دلنوشته
دانشگاه یا جهل گاه
بنویس ای قلم !بنویس از شهدای دانشجوئی که حاملان پیام انقلاب و تضمین کننده پویائی و تحرک انقلابی بودند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از نسیم زنجان ، شاید یکی از جبهه گیری هائی که سال ها قبل از طرف برخی از افراد جامعه دانشگاهی صورت می گرفت ، جبهه گیری در مورد تشییع و دفن شهدای گمنام در دانشگاه ها بود که پس از مدتی این امر با پاسخ به شبهات گوناگون سهل و آسان گردید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان,ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ .
و بالنجم هم یتهدون.
طبتُم و طابَت الارضُ التی فیهادُفتنُم.
*******
بنویس ای قلم ! بنویس از دانشگاه و دانشجو ....
بنویس از آنهائی که سنگربان این سنگر (دانشگاه ) بودند ....
آنهائی که نگذاشتند خاکریزهای فکری و فرهنگی دانشگاه سست شود....
از آن هائی بنویس که خودسازی فکری و اخلاقی و انقلابی را فریضه می دانستند برای خودشان ....
بنویس ای قلم !
بنویس از شهدای دانشجوئی که حاملان پیام انقلاب و تضمین کننده پویائی و تحرک انقلابی بودند. ...
شهدای دانشجوئی که حساس بودند در برابر دردهای جامعه ....
شهدائی که را با کمال احترام در مقابل منکرات می ایستادند و امر به معروف می کردند و ترسی هم برایشان نبود ، و هم لا یحزنون.
ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ .
قسم به قلم و آنچه که می نگارد .
مداد العلماء ارزشش به مراتب بیش تر از دمائ الشهداست ! و چه خوب عالمانی بودند شهدا ، شهدای دانشجو!
آنهائی که هم مدادشان پشت گوشان بود و هم خونشان در کف دستانشان!
و چه جوهرخوبی است برای نوشتن ! جوهری به رنگ خون و از جنس خون !
بنویس از آنهائی که محصور نکردند خودشان را در سه ضلعی خانه ، خوابگاه و دانشگاه.
از آنهائی که دانشگاه را خطی برای رسیدن به آزادی از بند استکبار قرار دادند...
شهدائی که هم علم آموختند و و هم از کشور و ناموسشان دفاع می کردند و راضی بودند به رضای پروردگارشان ، رضا برضائک و تسلیما لامرک.....
شهدائی که حلال مشکلات دوستان و آشنایان و همسایگان بودند ، مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ.
مصداق بارز اشداء علی الکفار و رحماء بینهم بودند ، یعنی در برابر دشمن چون آهن سخت بودند و با دوستان چون برف نرم و لطیف....
آری اینها دانشجویان شهید هستند ....
و حال چشمان ما کور شده است و اجازه ورود دوستان این عزیزان را به دانشگاه نمی دهیم....
انگارمان این است که اینها مرده اند و دانشگاه ، قبرستان نیست ....
ولی همین ها هستند که بر خاک طهارت آبرو داده اند مارا ، طبتُم و طابَت الارضُ التی فیهادُفتنُم.....
و همین ها هستند که چون ستاره ، راهنمای ما در دانشگاه هستند ، و بالنجم هم یتهدون.
ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ .
و بالنجم هم یتهدون.
طبتُم و طابَت الارضُ التی فیهادُفتنُم.
*******
بنویس ای قلم ! بنویس از دانشگاه و دانشجو ....
بنویس از آنهائی که سنگربان این سنگر (دانشگاه ) بودند ....
آنهائی که نگذاشتند خاکریزهای فکری و فرهنگی دانشگاه سست شود....
از آن هائی بنویس که خودسازی فکری و اخلاقی و انقلابی را فریضه می دانستند برای خودشان ....
بنویس ای قلم !
بنویس از شهدای دانشجوئی که حاملان پیام انقلاب و تضمین کننده پویائی و تحرک انقلابی بودند. ...
شهدای دانشجوئی که حساس بودند در برابر دردهای جامعه ....
شهدائی که را با کمال احترام در مقابل منکرات می ایستادند و امر به معروف می کردند و ترسی هم برایشان نبود ، و هم لا یحزنون.
ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ .
قسم به قلم و آنچه که می نگارد .
مداد العلماء ارزشش به مراتب بیش تر از دمائ الشهداست ! و چه خوب عالمانی بودند شهدا ، شهدای دانشجو!
آنهائی که هم مدادشان پشت گوشان بود و هم خونشان در کف دستانشان!
و چه جوهرخوبی است برای نوشتن ! جوهری به رنگ خون و از جنس خون !
بنویس از آنهائی که محصور نکردند خودشان را در سه ضلعی خانه ، خوابگاه و دانشگاه.
از آنهائی که دانشگاه را خطی برای رسیدن به آزادی از بند استکبار قرار دادند...
شهدائی که هم علم آموختند و و هم از کشور و ناموسشان دفاع می کردند و راضی بودند به رضای پروردگارشان ، رضا برضائک و تسلیما لامرک.....
شهدائی که حلال مشکلات دوستان و آشنایان و همسایگان بودند ، مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ.
مصداق بارز اشداء علی الکفار و رحماء بینهم بودند ، یعنی در برابر دشمن چون آهن سخت بودند و با دوستان چون برف نرم و لطیف....
آری اینها دانشجویان شهید هستند ....
و حال چشمان ما کور شده است و اجازه ورود دوستان این عزیزان را به دانشگاه نمی دهیم....
انگارمان این است که اینها مرده اند و دانشگاه ، قبرستان نیست ....
ولی همین ها هستند که بر خاک طهارت آبرو داده اند مارا ، طبتُم و طابَت الارضُ التی فیهادُفتنُم.....
و همین ها هستند که چون ستاره ، راهنمای ما در دانشگاه هستند ، و بالنجم هم یتهدون.
ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ .
,و بالنجم هم یتهدون.
,طبتُم و طابَت الارضُ التی فیهادُفتنُم.
,*******
,بنویس ای قلم ! بنویس از دانشگاه و دانشجو ....
,بنویس از آنهائی که سنگربان این سنگر (دانشگاه ) بودند ....
,آنهائی که نگذاشتند خاکریزهای فکری و فرهنگی دانشگاه سست شود....
,از آن هائی بنویس که خودسازی فکری و اخلاقی و انقلابی را فریضه می دانستند برای خودشان ....
,بنویس ای قلم !
,بنویس از شهدای دانشجوئی که حاملان پیام انقلاب و تضمین کننده پویائی و تحرک انقلابی بودند. ...
,شهدای دانشجوئی که حساس بودند در برابر دردهای جامعه ....
,شهدائی که را با کمال احترام در مقابل منکرات می ایستادند و امر به معروف می کردند و ترسی هم برایشان نبود ، و هم لا یحزنون.
,ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ .
,قسم به قلم و آنچه که می نگارد .
,مداد العلماء ارزشش به مراتب بیش تر از دمائ الشهداست ! و چه خوب عالمانی بودند شهدا ، شهدای دانشجو!
,آنهائی که هم مدادشان پشت گوشان بود و هم خونشان در کف دستانشان!
,و چه جوهرخوبی است برای نوشتن ! جوهری به رنگ خون و از جنس خون !
,بنویس از آنهائی که محصور نکردند خودشان را در سه ضلعی خانه ، خوابگاه و دانشگاه.
,از آنهائی که دانشگاه را خطی برای رسیدن به آزادی از بند استکبار قرار دادند...
,شهدائی که هم علم آموختند و و هم از کشور و ناموسشان دفاع می کردند و راضی بودند به رضای پروردگارشان ، رضا برضائک و تسلیما لامرک.....
,شهدائی که حلال مشکلات دوستان و آشنایان و همسایگان بودند ، مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ.
, اَصْبَحَ, لم,مصداق بارز اشداء علی الکفار و رحماء بینهم بودند ، یعنی در برابر دشمن چون آهن سخت بودند و با دوستان چون برف نرم و لطیف....
, رحماء بینهم,آری اینها دانشجویان شهید هستند ....
,و حال چشمان ما کور شده است و اجازه ورود دوستان این عزیزان را به دانشگاه نمی دهیم....
,انگارمان این است که اینها مرده اند و دانشگاه ، قبرستان نیست ....
,ولی همین ها هستند که بر خاک طهارت آبرو داده اند مارا ، طبتُم و طابَت الارضُ التی فیهادُفتنُم.....
,و همین ها هستند که چون ستاره ، راهنمای ما در دانشگاه هستند ، و بالنجم هم یتهدون.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه