موج اعتراض شاعران به شهادت شیخ نمر؛
از غربت «شیخ النمر» بنویس
همزمان با انتشار خبر شهادت آیت الله نمر باقر النمر، روحانی برجسته شیعیان عربستان جمعی از شاعران کشور با سرودن اشعار خود این حرکت عربستان را محکوم کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زرخبر، همزمان با انتشار خبر شهادت آیت الله نمر باقر النمر، روحانی برجسته شیعیان عربستان جمعی از شاعران کشور با سرودن اشعار خود این حرکت عربستان را محکوم کردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زرخبر,
صدای زنگ تاریخ است در دهلیز تکراریم
قلم بردار تا از داغ دیگر پرده برداریم
قلم بردار تا وقت شفق از لاله بنویسیم
که خونین دل به پشت در، کنار زخم مسماریم
قلم باید تمام عمر خون گرید که می بیند
مجسم می شود کرب و بلا، داغی دگر داریم
تمام واژه هایم رنگ خون دارند صد افسوس
کنار علقمه ای دوست، در سوگ علمداریم
غمی دیگر نشسته بر جبین آسمان امروز
شبیه میثم تمار می گوید سرِ داریم
حدیث قصه غم هایمان، شرحی دگر دارد
اگر امروز در سوگ «نمر» اینسان عزا داریم
دوباره واژه نفرت اسیر نفس شیطان است
روا باشد که از آل سعود اینگونه بیزاریم
زمان از جوشش فریاد مظلومان لبالب شد
بیا ای منتقم بی تاب از این آشفته بازاریم
شمیم مقدم سبز تو در جان جهان جاریست
ببار ای حضرت باران، که با شوق تو بیداریم
شعر از: دکتر محمدمهدی عبدالهی
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
2_
,,
تقدیم به شور شیعی شیخ النمر و ناله های مظلومیت یمن و شیعیان مظلوم جهان
غمت مباد که چون شد، سرت سلامت شیخ!
رسیده است کنون ، فصل استقامت شیخ!
به پاست در همه جا بیرق قیامت شیخ!
رسیده است به گوش جهان پیامت شیخ!
برای کشتن تو هم قسم شدند سگان
و در مقابل ابلیس خم شدند سگان
به گوش باش که بانگ یمن شنیدنی است
که ناله های اویس قرن شنیدنی است
صدای شیون هر پیرزن شنیدنی است
مراثی اش به تن بی کفن شنیدنی است
به پاست هلهله ی جمع شامیان اینجا
چه می کنند خدایا! حرامیان اینجا؟!!!
چه لالهها که دمیدند بین آتش و خون
به خون خویش تپیدند بین آتش و خون
دل از زمانه بریدند بین آتش و خون
و تا ستاره رسیدند بین آتش و خون
کنون دل همه ی بچه شیعه ها خون است
به جای آب زلال شریعه ها، خون است
به نام نامی حق بود ریخت از تن، ترس
نداشت هیچ کسی از به جنگ رفتن، ترس
چنان که نیست از آن در دل "تهمتن"، ترس
همیشه بانگ رجز های ماست، دشمن ترس
حدود گفتنش از هر کلام بیرون است
که زلفقار علی از نیام بیرون است
به شور آمده "لشگر"، علی علی گویان
هزار مالک اشتر، علی علی گویان
به نام نامی حیدر، علی علی گویان_
گشوده شد در خیبر، علی علی گویان
غمت مباد که چون شد، برادر یمنی!
دلت هر آینه خون شد، برادر یمنی!
نوید داده به ما سید یمانی ما
می آید از شب هجران به میهمانی ما
خوشا که می شکند بغض جمکرانی ما
ظهور می کند آن یار بی نشانی ما
غمت مباد که کاشانه ها را در آتش سوخت
پر پریدن پروانه ها در آتش سوخت
شاعز: محمد شکری فرد
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
آل سقوط
خبر نه مرگ قبطیان خبر نه قتل قرمطی
خبرنه ذبح رافضی خبر نه رد منحطی
,
,
,
,
نه تیغ تیغ مومنان، نه لحدلحد ملحدان
,
به دود بر کشیدن از چراغدان موبدان
,
خبر نه تیشه و تبر، به ریشه منات و لات
,
خبر نه در گشودن از صنم سرای سومنات
,
خبر نه فتح اندلس، خبر نه دفع روسها
,
نه خامشی زندقه، نه غارت مجوس ها
,
نه خون و زن مباح شد به غازیان لشکری
,
ز شبهه مشبهه ز باطنی و ظاهری
,,
خبر نه حبس اشعری، خبر نه رجم مرجیه(ء)
خبر به اسم حادثه خبر به نام فاجعه
,
,
خبر فقط همین دو خط که فیل فحل درسخط
که گرگ رام در رمه که موش کور در غلط
,
خبر فقط همین دو خط که هاربی مهار شد
منا برای اشتران علفچر بهار شد
,
,
که مفت باز مفت خر گرفته نفت درتلف
,
چنان که لوک خارخور رسیده تیز در علف
,
کجا اشاره می کنی، که هولاء ضیوفنا
,
به کشتگان درحرم؟ به کشتگان در منا؟
,
نه خادمی که خاینی تو اصل در تقلبی
,
تو قوم لوط درنباء تو بولهب که در نبی
,
از این سیاهکاری ات شبان داج رو سفید
ز قتل عام حاجیان شده حجاج رو سفید
,
,
دل تمام مسلیمن از این گریوه خون بلال
به حکم مفتیان تو حرام صید شد حلال
,
,
بترس از آن که صخره کن به جوی و جر شود ردیف
ز خون مردم یمن ز خون شیعه قطیف
,
,
بپا که جوش رافضی بپا که جیش حیدری
,
اگر که تیغ برکشد کجا پناه می بری؟
,
هلاهلا که دیدمت به یک غریو شیر دم
,
به هیکلت نماند نا، به دامنت رسید نم!!
شعر از: غلامرضا کافی
4_
,
,
,
,
برای غربت شیخ النمر
شاعر! به هنگام سحر بنویس
نی نامه ای با چشم تر بنویس
یعنی به آهنگ حجازی باز
تصنیف، با خون جگر بنویس
گاهی، به وصف دجله ی بغداد
گاهی، هم از شور خزر بنویس
در آفتاب خاوران، هرصبح
از شامگاه باختر بنویس
بیرون بزن از شهر، دیگرگون
با گریه در کوه و کمر بنویس
هر نیمه شب، سرّ انالحق را
چرخان به هر برگ شجر بنویس
باز از هبوط بتگران بر خاک
باز از سجود بر حجر بنویس
در کعبه، تندیس هبل بنگر
از آن نقوش و آن صور بنویس
آنجا رطب ها را به رنگ خون
بعد از شبیخون تبر بنویس
بیت النبی را در حصار تیغ
از مسجد الاقصی خبر بنویس
با روضه ی یاس کبود آنجا
از باغ مفقود الاثر بنویس!
بر ساحل شط فرات آنگاه
بی تاب تر، بی تاب تر بنویس
با آب و با آیینه و قرآن
این گونه او را در سفر بنویس
از آن عدالت خواه در زنجیر
با این جهان کور و کر بنویس
آری، بخاری بر نمی خیزد
از خی رخواهان بشر!، بنویس!
از آن فقیه شب شکن یعنی
از غربت "شیخ النمر" بنویس
او را در این توفان، شبا هنگام
مرد خطر، مرد خطر بنویس
هر چند این تمثیل ناچیزست
او را چو سرو کاشمر بنویس
از آن حماسه، آن ستم سوزی
شعری بخوان، شعری دگر بنویس!
شاعر: محمدحسین انصاری نژاد
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
5_
,
برای شیخ باقرالنمر:
صوت حق خواهی و مرام نمر
راه آل سعود را سد کرد
,
,
,
خون مظلوم شیعیان آخر
ریشه کفر، خشک خواهد کرد
شعر:علیرضاداودی نسب
,
,
,
,
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه