شعری از علیرضا قزوه؛

شیخ النمر، سمیر، زکزاکی

شیخ النمر، سمیر، زکزاکی
شعر شیخ النمر، سمیر، زکزاکی،سروده ی علی رضا قزوه شاعر کشورمان که در وبلاگ شخصی خود منشر کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛شعر شیخ النمر، سمیر، زکزاکی، سروده ی علی رضا قزوه شاعر کشورمان که در وبلاگ شخصی خود منشر کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, وبلاگ شخصی,

 

,

دنیا پر از جنازه ی آیلار است

,

و این ستاره ی قطبی

,

در آسمان جرمانا

,

در شامات

,

شهید تازه ی ما سمیر قنطار است

,

و دب اکبر این شبها

,

علامه باقرالنمر است

,

و هفت برادران

,

در آسمان افریقا

,

فرزندان شیخ زکزاکی هستند

,

دنیا پر است از بیداری

,

پر است از اربعین و قدس

,

و آن طرف دنیای سلیته هاست

,

دنیای قطنامه ها و نطق و اینترپول

,

دنیای قرارهای پنهانی

,

به هر کجا که شکایت می بری

,

فاحشه ای نشسته است

,

با لهجه ی غلیظ امریکایی

,

حرف می زند شبیه اوباما

,

با هر نطقش

,

کمربندی منفجر می شود

,

که چاشنی اش وصل است به بشکه های نفت توله های عبدالعزیز

,

وصل است به دشداشه ی شاه متان یاهوی القطر

,

وصل است به نطق های تند نئوهیتلر

,

دیوانه ای شبیه آتاتورک

,

می بینی

,

به خاطر نبودن تو سمیر

,

صدها هزار گلوله و موشک ساختند

,

و کارخانه های مهمات

,

سه شیفت کار می کنند

,

این روزها با پول مردمان حجاز

,

و روی میز فردای پریزیدنت ها

,

چیزی جز نقشه ی قتل شیخ زکزاکی نیست

,

با این همه ستاره ی این شبها تویی سمیر!

,

ماه شب چهارده دنیا تویی شیخ النمر!

,

شهاب ثاقب این شبها زکزاکی است

,

باید شمشیرهای بالستیک را

,

تیزتر کنیم

,

و یادمان باشد

,

بدون این دیپلمات های بی یقه ی ترسو

,

چرخ مردم ما می چرخد

,

و نان گران تر از این نخواهد شد

,

اما بدون قدس

,

بدون عاشقان سلیمانی

,

این انقلاب می شکند!

,

می ترسم از توافق پنهانی

,

از برجام و قطعنامه و ترکمان قهوه

,

می ترسم که قدس را به کیک زردی بفروشند

,

این گرسنه های سیاست

,

و من دنبال صالحان زمین می گردم

,

و خوب می دانم

,

که از یمن

,

یمانی دوران خروج خواهد کرد

,

و عنقریب

,

در کعبه اتفاق عجیبی می افتد!

,

12 دی ماه 1394

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه