گامی برای آرامش در زندگی؛
به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار
روان شناسان عقیده دارند که زندگی زناشوئی اصولاً یک نوع نزاع دوستانه است و اختلاف خلقت بین آن دو ایجاب می کند که با یکدیگر پرخاش و نزاع کنند. منتها خداوند حکیم طوری این دو جنس مخالف را با همدیگر جوش داده و بین آن ها الفت ایجاد کرده است که پرخاش ها و تندخوئی ها در برخی از اوقات ثمربخش واقع شده ، نظام خانواده و اجتماع از این راه برقرار می گردد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان کویر ، روان شناسان عقیده دارند که زندگی زناشوئی اصولاً یک نوع نزاع دوستانه است و اختلاف خلقت بین آن دو ایجاب می کند که با یکدیگر پرخاش و نزاع کنند. منتها خداوند حکیم طوری این دو جنس مخالف را با همدیگر جوش داده و بین آن ها الفت ایجاد کرده است که پرخاش ها و تندخوئی ها در برخی از اوقات ثمربخش واقع شده ، نظام خانواده و اجتماع از این راه برقرار می گردد
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان کویر,از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران ها زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.
اما می توان در زندگی با شناخت بسیاری از اختلافات و حل مسائل به نتایج خوبی دست یافت از جمله به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار و یا بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار که هریک راهکارها و شیوه ی خاص خود را می طلبد.
به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار
طفره رفتن از پذیرش مشکل، به حساب صداقت نداشتن و نقش بازی کردن در روابط گذشته می شود و به بدترین اوضاع می انجامد.
در زندگی مشترک، تفاوت ها و تعارض های مختلفی وجود دارد که بهتر است در مراحل آغازین و به صورت پیشگیرانه حل می شود، قبل از آنکه در درازمدت به پیامدت به پیامدهایی نظیر از خود بیگانگی و سر خوردگی و تخریب متقابل می انجامد.
بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار
اغلب، ترس از ناراحتی و از دست دادن وی، باعث می شود که زن و شوهر از جراتمندی دست بشویند؛ ولی چنین کاری در درازمدت رابطه ی آن ها را به مخادره افکنده، این احساسات را به آن ها می دهد که مرتب بهره هایی در جنبه مادی و معنوی از دست می دهند.
جراتمندی به معنای دفاع از حقوق خود و اجازه ندادن به دیگران برای سودجویی است و با پرخاشگری متفاوت است. پرخاشگر بودن به معنای حمایت از خود به شیوه ای است که در آن، به حقوق دیگران تجاوز می شود؛ در حالیکه جراتمند کسی است که در عین احترام به دیگران , بدون احساس ترس یا رفتار پرخاش جویانه، احساسات و خواسته ها و افکار خود را بیان کرده، سعی می کند بطور معقول خود را با نیازهای دیگران منطبق سازد.
برای مثال، زن خانواده می تواند با جمله ی « از اینکه کارهای منزل را به تنهایی انجام می دهم احساس خستگی می کنم . دوست دارم تو هم در این کار با من مشارکت کنی.»
به صورت شفاف و مستقیم و بدون سماجت ، خواسته ی خود را با همسرش در میان بگذارد.
منابع: اختلافات کوچک، تفاهم های بزرگ
مرکز خدمات مشاورهای صنعت نفت
نوشته:پسند
انتهای پیام/
از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران ها زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.
اما می توان در زندگی با شناخت بسیاری از اختلافات و حل مسائل به نتایج خوبی دست یافت از جمله به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار و یا بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار که هریک راهکارها و شیوه ی خاص خود را می طلبد.
به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار
طفره رفتن از پذیرش مشکل، به حساب صداقت نداشتن و نقش بازی کردن در روابط گذشته می شود و به بدترین اوضاع می انجامد.
در زندگی مشترک، تفاوت ها و تعارض های مختلفی وجود دارد که بهتر است در مراحل آغازین و به صورت پیشگیرانه حل می شود، قبل از آنکه در درازمدت به پیامدت به پیامدهایی نظیر از خود بیگانگی و سر خوردگی و تخریب متقابل می انجامد.
بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار
اغلب، ترس از ناراحتی و از دست دادن وی، باعث می شود که زن و شوهر از جراتمندی دست بشویند؛ ولی چنین کاری در درازمدت رابطه ی آن ها را به مخادره افکنده، این احساسات را به آن ها می دهد که مرتب بهره هایی در جنبه مادی و معنوی از دست می دهند.
جراتمندی به معنای دفاع از حقوق خود و اجازه ندادن به دیگران برای سودجویی است و با پرخاشگری متفاوت است. پرخاشگر بودن به معنای حمایت از خود به شیوه ای است که در آن، به حقوق دیگران تجاوز می شود؛ در حالیکه جراتمند کسی است که در عین احترام به دیگران , بدون احساس ترس یا رفتار پرخاش جویانه، احساسات و خواسته ها و افکار خود را بیان کرده، سعی می کند بطور معقول خود را با نیازهای دیگران منطبق سازد.
برای مثال، زن خانواده می تواند با جمله ی « از اینکه کارهای منزل را به تنهایی انجام می دهم احساس خستگی می کنم . دوست دارم تو هم در این کار با من مشارکت کنی.»
به صورت شفاف و مستقیم و بدون سماجت ، خواسته ی خود را با همسرش در میان بگذارد.
منابع: اختلافات کوچک، تفاهم های بزرگ
مرکز خدمات مشاورهای صنعت نفت
نوشته:پسند
انتهای پیام/
از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران ها زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.
اما می توان در زندگی با شناخت بسیاری از اختلافات و حل مسائل به نتایج خوبی دست یافت از جمله به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار و یا بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار که هریک راهکارها و شیوه ی خاص خود را می طلبد.
به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار
طفره رفتن از پذیرش مشکل، به حساب صداقت نداشتن و نقش بازی کردن در روابط گذشته می شود و به بدترین اوضاع می انجامد.
در زندگی مشترک، تفاوت ها و تعارض های مختلفی وجود دارد که بهتر است در مراحل آغازین و به صورت پیشگیرانه حل می شود، قبل از آنکه در درازمدت به پیامدت به پیامدهایی نظیر از خود بیگانگی و سر خوردگی و تخریب متقابل می انجامد.
بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار
اغلب، ترس از ناراحتی و از دست دادن وی، باعث می شود که زن و شوهر از جراتمندی دست بشویند؛ ولی چنین کاری در درازمدت رابطه ی آن ها را به مخادره افکنده، این احساسات را به آن ها می دهد که مرتب بهره هایی در جنبه مادی و معنوی از دست می دهند.
جراتمندی به معنای دفاع از حقوق خود و اجازه ندادن به دیگران برای سودجویی است و با پرخاشگری متفاوت است. پرخاشگر بودن به معنای حمایت از خود به شیوه ای است که در آن، به حقوق دیگران تجاوز می شود؛ در حالیکه جراتمند کسی است که در عین احترام به دیگران , بدون احساس ترس یا رفتار پرخاش جویانه، احساسات و خواسته ها و افکار خود را بیان کرده، سعی می کند بطور معقول خود را با نیازهای دیگران منطبق سازد.
برای مثال، زن خانواده می تواند با جمله ی « از اینکه کارهای منزل را به تنهایی انجام می دهم احساس خستگی می کنم . دوست دارم تو هم در این کار با من مشارکت کنی.»
به صورت شفاف و مستقیم و بدون سماجت ، خواسته ی خود را با همسرش در میان بگذارد.
منابع: اختلافات کوچک، تفاهم های بزرگ
مرکز خدمات مشاورهای صنعت نفت
نوشته:پسند
انتهای پیام/
از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران ها زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.
اما می توان در زندگی با شناخت بسیاری از اختلافات و حل مسائل به نتایج خوبی دست یافت از جمله به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار و یا بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار که هریک راهکارها و شیوه ی خاص خود را می طلبد.
به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار
طفره رفتن از پذیرش مشکل، به حساب صداقت نداشتن و نقش بازی کردن در روابط گذشته می شود و به بدترین اوضاع می انجامد.
در زندگی مشترک، تفاوت ها و تعارض های مختلفی وجود دارد که بهتر است در مراحل آغازین و به صورت پیشگیرانه حل می شود، قبل از آنکه در درازمدت به پیامدت به پیامدهایی نظیر از خود بیگانگی و سر خوردگی و تخریب متقابل می انجامد.
بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار
اغلب، ترس از ناراحتی و از دست دادن وی، باعث می شود که زن و شوهر از جراتمندی دست بشویند؛ ولی چنین کاری در درازمدت رابطه ی آن ها را به مخادره افکنده، این احساسات را به آن ها می دهد که مرتب بهره هایی در جنبه مادی و معنوی از دست می دهند.
جراتمندی به معنای دفاع از حقوق خود و اجازه ندادن به دیگران برای سودجویی است و با پرخاشگری متفاوت است. پرخاشگر بودن به معنای حمایت از خود به شیوه ای است که در آن، به حقوق دیگران تجاوز می شود؛ در حالیکه جراتمند کسی است که در عین احترام به دیگران , بدون احساس ترس یا رفتار پرخاش جویانه، احساسات و خواسته ها و افکار خود را بیان کرده، سعی می کند بطور معقول خود را با نیازهای دیگران منطبق سازد.
برای مثال، زن خانواده می تواند با جمله ی « از اینکه کارهای منزل را به تنهایی انجام می دهم احساس خستگی می کنم . دوست دارم تو هم در این کار با من مشارکت کنی.»
به صورت شفاف و مستقیم و بدون سماجت ، خواسته ی خود را با همسرش در میان بگذارد.
منابع: اختلافات کوچک، تفاهم های بزرگ
مرکز خدمات مشاورهای صنعت نفت
نوشته:پسند
انتهای پیام/
از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران ها زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.
اما می توان در زندگی با شناخت بسیاری از اختلافات و حل مسائل به نتایج خوبی دست یافت از جمله به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار و یا بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار که هریک راهکارها و شیوه ی خاص خود را می طلبد.
به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار
طفره رفتن از پذیرش مشکل، به حساب صداقت نداشتن و نقش بازی کردن در روابط گذشته می شود و به بدترین اوضاع می انجامد.
در زندگی مشترک، تفاوت ها و تعارض های مختلفی وجود دارد که بهتر است در مراحل آغازین و به صورت پیشگیرانه حل می شود، قبل از آنکه در درازمدت به پیامدت به پیامدهایی نظیر از خود بیگانگی و سر خوردگی و تخریب متقابل می انجامد.
بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار
اغلب، ترس از ناراحتی و از دست دادن وی، باعث می شود که زن و شوهر از جراتمندی دست بشویند؛ ولی چنین کاری در درازمدت رابطه ی آن ها را به مخادره افکنده، این احساسات را به آن ها می دهد که مرتب بهره هایی در جنبه مادی و معنوی از دست می دهند.
جراتمندی به معنای دفاع از حقوق خود و اجازه ندادن به دیگران برای سودجویی است و با پرخاشگری متفاوت است. پرخاشگر بودن به معنای حمایت از خود به شیوه ای است که در آن، به حقوق دیگران تجاوز می شود؛ در حالیکه جراتمند کسی است که در عین احترام به دیگران , بدون احساس ترس یا رفتار پرخاش جویانه، احساسات و خواسته ها و افکار خود را بیان کرده، سعی می کند بطور معقول خود را با نیازهای دیگران منطبق سازد.
برای مثال، زن خانواده می تواند با جمله ی « از اینکه کارهای منزل را به تنهایی انجام می دهم احساس خستگی می کنم . دوست دارم تو هم در این کار با من مشارکت کنی.»
به صورت شفاف و مستقیم و بدون سماجت ، خواسته ی خود را با همسرش در میان بگذارد.
منابع: اختلافات کوچک، تفاهم های بزرگ
مرکز خدمات مشاورهای صنعت نفت
نوشته:پسند
انتهای پیام/
از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران ها زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.
اما می توان در زندگی با شناخت بسیاری از اختلافات و حل مسائل به نتایج خوبی دست یافت از جمله به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار و یا بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار که هریک راهکارها و شیوه ی خاص خود را می طلبد.
به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار
طفره رفتن از پذیرش مشکل، به حساب صداقت نداشتن و نقش بازی کردن در روابط گذشته می شود و به بدترین اوضاع می انجامد.
در زندگی مشترک، تفاوت ها و تعارض های مختلفی وجود دارد که بهتر است در مراحل آغازین و به صورت پیشگیرانه حل می شود، قبل از آنکه در درازمدت به پیامدت به پیامدهایی نظیر از خود بیگانگی و سر خوردگی و تخریب متقابل می انجامد.
بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار
اغلب، ترس از ناراحتی و از دست دادن وی، باعث می شود که زن و شوهر از جراتمندی دست بشویند؛ ولی چنین کاری در درازمدت رابطه ی آن ها را به مخادره افکنده، این احساسات را به آن ها می دهد که مرتب بهره هایی در جنبه مادی و معنوی از دست می دهند.
جراتمندی به معنای دفاع از حقوق خود و اجازه ندادن به دیگران برای سودجویی است و با پرخاشگری متفاوت است. پرخاشگر بودن به معنای حمایت از خود به شیوه ای است که در آن، به حقوق دیگران تجاوز می شود؛ در حالیکه جراتمند کسی است که در عین احترام به دیگران , بدون احساس ترس یا رفتار پرخاش جویانه، احساسات و خواسته ها و افکار خود را بیان کرده، سعی می کند بطور معقول خود را با نیازهای دیگران منطبق سازد.
برای مثال، زن خانواده می تواند با جمله ی « از اینکه کارهای منزل را به تنهایی انجام می دهم احساس خستگی می کنم . دوست دارم تو هم در این کار با من مشارکت کنی.»
به صورت شفاف و مستقیم و بدون سماجت ، خواسته ی خود را با همسرش در میان بگذارد.
منابع: اختلافات کوچک، تفاهم های بزرگ
مرکز خدمات مشاورهای صنعت نفت
نوشته:پسند
انتهای پیام/
از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران ها زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.
,اما می توان در زندگی با شناخت بسیاری از اختلافات و حل مسائل به نتایج خوبی دست یافت از جمله به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار و یا بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار که هریک راهکارها و شیوه ی خاص خود را می طلبد.
,به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار
, به رسمیت شناختن اختلاف و نه انکار,طفره رفتن از پذیرش مشکل، به حساب صداقت نداشتن و نقش بازی کردن در روابط گذشته می شود و به بدترین اوضاع می انجامد.
,در زندگی مشترک، تفاوت ها و تعارض های مختلفی وجود دارد که بهتر است در مراحل آغازین و به صورت پیشگیرانه حل می شود، قبل از آنکه در درازمدت به پیامدت به پیامدهایی نظیر از خود بیگانگی و سر خوردگی و تخریب متقابل می انجامد.
,بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار
, بیان جرات مندانه احساسات و خواسته ها و افکار,اغلب، ترس از ناراحتی و از دست دادن وی، باعث می شود که زن و شوهر از جراتمندی دست بشویند؛ ولی چنین کاری در درازمدت رابطه ی آن ها را به مخادره افکنده، این احساسات را به آن ها می دهد که مرتب بهره هایی در جنبه مادی و معنوی از دست می دهند.
,جراتمندی به معنای دفاع از حقوق خود و اجازه ندادن به دیگران برای سودجویی است و با پرخاشگری متفاوت است. پرخاشگر بودن به معنای حمایت از خود به شیوه ای است که در آن، به حقوق دیگران تجاوز می شود؛ در حالیکه جراتمند کسی است که در عین احترام به دیگران , بدون احساس ترس یا رفتار پرخاش جویانه، احساسات و خواسته ها و افکار خود را بیان کرده، سعی می کند بطور معقول خود را با نیازهای دیگران منطبق سازد.
,برای مثال، زن خانواده می تواند با جمله ی « از اینکه کارهای منزل را به تنهایی انجام می دهم احساس خستگی می کنم . دوست دارم تو هم در این کار با من مشارکت کنی.»
,به صورت شفاف و مستقیم و بدون سماجت ، خواسته ی خود را با همسرش در میان بگذارد.
,منابع: اختلافات کوچک، تفاهم های بزرگ
,مرکز خدمات مشاورهای صنعت نفت
,نوشته:پسند
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه