یادداشت
فیلم "محمد رسولالله" روایتی فاخر، شاعرانه و متعهد
تنها راه مقابله با نفوذ فرهنگی هزینه کردن زیاد و گسترده، برای فرهنگ سازی ایرانی و اسلامی در ایران و جهان است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ هنری آنلاین، اکرم ناظمی، کارشناسی کارگردانی سینما و کارشناسی ارشد پژوهش هنر در یادداشتی نوشت: ابتدای فیلم محمدرسولالله (ص) ساخته مجید مجیدی، مربوط به محاصره مسلمانان در شعب ابیطالب است و با فلاش بکی، قصه توسط ابوطالب عموی پیامبر، بازگو میشود. فیلم به نوعی با نام و یاد و حضور پروردگار متعال آغاز میگردد، با اپنینگ و شروع فوقالعاده حمله سپاه ابرهه به مکّه و معجزه الهی و فرستادن ابابیل و نابودی سپاه با موسیقی خاص و جلوههای ویژه منحصر به فرد، بعد از آن سکانس زیبای تولد حضرت محمد(ص) را می بینیم که با مونتاژی موازی دخالت و دشمنی یهودیان بر مسلمانان را از همان ابتدای تاریخ، نظارهگر هستیم. در نمایی در پی جستجوی دایهای برای شیر دادن به حضرت، نمای کینه شتری، شترسعدیه، به طرز ماهرانهای تصویر میشود. محمد(ص) تنها از حلیمه شیر میگیرد و با وجود حضرت محمد(ص)، برکت به همه شهرها میرسد. خشکسالی ها از بین می رود و نعمت در یثرب، زیاد می شود. محمد(ص) با بحیرا، کاهن مسیحی دیدار می کند و او خدا را از محمد(ص) جویا میشود. حلیمه میمیرد و با مریضی، عبدالمطلب از ابوطالب میخواهد از محمد(ص) مراقبت بیشتری بنماید و محمد(ص) را به او میسپارد. در سکانس پایانی تأثیرگذار فیلم، که مکان همان نمای ابتدایی و محاصره اقتصادی شعب ابیطالب است با جلوه ویژهای خاص از صحنه دریا و ماهیها مواجه هستیم که به ساموئل یهودی که قصد کشتن محمد(ص) را داشت، آب داده میشود و به نوعی با دیدن این تصاویر سراسر نور و برکت از وجود محمد(ص)، ساموئل ایمان میآورد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هنری آنلاین,,
فرم و ساختار:
,فیلم مجیدی فیلمی شاعرانه و در اوج نبوغ و روشنفکری و بازی با فرم، دارای رنگ و لعاب و تکنیک حرفه ای، دکوپاژ، استوری برد و حرکات دوربین مؤثّر و از بزرگترین وبه یاد ماندنی ترین پروژه های سینمایی تاریخی دینی، ایران اسلامی با حضور عوامل داخلی و خارجی محسوب می شود و نشان از این است که فیلم ایرانی به گونه ای با فیلم های روز جهان مطابقت دارد و از رشد تکنیکی بالایی برخوردار گشته است و در نوع بی نظیر خود، آمنه و محمد(ص)، چون مریم و عیسی به همراه موسیقی عربی و غربی و نور پردازی و زوایای دوربین خاص، همه گونه مخاطب بین المللی را جذب خود می گرداند، که این خود از زیرکی و برنامه ریزی کارگردان است. فیلم همچون تابلو هایی نقاشی که با ساختارو کمپوزسیون وترکیب بندی خاص و رعایت عوامل بصری، به طرز زیبایی کنار هم چیده شده است.در کنار غار حرا، گیاه قاصدک در فضا پراکنده می شود و فرم زیبایی را توأم با حس شبیه در فیلم رنگ خدا، می آفریند. پلان حرکت سیب ها و بوییدن سیب توسط آمنه و صحنه گلاب گیری و لحظه بیعت و قراردادن دست ها بر ظرف آب و نمای تصویر ماه بر ظرف آب، همه بازی خلاقانه ی فرم و نمادسازی است. سکانس تولد حضرت محمد(ص) و تبرّکی کودک به حجرالاسود و زدن در خانه خدا و نان و خرما تعارف کردن به مردم و نامگذاری و اعلان نام توسط ابوطالب با موسیقی خاص، صحنه ای به یاد ماندنی و فرمیک و زیبایی شناسانه است.صحنه کینه ی شتر، به خوبی و ماهرانه به تصویر کشیده شده بود و بهترین لحظه، همراه حظَ و خوشایند، لحظه ای بود که شتر خروشان، پشت در خانه ی آمنه، آنجاییکه حلیمه و محمد(ص)، حضور داشتند، به آرامی و متواضعانه زانو زد. زاویه دوربین در سکانس آخر، نمایی پیش زمینه برای معرفی محمد(ص) است، که در بزرگسالی برگزیده ای از سوی پروردگارعالمیان است که با وحی، قرآن بر قلب مبارکش نازل میگردد.
,,
![]()
,
جلوه های ویژه:
,سکانس هیچکاکی و همراه تعلیق، سپاه ابرهه و پرندگان ابابیل، سکانسی است که مخاطب را جادو کرده و آنچنان بر صندلی میخکوب می کند، که از ترس، دستی بر روی قلبش می گذارد و همیشه به ذهنش در قالب فرم سینما، می ماند و در این سکانس حضور نیروی مافوق، باریتعالی را می توان در فیلم کاملاً حس کرد و این خود کلاس درس خداشناسی، کارگردان است. سکانس پایانی فیلم دریا و ماهی از لحظات فراموش نشدنی و فاخر فیلم ایرانی است که خوشبختانه برای اولین بار با نمونه های آن طرفی ها مطابقت دارد و جای افتخار است.
,محتوی و درونمایه:
,وجود گرانقدر محمد(ص) در این فیلم ، صرفاً برای جهان اسلام نیست بلکه متعلّق به همه ادیان است و حضور بین المللی دارد واین ازهوش کارگردان است که در این برحه از زمان تبلیغ و ترویج پیامبر بزرگ اسلام را در قالب تصویر برای جهانیان انجام دهد و این خود مهندسی فرهنگی، با نگاه جهانی است و نشان دادن پیامبری رئوف ، مهربان، توأم با برکت و گشایش مدَ نظر است. محمد(ص) حلیمه را شفا می دهد و این شفا دادن برای دیگران است نه برای مادر خودش آمنه، و این نوعی هم نوعدوستی و خیر خواهی برای دیگران است. با نمایی لوانگل از آسمان پر ستاره و پرندگان بالای سر کاروان و ازبین رفتن ابرهه توسط ابابیل و نهی عرب جاهل، از زنده به گور کردن دختر و معرفی او به عنوان رحمت، مصداقی ازآیه «فالله خیرحافظا و هوارحم الراحمین» و وجود نیروی ماورائی؛ الله، خالق همه موجودات، در فیلم است.
,,

, ,
فیلمنامه:
,تحقیق و پژوهش و اقتباس قرآنی خوبی در پیش تولید فیلم صورت گرفته است. سپاه ابرهه و پرندگان ابابیل، اپنینگ و مقدمه ی خوبی است و مخاطب را در جا محکم می نشاند و به نوعی فیلم با نام و یاد خدا آغاز می گردد. ابتدا و انتهای فیلم به دوران محاصره مسلمانان در شعب ابیطالب بر می گردد که با فلاش بکی قصه پیامبر تا 12 سالگی، از زبان وزاویه دید ابوطالب بیان می شود و ماجرای تولد پیامبر و حسادت سبیبه، زن ابولهب و آمدن حلیمه، بعنوان دایه وشیرگرفتن پیامبر تنها ازاو، بزرگ شدن پیامبر و دیدار او با بحیرا، کاهن مسیحی و سفر پربرکت او به یثرب و ماجرای ایمان آوردن ساموئل یهودی که از ابتدا قصد کشتن محمد(ص) را داشت پایان می پذیرد و از ابتدای فیلم می توان اختلاف یهودیان با مسلمانان را دریافت. ولی بهتر بود کلوزآپ و نمای بسته ابوطالب فقط به صحنه روی پله معطوف نمی شد و هرزگاهی این چهره تکرار می شد تا روایت قصه از زاویه دید ابوطالب در فیلم، به فراموشی سپرده نشود و اینکه فیلمنامه دارای ساختار کلاسیک و دارای یک سیر منسجم با یک داستان اصلی بود، که چند داستان فرعی را با خود به همراه داشت.
,,
کارگردانی:
,کارگردانی فیلم، دارای نبوغ و روشنفکری با دید جهانی و بین المللی با تم تبلیغی و ترویجی شاعرانه، با دکوپاژ و تکنیک و ساختار حرفه ای بود که با نمونه فیلم های بزرگ غربی، مطابقت می کرد و اولین پروژه ی بزرگ و فاخر ایرانی، پر افتخار محسوب می شود،
,بازیگری:
,بازی ها آنچنان دراماتیک و زیرپوستی نبود و درام بیشتری را می طلبید و نیاز به بازیگردانی بهتری بود ولی حس بازی حسادت سبیبه، زن ابولهب و حس حلیمه، دایه محمد(ص) وحس عبدالمطلب به عنوان سرپرست محمد(ص)، خوب در آمده بود.
,دیالوگ:
,صحنه نامگذاری محمد(ص)، و بازگوکردن نام توسط ابوطالب، خاص و به یادماندنی است.دیالوگ بحیرا، کاهن مسیحی و پیامبردر حقیقت، گفتگو بین ادیان است، آنجا ییکه کاهن می پرسد:خدا را در کجا می یابی؟پیامبر می گوید: در دلهای شکسته، که البته می شد تصویری تر شود و مثلاً اشاره ای به تصویرمر گ عبدالله و به دنیا آمدن محمد و به آغوش گرفتن محمد(ص) در آغوش آمنه بینجامد و یا دیالوگی از پیامبرکه می گفت: مردم سنگ پرستی کردند وآن آب از جوشش ایستاد که می توانست تصویری تر باشد و در فلاش بک، سنگ پرستی و خشکسالی را بیشتر نشان دهد ولی صحبت کردن یهودیان به زبان عبری و با زیرنویس خوب در آمده بود.
,شخصیت پردازی:
,ساموئل یهودی، که از ابتدا مأمور کشتن پیامبربود، دوست ترو مهربان تر به نظر می رسید و آنچنان حس ترس و تعلیق را به همراه نداشت که در آخر فیلم هم ایمان آورد و به نوعی، کارگردان زیرکانه الگو ارائه می داد و در جهان اسلام هراسی امروز، ساموئل را به اسلام دعوت می کرد ودرفضایی دیالکتیکی به ساموئل آب داده شد.آمنه و محمد(ص)، حس مریم و مسیح را القاء می کرد تا مخاطب فیلم از همه ادیان باشند عبدالمطلب و ابوطالب نقش قهرمان و اسطوره فیلم را داشتند ولی ابوطالب در انتهای فیلم شخصیت مثبت تر و معنوی تر را نشان می داد تا اوایل فیلم. سپردن محمد(ص) به شخص مطمئنی چون ابوطالب، حس مسئولیت پذری پدربزرگ را دوچندان می کرد.
,,

, ,
طراحی صحنه و گریم:
,گریم های بازیگران و طراحی لباس و دکور خیلی خوب بود و به فضا سازی کمک می کرد و بک گراند ها و پرسپکتیو صحنه ها خوب و دارای عمق بود.
,سبک:
,سبک فیلم تاریخی با رویکرد بین المللی هنر دینی و تبلیغی و ترویجی اسلام بود که کمتراین موضوع، پیش از این در فیلم های سینمایی، ایرانی دیده می شد.
,از دید جامعه شناسانه:
,این فیلم از نظر فروش در صدر جدول بود و گیشه اصلی را علاوه بر مخاطب خاص آشنا به هنر سینما، مخاطب عامیانه، که قشر خاکستری و پرتعداد هستند را در بر می گرفت که این هنر کارگردان در جذب مخاطب است به طوریکه خانواده های ایرانی، به صورت دست جمعی و خانوادگی برای دیدن فیلم می رفتند وجالب تر اینکه فیلم مورد ستایش فیلمسازان مطرح داخلی و خارجی دنیا، قرار گرفته است و طیف گسترده ای را به سوی سینما کشاند حتی جماعتی که آشنایی زیادی با اسلام و تکنیک های خاص سینما، ندارند و این خود جادوی سینما و تصویرو موسیقی است که با همه زبانها و لهجه ها و ادیان ارتباط برقرار میکند و به نوعی با جهانیان صحبت می کند.
,و در آخر باید گفت...
,با وجود جنگ نرم وتبلیغ آنچنانی غربی ها برای تزریق فرهنگ غرب در ایران ازطریق رسانه های گوناگون و فضای مجازی با طیف گسترده با برنامه ریزی از قبل، در ترویج و تبلیغ فرهنگی از جنس مغایرو متفاوت به فرهنگ، ایران اسلامی، تنها راه مقابله، هزینه کردن زیاد و گسترده، برای فرهنگ سازی ایرانی و اسلامی، در ایران و جهان است و در این خصوص هرچه هزینه شود باز هم کم است، مگر غربی ها برای فرهنگسازی غرب در جهان صرفه جویی می کنند! مقابله با فرهنگ غرب را فقط از طریق ساخت محصولات فرهنگی ایران اسلامی در سطح گسترده باید پاسخ داد نه با تظاهرات و توهین به مقدسات آنها. باید فرهنگ ایران اسلامی را با تصویر و سینما به جهانیان نشان داد چرا که تأتیرسینما از مقاله و کتاب و عکس، چندین برابر بیشتر و ماندگاری بهتری هم دارد. نکته بسیار مهم این فیلم آنست که تعهَد و تخصَص کارگردان مؤلَف به صورت پنهان و زیر پوستی و ظریف انتقال می یابد. مگر تا به امروز چند فیلم راجع محمد(ص) ساخته شده است؟ فقط و فقط دو تا یکی فیلم مصطفی عقاد، که بیشر، محوریت فیلم حمزه عموی پیامبر است که همراه اوست و حتی صحنه هنده جگر خوار آن فراموش نشدنی است که جگر حمزه عموی پیامبر را می خورد و نماهای پیامبر به صورت Pov و اولشولدر است در حالیکه در فیلم مجیدی محور اصلی خود محمد(ص) است.این فیلم تصوّر بد جهانیان نسبت به اسلام را تغییر می دهد و اسلام را پیام آور دوستی و مهربانی و هم نوعدوستی معرفی می کند. البته این فیلم قسمتی از زندگی محمد(ص) بود نه همه زندگی ایشان، وبه بعثت و نزول و معجزه و وحی قرآن و ازدواج محمد(ص) با خدیجه و بزرگسالی ایشان را در بر نمی گرفت. فیلم از پروژه های بزرگ و تاریخی وحرفه ای به یادگار ماندنی سینمای ایران محسوب می شود وسطح آن از رنگ خدا و بچه های آسمان بالاتر است وبا رویکرد ویژه ی فیلم، مخاطب بین المللی دارد. فیلم دارای حس هم ذات پنداری فوق العاده است و بیننده را تحت تأثیر قرار می دهد. البته، امید است همه شهر های ایران به زودی صاحب سینما شوند تا بتوانند این فیلم را بر پرده سینما وبا امکانات صدای دالبی بینند وتصاویرو موسیقی و صدا گذاری زیبای فیلم را هم درک کنند.
,در پایان به آقای مجیدی و عوامل فیلم، به لحاظ ساخت فیلمی فاخر،همراه تعهّد و تخصّص و دارای حس شاعرانه باید تبریک گفت. به امید ساخت قسمت های بعدی زندگی حضرت محمد(ص).
,انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه