کسب روزی حلال یک زن
زنی که با فروش نان، نان آوری می کند+عکس
صبح ها که از خواب بیدار می شود بعد از آماده کردن صبحانه برای دختران خود با توکل به خدا عازم محل کار خود می شود و منتظر می ماند تا بسته نان های که از روز گذشته جهت فروش سفارش داده به دستش برسد تا روزی حلال زندگی خود را از طریق فروش نان به دست آورد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کانی پرس، در دنیای پر هیاهوی امروزی، که بسیاری از انسانها برای به دست آوردن پول به هر کاری دست می زنند هستند افرادی که با تکیه بر دستانشان نان آور خانه اند و سرما و گرما توان کار را از آنان نمی گیرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کانی پرس,صبح ها که از خواب بیدار می شود بعد از آماده کردن صبحانه برای دختران خود با توکل به خدا عازم محل کار خود می شود و منتظر می ماند تا بسته نان های که از روز گذشته جهت فروش سفارش داده به دستش برسد تا روزی حلال زندگی خود را از طریق فروش نان به دست آورد.
,این ها همه توصیفات یک زن بوکانی بود که در سخت ترین شرایط نارحتی ها را به جان خریده تا فرزندانش را پای سفره حلال بزرگ کند.
,بسیاری از مردم بوکان بویژه انان که به علت مشغله کاری فرصت ایستادن در صف نانوایی را ندارد اسماعه را خوب می شناسند همان زنی که 25 سال است در یکی از گوشه های چهار راه اسکندری با فروش نان روزگار می گذراند.
,همسرش نزدیک به 25 سال پیش از دنیا رفته، و وی مجبور شد برای گذران زندگی، روی پای خود بایستد و به کسی تکیه نکند.
,وی که اکنون دارای دو دختر و یک پسر است هرچند اجازه عکس گرفتن را به ما نمی دهد ولی می گوید: تنها پسرم چند سالی است از ما جدا شده و من اکنون با دخترانم تنها زندگی می کنیم.
,اسماعه و دخترانش که در خانه کوچک و پر از محبتی زندگی می کنند بیش از 25 سال است که هر روز صبح زود از خانه خارج می شود تا بتواند به موقع نان های که سفارش داده بسته بندی کند و آماده فروش نماید.
,وی آنچنان که از شرایط کاری خودش میگوید مدت 25 سال است در سردترین و گرم ترین روزها کارش را تعطیل نکرده و هر روز حتی روزهای تعطیل از ساعت 8 صبح تا اوائل شب به فروش نان به صورت دست فروشی به همشهریانش پرداخته است.
,اسماعه می افزاید: در این 25 سال تنها روزهای عید قربان و رمضان کار خود تعطیل کرده است.
,وی به خبرنگار ما می گوید: خوشبختانه کارم بد نیست و هر روز از فروش نان ها می توانم خرج زندگی خود و دخترانم را تامین کنم و از خدا شاکرم که سلامتی را به من اهدا کرده است.
,اسماعه تنها آرزویی که داشت خوشبختی دخترانش بود و از مسئولان شهر تقاضا داشت شرایطی برایش فراهم شود که آینده ای داشته باشد تا بتواند دخترانش را خوشبخت کند.
,,

, انتها ی پیام/خ
]
ارسال دیدگاه