نوشته انتقادی اجتماعی یک فعال فرهنگی در فریدن:
دنیای شیرین نامزدی
نامزد که شدی از حال همه با خبر می شوی، اصلا خیلی خبرهای بد هم برایت خوش خبری می شود، قشنگ ترین اعداد برایت می شود سه و هفت و چهل و…تا بروی مجلس ترحیم ، همدرد شوی، تسلی بدهی. نامزد که باشی حتی می دانی که چه کسی مریض شده و تا کی زنده می ماند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فریدن نا، شیرینی دوران نامزدی، البته نامزدی نمایندگی مجلس، در این دوره چنان کششی داشت که تعداد ثبت نام کنندگان را به طرز چشمگیری افزایش داد که خیلی هم خبر مسرت بخشی بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فریدن نا،,اما شاید یکی از دلایل این استقبال این باشد که در این دوران کوتاه، دنیا یک جور دیگری می شود. همه چیز رویایی می شود، مثل فیلم می شود و کاندیدا می شود بازیگر نقش اول. می شود قهرمان فیلم.
نامزد که شدی از حال همه با خبر می شوی، اصلا خیلی خبرهای بد هم برایت خوش خبری می شود، قشنگ ترین اعداد برایت می شود سه و هفت و چهل و…تا بروی مجلس ترحیم ، همدرد شوی، تسلی بدهی. نامزد که باشی حتی می دانی که چه کسی مریض شده و تا کی زنده می ماند.
نامزد که باشی، غم کشاورز را می فهمی، «گل » بکاری و «پوچ» برداری را می فهمی، انتظار را می فهمی، گرفتاری را می فهمی «خرید» را میفهمی و می خواهی زندگی اش را «تضمین» کنی.
نامزد که شدی خودت را جای کارگر می گذاری، تا بیماری را بفهمی، فقر را بفهمی. دردش را بفهمی و درمانش شوی، بعد هم برایش درمانگاه می سازی، بیمه اش می کنی، حق و حقوق ضایع شده اش را باز می ستانی، البته … «غم نان اگر بگذارد». خودت را جای کارگر که می گذاری تازه می فهمی که چراز «عید» بدت می آید.
تازه می فهمی که نداری یعنی چه، شرم از نگاه به چشمان معصوم دختر کوچکت، از ناتوانی در خرید رخت و لباس شب عید یعنی چه، تازه می فهمی که شنیدن بوی عید، بوی گل، دیدن ماهی قرمز وسط یک حوض آب…. چرا حالت را به هم می زند.
نامزد که شدی دیگر نمی گذاری در هیچ خانه ای ، بچه هایی که جان پدر و مادرشان را به لب رسانده اند تا بروند دانشگاه و مدرک بگیرند، حالا، به جای اینکه روزها کار کنند و شبها آرام بخوابند، شبها، تا نیمه های شب «تلگرام» بازی می کنند و روزها می خوابند و خواب آرامشان تا لنگ ظهر می شود عذاب مادر. و تو قهرمانشان می شوی تا برایشان کار بسازی!
کاندیدا که می شوی انگار حالت خوبتر می شود، حتی خانه ات را می فروشی، قرض و قوله می کنی تا غمی از چهره ای بزدایی یا اشکی را پاک کنی یا مرهم زخمی شوی! دلت برای همه تنگ می شود، هوایشان را می کنی، تلفن شان را پیدا می کنی و زنگ می زنی و زنگ می زنی و…تا بگویی که دلواپس شان هستی تا بفهمند که کسی هست که دلواپس شان است.
نامزد که شدی مهربان می شوی، لبخند می زنی، احترام می گذاری، . نامزد که می شوی، امید می آوری حالت خوب می شود.
کاش همه نامزد می شدیم، کاش همه نامزد می ماندیم.
____________
انتهای پیام/
اما شاید یکی از دلایل این استقبال این باشد که در این دوران کوتاه، دنیا یک جور دیگری می شود. همه چیز رویایی می شود، مثل فیلم می شود و کاندیدا می شود بازیگر نقش اول. می شود قهرمان فیلم.
,
نامزد که شدی از حال همه با خبر می شوی، اصلا خیلی خبرهای بد هم برایت خوش خبری می شود، قشنگ ترین اعداد برایت می شود سه و هفت و چهل و…تا بروی مجلس ترحیم ، همدرد شوی، تسلی بدهی. نامزد که باشی حتی می دانی که چه کسی مریض شده و تا کی زنده می ماند.
,
نامزد که باشی، غم کشاورز را می فهمی، «گل » بکاری و «پوچ» برداری را می فهمی، انتظار را می فهمی، گرفتاری را می فهمی «خرید» را میفهمی و می خواهی زندگی اش را «تضمین» کنی.
,
نامزد که شدی خودت را جای کارگر می گذاری، تا بیماری را بفهمی، فقر را بفهمی. دردش را بفهمی و درمانش شوی، بعد هم برایش درمانگاه می سازی، بیمه اش می کنی، حق و حقوق ضایع شده اش را باز می ستانی، البته … «غم نان اگر بگذارد». خودت را جای کارگر که می گذاری تازه می فهمی که چراز «عید» بدت می آید.
,
تازه می فهمی که نداری یعنی چه، شرم از نگاه به چشمان معصوم دختر کوچکت، از ناتوانی در خرید رخت و لباس شب عید یعنی چه، تازه می فهمی که شنیدن بوی عید، بوی گل، دیدن ماهی قرمز وسط یک حوض آب…. چرا حالت را به هم می زند.
,
نامزد که شدی دیگر نمی گذاری در هیچ خانه ای ، بچه هایی که جان پدر و مادرشان را به لب رسانده اند تا بروند دانشگاه و مدرک بگیرند، حالا، به جای اینکه روزها کار کنند و شبها آرام بخوابند، شبها، تا نیمه های شب «تلگرام» بازی می کنند و روزها می خوابند و خواب آرامشان تا لنگ ظهر می شود عذاب مادر. و تو قهرمانشان می شوی تا برایشان کار بسازی!
,
کاندیدا که می شوی انگار حالت خوبتر می شود، حتی خانه ات را می فروشی، قرض و قوله می کنی تا غمی از چهره ای بزدایی یا اشکی را پاک کنی یا مرهم زخمی شوی! دلت برای همه تنگ می شود، هوایشان را می کنی، تلفن شان را پیدا می کنی و زنگ می زنی و زنگ می زنی و…تا بگویی که دلواپس شان هستی تا بفهمند که کسی هست که دلواپس شان است.
,
نامزد که شدی مهربان می شوی، لبخند می زنی، احترام می گذاری، . نامزد که می شوی، امید می آوری حالت خوب می شود.
,
کاش همه نامزد می شدیم، کاش همه نامزد می ماندیم.
____________
, کاش همه نامزد می شدیم، کاش همه نامزد می ماندیم.,
, , علی اصغر براتی,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه