یادداشت/

کرامت انسانی و مشارکت اجتماعی

کرامت انسانی و مشارکت اجتماعی
کسی که هویتی درونی در خویش می یابد و احساس کرامت و حریت می‌کند، می تواند در جمع مشارکت کند، در غیر این صورت، او تنها جمع را مشایعت می کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از چشم نیوز، یادداشت*/  در مکتب اخلاقی اسلام، محور اصلی تمام دستورات و ملکات اخلاقی، احساس کرامت و عزت نفس است. حضرت علی (ع) می فرمایند: هر کس خودش در نزد خودش گرامی شد، خود را با معصیت خوار نمی کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چشم نیوز,

 

کرامت نفس یعنی خود را با ارزش و بزرگ دیدن، اما نه از دیگری؛ بلکه به این معنی که من بزرگ تر از آنم که تن به پستی دهم، لذا کریم از بزرگی دیگران ناراحت نیست، برخلاف متکبر که بزرگی دیگران را مانع بزرگی خود می داند. به همین علت، کرامت نفس برخلاف تکبر با تواضع و خدمت به دیگران و مهربانی هیچ منافاتی ندارد.

 

کرامت نفس یعنی رهایی از محدودیت و بندگی «من حیوانی» و زنده شدن به "من الهی و ملکوتی" امیرمؤمنان (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) می فرمایند: بزرگوارتر از آن باش که به پستی ها تن دهی، هر چند تو را به مقصودت برساند چون در مقابل آن چه از شخصیت خود می دهی چیزی نخواهی گرفت و بنده‌ی دیگری نباش که خدا تو را آزاد آفریده است.

 

رشد احساس کرامت و منزلت انسانی در درون فرد، هویتی درونی به وی می بخشد و مانع از آن می شود که فرد، خود را چون ظرفی تهی ببیند که خصایص وی تنها بر حسب ویژگی های جماعتی که در آنها واقع شده، شکل می گیرد. اهمیت این احساس کرامت، به ویژه هنگامی آشکار می شود که فرد خود را در متن جماعتی دون بیابد، در این صورت است که تعارضی در وی شکل می گیرد که یک سوی آن، احساس کرامت و سوی دیگر آن، فشار و اقتضای اجتماعی برای هماهنگ شدن با جمع است. سرانجام، رشد حریت در فرد، به این معنا که وی خود را بنده ی دیگری نسازد، هسته‌ی مقام درونی را در وی شکل می دهد.

 

به این ترتیب، اصل حفظ و ارتقای فردیت، بیانگر آن است که تربیت اجتماعی باید مانع از آن شود که آدمی چون عنصری بی اراده، تنها با شور جمعی حرکت کند. این، تنها صورتی کاذب و کاریکاتوری از آن اجتماعی بودن است.

 

در عوض، تربیت اجتماعی مستلزم حفظ فردیت و ارتقای آن است. تنها این امر است که معنای اصلی مشارکت فرد در جمع را به آن باز می‌گرداند. تنها کسی که هویتی درونی در خویش می یابد و احساس کرامت و حریت می‌کند، می تواند در جمع مشارکت کند، در غیر این صورت، او تنها جمع را مشایعت می کند، یعنی در پی جمع و در ذیل فشار آن حرکت می کند. از این روست که اصل حفظ و ارتقای فردیت آدمی، چون اصلی اساسی در تربیت اجتماعی به شمار می آید.

 

شالوده و بنیاد اساسی اخلاق اسلامی، توجه دادن انسان به شرافت و کرامت ذاتی خویش است. خودآگاهی و توجه به اینکه انسان موجودی علو و برتر است و گوهری ارزشمند و بی مانند در خود دارد، او را به دلیل حب ذات به حراست و پاسداری از کرامت ذاتی خویش فرا می خواند و به سوی ارزش های متعالی اخلاق سوق می‌دهد.

 

«من واقعی» انسان، چون از جنس حقیقت برخوردار از قداست آسمانی است و از چشمه ی قدرت و علم و آزادی پوشیده است، با کذب، ناراستی، اسارت در طبیعت و پستی و دست و پا زدن در جهل و ذلت و شهوت ناسازگار است و از همین رو انسان هوشیار از هر گونه رذایل اخلاقی که با عزت و غیرت او منافات داشته باشد بیزار است و خواهان زندگی از جامعه ای سالم با معیارهای درست اخلاقی است.

 

 محور اخلاق اسلامی، احساس شخصیت انسانی است. اگر می گوئیم انسان ارزشمند است، یعنی جوهره ای ارزشمند دارد که انسانیت اوست. بر همین اساس توجه به کرامت انسانی به عنوان زیر بنای اخلاقی جامعه و یک اصل مؤثر در این راه بسیار حائز اهمیت است.

 

اسلام برای انسان جایگاهی قائل است که در هیچ مکتب دیگری نظیر آن را نمی بینیم، قرآن به انسان گوشزد می‌کند که تو تکریم شده ی پروردگار عالم هستی و استعداد آن را داری که به مقامی برسی که مسجود ملائکه شوی و در قرب خداوند به جائی برسی که هیچ ملکی را توان آن نباشد.

 

به دلیل همین کرامت، همه ی تعالیم اخلاقی و حقوقی باید با عنایت به این اصل نظری و در سازگاری کامل با آن تنظیم شوند. هنگامی که بپذیریم انسان گوهری کریم و ارزشمند است، خواه ناخواه بر این باور خواهیم بود که نه تنها آزادی، امنیّت و... حق اوست بلکه باید به گونه ای تفسیر و تنظیم شوند که با کرامت وی سازگار باشند. لذا مشارکت اجتماعی و حضور در مناسبات گروهی که حق و حقوق انسان در ظل آن واقع است  بسیار مهم و قابل توجه است.

* زهرا نوروزنژاد

,

 

کرامت نفس یعنی خود را با ارزش و بزرگ دیدن، اما نه از دیگری؛ بلکه به این معنی که من بزرگ تر از آنم که تن به پستی دهم، لذا کریم از بزرگی دیگران ناراحت نیست، برخلاف متکبر که بزرگی دیگران را مانع بزرگی خود می داند. به همین علت، کرامت نفس برخلاف تکبر با تواضع و خدمت به دیگران و مهربانی هیچ منافاتی ندارد.

 

کرامت نفس یعنی رهایی از محدودیت و بندگی «من حیوانی» و زنده شدن به "من الهی و ملکوتی" امیرمؤمنان (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) می فرمایند: بزرگوارتر از آن باش که به پستی ها تن دهی، هر چند تو را به مقصودت برساند چون در مقابل آن چه از شخصیت خود می دهی چیزی نخواهی گرفت و بنده‌ی دیگری نباش که خدا تو را آزاد آفریده است.

 

رشد احساس کرامت و منزلت انسانی در درون فرد، هویتی درونی به وی می بخشد و مانع از آن می شود که فرد، خود را چون ظرفی تهی ببیند که خصایص وی تنها بر حسب ویژگی های جماعتی که در آنها واقع شده، شکل می گیرد. اهمیت این احساس کرامت، به ویژه هنگامی آشکار می شود که فرد خود را در متن جماعتی دون بیابد، در این صورت است که تعارضی در وی شکل می گیرد که یک سوی آن، احساس کرامت و سوی دیگر آن، فشار و اقتضای اجتماعی برای هماهنگ شدن با جمع است. سرانجام، رشد حریت در فرد، به این معنا که وی خود را بنده ی دیگری نسازد، هسته‌ی مقام درونی را در وی شکل می دهد.

 

به این ترتیب، اصل حفظ و ارتقای فردیت، بیانگر آن است که تربیت اجتماعی باید مانع از آن شود که آدمی چون عنصری بی اراده، تنها با شور جمعی حرکت کند. این، تنها صورتی کاذب و کاریکاتوری از آن اجتماعی بودن است.

 

در عوض، تربیت اجتماعی مستلزم حفظ فردیت و ارتقای آن است. تنها این امر است که معنای اصلی مشارکت فرد در جمع را به آن باز می‌گرداند. تنها کسی که هویتی درونی در خویش می یابد و احساس کرامت و حریت می‌کند، می تواند در جمع مشارکت کند، در غیر این صورت، او تنها جمع را مشایعت می کند، یعنی در پی جمع و در ذیل فشار آن حرکت می کند. از این روست که اصل حفظ و ارتقای فردیت آدمی، چون اصلی اساسی در تربیت اجتماعی به شمار می آید.

 

شالوده و بنیاد اساسی اخلاق اسلامی، توجه دادن انسان به شرافت و کرامت ذاتی خویش است. خودآگاهی و توجه به اینکه انسان موجودی علو و برتر است و گوهری ارزشمند و بی مانند در خود دارد، او را به دلیل حب ذات به حراست و پاسداری از کرامت ذاتی خویش فرا می خواند و به سوی ارزش های متعالی اخلاق سوق می‌دهد.

 

«من واقعی» انسان، چون از جنس حقیقت برخوردار از قداست آسمانی است و از چشمه ی قدرت و علم و آزادی پوشیده است، با کذب، ناراستی، اسارت در طبیعت و پستی و دست و پا زدن در جهل و ذلت و شهوت ناسازگار است و از همین رو انسان هوشیار از هر گونه رذایل اخلاقی که با عزت و غیرت او منافات داشته باشد بیزار است و خواهان زندگی از جامعه ای سالم با معیارهای درست اخلاقی است.

 

 محور اخلاق اسلامی، احساس شخصیت انسانی است. اگر می گوئیم انسان ارزشمند است، یعنی جوهره ای ارزشمند دارد که انسانیت اوست. بر همین اساس توجه به کرامت انسانی به عنوان زیر بنای اخلاقی جامعه و یک اصل مؤثر در این راه بسیار حائز اهمیت است.

 

اسلام برای انسان جایگاهی قائل است که در هیچ مکتب دیگری نظیر آن را نمی بینیم، قرآن به انسان گوشزد می‌کند که تو تکریم شده ی پروردگار عالم هستی و استعداد آن را داری که به مقامی برسی که مسجود ملائکه شوی و در قرب خداوند به جائی برسی که هیچ ملکی را توان آن نباشد.

 

به دلیل همین کرامت، همه ی تعالیم اخلاقی و حقوقی باید با عنایت به این اصل نظری و در سازگاری کامل با آن تنظیم شوند. هنگامی که بپذیریم انسان گوهری کریم و ارزشمند است، خواه ناخواه بر این باور خواهیم بود که نه تنها آزادی، امنیّت و... حق اوست بلکه باید به گونه ای تفسیر و تنظیم شوند که با کرامت وی سازگار باشند. لذا مشارکت اجتماعی و حضور در مناسبات گروهی که حق و حقوق انسان در ظل آن واقع است  بسیار مهم و قابل توجه است.

* زهرا نوروزنژاد

,

 

کرامت نفس یعنی خود را با ارزش و بزرگ دیدن، اما نه از دیگری؛ بلکه به این معنی که من بزرگ تر از آنم که تن به پستی دهم، لذا کریم از بزرگی دیگران ناراحت نیست، برخلاف متکبر که بزرگی دیگران را مانع بزرگی خود می داند. به همین علت، کرامت نفس برخلاف تکبر با تواضع و خدمت به دیگران و مهربانی هیچ منافاتی ندارد.

 

کرامت نفس یعنی رهایی از محدودیت و بندگی «من حیوانی» و زنده شدن به "من الهی و ملکوتی" امیرمؤمنان (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) می فرمایند: بزرگوارتر از آن باش که به پستی ها تن دهی، هر چند تو را به مقصودت برساند چون در مقابل آن چه از شخصیت خود می دهی چیزی نخواهی گرفت و بنده‌ی دیگری نباش که خدا تو را آزاد آفریده است.

 

رشد احساس کرامت و منزلت انسانی در درون فرد، هویتی درونی به وی می بخشد و مانع از آن می شود که فرد، خود را چون ظرفی تهی ببیند که خصایص وی تنها بر حسب ویژگی های جماعتی که در آنها واقع شده، شکل می گیرد. اهمیت این احساس کرامت، به ویژه هنگامی آشکار می شود که فرد خود را در متن جماعتی دون بیابد، در این صورت است که تعارضی در وی شکل می گیرد که یک سوی آن، احساس کرامت و سوی دیگر آن، فشار و اقتضای اجتماعی برای هماهنگ شدن با جمع است. سرانجام، رشد حریت در فرد، به این معنا که وی خود را بنده ی دیگری نسازد، هسته‌ی مقام درونی را در وی شکل می دهد.

 

به این ترتیب، اصل حفظ و ارتقای فردیت، بیانگر آن است که تربیت اجتماعی باید مانع از آن شود که آدمی چون عنصری بی اراده، تنها با شور جمعی حرکت کند. این، تنها صورتی کاذب و کاریکاتوری از آن اجتماعی بودن است.

 

در عوض، تربیت اجتماعی مستلزم حفظ فردیت و ارتقای آن است. تنها این امر است که معنای اصلی مشارکت فرد در جمع را به آن باز می‌گرداند. تنها کسی که هویتی درونی در خویش می یابد و احساس کرامت و حریت می‌کند، می تواند در جمع مشارکت کند، در غیر این صورت، او تنها جمع را مشایعت می کند، یعنی در پی جمع و در ذیل فشار آن حرکت می کند. از این روست که اصل حفظ و ارتقای فردیت آدمی، چون اصلی اساسی در تربیت اجتماعی به شمار می آید.

 

شالوده و بنیاد اساسی اخلاق اسلامی، توجه دادن انسان به شرافت و کرامت ذاتی خویش است. خودآگاهی و توجه به اینکه انسان موجودی علو و برتر است و گوهری ارزشمند و بی مانند در خود دارد، او را به دلیل حب ذات به حراست و پاسداری از کرامت ذاتی خویش فرا می خواند و به سوی ارزش های متعالی اخلاق سوق می‌دهد.

 

«من واقعی» انسان، چون از جنس حقیقت برخوردار از قداست آسمانی است و از چشمه ی قدرت و علم و آزادی پوشیده است، با کذب، ناراستی، اسارت در طبیعت و پستی و دست و پا زدن در جهل و ذلت و شهوت ناسازگار است و از همین رو انسان هوشیار از هر گونه رذایل اخلاقی که با عزت و غیرت او منافات داشته باشد بیزار است و خواهان زندگی از جامعه ای سالم با معیارهای درست اخلاقی است.

 

 محور اخلاق اسلامی، احساس شخصیت انسانی است. اگر می گوئیم انسان ارزشمند است، یعنی جوهره ای ارزشمند دارد که انسانیت اوست. بر همین اساس توجه به کرامت انسانی به عنوان زیر بنای اخلاقی جامعه و یک اصل مؤثر در این راه بسیار حائز اهمیت است.

 

اسلام برای انسان جایگاهی قائل است که در هیچ مکتب دیگری نظیر آن را نمی بینیم، قرآن به انسان گوشزد می‌کند که تو تکریم شده ی پروردگار عالم هستی و استعداد آن را داری که به مقامی برسی که مسجود ملائکه شوی و در قرب خداوند به جائی برسی که هیچ ملکی را توان آن نباشد.

 

به دلیل همین کرامت، همه ی تعالیم اخلاقی و حقوقی باید با عنایت به این اصل نظری و در سازگاری کامل با آن تنظیم شوند. هنگامی که بپذیریم انسان گوهری کریم و ارزشمند است، خواه ناخواه بر این باور خواهیم بود که نه تنها آزادی، امنیّت و... حق اوست بلکه باید به گونه ای تفسیر و تنظیم شوند که با کرامت وی سازگار باشند. لذا مشارکت اجتماعی و حضور در مناسبات گروهی که حق و حقوق انسان در ظل آن واقع است  بسیار مهم و قابل توجه است.

* زهرا نوروزنژاد

,

 

کرامت نفس یعنی خود را با ارزش و بزرگ دیدن، اما نه از دیگری؛ بلکه به این معنی که من بزرگ تر از آنم که تن به پستی دهم، لذا کریم از بزرگی دیگران ناراحت نیست، برخلاف متکبر که بزرگی دیگران را مانع بزرگی خود می داند. به همین علت، کرامت نفس برخلاف تکبر با تواضع و خدمت به دیگران و مهربانی هیچ منافاتی ندارد.

 

کرامت نفس یعنی رهایی از محدودیت و بندگی «من حیوانی» و زنده شدن به "من الهی و ملکوتی" امیرمؤمنان (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) می فرمایند: بزرگوارتر از آن باش که به پستی ها تن دهی، هر چند تو را به مقصودت برساند چون در مقابل آن چه از شخصیت خود می دهی چیزی نخواهی گرفت و بنده‌ی دیگری نباش که خدا تو را آزاد آفریده است.

 

رشد احساس کرامت و منزلت انسانی در درون فرد، هویتی درونی به وی می بخشد و مانع از آن می شود که فرد، خود را چون ظرفی تهی ببیند که خصایص وی تنها بر حسب ویژگی های جماعتی که در آنها واقع شده، شکل می گیرد. اهمیت این احساس کرامت، به ویژه هنگامی آشکار می شود که فرد خود را در متن جماعتی دون بیابد، در این صورت است که تعارضی در وی شکل می گیرد که یک سوی آن، احساس کرامت و سوی دیگر آن، فشار و اقتضای اجتماعی برای هماهنگ شدن با جمع است. سرانجام، رشد حریت در فرد، به این معنا که وی خود را بنده ی دیگری نسازد، هسته‌ی مقام درونی را در وی شکل می دهد.

 

به این ترتیب، اصل حفظ و ارتقای فردیت، بیانگر آن است که تربیت اجتماعی باید مانع از آن شود که آدمی چون عنصری بی اراده، تنها با شور جمعی حرکت کند. این، تنها صورتی کاذب و کاریکاتوری از آن اجتماعی بودن است.

 

در عوض، تربیت اجتماعی مستلزم حفظ فردیت و ارتقای آن است. تنها این امر است که معنای اصلی مشارکت فرد در جمع را به آن باز می‌گرداند. تنها کسی که هویتی درونی در خویش می یابد و احساس کرامت و حریت می‌کند، می تواند در جمع مشارکت کند، در غیر این صورت، او تنها جمع را مشایعت می کند، یعنی در پی جمع و در ذیل فشار آن حرکت می کند. از این روست که اصل حفظ و ارتقای فردیت آدمی، چون اصلی اساسی در تربیت اجتماعی به شمار می آید.

 

شالوده و بنیاد اساسی اخلاق اسلامی، توجه دادن انسان به شرافت و کرامت ذاتی خویش است. خودآگاهی و توجه به اینکه انسان موجودی علو و برتر است و گوهری ارزشمند و بی مانند در خود دارد، او را به دلیل حب ذات به حراست و پاسداری از کرامت ذاتی خویش فرا می خواند و به سوی ارزش های متعالی اخلاق سوق می‌دهد.

 

«من واقعی» انسان، چون از جنس حقیقت برخوردار از قداست آسمانی است و از چشمه ی قدرت و علم و آزادی پوشیده است، با کذب، ناراستی، اسارت در طبیعت و پستی و دست و پا زدن در جهل و ذلت و شهوت ناسازگار است و از همین رو انسان هوشیار از هر گونه رذایل اخلاقی که با عزت و غیرت او منافات داشته باشد بیزار است و خواهان زندگی از جامعه ای سالم با معیارهای درست اخلاقی است.

 

 محور اخلاق اسلامی، احساس شخصیت انسانی است. اگر می گوئیم انسان ارزشمند است، یعنی جوهره ای ارزشمند دارد که انسانیت اوست. بر همین اساس توجه به کرامت انسانی به عنوان زیر بنای اخلاقی جامعه و یک اصل مؤثر در این راه بسیار حائز اهمیت است.

 

اسلام برای انسان جایگاهی قائل است که در هیچ مکتب دیگری نظیر آن را نمی بینیم، قرآن به انسان گوشزد می‌کند که تو تکریم شده ی پروردگار عالم هستی و استعداد آن را داری که به مقامی برسی که مسجود ملائکه شوی و در قرب خداوند به جائی برسی که هیچ ملکی را توان آن نباشد.

 

به دلیل همین کرامت، همه ی تعالیم اخلاقی و حقوقی باید با عنایت به این اصل نظری و در سازگاری کامل با آن تنظیم شوند. هنگامی که بپذیریم انسان گوهری کریم و ارزشمند است، خواه ناخواه بر این باور خواهیم بود که نه تنها آزادی، امنیّت و... حق اوست بلکه باید به گونه ای تفسیر و تنظیم شوند که با کرامت وی سازگار باشند. لذا مشارکت اجتماعی و حضور در مناسبات گروهی که حق و حقوق انسان در ظل آن واقع است  بسیار مهم و قابل توجه است.

* زهرا نوروزنژاد

,

 

,

کرامت نفس یعنی خود را با ارزش و بزرگ دیدن، اما نه از دیگری؛ بلکه به این معنی که من بزرگ تر از آنم که تن به پستی دهم، لذا کریم از بزرگی دیگران ناراحت نیست، برخلاف متکبر که بزرگی دیگران را مانع بزرگی خود می داند. به همین علت، کرامت نفس برخلاف تکبر با تواضع و خدمت به دیگران و مهربانی هیچ منافاتی ندارد.

,

 

,

کرامت نفس یعنی رهایی از محدودیت و بندگی «من حیوانی» و زنده شدن به "من الهی و ملکوتی" امیرمؤمنان (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) می فرمایند: بزرگوارتر از آن باش که به پستی ها تن دهی، هر چند تو را به مقصودت برساند چون در مقابل آن چه از شخصیت خود می دهی چیزی نخواهی گرفت و بنده‌ی دیگری نباش که خدا تو را آزاد آفریده است.

,

 

,

رشد احساس کرامت و منزلت انسانی در درون فرد، هویتی درونی به وی می بخشد و مانع از آن می شود که فرد، خود را چون ظرفی تهی ببیند که خصایص وی تنها بر حسب ویژگی های جماعتی که در آنها واقع شده، شکل می گیرد. اهمیت این احساس کرامت، به ویژه هنگامی آشکار می شود که فرد خود را در متن جماعتی دون بیابد، در این صورت است که تعارضی در وی شکل می گیرد که یک سوی آن، احساس کرامت و سوی دیگر آن، فشار و اقتضای اجتماعی برای هماهنگ شدن با جمع است. سرانجام، رشد حریت در فرد، به این معنا که وی خود را بنده ی دیگری نسازد، هسته‌ی مقام درونی را در وی شکل می دهد.

,

 

,

به این ترتیب، اصل حفظ و ارتقای فردیت، بیانگر آن است که تربیت اجتماعی باید مانع از آن شود که آدمی چون عنصری بی اراده، تنها با شور جمعی حرکت کند. این، تنها صورتی کاذب و کاریکاتوری از آن اجتماعی بودن است.

,

 

,

در عوض، تربیت اجتماعی مستلزم حفظ فردیت و ارتقای آن است. تنها این امر است که معنای اصلی مشارکت فرد در جمع را به آن باز می‌گرداند. تنها کسی که هویتی درونی در خویش می یابد و احساس کرامت و حریت می‌کند، می تواند در جمع مشارکت کند، در غیر این صورت، او تنها جمع را مشایعت می کند، یعنی در پی جمع و در ذیل فشار آن حرکت می کند. از این روست که اصل حفظ و ارتقای فردیت آدمی، چون اصلی اساسی در تربیت اجتماعی به شمار می آید.

,

 

,

شالوده و بنیاد اساسی اخلاق اسلامی، توجه دادن انسان به شرافت و کرامت ذاتی خویش است. خودآگاهی و توجه به اینکه انسان موجودی علو و برتر است و گوهری ارزشمند و بی مانند در خود دارد، او را به دلیل حب ذات به حراست و پاسداری از کرامت ذاتی خویش فرا می خواند و به سوی ارزش های متعالی اخلاق سوق می‌دهد.

,

 

,

«من واقعی» انسان، چون از جنس حقیقت برخوردار از قداست آسمانی است و از چشمه ی قدرت و علم و آزادی پوشیده است، با کذب، ناراستی، اسارت در طبیعت و پستی و دست و پا زدن در جهل و ذلت و شهوت ناسازگار است و از همین رو انسان هوشیار از هر گونه رذایل اخلاقی که با عزت و غیرت او منافات داشته باشد بیزار است و خواهان زندگی از جامعه ای سالم با معیارهای درست اخلاقی است.

,

 

,

 محور اخلاق اسلامی، احساس شخصیت انسانی است. اگر می گوئیم انسان ارزشمند است، یعنی جوهره ای ارزشمند دارد که انسانیت اوست. بر همین اساس توجه به کرامت انسانی به عنوان زیر بنای اخلاقی جامعه و یک اصل مؤثر در این راه بسیار حائز اهمیت است.

,

 

,

اسلام برای انسان جایگاهی قائل است که در هیچ مکتب دیگری نظیر آن را نمی بینیم، قرآن به انسان گوشزد می‌کند که تو تکریم شده ی پروردگار عالم هستی و استعداد آن را داری که به مقامی برسی که مسجود ملائکه شوی و در قرب خداوند به جائی برسی که هیچ ملکی را توان آن نباشد.

,

 

,

به دلیل همین کرامت، همه ی تعالیم اخلاقی و حقوقی باید با عنایت به این اصل نظری و در سازگاری کامل با آن تنظیم شوند. هنگامی که بپذیریم انسان گوهری کریم و ارزشمند است، خواه ناخواه بر این باور خواهیم بود که نه تنها آزادی، امنیّت و... حق اوست بلکه باید به گونه ای تفسیر و تنظیم شوند که با کرامت وی سازگار باشند. لذا مشارکت اجتماعی و حضور در مناسبات گروهی که حق و حقوق انسان در ظل آن واقع است  بسیار مهم و قابل توجه است.

,

* زهرا نوروزنژاد

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه