یادداشت
آشپز زاده ای که امیر اعظم شد+عکس
سرزمین پهناور ایران محل ظهور و مأمن دانشمندان، بزرگان دینی و سیاستمداران عالیقدر فراوانی بوده است از این روست که به مردانی همچون امیرکبیر به خود می بالد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنجانم، اندیشمندانی که آشنایی با افکار و عقایدشان تأثیراتی بس شگرف در فرهنگ و تمدن این مرز و بوم داشته و دارد. آشنایی با افکار و عقاید این عالمان بزرگوار مایه افتخار هر ملت و زمینه ساز گسترش فرهنگ و تمدن آن است، یکی از این شخصیتهای استقلال طلب و میهن دوست تاریخ معاصر سرزمین ایران میرزا تقی خان فراهانی ملقب به امیرکبیر است، شخصیتی برجسته که در دوران زندگی سیاسی خود، چه در قبل از صدارت و چه در زمان کوتاه صدارت برای حفظ تمامیت ارضی ایران و مبارزه با دخالت بیگانگان در کشور تلاشهای فراوان کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنجانم,خوی و منش امیرکبیر
, خوی و منش امیرکبیر,امیرکبیر در جوانی، پهلوان و کشتی گیر بود. سیمایی گشاده داشت و در هوشْ نابغه بود. پشتکار، درستی، راست کرداری، فسادناپذیری، دلاوری و جسارت، از ویژگی های او به شمار می آمد. امیر، رفتاری متین و سنگین داشت. او را مناعت طبع می شناختند که از مظاهر غرور نفسانی اش بود. به خواری تن در نمی داد، حق شناس بود، سخن کوتاه می گفت و کوتاه می نوشت. ساده می نوشت. خداترس بود و در تمام مدت عمر، به ویژه در دوران صدارت خویش، کمتر مرتکب خطا و خلاف گردید و به همین دلیل، گفتار و رفتارش سرمشق همه مردم دور و نزدیک بود.
,

, مُصلحِ روشن ضمیر
, مُصلحِ روشن ضمیر,امیرکبیر، هیچ گاه با روحانیان و عالمان به مخالفت نپرداخت و حتی در امور قضا و بسیاری از امور دیگر، از آن ها مشاورت و مدد می جست. سیاست امیر در مورد سایر ملل دیگر نیز، بر پایه مدارای مذهبی یا حق آزادی پرستش و تساوی حقوق اجتماعی بود. در زمان صدارت و قدرت وی، پیروان سایر ادیان الهی، به راحتی می توانستند به مناسک و اعمال مذهبی خودشان بپردازند. وی چنان به ملاطفت با پیروان دیگر ادیان برخورد می کرد که تمام آنها، خود را همچون مسلمانان در خانه خویش می دیدند و این روش برخورد و روشن اندیشی او را، به عنوان مصلحی روشن ضمیر در تاریخ دو قرن اخیر به مردم شناسانده است.
,رونق اقتصادی
, رونق اقتصادی,امیرکبیر در زمان صدارت خود، به اقتصاد کشور سر و سامان داد؛ زیرا به خوبی می دانست یکی از دام های بسیار خطرناک استعمارگران برای ملت ها، ورشکستگی اقتصادی و کشیدن آنها به زنجیر وام ها یا کمک های به ظاهر خیرخواهانه است. امیر برای تعدیل دخل و خرج، هیئتی را بر گماشت که صورت درستی از وضع بودجه مملکت تنظیم نمایند. از حقوق تمام کسانی که از خزانه دولت مواجب یا مقرری داشتند، از شخص شاه گرفته تا نوکران، به تناسب کاست. امور مالیاتی را به تناسب شغل و میزان درآمد هر کس تعیین کرد و حتی این قانون، شامل درباریان نیز گردید. امیر در اجرای سیاست استقلال و خودکفایی ایران، به ترویج صناعت و کشاورزی توجه خاصی داشت. از دیگر کارهای او، این بود که سپردن امتیاز استخراج معادن را به دست اجنبی ممنوع کرد. همچنین امتیاز شیلات شمال را از دست روس ها بیرون ساخت و به طور مستقیم زیر نظر دولت قرار داد.
,توجه به بهداشت جامعه
, توجه به بهداشت جامعه,سر و سامان دادن به وضعیت بهداشت و درمان مردم، از اقدامات مهم امیرکبیر به شمار می آید. از آنجا که در آن زمان بیماری آبله، در میان مردم شیوع پیدا کرده بود، در اولین قدم، آبله کوبی در سرتاسر ایران اجباری شد. در این مورد، اولیای کودکانی که در این امر قصور می ورزیدند، بازخواست و جریمه می شدند. از دیگر کارهای سودمند آن زمان، تأسیس بیمارستان دولتی در تهران بود. در نخستین سال شروع به کار بیمارستان، تعداد 2238 نفر در آن معالجه گردیدند. پزشکانی که گواهی پزشکی داشتند، به شهرهای دیگر اعزام می شدند و حقوق آنها را دولت می پرداخت. همچنین برای آشنایی مردم با بیماری های واگیر مثل وبا و آبله، مقاله هایی منتشر گردید.
,امیرکبیر و امور فرهنگی
, امیرکبیر و امور فرهنگی,از آنجا که امیرکبیر، چه در دوران صدارت و چه پیش از آن، توجه خاصی به امور فرهنگی و دست یافتن ملت ایران به علوم و فنون جدید داشت، اقدامات شایسته ای اجرا نمود که به پیشرفت علم و بالا بردن سطح فرهنگ مردم ایران انجامید. چاپ روزنامه «وقایع اتفاقیه» که به طور هفتگی و به چاپ سنگی در دو یا سه ورق انشتار می یافت، در راستای خدمت به فرهنگ و دانش این مرز و بوم بود. امیر کبیر اقداماتی را نیز در راه ترجمه و چاپ کتاب انجام داد. وی در ابتدا در دستگاه دولت، هیئتی از مترجمان را گرد آورد. در دوره وی، کتاب های زیادی از اروپا به ایران رسید. برای مثال در سال 1265ق، تعداد 293 جلد کتاب و 323 قطعه نقشه جغرافی، یکجا از فرانسه آمد که برای آن زمان رقم بالایی بود.
,دارالفنون، اولین دانشگاه
, دارالفنون، اولین دانشگاه,از اقدامات فرهنگی امیر کبیر، ساخت مدرسه «دارالفنون» بود. سنگ بنای دارالفنون، در اوایل سال 1266 ق، در زمین واقع در شمال ارگ سلطنتی در تهران ساخته شد و ساخت آن، یک سال طول کشید. دارالفنون، اولین دانشکاه در ایران بود که برای تعلیم علوم و صنایع، حکمت و هندسه، معدن شناسی و آداب جنگ بنا گردید. پس از ساخت مدرسه، امیر کبیر دستور داد استادان و متخصص و معلمان با تجربه از داخل و خارج برای تدریس آورده شوند. امیر با تأسیس این مرکز، می خواست ایران را با علم روز آشنا سازد. وی علم را متعلق به غرب ندانسته، دستاوردهای علمی را، متعلق به بشریت می دانست. او از این راه می خواست از فرستادن دانشجو به غرب خودداری کند و کشور را از این نظر، به خودکفایی برساند.
,اقدامات امیر در بخش کشاورزی
, اقدامات امیر در بخش کشاورزی,در بخش کشاورزی، ایمنی اجتماعی و حفظ حقوق کشاورزان، دو عامل اصلی پیشرفت کشاورزی است. در دوره وزارت امیرکبیر، ایران در زمینه کشاورزی به چشم اندازهای تازه ای رسید. امیر کبیر، مالیات های زمین را تثبیت کرد، قیمت ها را در برخی موارد کاهش داد، زمین های بایر را به زمین کشاورزی تبدیل کرد و با اجرای طرح های آبیاری و ساخت چند سدّ کوچک و بزرگ، به کشاورزی رونق بخشید. احداث پل شوشتر و رواج کشت نیشکر، از دیگر کارهای دولت امیرکبیر است.
,ایجاد ارتش منظم
, ایجاد ارتش منظم,عده ای، بنیان گذار ارتش نوین را در ایران، رضاخان پهلوی می دانند، ولی در واقع، امیر کبیر بنیان گذار ارتش ملی نوین در ایران است. پیش از امیر، ارتش به صورت غیرسازمانی و موقّت بود که درمواقع اضطراری، از قبایل و ایلات گردآوری می شد. امیرکبیر سیاست مداری روشن بین بود که وجود ارتش، لشکر و سپاه قوی را در عرصه نظامی ضروری می دانست و دراین مسیر، با تعلیم و تربیت لشکریان و یاد دادن فنون نظامی جدید و ایجاد ساز و برگ و لباس یکسان و گزینش نام ها و درجات نظامی و حقوق و مزایا، قشون منظمی را پایه نهاد و با تمرینات لازم، آنها را آماده دفاع از میهن خود نمود؛ زیرا معتقد بود ارتش، روح کشور است و اگر مملکتی بخواهد نیرومند شود، باید ارتش نیرومندی داشته باشد.
,آگاه از مسایل کشور
, آگاه از مسایل کشور,یکی ازسازمان های مهم و جالب در حکومت امیرکبیر، که در واقع بازوی او برای کشف فساد و تجاوز مأموران حکومتی به مردم بود و کمک مؤثری در استقرار عدالت اجتماعی و امنیت مدنی داشت، دستگاه خبررسانی و خُفیه نویسی وی بود. وی با کمک این سازمان، از نهادهای حکومتی خود خبر داشت و از مسایل جاری در گوشه و کنار کشور آگاه بود، به طوری که مردم، وی را عالم بر اسرار مملکت می شناختند. امیر حتی در سفارت انگلیس و دیگر سفارت خانه ها، خُفیه نگارانی داشت که وی را از اوضاع و رفت و آمد به سفارت خانه ها آگاه می ساختند.
,امور مالی
, امور مالی,مهم ترین اقدام امیرکبیر، سامان بخشیدن به امور مالی کشور بود؛ زیرا در نتیجه بی کفایتی مسئولان پیشین، خزانه کشور در ورشکستگی محض به سر می برد. او برای این کار، سیاست هایی اصولی به کار گرفت. برای مثال، امیر افزون بر کاهش حقوق کارکنان حکومت، ناظرانی را برای بررسی وصول مالیات به شهرها فرستاد. ازدیگر اقدامات امیرکبیر برای افزایش درآمد دولت، کوتاه کردن دست تبعه های روسی بر ماهی گیران دریای خزر و سپردن آنان به شهروندان ایرانی بود.
,امیرکبیر و مذهب
, امیرکبیر و مذهب,
میرزا تقی خان امیرکبیر شخصیتی مذهبی و معتقد و مقید به دین اسلام بود. با نگاهی اجمالی بر تاریخ دوره قاجار، این نتیجه حاصل می شود که در این زمان، رجال زیادی مصدر حکومت قرار گرفتند و ادعای دیانت هم داشتند. حال آن که از لحاظ اعتقادی نمی توان آن ها را با امیرکبیر مقایسه نمود، عقیده امیر به اسلام و دستورات خداوند متعال از روی روشن بینی و تفکر صحیح بود. او با افرادی که مدعی حفاظت و حراست از اسلام و دست آوردهای آن بودند، ولی در عمل قدمی برای ادعای خود بر نمی داشتد، مخالف بود. بدعت هایی که برای دین قائل شدند و خرافاتی که به آن نسبت می دادند، او را آزار می داد و برای حذف آن فعالیت می کرد.
تلاش امیرکبیر این بود، تا دین اسلام را به بهترین وجه توسعه دهد و خودش عامل به قوانین آن باشد. او در انجام احکام دین و اعتقاداتش کوتاهی نداشت و از عبادت و بندگی غافل نبود. در اوج قدرت، با منظور داشتن حق تعالی، در تزکیه و تعالی روح خود می کوشید. در نامه ای که چند روز قبل از عاشورای سال 1268 هـ. ق و در حقیقت چند روز قبل از عزلش، به ناصرالدین شاه نوشته است، این جمله دیده می شود: «امیر نظام در خانه خود مشغول زیارت عاشورا است (1)».
در نامه دیگری که در پاسخ به نامه ناصر الدین شاه نوشته و برنامه سلام عید را برای او تعیین نموده، نوشته است: «... احوال این غلام را استفسار فرموده بودید، از تصدق سر قبله عالم روحنافداه خوب است. در بالا خانه به قدر یک ساعت است مشغول قیام و قعود هستم ...(2)». امیر برای اقلیت های مذهبی احترام قائل بود و اجازه نمی داد کسی مانع کار و اعتقادات آن ها باشد و در دوران صدارتش همه شخصیت ها و رجال دولتی را مأمور کرد تا در کنار وظایف خود، زمینه آسایش و آزادی دینی اقلیت های مذهبی را نیز فراهم نمایند.
امیرکبیر اقلیت های دینی را مانند سایر مردم ایران می دانست و معتقد بود که اگر زمینه آسایش و رفاه و آزادی آنان فراهم شود، عاملی برای حفظ وحدت و یکپارچگی کشور خواهند بود و دشمنان نخواهند توانست، با سوء استفاده، حاکمیت مذهبی ایران را با تزلزل مواجه نمایند. سیاست امیرکبیر و اعتقادات دینی او قبل از دوران صدارت و در زمان صدراعظمی یکسان بود و در هر دو مقطع زمانی به اقلیت های مذهبی توجه خاصی داشت. مرحوم استاد محمود حکیمی موارد زیادی از عنایت امیرکبیر به قشرهای مختلف اقلیت های دینی را در کتاب داستان هایی از زندگی امیرکبیر، مطرح کرده که چند نمونه از آن ذکر می شود:
,
,
,
الف- محله ارامنه تبریز
, الف- محله ارامنه تبریز,
این ماجرا به دنبال مفقود شدن یکی از سگ های قنسول خانه روس ها در تبریز به وجود آمد و در پی آن چند نفر از روس ها، موضوع را به محمد خان بیگلربیگی که برقراری امنیت تبریز را عهده دار بود، اطلاع دادند، وی عده ای مظنون را دستگیر و زندانی کرد. مردم تبریز از عملکرد محمد خان برآشفتند و دست به شورش زدند و از جمله به چند خانه ارامنه تبریز حمله کردند و اعلام داشتند که چرا محمدخان به خاطر یک سگ روسی، مسلمانان را دستگیر و زندانی کرده است؟
خبر را به امیرکبیر که آن زمان وزیر نظام بود، اطلاع دادند. امیر به شدت ناراحت شد و دستور داد تا اوضاع را آرام کنند. وی اظهار داشت:
« باید هر چه زودتر جلوی این فتنه گرفته شود. سپاهیان دولتی باید جلوی مردم را بگیرند (3).»
امیرکبیر خود نیز به محل واقعه رفت و اعلام داشت، که اگر کسی به ارامنه حمله کند و آن ها را آزار و اذیت نماید، با شدیدترین وجه مجازات خواهد شد و سپس دستور داد تا مسلمانان زندانی شده را نیز آزاد کردند و اقلیت هایی که مورد تهاجم مردم قرار گرفته بودند را مورد تفقد خود قرار داد.
,
,
,
ب- تلاش برای تغییر مذهب
, ب- تلاش برای تغییر مذهب,
این کار در ارومیه اتفاق افتاد. عده ای از مسلمانان با برنامه ریزی بعضی از مخالفان امیرکبیر و با همکاری بیگانگان، به منظور تحت الشعاع قرار دادن عملکرد امیرکبیر، مسیحیان ارومیه را با تهدید و اجبار وادار به تغییر دین کردند. وقتی امیرکبیر از این موضوع مطلع شد، بازرسی به ارومیه فرستاد تا اوضاع را بررسی و گزارش آن را به اطلاع امیر برساند. پس از انجام مأموریت و تأیید موضوع فوق از سوی بازرس، امیرکبیر طی نامه ای به محمدرضا خان وزیر آذربایجان چنین اعلام کرد:
«... از قراری که مذکور شد، از خوانین افشار ارومیه و بعضی از اهالی آن جا، نسبت به طایفه نصرانیه ارومیه، بی حسابی ظلم می رسد و آن ها را تکلیف به تغییر مذهب می نماید. از این که هر یک از ملل متنوعه و مذاهب مختلفه که در ممالک پادشاهی هستند، باید در عین فراغت و آسودگی زندگی کنند و به دوام دولت قاهره بپردازند، لهذا به آن مخدوم اظهار می شود که به مباشرین امور دیوانی ارومیه قدغن نمایند که در هر باب، مراقب احوال طایفه مزبوره بوده، نگذارند که از کسی نسبت به آن ها تعدی و بی حسابی برسد و آن ها را تکلیف به تغییر مذهب نماید (4).»
,
ج- طایفه صابی
, ج- طایفه صابی,
این طایفه معتقد به مذهب حضرت زکریا بودن و در شوشتر زندگی می کردند. عده ای از اعیان و اشراف شوشتر به آزار و اذیت آن ها پرداختند و با زور از آنان می خواستند تا به اسلام بگروند. امیرکبیر از این مسأله ناراحت شد و طی نامه ای به اردشیر میرزا، حکمران خوزستان اعلام داشت: « هر قدر از طایفه صابی به اطراف و جوانب متفرق شده اند را جمع آوری و در شوشتر سکنی دهند و در هر حال مراقب احوال آن ها بوده، نگذارند آن ها را کسی از کیش خود به جبر و عنف به دین اسلام تکلیف نماید، یا آزار و اذیتی به آن ها برساند، مگر این که خود به رضای خود دین مبین اسلام را قبول کنند (5).»
نویسنده کتاب امیرکبیر یا قهرمان ملی مبارزه با استعمار که خود یک شخصیت آگاه و با تجربه مذهبی و یک سیاستمدار و متخصص در علوم مختلف است درباره امیرکبیر چنین می نویسد:
« من امیرکبیر را نه فقط به عنوان یک رجل سیاسی لایق و یک دیپلمات پاکدامن و شریف می ستایم بلکه او را به عنوان یک مسلمان متدین وظیفه شناس و یک مصلح بزرگ دینی و اجتماعی و یک نامدار اسلامی که درست انجام وظیفه کرده است، مورد ستایش قرار می دهم (6).»
,
,
امیرکبیر و مردم
, امیرکبیر و مردم,
در جامعه ایران مردم جایگاه خاصی نداشتند و حاکمان برای آن ها اهمیتی قائل نبودند. مردم هیچ نقشی در انتخاب پادشاه و هیأت حاکمه ایفا نمی کردند و سردمداران حکومت مردم را در شرایطی نگه می داشتند که برای سرنوشت خود در هیچ یک از ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نمی توانستند دخل و تصرف کنند و تصمیم بگیرند. نظام اجتماعی و سیاسی ایران آن قدر عقب افتاده بود که مردم درآمد و رفت و عزل و نصب حاکمان و صاحب منصبانی که برای آن ها تصمیم می گرفتند، هیچ نقش و ادعایی نداشتند که آیا حاکم خوب است یا خیر؟
حیات اجتماعی و سیاسی ایران به آن پایه از رشد نرسیده بود که در برخورد با این مسأله تحلیل داشته باشد. مثلاً همان طور که مردم از روی کار آمدن امیرکبیر حساسیتی نشان ندادند، در عزل او نیز عکس العملی نشان ندادند، زیرا آن ها او را روی کار نیاورده بودند که قرار باشد در عزل او عکس العمل نشان دهند.
مردم داری و مردم سالاری یکی از ویژگی های حکومت امیرکبیر بود. او برخلاف بسیاری دیگر از دست اندرکاران مسؤول حکومت، برای مردم ارزش و اعتبار خاصی قائل بود و خیلی از اقدامات او برای سربلندی مردم و منفعت آنان انجام می شد. وی دوست داشت مردم از حق و حقوق خود آگاه شوند و برای دریافت آن اظهار وجود نمایند و تسلیم زور و ظلم و ستم ناحق طبقه حاکم جامعه نشوند. امیرکبیر در انتخاب همه مقامات دولت خود به فراهم سازی زمینه رفاه و آسایش مردم بها می داد. ارزش گذاری او برای مردم جامعه، تأثیر عمیقی در ایجاد جامعه مدنی مبتنی بر امنیت به وجود آورد.
روشنگری های امیرکبیر و اطلاع رسانی بموقع دستگاه حکومت او سبب گردید تا مردم حتی در بدترین شرایط، در رفاه و آسایش زندگی کنند. به عنوان نمونه وقتی او موفق شد فتنه سالار را در خراسان خاموش کند، وزیر مختار انگلیس در گزارشی که برای دولت خود منعکس کرد، از نظم کار امیرکبیر و رفتار خوب سربازان با مردم تمجید کرده و نوشته است:
« مهمترین مطلبی که جلب توجه می کند، این است که سربازان همه مدت در شهر رفتار درستی داشتند و از انضباط نظامی پا فرا ننهادند و مانع گردیدند که به مردم مشهد تعدی و آزاری برسد (7).»
در این رابطه نمونه های زیادی وجود دارد که دیگران از توجه امیرکبیر به مردم سخن گفته اند و یا در فرمان های خود وی به حکم رانان قابل ملاحظه است. مثلاً فرمانی که در ذی الحجه سال 1267 هـ.ق به اسکندرخان سردار، حاکم کرمانشاه صادر کرده، مبین این موضوع است:
« از قراری که مذکور شد، سربازانی که در قصر شیرین برای حفظ و قراولی آن راه گماشته اند، عوض صیانت و حراست، اذیت و اهانت می کنند و به زوار و مترددین آزار می رسانند و پول می گیرند. اگر هم بگویم خبر ندارید، چگونه می شود که من این جا بشنوم و شما در آن جا خبر نداشته باشید. این تجاهل و تغافل که شما را ندانستن از چه رهگذر است؟! البته بفرستید صاحب منصب آن ها را که در آن جا گذاشته اید، بیاورید، تنبیه معقولی بکنید و التزام بگیرید که بعد از این متعرض مردم نشوند و این طور رفتار و حرکات را ترک نمایند. مقصود از این گذاشتن آن ها، ایمنی راه است نه اغتشاش. البته در این باب بسیار دقت و مراقبت نمائید (8).»
صراحت لهجه امیرکبیر با یک حاکم، در سخن فوق کاملاً مشهود است و نشان می دهد که او در کار حکومت و نظم و قانون و امنیت مردم جدی بوده و کسی حق تعرض به مردم و سوء استفاده از آن ها را نداشته است. امیر در سخنان مذکور منظور و مقصودش را واضح بیان نموده و این ویژگی یکی از سیاست های او در برقراری امنیت در جامعه و حمایت و حفاظت از مردم و حذف ظلم و ستم از زندگی آنان بوده است.
نکته ای که نباید از نظر دور داشت، فرهنگ مردم آن دوره است. سالیان طولانی حکومت شاهان و بها ندادن آن ها به مردم سبب گردید تا از عرصه های مختلف جامعه دور باشند و ورود پیدا نکنند، یا کمتر ابزار وجود نمایند. امیرکبیر ضمن انجام اصلاحات و اقدامات خود، می کوشید تا مردم را به صحنه اجتماع بکشاند تا بتوانند در مقابل وقایع و حوادث و رخ دادهای کشور و تعیین سرنوشت خود اظهار نظر نمایند.
شتاب اقدامات و اصلاحات امیرکبیر در مدت کوتاه، همه را متعجب کرد. این کار از یک سو حمایت مردم و از سوی دیگر مخالفت عده ای را به دنبال داشت و مخالفان اقدامات امیرکبیر برای توقف سرعت اصلاحات وارد عمل شدند و با تطمیع عده ای از سربازان آذربایجان مقیم تهران، تصمیم به قتل امیر گرفتند و جامعه آن روز را ملتهب ساختند، اما تشخیص مردم برخلاف نظر مخالفان بود. از این رو به حمایت از او، سد راه مخالفان شدند و با تظاهرات خیابانی، مانع عملی شدن نقشه آن ها گردیدند. این قضیه در گزارش سفیر انگلیس به وزارت خارجه کشورش آمده و بیانگر آن است که رابطه دو طرفه ای بین امیرکبیر و مردم، حاکم بوده است. در این گزارش چنین آمده است:
« در راه امیر به مقر سلطنتی، تمام مردم شهر به دنبال او روان بودند، گوسفندها قربانی کردند و استقبال شاهانه ای از او نمودند... در این مملکت، هیچ وقت یک چنین تظاهراتی به نفع وزیری دیده نشده است... (9)».
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
پرده آخر
, پرده آخر,چهارشنبه 25 محرم الحرام 1268ق، میرزا تقی خان امیرکبیر از تمامی شغل ها و سمت هایش عزل شد. فردای عزل از مناصب درباری، به اجبار به همراه خانواده اش، به سمت فین کاشان حرکت نمود. روز گار تبعید امیر به چهل روز رسیده بود که در روز جمعه 17 ربیع الاول همان سال، یکی از مأموران ارش شاه، با در دست داشتن حکم قتل امیرکبیر، به باغ فین رسید و حکم را بر امیر ارائه کرد و فرصت هیچ گونه کاری به او نداد و با بریدن رگ دست ها، به زندگی امیر پایان داد. بدین ترتیب، تومار زندگی مردی بزرگ درهم پیچیده شد. جنازه امیر به وسیله مردم کاشان در بقعه امامزاده حبیب بن موسی علیه السلام در پشت مشهد کاشان در مقبره حاج سید محمدتقی به امانت سپرده شد.(10)
,روحش شاد و پس از مدتی، به همت همسرش عزة الدوله خواهر ناصرالدین شاه قاجار، به کربلا منتقل و به خاک سپرده شد و یادش هماره گرامی باد.
,
1. امیرکبیر یا قهرمان ملی مبارزه با استعمار، اکبر هاشمی رفسنجانی، دفتر تبلیغات اسلامی، ص 119.
2. همان.
3. داستان هایی از زندگی امیرکبیر، محمود حکیمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 159.
4. همان، ص 161.
5. همان.
6. امیرکبیر یا قهرمان ملی مبارزه با استعمار، اکبر هاشمی رفسنجانی، دفتر تبلیغات اسلامی، ص 117.
7. امیرکبیر و ایران، فریدون آدمیت، انتشارات خوارزمی، ص 212.
8. همان، ص 322.
9. تاریخ مدارس ایران از عهد باستان تا تأسیس دارالفنون، حسین سلطان زاده، انتشارات آگاه، ص 249.
10.ماه نامه گلبرگ، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، شماره 58
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
,
ارسال دیدگاه