شهری که در 5 دقیقه به خاک و خون کشیده شد

شهری که در 5 دقیقه به خاک و خون کشیده شد
هرکس در حال پیدا کردن پناهگاهی برای خویش بود، فریاد از آن لحظه های استخوان سوز، آن روز دل در تب و تاب بود و تا خط افق در امتدادی خون رنگ، گل و گلاب و تابوت شهیدان دیده می شد 5 دقیقه طول نکشید که شهر سنندج به خاک و خون غلتید و 90 زن و دختر سنندجی به شهادت رسیدند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب دل، هنوز کوچه پس کوچه های شهر سنندج صدای ضجه مادران و در خون غلتیدن جوانان در روز 28 دی ماه را از یاد نبرده است و همچنان یادگارهای آن روز سنندج بر چهره شهر خودنمایی می کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آفتاب دل, آفتاب دل,

 

,

کدام سنندجی است که روز 28 دی ماه و خاطره ی جانبازی های مردم ایثارگر چهارباغ و پیر محمد و بلوار 28 دی را فراموش کند . در جریان این حمله ی وحشیانه ی دشمن تعداد کثیری از مردان و زنان و جوانان غیور در دفاع از انقلاب اسلامی شربت شهادت نوشیدند .

,

 

,

  آن روز، روز قحط باران و روز مرگ اقیانوس ها بود ، آن روز انگار که رنگین کمان عشق سر درآورده بود و شوقی دیگر در دل مردم به وجود آمده بود و باد مژده ی رفتن کبوتران عشق به خدا را می داد .

,


 
شهر شور و حال دیگری داشت مردم مثل روزهای قبل در تکاپو و تلاش و کوشش برای زندگیان بودند آفتاب به وسط آسمان نیلگون که رسید صدای دلنواز اذان روحیه ی دیگری به شهر و مردم بخشید .

,
,
,


هنوز چند ساعتی از ظهر نگذشته بود که صدای خفاشان و عقاب های غول آسای دشمن مزدور به گوش رسید .

,
,


هرکس در حال پیدا کدن پناهگاهی برای خویش بود .فریاد از آن لحظه های استخوان سوز.آن روز دل در تب و تاب بود و تا خط افق در امتدادی خون رنگ ، گل و گلاب و تابوت شهیدان دیده می شد .

,
,


 
شهیدان رفتند و ما در غریبی ماندیم و شرمنده گشتیم و از حسرت بی نصیبی و از مرگ شرمسار گشتیم آنها که پرواز آغاز پیوندشان بود رفتند .

,
,
,


 شهادت 90 بانوی سنندجی در 5 دقیقه
آری از روز 28 دی ماه سال 65 می گوییم همان روزی که در شهرمان سنندج ، آلاله های فراوانی پر پر شدند ، روزی که تاریخ کردستان برای همیشه آن را در حافظه اش ثبت و ضبط کرده است .
 
کدام سنندجی است که روز 28 دی ماه و خاطره ی جانبازی های مردم ایثارگر چهارباغ و پیر محمد و بلوار 28 دی را فراموش کند . در جریان این حمله ی وحشیانه ی دشمن تعداد کثیری از مردان و زنان و جوانان غیور در دفاع از انقلاب اسلامی شربت شهادت نوشیدند .
 
در 28 دی ماه 1365 ، 220 نفر از مردمان کرد سنندج بر اثر بمباران هوایی حکومت بعث عراق به شهادت رسیدند که از این تعداد 90 نفر از آنان زنان و دختران سنندجی بودند،  این روز به عنوان یکی از نمونه‌های مقاومت مردم ایران در تاریخ این مرز و بوم ثبت گردیده است و در این حمله 13 نقطه شهر سنندج از جمله آپارتمان‌های مسکونی میدان شهرداری، خیابان فلسطین، چهارباغ، پیرمحمد، خیابان انقلاب، اکباتان و میدان لشکر در این روز مورد حملات و آماج هواپیماهای رژیم بعث قرار گرفتند که بر اثر آن حدود 220 نفر شهید و 200 مجروح در خاک و خون افتادند و هنوز هم صدای ضجه مادران و در خون غلتیدن جوانان فراموش نشده است.

,
,  شهادت 90 بانوی سنندجی در 5 دقیقه,
,
,
,
,
,


زندگینامه شهید شهناز وکیلی تجره
دهم شهریور ماه سال یک هزار و سیصد و چهل و چهار در شهر سنندج دیده به جهان گشود مادرش سعادت خانه دار و پدرش عبدالمجید کارمند اداره ی راه و ترابری سنندج بود که با کار و تلاش شبانه روزی هزینه ی خانواده اش را تأمین نمود .
 
دوران کودکی شهناز با بهره مندی از دلسوزی و احساس مسئولیت پدر و مادری مهربان سپری شد . با رسیدن به سن مدرسه و طلب علم و دانش ، به دلیل وضعیت نا مناسب مالی و نبود امکانات آموزشی از آموختن سواد محروم ماند و از زمانی که خودر ا شناخت به خانه داری مشغول گردید .
 
او دختری عفیف و پاکدامن و پایبند به انجام فرائضات دینی بود که در سال 1363 به عقد آقای غلامعلی زارعی درآمد .
 
 
اولین فرزند آنها در تاریخ4 بهمن 64 پا به عرصه ی وجود نهاد و پایه های زندگی مشترک آنها را مستحم تر گردانید . سرانجام یکسال بعد در تاریخ 28 دی  سال 65 در جریان بمباران هوایی شهر سنندج توسط هواپیمای رژیم بعث عراق به همراه مادرش سعادت ، خواهرش شیوا و فرزند خردسالش نینا هدف ترکش بمب قرار گرفتند و به در جه ی رفیع شهادت نائل آمدند .

, ,
, زندگینامه شهید شهناز وکیلی تجره,
,
,
,
,
,
,
,
,

, ,

شهادت فرزند در آغوش پدر
عباس فاتحی در سوم شهریور 1134 در روستای احمد آباد کامیاران چشم به جهان گشورد، پدر و مادرش به عشق علمدار کربلا نام او را عباس نامیدند، در سال 53 به خدمت سربازی و در سال 57 همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ازدواج و در اداره کار مشغول به فعالیت شد، ثمره ی زندگیمان 2 دختر و یک پسر بود که  در 28 دی ماه 65 مورد آماج حملات هوایی قرار گرفتند و دخترش پروین زمانی که تنها 3 سال بیشتر نداشت در آغوش پدرش به سعادت ابدی پیوست.

, شهادت فرزند در آغوش پدر,
,


انسیه خیرآبادی همسر و مادر شهید فاتحی می گوید: روز 28 دی سال 1365 همسرم چند ساعتی بود که از سرکار برگشته بود او در اداره کار مشغول به فعالیت بود، وسایل عروسی برادر شوهرم در منزل ما بود قرار بود که فردای آن روز در عروسی باشیم یک دفعه صدای هواپیماهای رژیم بعث آمد همه ی ما به پایین ساختمان آمدیم آن موقع ما در خیابان ادب شهر سنندج ساکن بودیم من تازه 13 روز بود که برای پسر کوچکم زایمان کرده بودم، همسرم دختر 3 ساله ام پروین را در آغوش گرفت وقتی به پایین ساختمان رسیدیم همسرم و دخترم بر اثر ترکش بمب رژیم بعث عراق به شهادت رسیدند همسر برادرم و برادر شوهرم نیز در کنار ما زخمی و زمانی که به بیمارستان رسیدیم آنها هم نیز به شهادت رسیدند.

,
,


انتهای پیام/

,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه