یادداشت

موج سوم بیداری...

موج سوم بیداری...
مروری بر عملکرد و موضع گیری های دولت عربستان سعودی در سال های اخیر از جمله حمله نظامی به یمن، کارنامه این کشور در مدیریت حج و حادثه منا، به شهادت رساندن روحانی برجسته عربستان شیخ باقر النمر و ... نشان دهنده ی این مسئله است که این کشور در مدیریت سیاسی خود به نوعی بن بست رسیده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "ناصرون " مروری بر عملکرد و موضع گیری های دولت عربستان سعودی در سال های اخیر از جمله حمله نظامی به یمن، کارنامه این کشور در مدیریت حج و حادثه منا، به شهادت رساندن روحانی برجسته عربستان شیخ باقر النمر و ... نشان دهنده ی این مسئله است که این کشور در مدیریت سیاسی خود به نوعی بن بست رسیده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "ناصرون " ,

قاطعیت عربستان سعودی در برخورد با مخالفان نه از سر چاره جویی و مدیریت بحران که دقیقاً از سر ناچاری ست و ورود این کشور به جنگ نظامی با یمن و در پی آن به شهادت رساندن شیخ نمر را باید آغاز "شمارش معکوس" زوال و نابودی این رژیم تلقی کرد. اصولا دولت های غیردموکراتیک و دیکتاتورمآب در تنگناهای سیاسی دچار نوعی "جنون سیاسی" می شوند و همین امر باعث می گردد نه تنها توان جلوگیری از سقوط خود را از دست داده بلکه خود در ایجاد انقلاب و نظم سیاسی جدید در نقش کاتالیزور وارد صحنه شوند.

,

بر همین مبنا می توان رفتار سیاسی عربستان را نیز بررسی و تحلیل کرد. این کشور که تنها دلگرمی اش در دنیای سیاسی اتکا به غرب است اکنون در شرایطی قرار گرفته که ساختار سیاسی آن از جهات مختلف مورد تهدید واقع شده است. دولت عربستان از سویی در داخل کشور با بحران مشروعیت و مقبولیت روبروست و در موقعیت های مختلف شاهد راهپیمایی و اعتراض مردم در اعلام انزجار مردم از سیستم سیاسی خود است. از طرفی در حوزه سیاست خارجی نیز دنباله روی این کشور از سیاست های آمریکایی و بی توجهی به مشکلات و مسائل جهان اسلام باعث شده تا مورد ملامت افکار عمومی دنیا و علی الخصوص کشورهای اسلامی قرار گیرد به نحوی که موجب ازوا و طرد هرچه بیشتر این کشور در افکار عمومی گردیده است.

,

وضعیت اقتصادی عربستان صعودی نیز با کاهش درآمدهای نفتی و تحمیل هزینه های نظامی بسیار، با چالش جدی مواجه است.

,

همچنین علاوه بر فشارهای مذکور بر پیکره ی سیاسی رژیم سعودی، جاه طلبی و زیاده خواهی های شاهزادگان نیز به معظلی اساسی تبدیل شده است به گونه ای که تغییرات پی در پی و سریع مناصب حکومتی نشان از وجود ترسی عمیق در بدنه ی حاکمیتی این کشور است.

,

عربستان سعودی که سودای رهبری جهان اسلام را در سر داشت حال به دولتی ضعیف و شکننده تبدیل شده که حتی کمترین انتقاد و مخالفتی را نیز به شدت سرکوب می کند. وضعیت فعلی عربستان به فردی گرفتار در مرداب می ماند که تقلای بیشتر وی موجب زوال زودتر او خواهد بود.

,

آنچه مسلم و واضح است قرار گرفتن عربستان سعودی در قوس نزولی و سراشیبی نیستی ست و در این مسیر حتی تنفس مصنوعی غرب نیز کارساز نخواهد بود.

,

وجود فسادهای گسترده سیاسی، اقتصادی، عقیدتی و ... در سطوح بالای حاکمیتی عربستان و علاوه بر آن مدیریت ضعیف دولتی و نگرش مرتجعانه در حیات سیاسی، ایدئولوژیک و ... از جمله عواملی هستند که سقوط این سیستم و ایجاد یک نظم جدید در چارچوب سیاسی عربستان را ناگزیر نموده است.

,

باید این نکته را در نظر داشت که نقش عربستان در منطقه به عنوان لیدر فکری و مالی جریان ارتجاع دارای اهمیت بوده و چنانچه این کشور در ایفای نقش خود به هر دلیلی ناتوان گردد مسیر شکوفایی و پیشرفت جریان اصیل اسلامی باز خواهد شد.

,

تحلیل آینده سیاسی منطقه غرب آسیا با نگاه به وضعیت کنونی عربستان، ضمن حساسیت و تاکید بر لزوم دقت و برنامه ریزی؛ افق روشن و چشم نوازی را در مسیر تمدن بزرگ اسلامی نمایان می کند.

,

در صورتی که وقوع انقلاب اسلامی ایران را مرحله نخست و حرکت مردمی در سال های اخیر در کشورهایی نظیر لیبی، مصر، بحرین و ... را موج دوم بیداری اسلامی در مسیر ایجاد تمدن بنامیم، به نظر می رسد موج تازه ی بیداری اسلامی –پس از فروکش کوتاه مدت در سال های اخیر- مجدداً و این بار از عربستان سر بر خواهد آورد و با توجه به نقش این کشور در کنترل سیاسی کشورهای عربی و سلطه ی عقیدتی-اقتصادی بر ساختار دولتی کشورهای اسلامی؛ بی شک سقوط حکومت سعودی "موج سوم و نهایی بیداری اسلامی" رادر منطقه کلید خواهد زد و بی اعتباری دکترین "موج سوم دموکراسی" ساموئل هانتینگتون را به نمایش خواهد گذاشت./ انتهای پیام

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه