یادداشت
ورزش همگانی نیاز به همت همگان دارد
ورزش همگانی موجبات غنی سازی اوقات فراغت، جامعه پذیری، سلامت و بسیاری فرآیندهای مفید دیگر را برای آحاد جامعه فراهم میآورد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از پایگاه خبری، تحلیلی لرستان ورزشی در حالیکه آمارها حاکی از آن است که در کشورهای پیشرفته بیش از 70درصد مردم به طور مرتب در فعالیتهای ورزش همگانی شرکت میکنند. اما این آمار در کشور ما به شکل خوش بینانه حدود 15 درصد است. لذا هر گونه تلاشی در جهت بهبود این وضعیت وظیفه دست اندرکاران و مسئولین است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری، تحلیلی لرستان ورزشی, در حالیکه آمارها حاکی از آن است که در کشورهای پیشرفته بیش از 70درصد مردم به طور مرتب در فعالیتهای ورزش همگانی شرکت میکنند. اما این آمار در کشور ما به شکل خوش بینانه حدود 15 درصد است. لذا هر گونه تلاشی در جهت بهبود این وضعیت وظیفه دست اندرکاران و مسئولین است.,نکته حائز اهمیت در این بحث چگونگی تصمیم سازی و اجرای فرهنگ ورزش همگانی است. آنچه تاکنون شاهد بودهایم، برگزاری همایشها و سمینارها و جلسات با نهادها و ارگانهای کشوری و لشکری و ارایه راهکارهایی همچون توسعه آموزش، تبلیغات، فراهم نمودن زیرساختهای سخت افزاری، افزایش بودجه، برگزاری همایش های پیاده روی با جایزه، جشنوارههای ورزشی بومی و محلی و...بوده است.
,اگر چه این راهکارها تا حدودی تاثیرگذار بوده، لیکن به واقع نتیجه رضایت بخشی حتی در حد متوسط هم نداشته است. به نظر میرسد مهمترین چالش این بحث وجود فرهنگ دیوانسالاری به معنای قیم مردم بودن است. به عبارتی عدهای همچنان به دنبال تولید فکر چرا، چه وقت، چگونه و کجا ورزش کردن آحاد جامعه هستند. غافل از اینکه این چرایی و چه وقتی و چگونگی و کجا ورزش کردن را باید به خود مردم واگذار نمود و دست اندرکاران میبایستی تنها شرایط مناسب را فراهم آوردند. طبیعی است که انفجار اطلاعات در دنیای امروز نگرشها را تغییر داده و مردم میخواهند نه تنها در رفتار(ورزش کردن) بلکه در تولید فکر و اندیشه و تئوریزه کردن این اندیشهها هم نقش داشته باشند. لذا بایستی شرایط به گونهای فراهم شود که همگان خود را در طراحی، ساخت و بهره برداری از امکانات مادی و معنوی فعالیت های ورزش همگانی و حتی قهرمانی و حرفه ای سهیم بدانند.
,بدیهی است هر چه مشارکت افراد در این امور بالاتر رود، کلیت برنامه مورد نظر ارتقاء مییابد. مثال بارز این امر رشد ورزشهای تیمی نسبت به ورزشهای انفرادی در دهه اخیر است.
,به واقع مگر تا همین چندی پیش گفته نمیشد، جامعه ایران چون روحیه کار تیمی ندارد، در ورزشهای تیمی ضعیف هستیم. چه اتفاقی افتاد که ورزش های تیمی همچون والیبال، بسکتبال، هندبال و حتی فوتبال در سطح اول آسیا مطرح شده و در جهان حرف برای گفتن دارند، اما در رشته های انفرادی نتیجه عکس شد.
,خوب دقت کنیم، قبلا کلیه تلاشهای مربیان، ورزشکاران در ورزشهای تیمی به تشکیل یک تیم ملی حداکثر 10 تا 20 نفر و یک تیم مربیگری 4 تا 5 نفر و نیز یک تیم مدیریتی ختم میشد. اگر چه آنقدر سود مالی نداشت، لیکن شهرت و ...شامل همین تعداد اندک میشد.
,در اتفاقی که البته به دلیل رشد فکری، سرمایهای و رسانهای دنیای امروز افتاد، این میزان هم اکنون در رشتهای مثل والیبال تبدیل به 12 تیم لیگ برتر، 18 تیم لیگ 1 و...شده است. لذا افراد سهیم در سود مالی و شهرت و... این رشته با به حساب آوردن، بازیکنان و مربیان و مدیران و اسپانسرها و تماشاگران و غیره رشد قابل توجهای داشتهاند.
,بدیهی است که در رشتهای انفرادی این اتفاق به شکل معکوس روی داده است. لذا پیشنهاد مشخص این بحث سهیم کردن آحاد مردم در تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجرا برنامه های ورزش همگانی است.
,

, , ,
,
,
, , ,
ادامه دارد...
,انتهای پیام/
, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه