دانلود کتاب؛
رایحه درخت طوبی
عظمت اولیاء خدا علیهم السلام از جمله «فاطمه زهرا» علیهاالسلام اقتضا مى کرد که وجود مبارکشان ابتداء از نور الهى بوده، و هزاران سال قبل از خلقت هرچیزى خلق شده اند؛ در این باره روایات زیادى نقل شده، به مهمترین از آنها اشاره اى مى کنیم...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، حجت الاسلام والمسلمین سیدمرتضی حسینی اصفهانی (متولد اصفهان- ۱۳۳۴) از مبلغین و مولفین پرکار حوزوی است که تا کنون بالغ بر ۲۰ جلد کتاب از ایشان به چاپ رسیده است. متن زیر کتاب رایحه درخت طوبی (۶۱۶ صفحه) به قلم ایشان (نشر فرهنگ قرآن) است که به طور اختصاصی در اختیار پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان قرار گرفته است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,,
دریافت فایل کامل کتاب: دانلود
, دانلود,

, ,
نویسنده در فصل اول کتاب، خلقت فاطمه زهرا سلام الله علیها و ولادت ایشان را اینگونه بیان می کند:
,عظمت اولیاء خدا علیهم السلام از جمله «فاطمه زهرا» علیهاالسلام اقتضا مى کرد که وجود مبارکشان ابتداء از نور الهى بوده، و هزاران سال قبل از خلقت هرچیزى خلق شده اند، در این باره روایات زیادى نقل شده، به مهمترین از آنها اشاره اى مى کنیم:
,«انس» از پیامبر صلى الله علیه وآله نقل مى کند: «خداوند من و على و «فاطمه» و حسن و حسین علیهمالسلام را خلق کرد قبل از آنکه آدم را بیافریند، زمانى که نه آسمانى بنا شده و نه زمین گسترش یافته و نه تاریکى و نه نورى و نه خورشید و نه ماهى و نه آتشى وجود داشته است.
,آنگاه عباس سؤل مى کند: پس ابتداى آفرینش شما چگونه بوده است؟ اى رسول خدا!
,حضرت فرمود: اى عموى من! هنگامى که خداوند اراده کرد ما را خلق کند به کلامى سخن گفت، آنگاه از آن «نورى» آفرید، سپس به کلام دیگرى سخن گفت، آنگاه از آن «روحى» آفرید، در آن هنگام «نور» را با «روح» مخلوط نمود، پس من و على و «فاطمه» و حسن و حسین علیهم السلام را آفرید، پیوسته تسبیح خدا را مى نمودیم زمانى که تسبیحى در میان نبود و او را تقدیس مى کردیم هنگامى که تقدیسى وجود نداشت. وقتى که خداوند تعالى اراده کرد خلق خود را بیافریند، نور مرا گسترش داد. آنگاه از آن عرش را آفرید، پس عرش از نور من است و نور من از نور خدا است و نور من از عرش با فضیلت تر است! سپس نور برادرم على را گسترش داد، آنگاه از آن ملائکه را آفرید، پس ملائکه از نور على هستند و نور على از نور خدا است و على از ملائکه برتر مى باشد.
,آنگاه نور دخترم را گسترش داد، پس آسمانها و زمین را از آن آفرید، پس آسمانها و زمین از نور دخترم «فاطمه» است و نور دخترم «فاطمه» از نور خدا است و دخترم «فاطمه» از آسمان و زمین با فضیلت تر است.
,سپس نور فرزندم حسن را گسترش داد و از آن خورشید و ماه را آفرید، پس خورشید و ماه از نور فرزندم حسن مى باشد و نور حسن از نور خدا است و حسن از خورشید و ماه افضل است.
,آنگاه نور فرزندم حسین را گسترش داد، پس از آن بهشت و حور العین را خلق کرد، پس بهشت و حورالعین از نور فرزندم حسین مى باشد و نور فرزندم حسین از نور خدا است و فرزندم حسین از نور بهشت و حور العین با فضیلت تر است.»[۱]
, [۱],خلقت طبیعى فاطمه علیهاالسلام از نور الهى
,
در روایتى دیگر به خلقت طبیعى اولیاء خدا از طریق آدم و سپس اجداد و پدران اشاره مى کند، «معاذ بن جبل» از رسول خدا صلى الله علیه وآله
نقل مى کند: «خداوند من و على و «فاطمه» و حسن و حسین را آفرید در هفت هزار سال قبل از آنکه دنیا را بیافریند.
,
(راوى مى گوید:) من عرضه داشتم: پس شما کجا بودید؟ اى رسول خدا!
,فرمود: پیشتازان عرش بودیم، خدا را تسبیح و تحمید و تقدیس و تمجید مى کردیم.
,عرضه داشتم: بر چه نمونه اى؟
,فرمود: اشباحى از نور بودیم، تا زمانى که خداوند عزّوجلّ اراده کرد صورت ما را بیافریند، ما را به صورت ستونى از نور گردانید، سپس ما را در صلب آدم افکند، آنگاه ما را خارج نمود و به صلب هاى پدران و ارحام مادران انداخت و هیچ گاه نجاست شرک و پلیدى کفر به ما اصابت نکرد، به وسیله ى ما قومى سعادتمند شدند و نیز به سبب ما قومى دیگر شقاوتمند گردیدند.
,هنگامى که به صُلب عبدالمطلب گرایش یافتیم، خداوند آن نور را خارج کرد، و آن را دو نصف نمود: آنگاه نصف آن را در عبداللّه و نصف دیگر آن را در ابى طالب قرار داد، سپس نصفى که براى من بود را خارج کرده و نزد آمنه آورد، و آن نصف دیگر را نزد فاطمه بنت اسد قرار داد، آنگاه آمنه مرا تولد یافت و «فاطمه»، على را تولد نمود.
,سپس خداوند عزّوجلّ آن عمود از نور را نزد من عودت داد، که «فاطمه» از من خارج شد، آنگاه خداوند عمود از نور را به على عودت داد، که از آن حسن و حسین را خارج کرد، سپس آنچه از نور على بود در فرزند حسن قرار گرفت، و آنچه از نور من بود در فرزند حسین نهفته شد، و آن پیوسته در ائمه علیهم السلام از فرزندان او تا روز قیامت انتقال مى یابد.»[۲]
, [۲],***
,[۱] بحار الانوار: ۱۵/۱۰/۱۱ و ۵۷/۱۶۲/۱۳۹ به نقل از مصباح الانوار و کنز الفوائد.
, [۱],[۲] بحار الانوار: ۱۵/۷/۷٫
, [۲],انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه