوطه به رسمیت شناخته شده باشد. ولی در حوزه سایر رشته های علمی و فنی لازم است تا الگویی از سازمان های رسمی عملیاتی تحقیق و توسعه در شکل خوشه ای و یا مشارکتی ولی در قالب های مجازی برای آن ها فراهم کرد. دو نمونه منحصر به فرد از بهترین های چنین تشکیلاتی در امریکا و ژاپن به ترتیب تحت عناوین NIST و JRDC وجود دارند که الگوی بومی آن ها در سال 1384 طی یک مطالعه فشرده و با همکاری تعدادی از اساتید با استفاده از بودجه طرح های تکفا انجام شد و نتیجه آن تحت عنوان مرکز مشارکت در توسعه اقتصادی و صنعتی ایران Ie-CMD از مطالعه و آنالیز این دو سازمان در اواخر دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی طراحی شد ولی بعدا در دولت های نهم و دهم هر وقت سراغ برادران شرکت سهامی وقت اداره کشور برای پیاده سازی رفتیم، آنجا هم به در بسته برخورد کردیم.
چهار مجمع (مجلس یا انجمن) گروه های صاحب نظر اقتصاد، جامعه شناس، حقوق، و مدیران نقطه و پاشنه در ورودی است که متخصصان می توانند از طریق آن به سمت شما وارد شده و نظرات خود را به دولت عرضه کنند و واقعیت وجودی خود را با توسعه ملی گره بزنند. قطعا تصریح می فرماییدکه چنین سازمانی می تواند نمادی بزرگ از آزادی، عقل گرایی دولت و به کار گیری ظرفیت خرد جمعی و در عین حال علمی در کشور باشد.
مطمئن باشید در چنین سازمانی از ارتباط و فعالیت دانشگاهی و علمی، همه دانشگاهیان اعم از اساتید و دانشجویان همه و همه از معتقد تا غیر معتقد، از خودی تا غیر خودی، از همفکر تا دگر اندیش به لحاظ هویت و طبیعت شغلی خود دوست دارند تا در خدمت وطن قرار گیرند . تا به حال سیاسیون این کشور به دانشگاهیان کم لطف بوده اند و آن ها را عملا به حاشیه رانده اند و میدان را به قول شما به کم سوادان و به نظر حقیر و با عرض معذرت به بی سوادان واگذار کرده اند. حالا شما بیایید کم لطف نباشید و برای خواسته خود و به نتیجه رسیدن امیدهایی که به مردم داده اید، این سازمان های مشارکت دانشگاهیان و عالمان را واقعیت بخشید و با حضور هفتگی خود در هریک از این 4 مجمع و حضور هفتگی معاونین و یا وزاری ذیربط در مجمع مربوط به خود نشان دهید که واقعا دنبال راه و مسیر درست اداره کشور هستید و از دانشگاهیان لشکر حمله به منتقدان نمی خواهید راه بیندازید.
دوستان مدعی از هر دو گروه اصلاح طلب و اصول گرا، از نوع پایدار و ناپایدار، از باسواد و کم سواد و بی سواد، از نماینده تا سمپاتان و طرفداران، از مداحان تا موعظه گران، شایسته نیست که بر دولت شما و قدم هایی که برداشته اید خرده بگیرند و اعتراض کنند زیرا که شیوه شرکت های سهامی اداره کشور و رفتار ارباب گرایانه در هر سه دولت قبلی حضور داشت، ولی در دولت دهم با رای آن ها و مجیز گویی های آن ها به شدت توسعه یافت و اوج گرفت. آن ها بودند که طرح منحط هدفمندی یارانه ها را به اقتصاد تحمیل کردند و به بی سواد ها و کم سواد ها رای اعتماد دادند. آن قدر بی توجه بودند که وقتی از ورود بعضی از وزرا به هیئت دولت ممانعت می شد و حکم عزل آن ها نا غافل به دستشان داده می شد نه شکوه ای می کردند و نه شکایتی راه می انداختند. در این میان تنها رهبر کشور بود که با تحمل رنج بسیار و با درایت خاص، آن دولت را برای حفظ آبروی کشور بی دردسر به پایان راه هدایت کرد.
بگذارید فرق شما با دولت های قبل این باشد که یک بدنه دانشمند و فعال را برای اداره امور کشور در خدمت رهبری، دولت، و مردم قرار داده اید. بگذارید سازمانی دانا و مشارکت جو به وجود آید تا همه با سوادها و کم سوادها اعم از اینکه در مقابل شما باشند و یا در دولت شما جا گرفته باشند، بتوانند از ظرفیت آن برای خدمت به جمهوری مقدس اسلامی استفاده کنند. بگذارید در عصر جدید المثنی ربع رشیدی خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی را در قالب فناوری های جدید شما به پا کنید.
والسلام علی من التبع الهدی
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه