logo
چهارشنبه 08 مهر 1405 | چهارشنبه 30 سپتامبر 2026 |
اخبار داغ
  1. استانبول با پیمانکار جدید پرواز می‌کند/ چین زیر بار تحریم نرفت
  2. میناب فراتر از تندیس و پوستر آزمون بلوغ سینمای ایران در مواجهه با سوگ ملی
  3. بازدید از خط تولید، درد را درمان نمی‌کند/ تا نقشه راه بلندمدت نداشته باشیم، بازار خودرو روی آرامش را نخواهد دید
  4. ایران به دورانی که دشمن، آرزویش را دارد باز نخواهد گشت/چرا برخی ایران را چهارمین ابر قدرت می دانند؟
  5. نتانیاهو از ایران به‌عنوان خوراک تبلیغاتی و انتخاباتی استفاده می‌کند
  6. مولانا؛ شوالیه‌ مدارا در اقلیم عقل و شمشیر
  7. نمایش ضعیف و نومیدکننده تیم ملی در روسیه؛ باخت بدون حتی یک موقعیت!
  8. آخرین صورت مالی کدال؛ هزاران میلیارد پول بیمه‌شدگان هدر رفت/ انتقاد از مدیریت میدری بر بزرگ‌ترین هلدینگ کشور
  9. عمق الیگارشی در یک سریال مثلاً عاشقانه
  10. چشم‌انتظاری در برجک‌های مه‌آلود؛ روایت جوانانی که در شب‌های اضطراب و آتش، سپر بلای خاک شدند
  11. جنگ مقطعی است، اما دانشگاه ماندگار و زاینده/ "تمدن سازی" از جاده دانشگاه، راهبرد رهبر شهید
  12. «دانشجو» در مکتب رهبر شهید؛ از تولید علم تا ساختن آینده ایران
  13. سید حسن نصرالله با مدیریت خود به قهرمان امت عرب و جهان اسلام تبدیل شد
  14. سقوط و صعود؛ واکاوی موج بازگشت هنرمندان به وطن
  15. واکاوی تطور فکری و سلوک عرفانی شمس تبریزی؛ از تبریز تا قونیه
  16. بر اساس محاسبات الهی، ایران قدرت اوّل جهان است
  17. هلاکت عناصر داعشی در درگیری با نیروهای امنیتی عراق
  18. تأخیر در ترخیص کالاهای اساسی و تحمیل هزینه به مردم قابل قبول نیست/ قوه قضاییه در صیانت از حقوق عامه با جدیت ورود خواهد داشت
  19. مذاکره در کار نیست؛ آمریکا لاف می زند/ موج‌ سواری های ترامپ و بسنت گره گشای تنگه هرمز نیست!
  20. تئاترِ عریان، اخلاقِ پنهان؛ روایتِ یک گسستِ نامرئی در تئاتر

به مناسبت گرامی داشت یاد شهید ورزشکار، مجتبی کرمی منتشر می شود؛

سلسله خاطرات شهید کرمی از زبان برادر(2)/ دل کندن از سه ساله خود برای دفاع از حرم بی بی سه ساله

سلسله خاطرات شهید کرمی از زبان برادر(2)/ دل کندن از سه ساله خود برای دفاع از حرم بی بی سه ساله
به مناسبت گرامی داشت یاد شهید ورزشکار، مجتبی کرمی، سلسله خاطرات این شهید و سایر شهدای مدافع حرم در ویژه نامه ای منتشر خواهد شد که بخش دوم آن را در ادامه می خوانید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ادامه گفتگوی خبرنگار همدان ورزش با جناب آقای یونس کرمی برادر شهید کرمی را در ادامه می خوانید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, همدان ورزش,

مجتبی دیگر تاب ماندن را نداشت و  به نوعی مبارزاتی که هرچند کوتاه در مرز های غربی کشور انجام می داد دیگر او را راضی نمی کرد و در وجودش اضطرابی  بود برای رفتن.

اما رفتن به کجا؟ به جایی که شاید دیگر هیچ بازگشتی درکار نباشد و دیگر کسی تماس های مجتبی از مرز در هنکام عید را دریافت نکند.

رفتنی که دیگر ریحانه همان دختر سه ساله مجتبی، دیگر با انجام آن از سوی پدر شاید دیگر هیچ گاه دست نوازش او را بر سر احساس نکند و برای همیشه نام فرزند شهید را با خود داشته باشد.

تصمیم سخت است، تصمیمی که می تواند زندگی شخصی و آینده یک خانواده و یا حتی یک شهر را تغییر دهد و به نوعی اجرای این تصمیم برای یک کشور باعث افتخار شود.

و بلاخره تصمیم گرفته می شود؛ مجتبی با فرمانده دلاور تیپ 32 انصارالحسین(ع) همدان صحبت می کند که در ابتدا با مخالفت های وی روبرو می شود.

سردار فرجی یا همان حاج مهدی خودمان از مشکلات بسیار زندگی مجتبی خبردارد چرا که او همچون پدری مهربان همیشه درد و دل های نیروهایش را شنیده است و دلیل مخالفت با اعزام مجتبی نیز همین است.

اما تصمیم گرفته شده است و مجتبی کرمی دیگر تاب ماندن ندارد و روزانه چند بار به دفتر حاج مهدی می رود تا با رفتن او موافقت نماید.

بلاخره بازهم حاج مهدی در مقابل اراده پولادین یکی دیگر از مدافعان حرم کوتاه می آید و با رفتن مجتبی به منظور دفاع از حرم حضرت زینب(س) موافقت می کند.

شب موعود فرامی رسد و مجتبی کم کم کوله بار خود را می بندد تا برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) عازم سوریه و نبرد با تکفیری های داعشی شود.

شب سختی است و مجتبی می خواهد از بزرگترین دلبستگیش در دنیا یعنی همان ریحانه سه ساله دل بکند اما چه دل کندنی.

در شب اعزام مجتبی ریحانه را یه بار در آغوش می کشد تا شاید بتواند به نوعی خود را راضی کند که دیگر از ریحانه ی سه ساله ی خود سیر شده است.

او دفاع از حرم بی بی سه ساله را به بودن در کنار دختر سه ساله خود ترجیح می دهد و بلاخره ریحانه را از آغوش خود جدا می کند.

مجتبی نیز عازم سوریه می شود...

ادامه دارد....

 

,

مجتبی دیگر تاب ماندن را نداشت و  به نوعی مبارزاتی که هرچند کوتاه در مرز های غربی کشور انجام می داد دیگر او را راضی نمی کرد و در وجودش اضطرابی  بود برای رفتن.

اما رفتن به کجا؟ به جایی که شاید دیگر هیچ بازگشتی درکار نباشد و دیگر کسی تماس های مجتبی از مرز در هنکام عید را دریافت نکند.

رفتنی که دیگر ریحانه همان دختر سه ساله مجتبی، دیگر با انجام آن از سوی پدر شاید دیگر هیچ گاه دست نوازش او را بر سر احساس نکند و برای همیشه نام فرزند شهید را با خود داشته باشد.

تصمیم سخت است، تصمیمی که می تواند زندگی شخصی و آینده یک خانواده و یا حتی یک شهر را تغییر دهد و به نوعی اجرای این تصمیم برای یک کشور باعث افتخار شود.

و بلاخره تصمیم گرفته می شود؛ مجتبی با فرمانده دلاور تیپ 32 انصارالحسین(ع) همدان صحبت می کند که در ابتدا با مخالفت های وی روبرو می شود.

سردار فرجی یا همان حاج مهدی خودمان از مشکلات بسیار زندگی مجتبی خبردارد چرا که او همچون پدری مهربان همیشه درد و دل های نیروهایش را شنیده است و دلیل مخالفت با اعزام مجتبی نیز همین است.

اما تصمیم گرفته شده است و مجتبی کرمی دیگر تاب ماندن ندارد و روزانه چند بار به دفتر حاج مهدی می رود تا با رفتن او موافقت نماید.

بلاخره بازهم حاج مهدی در مقابل اراده پولادین یکی دیگر از مدافعان حرم کوتاه می آید و با رفتن مجتبی به منظور دفاع از حرم حضرت زینب(س) موافقت می کند.

شب موعود فرامی رسد و مجتبی کم کم کوله بار خود را می بندد تا برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) عازم سوریه و نبرد با تکفیری های داعشی شود.

شب سختی است و مجتبی می خواهد از بزرگترین دلبستگیش در دنیا یعنی همان ریحانه سه ساله دل بکند اما چه دل کندنی.

در شب اعزام مجتبی ریحانه را یه بار در آغوش می کشد تا شاید بتواند به نوعی خود را راضی کند که دیگر از ریحانه ی سه ساله ی خود سیر شده است.

او دفاع از حرم بی بی سه ساله را به بودن در کنار دختر سه ساله خود ترجیح می دهد و بلاخره ریحانه را از آغوش خود جدا می کند.

مجتبی نیز عازم سوریه می شود...

ادامه دارد....

 

,

مجتبی دیگر تاب ماندن را نداشت و  به نوعی مبارزاتی که هرچند کوتاه در مرز های غربی کشور انجام می داد دیگر او را راضی نمی کرد و در وجودش اضطرابی  بود برای رفتن.

,

اما رفتن به کجا؟ به جایی که شاید دیگر هیچ بازگشتی درکار نباشد و دیگر کسی تماس های مجتبی از مرز در هنکام عید را دریافت نکند.

,

رفتنی که دیگر ریحانه همان دختر سه ساله مجتبی، دیگر با انجام آن از سوی پدر شاید دیگر هیچ گاه دست نوازش او را بر سر احساس نکند و برای همیشه نام فرزند شهید را با خود داشته باشد.

,

تصمیم سخت است، تصمیمی که می تواند زندگی شخصی و آینده یک خانواده و یا حتی یک شهر را تغییر دهد و به نوعی اجرای این تصمیم برای یک کشور باعث افتخار شود.

,

و بلاخره تصمیم گرفته می شود؛ مجتبی با فرمانده دلاور تیپ 32 انصارالحسین(ع) همدان صحبت می کند که در ابتدا با مخالفت های وی روبرو می شود.

,

سردار فرجی یا همان حاج مهدی خودمان از مشکلات بسیار زندگی مجتبی خبردارد چرا که او همچون پدری مهربان همیشه درد و دل های نیروهایش را شنیده است و دلیل مخالفت با اعزام مجتبی نیز همین است.

,

اما تصمیم گرفته شده است و مجتبی کرمی دیگر تاب ماندن ندارد و روزانه چند بار به دفتر حاج مهدی می رود تا با رفتن او موافقت نماید.

,

بلاخره بازهم حاج مهدی در مقابل اراده پولادین یکی دیگر از مدافعان حرم کوتاه می آید و با رفتن مجتبی به منظور دفاع از حرم حضرت زینب(س) موافقت می کند.

,

شب موعود فرامی رسد و مجتبی کم کم کوله بار خود را می بندد تا برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) عازم سوریه و نبرد با تکفیری های داعشی شود.

,

شب سختی است و مجتبی می خواهد از بزرگترین دلبستگیش در دنیا یعنی همان ریحانه سه ساله دل بکند اما چه دل کندنی.

,

در شب اعزام مجتبی ریحانه را یه بار در آغوش می کشد تا شاید بتواند به نوعی خود را راضی کند که دیگر از ریحانه ی سه ساله ی خود سیر شده است.

,

او دفاع از حرم بی بی سه ساله را به بودن در کنار دختر سه ساله خود ترجیح می دهد و بلاخره ریحانه را از آغوش خود جدا می کند.

,

مجتبی نیز عازم سوریه می شود...

,

ادامه دارد....

,

 

,
سلسله خاطرات شهید کرمی از زبان برادر(2)/ دل کندن از سه ساله خود برای دفاع از حرم بی بی سه ساله
,
سلسله خاطرات شهید کرمی از زبان برادر(2)/ دل کندن از سه ساله خود برای دفاع از حرم بی بی سه ساله
,
سلسله خاطرات شهید کرمی از زبان برادر(2)/ دل کندن از سه ساله خود برای دفاع از حرم بی بی سه ساله
,
سلسله خاطرات شهید کرمی از زبان برادر(2)/ دل کندن از سه ساله خود برای دفاع از حرم بی بی سه ساله
, سلسله خاطرات شهید کرمی از زبان برادر(2)/ دل کندن از سه ساله خود برای دفاع از حرم بی بی سه ساله, سلسله خاطرات شهید کرمی از زبان برادر(2)/ دل کندن از سه ساله خود برای دفاع از حرم بی بی سه ساله,

انتهای پیام/ م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه