به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از فرهنگ کده ، نام بندر عباس که در شهرهای دیگر برده می شود نخستین چیزی که به ذهن مردم آن جا ها می رسد بندر شهری با مردم مرفه، کنار دریا، مرکز اجناس مختلف خارجی با قیمت ارزان، بازار اوزی ها و لاری ها محشر است و ماهی هم که فراوان است و فسفر بدنشان زیاد می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , فرهنگ کده , ، نام بندر عباس که در شهرهای دیگر برده می شود نخستین چیزی که به ذهن مردم آن جا ها می رسد بندر شهری با مردم مرفه، کنار دریا، مرکز اجناس مختلف خارجی با قیمت ارزان، بازار اوزی ها و لاری ها محشر است و ماهی هم که فراوان است و فسفر بدنشان زیاد می شود.,
توجه کرده اید که اگر به شهر سیرجان یا شیراز می روید و سوار تاکسی می شوید باید آماده بشوید تا راننده از تو سوال کرد اهل کجایی طوری جواب دهید و تقیه کنی که فکر بندری بودن را از سرش بیرون کند چون اگر بگوید بندرعباس بلافاصله می گوید چه جایی خوبی پس وضعتان خوب است.
,
,
اگر کمی سیه چرده باشی جواب دادن سخت می شود و باید خیال آنها را به اطراف بندرعباس و یا در صورت لزوم به سمت و سوی بوشهر کشاند.
,
نزدیک بودن بندر عباس در مراوده با شیخ نشینان امارات به ویژه دبی، به تعبیری دوران طلایی بازار اوشینی ( باز بودن راه دریا ) در دهه شصت و هفتاد، ظهور پروژه های غول آسای پی در پی در غرب بندر از قبیل اسکله شه بندر ( شهید رجایی )" نیروگاه حرارتی ۳۲۰ ×۴ مگاواتی بندر عباس و صنایع فولاد، از پیش از انقلاب و شرکت آلمینیوم المهدی، صنایع فولاد و پالایشگاه هشتم کشور ( مهمترین پالایشگاه خاورمیانه )، شرکت کشتی سازی از بعد از انقلاب با حصورشرکت های بین المللی قدری همچون ایتال کو، چی آی ای سیکوم ( ایتالیا ) ' براون اند روت ( آمریکا ) از پیش از انقلاب و هیوندای (کره ) ، چیودا ( ژاپن ) از بعد از انقلاب،نام بندر عباس بر سر زبانها افتاد.
,
در نتیجه ی جنگ تحمیلی ایران و عراق و از رونق افتادن بندر خرمشهر و آبادان اسکله ی شهید رجایی رونق گرفت و طرح گسترش پالایشگاه با نام ستاره ی خلیج فارس شتاب بیشتری به خود گرفت.
,
,
اینها دلایلی بوده و هست تا نام بندرعباس بر سر زبانها بیفتد و بندری ها مردمان مرفه یاد کنند و غافل از اینکه بندرعباس به مثابه یک حکومت ملوک الطوایفی در عرصه ی پروژه های بزرگ به حیات اقتصادی خود ادامه داد و در هریک از این پروژه ها چه در هنگام ساخت و چه در هنگام تحویل هژمونی قومیت های گوناگون غیر بندری دست بالا داشته و دارند.
,
,
,
با تعطیل شدن بنادر خرمشهر و شهر آبادان برادران خوزستانی ما هم با سوابقی که در کار بندری داشتند به بندر عباس کوچ کرده و امورات بندری و کشتیرانی را در دست گرفته و با وجود پایان یافتن جنگ هشت ساله ، آنها که در خانه هایی موسوم به مهاحرین اسکان یافته بودند دیگر در بندر بومی شدند و همچنان بر مسند امور ماندند.
,
تا پیش از انقلاب به دلیل آغاز شدن همزمان پروژهای غول آسا از اوایل دهه پنجاه مشکلی به نام بحران بیکاری نبود و حتی کشاورزان روستایی نیز زمین و ارباب را رها می کردند و به بندر عباس می آمدند تا از دستمزد بهتر پروژه های عمرانی بهره مند گردند.
,
,
کارهای بندری عموما در دست بومی ها بود و کسانی مانند عبدالرسول کبابی و میرهاشم شمس نبض امور بندری و گمرک را در دست داشتند و حاجی قدسی پدر حسین قدسی ( کارلوس ) از فورمن و ریگر های ماهر تخلیه بارگیری بود.
,,
افرادی مانند عبدالله خشتودی، عبدی؟ و ارسلان عطایی از مترجم های مشهور شناخته شده در امور بندری و دریایی بودند و ما آن زمان دهه پنجاه که دانش آموزبودیم تابستانها با کار در اسکله برای بازشماری کشتی ها سرگرم می شدیم.
,
بحران بیکاری در بندر عباس از زمانی فرا گرفت که به دنبال بحران بیکاری در دیگر شهرستانها شاهد مهمان های ناخوانده با ذهنیت بندر عباس به عنوان قبله ی امال کار هجوم آوردندو از کانالهایی که رابطه داشتند به طور نامحسوس به کار گمارده شدند.
,
,
,
علت آن هم نتیجه ی جنگ هشت ساله که کم و بیش شهرهای نیمه ی غربی ایران حتی تهران در تیررس موشک های عراق بودند و بندر عباس به دلیل موقعیت ویژه و نیز دور از تیررس جنگ جایی امن برای جویندگان کار گردید که حتی جمعی قابل توجه برای کرایه کشی با خودروهای خود به بندر سرازیر بشوند و شب ها سر بر بالین خودروی خود بگذارند و تا هنوز هم این پدیده با شدت و حدت بیشتری مشهود است با اینکه بعد از جنگ، سایه تحریم ها هم کسادی تولید و صنعت را رقم زد مزید بر علت شد.
,,
بندر عباس آنچنان به بهشت کار تصور شد تا ساخت و سازهای شتاب گونه در سطح شهر به امید اینکه روزی منطقه ی آزاد گردد، صورت پذیرد و خیل جویندگان کار بنایی و کارگری نیز به بندرعباس هجوم آورند تا همین کارها نیز بومیان از انجام آن بر حذر داشته شود و نیز این موج مهاجرت چنان شهر را اشباع نماید تا همین مهمانان ناخوانده نیز به سرابی گرفتار آیند.
,
,
بیتوته کردن این مهاجرین کار جو را می شود در چهار راه نخل ناخدا، ایستگاه خاوران ، میدان یادبود ، سه راه برق ، پل خواجو و میدان شاه حسینی و اتوناج را به وضوح دید.
,
بیکاری بومی ها در این بازار مکاره به طور نامحسوس از دیده ها پنهان است و جوانانی که سر در گنج خانه و کوچه پس کوچه های محله گذاشته اند و تحصیل کرده هایی که اینجا و آنجا نام نویسی کردند تا کی بخت یار گردد یا رابطه ای پیدا شود که در کاری قبول شوند.
,
,
وجود شرکت های واسطه گر پیمانکار که از دهه ی هفتاد مرسوم شد دست صاحبان این شرکت ها را برای قبیله گرایی و به کارگماری اعوان و انصار خود را باز گذاشت و این هم مزید بر علت شد.
,
,
همچنان اگر بندری به شهرستان های به اصطلاح سرحدی برود به قول محلی ما نو نبادا بگوید بندری هستم که قیمت رویش می گذارند آری به قول معروف کیفش قنبر کند و جورش کسی دیگر بکشد.
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه