به قلم هنرمند خوشنویس گناوه ای؛
دل نوشتهای بر نمایشگاه «مشق ساحل»
دو سالی هست که خط و خوشنویسی و به دنبال آن نقاشیخط از دغدغه های مهم من شده اند و اگر او مدد کند سعیام بر آن هست تا هر فرصتی را برای ورود به دنیای زیبا و لطیف آن مغتنم شمارم، که دنیا خود فرصتی است...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سیرنگ محمد عباسی خوشنویس ممتاز گناوه ای و عضو انجمن خوشنویسان گناوه دلنوشته ای را در شرح و وصف نمایشگاه خوشنویسی «مشق ساحل» به نگارش درآورده است. در این دلنوشته می خوانیم...
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیرنگ,دو سالی هست که خط و خوشنویسی و به دنبال آن نقاشیخط از دغدغه های مهم من شده اند و اگر او مدد کند سعیام بر آن هست تا هر فرصتی را برای ورود به دنیای زیبا و لطیف آن مغتنم شمارم، که دنیا خود فرصتی است... و حال اگر قرار بر این باشد که نمایشگاهی هم در طول سال برگزار شود که چه بهتر.
,استاد سلامی زاده (که سایهاش بر سر ما بلند باد) از اواخر شهریور هر سال بچههای انجمن را ندا میدهد که هفته خوشنویسی درراه است! اما گاهی این جنبیدن ما برای برپایی یک نمایشگاه هفتهها بلکه ماهها به درازا میکشد آنهم نه از سر بیمیلی که حضور مشکلات خرد و کلان زندگی کار آن را به آذر و دی حواله میکند.
,

, شاید این تأخیر خود مزیدی بر علت است تا همکاری و همدلی ما پررنگتر شود و خود را در شبهای نمایشگاه نشان دهد. شبهایی که وقتی وارد آن ساختمان قدیمی میشوی دیگر رنگ و رو رفتگی دیوارهایش را تابلویهای خط بچهها یکتنه! محو میکنند تا تو کاستیهای فضا را برای ساعتی هم شده از یاد ببری! اما کتابت قطعات خوشنویسی یا همان اجرای زنده کار خود حکایتی دیگر است، خاصه آنکه به آن نمک موسیقی نیز افزوده شود و فضارنگی یکدست روحانی به خود گیرد.
,وقتی شور و افشاری و سهگاه از آرشه ویلن استاد سلامی و حنجره استاد ولی زاده به فضا برمیخیزد دیگر چه کسی است که با آن حال روزمرگیاش یارای مقاومت در برابر آنها را داشته باشد و وارد دنیای پرشور و احساسشان نشود.
,,
آهنگهایی که هریک دفتر خاطرات ما را ورق میزنند و حالا به شکلی موزون با قلمرانی بچههای انجمن صورتی دیگر به خود گرفتهاند...
,ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن
,این شعر مولانا هر شب حسن ختامی میشود از زبان آقای ولی زاده بر محفل شبانه نمایشگاه.
,بازدید هر شهروندی از نمایشگاه و لحظاتی را در کنار یک تابلو ایستادن و گاهی محو شدن در آن یعنی انگیزهای دو صد چندان برای یک هنرمند و این هیچگاه برابری نمیکند با وعدههایی که در این بزنگاهها از زبان مسئولین میشنویم و رفتهرفته میرود از ذهن تا سالی نو و نمایشگاهی دیگر!
,هنرمند فرزند احساس است و تشنه توجه اما این تشنگی هم گاهی فروکش میکند وقتی میبیند اوضاع برمداری دیگر است.
,هنر نمیخرد ایام و غیر از اینم نیست کجا روم به تجارت بدین کساد متاع
,/ انتهای پیام
,
ارسال دیدگاه