چه کسانی مفسد فی الارضند؟
امام خمینی(ره)،اگر صد میلیون آدم،اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه ی آنها حرفی میزنند که برخلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید ولو اینکه تمام بر شما بشورند.انبیا هم همینطور عمل می کردند.مثلا موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این عمل کرد؟مگر موافقی داشت؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سرویس یادداشت دانشجویان قزوین کیوسنا،از نظر ذهنی و روانشناختی هر بار که به واژه ی مجرم و یا فرد و یا گروه فاسد برمی خوریم تصویری خاص از یک انسان خشن،مزدور،جنایتکار و متقلب به ذهن متبادر می شود و تقریبا این موضوع در ذهن تمامی افراد دنیا ثابت است گویی فقط متقلبین و فتنه گران بر روی زمین این دسته از افراد هستند اما می بایست غیر از مباحث اجتماعی که این واژگان اغلب در باب چنین موضوعاتی بحث می شود بنظر لازم است در عرصه های دیگری هم از این واژه استفاده شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
یکی از این عرصه ها سیاست و مباحث مربوط به آن است.شاید غیرمنتظره و جای سوال باشد که آیا در سیاست هم مگر مفسد فی الارض موجود است و چگونه این موضوع امکانپذیر می شود؟!! بله دقیقا نکته همینجاست که در سیاست کسانی فتنه گر و مفسد فی الارض هستند که نه قانون اساسی را با تفسیر شورای نگهبان می پذیرند و نه فصل الخطاب بودن سخنان رهبری را قبول داشته باشند.
امام خمینی(ره) در جمله ای تاریخی در اوایل انقلاب در ۱۸ خرداد سال ۱۳۶۰ در دورانی که خیانت ابوالحسن بنی صدر اولین رییس جمهور خائن و فراری ایران بر همگان آشکار شده بود با این مضمون فرمودند آن کسانی که می گویند رای شورای نگهبان کذا و کذاست مفسد فی الارضند.امام در جمله ای دقیقا با همین محتواعرض کردند:مجلس اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت،هیچکس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید.من نمی گویم رای خودش را نگوید،بگوید اما اگر بخواهد فساد کند به مردم بگوید که رای شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا این فساد است و مفسد است،یک همچون آدمی تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.
یا امام در صحبتی دیگر به دست اندرکاران و اعضای شورای نگهبان گفتند:اگر صد میلیون آدم،اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه ی آنها حرفی میزنند که برخلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید ولو اینکه تمام بر شما بشورند.انبیا هم همینطور عمل می کردند.مثلا موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این عمل کرد؟مگر موافقی داشت؟
با توجه به فحوای سخنان امام خمینی اینطور مشخص می شود که این سخن امام نه فقط مربوط به آن دوران بلکه در باب جایگاه حقوقی این نهاد انقلابی است و هیچ ربطی به زمان و مکان و یا فرد خاصی ندارد که اگر چنین بود امام قطعا توصیه هایی را هم مطرح می کردند تا زمینه ی سوءاستفاده برای آیندگان نباشد مانند بسیاری از سخنرانیهای وی که چراغ راه موضوعی را برای آینده روشن کردند.پس واضح است که نهادی چون شورای نگهبان هم از این قاعده مستثنی نیست.
حال غیر از این مباحث،متاسفانه در هر دوره ای از انتخابات خصوصا از مجلس ششم به این سمت هرباره تجدید نظرطلبانی که عملا فرقی با منافقین و ضدانقلاب ندارند و جریان اصلاحات هم به نوعی داخل چنین گروههایی هستند مگر اینکه خلاف آنرا ثابت کنند،در صورت عدم احراز صلاحیت و تایید نشدن از نهاد شورای نگهبان کوس اعتراض و تهدید نظام را به بهانه های واهی سر می دهند.جریان اصلاحات که ید طولایی در این قضیه دارد هربار با بریده کردن سخنان امام و رهبری خصوصا در سخنان اخیر ایشان در ۱۹ دیماه سعی در فتنه گری دارد.
جریان تجدید نظر طلب اخیرا در سراسر کشور منجمله شهر قزوین به طور یکپارچه پس از اعلام نتایج اولیه ی شورای نگهبان در باب احراز صلاحیتها پس از اینکه با عدم احرازهای گسترده روبه رو شدند مرتب این جمله ی رهبری را می گویند که ایشان فرمودند:هرکسی حتی اگر نظام را هم قبول ندارد در انتخابات شرکت کند چرا که کشور متعلق به همه است و رای مردم حق الناس است.
اگرچه این جمله ی رهبری پیچیده نبوده و بنظر تحلیل خاصی را نمی طلبد اما برای واکاوی و عدم تفسیر به رای باید گفت این جمله هیچ ارتباطی با تاییدیه های شورای نگهبان نداشته و رای و احراز صلاحیتها هم در چارچوب قانون با همین سازوکار استصوابی فعلی معنا می شود.اگرچه رهبری گفتند که رد صلاحیتها مسئله ی کوچکی نیست مراقب باشید حق کسی ضایع نشود ولی انصافا از کجای این جمله چنین برداشت می شود که افرادی که مد نظر جناح خاصی است مخاطب سخنان رهبر هستند؟! چرا عده ای فتنه گر با این نهضت گسترده ی ثبت نام و عدم احراز صلاحیتشان قصد فشار روانی و سیاسی به شورای نگهبان را دارند؟ قطعا اینکار فتنه گران از زوایای مختلف قابل تحلیل است اما واقعا بررسی نظرات امام در باب شورای نگهبان و پذیرش قانون این افراد پررو را توجیه نمی کند چرا که دنبال توجیه شدن نیستند بلکه همانطور که از واژه ی فتنه گر پیداست اصولا این افراد قصد فساد در زمین را دارند.
قصد این نوشتار محکوم کردن یک جناح از پیش نیست بلکه سخن با اصلاح طلبانیست که از روزهای اولیه شروع کردند به بحثهای حاشیه ای و انحرافی و اظهار نظرات با حب و بغض،و اتفاقا این بحث پذیرش قانون مسئله ی جناحی نبوده بلکه هرکس حتی اصولگرایان هم اگر افرادی نظرات شورا را نپذیرند مشمول جمله ی مفسد فی الارض می شوند.حال این مشکل طیف اصلاحات است که همواره افراد این طیف قواعد دموکراسی که خود شعار آنرا می دهند رعایت نمی کنند و هر دوره به خاطر داشتن سوابق امنیتی ضد نظام و اظهار نظرات دشمن شاد کن مشمول عدم احراز صلاحیت می شوند.این قضیه میدان تره بار نیست که شورای نگهبان مثلا مانند ترازو در سمتی وزنه قرار داده و در طرف دیگر میوه که همسان شود و با این منطق هم از طیف اصلاحات عده ای را رد و تایید و هم از طیف اصولگرا اینکار را انجام دهد.
بماند که اکثر کسانی که در شهرهای تهران،قزوین و شهرهای دیگر رد صلاحیت شدند همگی یا جزء نمایندگان متحصن مجلس ششمی بودند و یا در فتنه ی ۸۸،فعال علیه نظام و یا اظهار نظرات خلاف نظام را انجام دادند.قصد،طرفداری متعصبانه از طیف اصولگرا نیست اما چرا این افراد پاسخ نمی دهند مگر افرادی که در طیف اصولگرایی و حتی مستقل در مرحله ی اول در هیئت اجرایی تهران که وابسته به دولت است تایید نشدند و درعوض چهره های محکوم کیفری و امنیتی تایید شدندهیچ آشوب آفرینی نکردند و اگرچه معترض بودند اما پیگیر شکایت خود از طرق قانونی هم بودند و حالا شاید بگوییم نباید همان اعتراض رسانه ای هم می کردند اما در عوض بارها نظر شورا که نظر نهایی است را حجت دانسته و از قبل آنرا ملاک می دانستند که چه تایید بشوند و چه تایید نشوند مر قانون می بایست پذیرفته شود.اتفاقا اعتراض علیه هیئتهای اجرایی و هر نهاد دیگری چون شورای نگهبان در چارچوب قانون پذیرفته است و بارها شده است که در نتیجه ی اعتراضات ترتیب اثر داشته شده است اما سخن در باب فصل الخطاب بودن نظر شوراست که عده ای هیچگاه آنرا تمکین نمی کنند.حتی تمکین نکردن به نظر هیئتهای اجرایی خود به تنهایی مانعی ندارد چرا که روش احراز صلاحیتها سه مرحله دارد و آخرین نهادی که حرف آخر را می زند شوراست پس نمی توان آنجایی که در تاییده ها مانند انتخابات ریاست جمهوری در دوره ی نهم سال ۱۳۸۴ با حکم حکومتی رهبری،مصطفی معین پس از عدم تایید شورا تایید شد و در انتخابات سال ۹۲،آقای هاشمی رفسنجانی رد شده ولی در کنار آن آقای روحانی تایید شدند و همینطور تایید محمدرضا عارف کلاه خود را به هوا پرتاب کرده و قانون را بپذیریم و شعور سیاسی را با انتخاب فردی چون روحانی به سمت ریاست جمهوری از آن ملت فهیم ایران و طیف اصلاحات در نظر بگیریم ولی در مقابل در انتخابات سال ۸۸ انتخاب محمود احمدی نژاد آنرا نتیجه ی عقب ماندگی مردم ایران و بی قانونی نهادهای حکومتی بدانیم.
طیف تجدید نظرطلب و وابستگان آنها اینقدر وقیح اند که وقتی در انتخابات ۹۲ عرض شد که اگر در سال ۸۸ تقلب شده بود چطور می شود در سال ۹۲ از وزارت کشور دولت احمدی نژاد شخص حسن روحانی از صندوقها بیرون می آید و کلا در هر دوره ای از دولتی با یک نگرش خاص دولتی دیگر بیرون می آید پاسخ مفسدانه ی آنها این است که اگر اعتراضات ما در سال ۸۸ نبود باز هم حق ما را می خوردند!! اما اگر بر فرض محال تسامحا چنین استدلال شاذی را بپذیریم چه پاسخی برای این دارند که در دولت نهم احمدی نژاد اکثر مدیران وزارت کشور،مدیران زمان معاونت سیاسی سید مصطفی تاجزاده در دولت اصلاحات بودند که وارد این وزارتخانه شده و در برگزاری انتخابات مشارکت داشتند؟
پس معلوم است که در انتخابات سیستمها موثر هستند نه افراد از طرفی ناظرین شورای نگهبان و نهادهای مسئول هم گزارش لحظه به لحظه از حوزه های انتخابی می گیرند و طبق اعترافات خود آقای تاجزاده معاون سیاسی اسبق وزارت کشور در دولت اصلاحات و عباس احمد آخوندی وزیر فعلی راه و شهرسازی که گفتند در انتخابات محال است تقلب شده باشد آن هم یازده میلیون رای.تازه اگر بخواهیم توجیه کنیم که چون تاجزاده در زندان بوده است و در فشار روانی این سخنان را گفته است این سخن آقای آخوندی که نه تنها زندان نرفت بلکه در حال حاضر وزیر هم است در جلسه ی پس از انتخابات سال ۸۸ که وی رییس ستاد میرحسین موسوی بودند در مقابل رهبری تقلب را انکار کردند و گفتند اگر صدبار دیگر هم شمارش آرا بشود رای همان مقدار است و مشکل ما در رفتارهای احمدی نژاد در تبلیغات ریاست جمهوری و نوع برخوردهایش است که آیت الله خامنه ای گفتند خب این مسائل همه به قبل از انتخابات بر می گردد و ارتباطی به بحث تقلب در صندوقها و مباحث حقوقی ندارد.بماند که هیچگاه علنی آنرا بیان نکردند و رهبری هم معترض که چرا به مردم نمی گویند.قطعا واضح است چرا که اگر حقیقت را بگویند آبرویی دیگر ندارند و همین آبروی نصفه نیمه را هم به باد می دهند.
با تمام این اوصاف باید منتظر بود و دید که این افراد فتنه جو در روزهای آتی چه اقداماتی را در سر دارند اما بحمدالله پس از اتفاقات سال ۸۸ نظام به نوعی بیمه شده و مردم گول چنین رفتارهایی را نمی خورند.انشاءالله.
مقام معظم رهبری:نظارت شورای نگهبان در مسائل انتخابات،یکی از مهمترین کارهایی است که انجام می دهد.کار بسیار مهمی است،کار بسیار لازمی است،به جوسازی هایی که علیه اینکار می شود ابدا نباید اعتنایی کرد.البته کار را باید درست انجام داد،به همان اندازه که کار مهم است به همان اندازه سلامت کار مهم است.یعنی باید معیارها را درست فهمید و فقط بر اساس این معیارها قبول یا رد کرد.از این معیارها نباید تخطی شود،کوتاهی هم نباید بشود،غفلت هم نباید بشود.(۲۰/۰۴/۱۳۸۶)
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه