مدیریت گلایه و عجز!
این سپاهان، یک پایش میلنگد
اینکه مدیرعامل باشگاهی که در حال حاضر در لیگ قهرمانان آسیا به شمار میرود، در مصاحبههای خود ادبیاتی اتخاذ کند که از او انتظار نمیرود، مسئلهای است که در دوره مدیریت جدید باشگاه سپاهان به خوبی به چشم میخورد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از میدان نیوز، آنهایی که سپاهان همین چند سال پیش را خوب به یاد دارند، هرچقدر هم بخواهند مسائل مختلف را نادیده بگیرند، نمیتوانند بپذیرند باشگاهی که در سالهای گذشته، اصلِ اصلِ یک باشگاه تراز اول ایرانی به شمار میرفته، حالا با رفتارهای مدیرانش به باشگاهی تبدیل شده که خیلیها برایش تره هم خرد نمیکنند.
باشگاهی که حتی اگر قهرمانی هم بیاورد، به دل طرفدارانش نمیچسبد و حتی اگر خود را تیم اول اصفهان هم بخواند، باز هم نمیتوان گفت که این سپاهان، همان تیم قبل است.
,
به گفته بسیاری، سپاهان دهه هشتاد، دلچسبترین تیم سالهای چندین سال آن به شمار میرفت و اگرچه در سالهای حضور قلعهنویی، به نوعی تیم از حضور بازیکنان اصفهانی و البته یکی از وظیفههای اصلی خود که بازیکنپروری بود، دور شد اما در دیگر سالها، همواره نماد یک تیم بسیار دوستداشتنی و البته دارای ساختار به شمار میرفت.
,مدیران قبلی سپاهان، با حمایت کارخانه و البته ثبات مدیریتی موجود، از یک “تیم” شهرستانی دسته چندمی، باشگاهی ساختند که تا سالها، حرفهایی برای گفتن داشت و به گفته بسیاری، حتی اگر حالا هم به جایی میرسد، از صدقهسری دوران گذشته است.
,حالا اما سپاهان با آن باشگاه قبل، زمین تا آسمان فرق دارد. باشگاهی که نماد ثبات و مدیریت خوب بود، در عرض دو سال، چهار مدیرعامل عوض میکند، مربیان مختلفی را در معرض آزمایش میگذارد و دیگر نشانی از دوران افتخارآمیز گذشته خود ندارد.
,هیچگاه یاد نداریم که در دوره حضور محمدرضا ساکت_البته به استثنای دورانی که با حضور حسینی، شرایط این باشگاه بحرانی و البته به جدایی ساکت نیز منجر شد_ اعضای هیئت مدیره باشگاه در سطح مدیرعامل اظهار نظر کرده و یا وارد عرصه تصمیمگیری خاص شوند! همانطور که در باشگاههای مطرح دنیا وجود دارد، همه تحت مدیریت مشورتی عمل کرده و در نهایت، مدیرعامل باشگاه به عنوان نماینده هیئت مدیره، دست به اقدام میزد.
,حالا اما انگار این موضوع در باشگاه اصفهانی برعکس شده و نقش اعضای هیئت مدیره بیشتر از مدیرعاملی است که باید همه این وظایف را او بر دوش بکشد!
,یاد نداریم در دوران گذشته، یک بازیکن برای مدیران باشگاه تعیین تکلیف کند و یا در انتخاب سرمربی نقش داشته باشد. بازیکنی که پس از آن، هرچه دوست داشته باشد، بر زبان آورد و در نهایت، آب از آب هم تکان نخورد.
,همه به یاد دارند که در قضیه انتخاب دراگان اسکوچیچ به عنوان سرمربی سپاهان، سپاهان چگونه بازیچه دست این سرمربی شد و در نهایت او، ماندن به فولاد را ترجیح داد.
,مسئله مهدی شریفی اگر در هر باشگاهی اتفاق میافتاد، قطعاً با اعتراض خیلیها مواجه میشد اما سئوال اینجاست حال چه شده که این بازیکن به یک باره از دانشگاه انصراف میدهد و اعلام میکند که دیگر امکان بازی کردن در سپاهان را ندارد! موضوع وقتی جالبتر میشود که این بار هم مدیران سپاهان ترجیح میدهند موضعی منفعلانه در قبال موضوع اتخاذ کنند و صرفاً به گلایه از باشگاه رقیب و البته رضایت دادن به موضوع حضور شریفی در تراکتورسازی اکتفا میکنند.
,ناتوانی مدیران سپاهان در نگه داشتن بازیکنی چون رسول نویدکیا که ابتدا علاقمند به جدایی از این تیم نبوده اما به یک باره به دنبال جدایی از سپاهان بر میآید، از دیگر مسائل است. مشخص نیست که چرا مدیرعامل باشگاه به جای اینکه موضوع درخواست استقلال را به سرمربی تیم خود ارجاع دهد، از خود بازیکن در این زمینه نظرخواهی میکند و سئوال اینجاست که آیا نظرات تاکتیکی و برنامههای استیماچ برای مدیران سپاهان اهمیتی ندارد؟
,اینکه مدیرعامل باشگاهی که در حال حاضر در لیگ قهرمانان آسیا به شمار میرود، در مصاحبههای خود ادبیاتی اتخاذ کند که از او انتظار نمیرود، مسئلهای است که در دوره مدیریت جدید باشگاه سپاهان به خوبی به چشم میخورد و انگار تیم جدید مدیریتی، نمیدانند که در کجا وارد کار شدهاند.
,اگرچه سپاهان این روزها در شرایط چندان مساعدی نیست و اگرچه مشکلات مالی، بر بخش عمدهای از مسائل پیرامون سپاهان تأثیرگذار بوده اما نباید فراموش کرد که طلاییپوشان اصفهان میراثدار دوران پرافتخاری هستند که هنوز هم، نهتنها در اذهان مردم اصفهان، بلکه در ذهن همه مردم باقی مانده است.
,این باشگاه اصفهانی هنوز هم الگوی باشگاهداری سرخابیهای تهران و دهها تیم دیگر در سطح کشور به شمار میرود و شاید بهتر باشد که مدیران سپاهان در زمینه رفتار، ادبیات و نحوه مدیریت خود، تجدید نظر داشته باشند چراکه تداوم شرایط کنونی، سپاهان را باز هم از آنچه امروز هست، پائینتر میبرد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه