به بهانه سریال شهرزاد؛

وقتی تاریخ مسکوت می‌ماند

وقتی تاریخ مسکوت می‌ماند
در سریال خانگی شهرزاد بسیاری از وقایع تاریخی که می‌توانست در تنویر افکار عمومی موثر باشد مسکوت مانده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، اینکه فیلمی خارج از روال تلویزیونی در شبکه های خانگی به اکران می رسد و کارش هم می گیرد در وهله اول به نظر یک فعال فرهنگی مایه بسی خوشحالی است چرا که اولاً این موضوع باعث می شود کسانی که در این حوزه ها فعالیت می کنند با امیدواری هر چه بیشتر و با ابتکار و موضوعات بیشتر کار خود را ادمه دهند و ثانیاً با یک نگاه حداقلی ،  فیلم دیدن در کنار خانواده در فضای خانواده ، آن هم فیلم انتخابی ، موجب اثر گذاری هر چه بیشتر موضوع می گردد. اما آنچه مهم است  درون مایه های این نوع فیلم هاست؛ قهوه تلخ ، شاهگوش و شهرزاد از جمله ی این فیلم هاست با موضوعات مختلف و درون مایه های متفاوت ...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

روی سخنم با شهرزاد است ...

,

تا به حال 14 قسمت از سریال شهرزاد را دیده ام . فیلمی نوستالژیک و سیاسی در فضایی عاشقانه . فیلمی با نمادهای فرهنگی سالهای 1332 و دوران دیکتاتوری پهلوی . اگر بخواهم از نقاط قوتش بگویم ، بازی خوب بازیگران ، دکورسازی متناسب ، تعاقب فیلم ، به تصویر کشیدن برخی از مشکلات فرهنگی ناشی از دیکتاتوری پهلوی در ذهنم نقش می بندد. لیکن به نظر می رسد فیلم نامه اش فضای تاریخی اش را فدای فضای عاشقانه اش کرده است.

,

تاریخ را فقط از منظر لیبرال‌های تازه به دوران رسیده ای که علقه مذهبی نیز دارند نگاه کرده است . فیلم نامه به نوعی گیجی بعد از کودتای 28 مرداد 1332 را به بی خیالی و نا امیدی های بعد از فقدان تعبیرکرده است . در این میان هیچ گونه سخنی از جریان دیگری که علیه دیکتاتوری فعالیت می کرده است به میان نیامده.

,

جریانی که رهبریش با آیت الله کاشانی بود و در جریان ملی شدن صنعت نفت از ارکان اصلی ماجرا بود؛ لیکن دریغ از سخنی و اشارتی! مورد نظر نگارنده این نیست که فیلم نامه سیر تاریخی به خود می گرفت و وقایع بیان می نمود ولی به نظر می رسد انتظار بجایی است که به طور ضمنی اشارتی در این خصوص می گردید .

,

قبول دارم که فیلم درباره طبقه ی بورژوای ایرانی سخن می گوید لیکن طبقه سنتی فیلم که نمادش مادر شهرزاد باشد با رفتارهای شبه روشنفکرانه ی شهرزاد اعم از بی حجاب بودن ، آرایش های آنچنانی و کافه نشینی های عاشقانه  هیچ مشکلی ندارد .

,

سنتی بودنش هم فقط در مانع شدن از گوش دادن به موسیقی نشان داده و بعضاً زیر لب ذکر گفتن. در این فیلم نمودی از زیست مسلمان گونه وجود ندارد. در این فیلم شخصیت های داستان یا فئودالند ( بزرگ آقا ) یا بورژوا یا لمپن و یا یقه سفید ( پدر شهرزاد و پدر فرهاد ) . در واقع تصویری کمونیستی از جامعه ایرانی 1332 ، که به نظر می رسد چنین تصویری واقع گرایانه نبوده است.

,

بدیهی است این نقد منکر زحمات دست اندرکارانش نیست علی الخصوص کارگردانش که چندین فیلم قوی در کارنامه دارد ( مثل پهلوانان نمی میرند ) ، لکن به نظر نگارنده اگر فیلمنامه کمی سعی در تطبیق ماجرا با وقعیات زمان می نمود بهتر جلوه می کرد .

,

نویسنده: محمدرضا سبزی

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه