نقش مدیریت دانش نخبگی در انتخابات مجلس دهم

نقش مدیریت دانش نخبگی در انتخابات مجلس دهم
در ادبیات سیاسی انتخابات مجلس در دوره های پیشین، قانونی نانوشته، نماینده خوب را کسی می دانست که با استفاده از روابط قدرت و نفوذ، بیشترین پشتیبانی و امتیاز را برای حوزه انتخابیه اش جذب نموده و با گزارش عملکرد در اواخر دوره چهارساله اش در به دست آوردن امتیازات و اعتبارات، خود را برای دوره بعد محق و شایسته می دانست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اترک نیوز؛ چند وقت پیش، طرح استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی مطرح شد. نقطه عزیمت برای این طرح، لزوم غلبه نقش ملی نمایندگان بر نقش محلی آنان، ذکر شده است. فارغ از نقطه ­های قوت و ضعف، طرح و نقدهای مثبت و منفی و مناقشه­ هایی که بر این طرح وارد شده، بر یک نکته آن می ­توان پافشاری نمود و آن جایگاه سیاست ­گذارانه نماینده در رسیدگی به امور ملی و میهنی در تقابل با رتق و فتق امور سیاسی و محلی حوزه ­های انتخابیه فعلی است. در ادبیات سیاسی انتخابات مجلس در دوره­ های پیشین، قانونی نانوشته، نماینده خوب را کسی می ­دانست که با استفاده از روابط قدرت و نفوذ، بیشترین پشتیبانی و امتیاز را برای حوزه انتخابیه ­اش جذب نموده و با گزارش عملکرد در اواخر دوره چهارساله ­اش در به دست آوردن امتیازات و اعتبارات، خود را برای دوره بعد محق و شایسته می دانست. متأسفانه، در چند دهه گذشته، توسعه همه ­جانبه در شهرهای مختلف کشور با توسعه فیزیکی و عمرانی، به ضرب و زور گرفتن کارخانه­ ها، سدسازی ­های بزرگ با بودجه های کلان، شهرک های صنعتی، جاده­کشی ­های بزرگ و ... یکسان پنداشته شده است. این در حالی ست که اکثر این پروژه ­ها، بدون هیچگونه زیرساختی و بدون توجه به منافع گروه ­های مختلف مردم و با عدم توجه به شرایط اقلیمی منطقه جذب شده است. در اکثریت قریب به اتفاق این توسعه ­های تک ­بعدی و پروژه­ ها، گروهی از شهروندان صاحب نفوذ، منتفع و صاحب پست و مقام شده ­اند و نفوذ اجتماعی و سیاسی آن ­ها برای نماینده در دوره بعد آراء مجدد به ارمغان آورده است. تلی از پروژه ­های عمرانی بی در و پیکر و بدون توجه به مطالعات سیاست­گذارانه، موجب شده است توسعه همه­ جانبه شکل نگیرد و عدالت اجتماعی به نازل­ترین سطح خود برسد و در نتیجه کیفیت زندگی ادراک ­شده بین لایه ­های مختلف اجتماعی به شکلی ناعادلانه احساس شود. پرسش اصلی اینجاست: آیا جذب نادرست صنعت بدون توجه به زیرساخت ­های منطقه ­ای آن، مشکل اشتغال و بیکاری جوانان این مناطق را بهبود بخشیده است؟ آیا جذب دانشگاه، توانسته نیروی انسانی متخصص متناسب با نیازهای منطقه ­ای و بومی تربیت نماید؟ آیا سدسازی ­های متعدد که به عنوان نشانی از توانایی مهندسان ایرانی نمود یافته، مشکل بحران آب را بهبود بخشیده است؟ و سوالی اساسی­تر، آیا طرح ­ها و پروژه های فیزیکی بی ­روح، توانسته به توسعه پایدار در این مناطق بینجامد؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اترک نیوز,

به نظر می ­رسد در این آشفته ­بازار، حلقه ­ای اساسی مفقود شده و آن نقش مدیریت دانش نخبگی در گرفتن تصمیمات و اقدامات توسعه ­ای است. روشنفکران، نخبگان دانشگاهی و فرهیختگان فن و صنعت جامعه باید از آن دست آدم هایی باشند که در راه «توسعه و تعالی کشور»، «بهبود زندگی و به­زیستن مردم جامعه» و در سطحی بالاتر «صلح و رفاه تمام بشریت» گام بردارند و  به قول لویی پاستور هنگامی که به پایان راه نزدیک می شوند، فارغ از اینکه پاداشی به تلاش ­هایشان بدهند یا ندهند، حق آن را داشته باشند که با صدای بلند بگویند: «من آنچه را در توان داشته ­ام، انجام داده­ ام». اما برای ادای دین و نقش­ آفرینی این گروه، ابزارهایی لازم می باشد و دور از انصاف است که بدون فراهم ­سازی بسترهای مناسب، انتظاری بی ­جا از فرهیختگان جامعه داشته باشیم. برای استفاده از دانش نخبگی منطقه ­ای و محلی، در طرح ­ها و اقدامات توسعه ­ای باید کسی نقش میانجی و واسط را اجرا نماید و اینجاست که تمام هنر نماینده خوب مجلس شورای اسلامی، ایفای هر چه بهتر این نقش است. این در حالی ست که دانش نخبگی نیز نباید تافته ای جدا بافته از جامعه فرض شود. حلقه نخبگان و فرهیختگان جامعه نیز وظیفه ­ای خطیر بر عهده دارند و آن این است که باید فضای گفت و گوی اجتماعی را مبتنی بر منافع و مشارکت گروه­ های مختلف مردم و در ذیل منافع ملی سطح کلان، شکل دهند.

,

امروزه، به یمن ورود فناوری و کانال ­های ارتباطی نوین، فرصتی برای گفت و گوی اجتماعی شکل گرفته است. آیا بهتر نیست مجلس آینده، به جای اینکه باز عرصه فرصت­طلبی ­های سیاسی باشد به میدانی برای گفتمان سیاست­گذاری اجتماعی مبتنی بر منافع ملی واقعی بدل شود؟ بهتر نیست شعارهای انتخاباتی مجلس آینده با تمرکز بر مدیریت دانش نخبگی و با در نظر گرفتن منافع توزیعی گروه ­های مختلف اجتماعی طراحی گردد و تحقق یابد؟ بهتر نیست طرح­ ها و اقدامات توسعه ­ای با پیوست­ های فرهنگی و اجتماعی نخبگان و ارزیابی تاثیرات اجتماعی و محیط زیستی همراه باشد؟ در مجالس گذشته، شاید مشارکت و همفکری کلیه فرهیختگان و نخبگان منطقه ­ای و ورود خواست آن­ ها به چرخه سیاست، ما را به این نتیجه می­رساند، که احداث کارخانه در شهری که زیرساخت صنعتی مناسب ندارد، اشتباهی برگشت ­ناپذیر است. آیا بهتر نبود برای بهبود اوضاع اشتغال جوانان بیکار شهرهایمان تدبیری دیگر می­اندیشیدیم؟ مدیریت دانش نخبگی در مجلس گذشته شاید ما را به این نتیجه می ­رساند که احداث دانشگاه در شهری که در شهرک ­های مسکن مهرش هیچگونه زیرساخت آموزشی وجود ندارد، اولویت نداشت. آیا بهتر نبود، به جای آن، برای جلوگیری از فرار مغزها و نخبگان شهر چاره­ ای می اندیشیدیم؟

,

اکنون در سطح کلان، محیط زیست کم جان است، دانش آکادمیک ناکارآمد است، نهاد خانواده سست شده است، سطح هویت دینی مردم مناقشه برانگیز است، فرصت گفت و گو در عرصه جهانی در موقعیت حساسی قرار گرفته است، رکود و بیکاری مردم را به ستوه آورده است، خاورمیانه با تهدید افراط­گرایی مواجه است. در این شرایط، باید به شیوه ­های نوین تحقق رفاه و بهزیستی اجتماعی توجه کنیم. شیوه­ هایی نه بر پایه اعانه، یارانه، کمک ­های عام­المنفعه و احداث کارخانه و دانشگاه؛ بلکه بر پایه جلب مشارکت موثر و همه­ جانبه مردم و مبتنی بر عدالت توزیعی و توسعه پایدار و این همه در عرصه سیاست­گذاری عمومی با مشارکت و جذب حداکثری دانش نخبگی میسر است. اگر در این برهه از تاریخ ایران اسلامی، فرصت گفت و گوی اجتماعی به سرکردگی نخبگان و فرهیختگان فراهم گردد، بدون شک، رفاه، آسایش و بهزیستی برای همگان به ارمغان خواهد آمد.

,

 

,

به نظر می­رسد در این آشفته­بازار، حلقه­ای اساسی مفقود شده و آن نقش مدیریت دانش نخبگی در گرفتن تصمیمات و اقدامات توسعه­ای است. روشنفکران، نخبگان دانشگاهی و فرهیختگان فن و صنعت جامعه باید از آن دست آدم هایی باشند که در راه «توسعه و تعالی کشور»، «بهبود زندگی و به­زیستن مردم جامعه» و در سطحی بالاتر «صلح و رفاه تمام بشریت» گام بردارند و  به قول لویی پاستور هنگامی که به پایان راه نزدیک می­شوند، فارغ از اینکه پاداشی به تلاش­هایشان بدهند یا ندهند، حق آن را داشته باشند که با صدای بلند بگویند: «من آنچه را در توان داشته­ام، انجام داده­ام». اما برای ادای دین و نقش­آفرینی این گروه، ابزارهایی لازم می­باشد و دور از انصاف است که بدون فراهم­سازی بسترهای مناسب، انتظاری بی­جا از فرهیختگان جامعه داشته باشیم. برای استفاده از دانش نخبگی منطقه­ای و محلی، در طرح­ها و اقدامات توسعه­ای باید کسی نقش میانجی و واسط را اجرا نماید و اینجاست که تمام هنر نماینده خوب مجلس شورای اسلامی، ایفای هر چه بهتر این نقش است. این در حالی ست که دانش نخبگی نیز نباید تافته­ای جدا بافته از جامعه فرض شود. حلقه نخبگان و فرهیختگان جامعه نیز وظیفه­ای خطیر بر عهده دارند و آن این است که باید فضای گفت و گوی اجتماعی را مبتنی بر منافع و مشارکت گروه­های مختلف مردم و در ذیل منافع ملی سطح کلان، شکل دهند.

,

امروزه، به یمن ورود فناوری و کانال­های ارتباطی نوین، فرصتی برای گفت و گوی اجتماعی شکل گرفته است. آیا بهتر نیست مجلس آینده، به جای اینکه باز عرصه فرصت­طلبی­های سیاسی باشد به میدانی برای گفتمان سیاست­گذاری اجتماعی مبتنی بر منافع ملی واقعی بدل شود؟ بهتر نیست شعارهای انتخاباتی مجلس آینده با تمرکز بر مدیریت دانش نخبگی و با در نظر گرفتن منافع توزیعی گروه­های مختلف اجتماعی طراحی گردد و تحقق یابد؟ بهتر نیست طرح­ها و اقدامات توسعه­ای با پیوست­های فرهنگی و اجتماعی نخبگان و ارزیابی تاثیرات اجتماعی و محیط زیستی همراه باشد؟ در مجالس گذشته، شاید مشارکت و همفکری کلیه فرهیختگان و نخبگان منطقه­ای و ورود خواست آن­ها به چرخه سیاست، ما را به این نتیجه می­رساند، که احداث کارخانه در شهری که زیرساخت صنعتی مناسب ندارد، اشتباهی برگشت­ناپذیر است. آیا بهتر نبود برای بهبود اوضاع اشتغال جوانان بیکار شهرهایمان تدبیری دیگر می­اندیشیدیم؟ مدیریت دانش نخبگی در مجلس گذشته شاید ما را به این نتیجه می­رساند که احداث دانشگاه در شهری که در شهرک­های مسکن مهرش هیچگونه زیرساخت آموزشی وجود ندارد، اولویت نداشت. آیا بهتر نبود، به جای آن، برای جلوگیری از فرار مغزها و نخبگان شهر چاره­ای می اندیشیدیم؟

,

اکنون در سطح کلان، محیط زیست کم­جان است، دانش آکادمیک ناکارآمد است، نهاد خانواده سست شده است، سطح هویت دینی مردم مناقشه برانگیز است، فرصت گفت و گو در عرصه جهانی در موقعیت حساسی قرار گرفته است، رکود و بیکاری مردم را به ستوه آورده است، خاورمیانه با تهدید افراط­گرایی مواجه است. در این شرایط، باید به شیوه­های نوین تحقق رفاه و بهزیستی اجتماعی توجه کنیم. شیوه­هایی نه بر پایه اعانه، یارانه، کمک­های عام­المنفعه و احداث کارخانه و دانشگاه؛ بلکه بر پایه جلب مشارکت موثر و همه­جانبه مردم و مبتنی بر عدالت توزیعی و توسعه پایدار. و این همه در عرصه سیاست­گذاری عمومی با مشارکت و جذب حداکثری دانش نخبگی میسر است. اگر در این برهه از تاریخ ایران اسلامی، فرصت گفت و گوی اجتماعی به سرکردگی نخبگان و فرهیختگان فراهم گردد، بدون شک، رفاه، آسایش و بهزیستی برای همگان به ارمغان خواهد آمد.

,

مهرداد کاظمیان

,

انتهای پیام

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه