افکار پر معنای دانشجوی شهید اهل تسنن:

مصطفی به آرزویش رسید

مصطفی به آرزویش رسید
رزوی مصطفی این بود که به شهادت برسد و می‌گفت من باید مانند امام حسین(ع) سالار شهیدان کربلا به شهادت برسم و سرم قطع شود تا در آخرت شرمنده بی‌بی دو عالم حضرت فاطمه (س) نباشم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از  پایگاه خبری «دانشجویان بیدار» پدر مصطفی کریمی شهید اهل تسنن استان خراسان شمالی بیان کرد: برای بسیار شگفت‌انگیز بود که درست تیر به گردن مصطفی اثابت کرد و به شهادت رسید و بعد از شهادتش چندی طول نکشید که ایران ندای پیروزی را سر داد و کشور را از دست مزدوران بیرون آورد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , پایگاه خبری «دانشجویان بیدار»,

مصطفی کریمی دانشجویی رشته برق دانشگاه فردوسی مشهد بود ایشان به محض اینکه جنگ آغاز می‌شود درس و دانشگاه را رها می‌کند و به نبرد با دشمنان رهسپار می‌شود.

,

مصطفی 7 سال پی‌در پی در جبهه حق علیه باطل به مبارزه می‌پردازد پدر این شهید والا مقام بیان می‌کند که پسرم می‌گفت یا باید در این نبرد پیروز شویم و ایران را از دست دژخیمان نجات دهیم یا در این راه جان خود فدا خواهم نمود.

,

مصطفی بسیار همدرد با هم‌رزمان خود بود

,

پدر مصطفی می‌گوید وقتی پسرم برای مرخصی به خانه می‌آمد شب پتوی خود را برمی‌داشت و برای استراحت به زیرزمین می‌‌رفت و هنگامی که مادرش تقاضا می‌کرد که در منزل بخوابد می‌گفت هم‌رزمان من اکنون در سنگر می‌خوابند من می‌خواهم با آن‌ها همدردی کنم.

,

ایشان در ادامه بیان کرد: پسرم بسیار مهربان و با اخلاق بود و هنگامی که بر روی سفره می‌نشست غذای بسیار اندکی می‌خورد و زمانی که مادرش بهش می‌گفت چرا غذا نمی‌خوری می‌گفت مشخص نیست که اکنون هم‌رزمانم غذای کافی برای صرف کردن دارند یا نه.

,

وی عنوان کرد: پسرم تمام فکر و ذکرش این بود که کشور را از هجوم ناعادلانه دشمنان رها کند و دوست نداشت ذره‌ای از خاک کشور از دست برود یا به مال و ناموس مردم آسیبی وارد شود.

,

پدر مصطفی اظهار کرد: پسرم در دوران دفاع مقدس و در عملیات 5 بار زخمی شد اما باز به جبهه برگشت با اینکه دوستانش به او می‌گفتند تو حق خودت را ادعا کرده‌ای پس دیگر به جبهه نرو.

,

پسرم در پاسخ به دوستانش می‌گفت زمانی ماموریت من به پایان می‌رسد که ایران به پیروزی برسد.

,

مصطفی پسری بااخلاق، شوخ طبع و ورزشکار بود او همیشه نماز خود را اول وقت می‌خواند و بسیار به آن اهمیت می‌داد و هیچ زمان زبان خود را به دروغ باز نمی‌کرد و حجب و حیای شگفت‌انگیزی در چهره‌اش هویدا بود.

,

انتهای خبر/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه