گردشگری در استان البرز؛

نوجان نگین بی جان کوهستان البرز

نوجان نگین بی جان کوهستان البرز
روستای نوجان، روستایی زیبا در منطقه آتشگاه کرج در استان البرز واقع شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از «تیتریک»،کوههای پوشیده از برف و سر به فلک کشیده با مسیری پیچ در پیچ و زیبا نظر هر بیننده ای رو به خود جلب میکند . در ذهن روستایی پر از هیاهو و زندگی شیرین روستایی رو تجسم میکنم . پس از چند پیچ روستا از بالای کوه خودنمایی میکند شیروانی های رنگارنگ  و دو گلدسته از دور قابل مشاهده است و بعد از چند دقیقه تابلوی نوجان . به سمت مسیری که در امتداد فلش تابلوست در حرکتیم و دقیقا به چیزهایی میرسیم که انتظار آن را نداریم در ورودی روستا مسجدی زیبا وجود دارد که در کنار ان مسیری باریک و برفی افراد به داخل روستا هدایت میکند .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیتریک,
ماشین را در نزدیکی مسجد پارک کرده و پیاده به راهمان ادامه میدهیم اولین چیزی که نظر من را به خود جلب کرد سکوت سنگین روستاست که فقط با صدای قدم های ما در برف شکسته میشود . به هر طرف نگاه میکنی هیچ نیست جز خانه های خالی از سکنه و سکوت . کمی در کوچه ها قدم میزنیم خانه های قدیمی نشان از زندگی و شور و نشاط در گذشته دارد ولی حالا .... با صدای چند نفر که مشغول کار هستند به خود امده و به سمتشان قدم برمیداریم.
,

 از یکی از کارگرانی که مشغول کار بودند پرسیدم مردم کجا هستند ؟ چرا هیچکس اینجا نیست ؟ او خیلی ساده و صمیمی بعد از سلام و احوالپرسی پاسخ داد امروز شنبه اس . با تعجب چشم از دهانش برنمیداشتم گفتم خوب شنبه باشد شنبه روز اول کاریست مردم کجا رفته اند؟  تصور این را داشتم که شاید رسمی دارند که شنبه ها به جایی خاص میروند یا مراسم خاصی دارند . او خندید و گفت اینجا در طول هفته خالی از سکنه است و همه در تهران و کرج ساکن هستند و فقط برای اخر هفته به اینجا میایند. تشکر کرده و مسیر را برگشتیم . این روستا به این زیبایی با این کوچه های با صفا چرا باید خالی از سکنه باشد . یعنی هیچکس اینجا زندگی نمیکند؟ درگیر پیدا کردن پاسخ سوالاتمان بودیم که بانویی سالخورده و همسرش را دیدیم که در نزدیکی منزلشان مشغول کار بودند . به سرعت به سمتشان رفتیم تا ازشون چند تا سوال بپرسیم با استقبال گرمشان روبرو شدیم . همکارم از بانو پرسید شما اینجا ساکن هستین و پاسخ مثبت او هر دو نفرمان را هیجان زده کرد ما تند تند سوال میپرسیدیم و منتظر پاسخ نمی ماندیم. مدرسه اینجا کجاست ؟ اینجا درمانگاه و دکتر ندارد؟ اینجا مغازه و میوه فروشی ندارد؟ خانم سالخورده و همسرش با لبخند نگاهمان می کردند و به ارامی پاسخمان را دادند پاسخی که واقعا عجیب بود . در قدیم اینجا خالی از سکنه نبوده و مدرسه داشته جایی که الان تبدیل به دهیاری شده با مرور زمان همه از این روستا کوچ کرده و به شهر میروند . و حالا این روستای زیبا بجای نوجان تبدیل شده به نگینی بی جان در دل کوهستان که حتی برای خرید وسایل روزانه نیاز به این است که به شهر بروند و هفتگی خرید کنند آنجا از دکتر و درمانگاه و امکانات رفاهی خبری نیست و شده مکانی برای گذراندن آخر هفته ها و تعطیلات . از بانو و همسرش خداحافظی کرده و راه بازگشت را پیش گرفتیم با این سوال بزرگ در ذهنمان که چرا زندگی در روستاهای ما  جریان ندارد و چه چیز باعث شده که همه به شهرها کوچ کرده و از این همه زیبایی دست بکشند. 
,
,
 
,
 

انتهای پیام/رض
,
 

انتهای پیام/رض
,
 

انتهای پیام/رض
, , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
 
, , , ,

انتهای پیام/رض
,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه