یادداشت/

فرهنگ حقیقت جو

فرهنگ حقیقت جو
حقیقت امری است واحد که تنها اهل معنا به رمز و راز آن دست می یازند مگر نه این است که تنها اهل حقیقت به معنای واقعی زندگی پی برده اند و راه را یافته اند پس بیاید فرهنگ حقیقت جویی را در زندگی مان احیا کنیم و بفهمیم برای چه آفریده شده ایم برای چه تلاش می کنیم و به کجا رهسپاریم .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از نسیم زنجان، مهرداد مهدیون از فعالین دانشجوئی دانشگاه آزاد  زنجان، در یادداشتی "فرهنگ حقیقت جو" ، نوشت:
وقتی از یک جامعه آرمانی اسلامی سخن می گوییم این بدان معناست که شاهد مردمانی هستیم که بر پایه حق و حقیقت زندگی می کنند و بر همین اساس و مبنا هم با یکدیگر تعامل دارند ولی این را باید پذیرفت که بر حق بودن اعتقادات اسلامی یک چیز است، مردمان حقیقت جو و پیرو واقعی داشتن یک امر مستقل دیگر، آنچه که این روزها نایاب شده است؛ فرهنگ حقیقت جویی است آنچه که بیشتر از نظرها می گذرد دیده شدن فرهنگ عیش است و نوش تا فرهنگ حقیقت جویی .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان,
,

منتها آنچه که به وضوح دیده می شود این است که وقتی شخصی حقیقت را نمی فهمد یا بدتر در پی حقیقت نیست چنین شخصی محکوم به سرگردانی است و شخص سرگردان هم معلوم نیست از کدام ناکجا آباد سر در آورد ، هدفی که برای پایه حقیقت درک شده تبیین شود شخص را می سازد البته ناگفته پیداست که همه هدف دارند منتها هدف کسی فهم است هدف دیگری عیش و بین این دو فاصله بسیار .

,

تا به حال از خود پرسیده اید که سلمان فارسی که ایرانی بود چگونه سر از حجاز و مکه در آورد ؟ ایران آباد کجا ؛ حجاز گرم و برهوت کجا ؟؟ چه چیزی سلمان فارسی را که اینقدر به هموطن بودن با او افتخار هم می کنیم وادار کرد از خانه و کاشانه خود دست بکشد به آن بیابان گرم و سوزان برود ؟ چه چیزی باعث شد سلمان از آتش پرستی فاصله گرفت و یهودی شد چه چیزی باعث شد از یهودیت دست کشید و مسیحی شد ؟ چه شد که به سمت حجاز رفت و مسلمان شد ؟ تاریخ از این حقیقت پرستان کم ندارد ولی در این زمانه انگار فرهنگ حقیقت جویی کم رنگ تر شده است انگار که کسی نمی خواهد از حقیقت بوی ببرد یا که جانش را با آن سامان دهد .

,

کم هستند  کسانی که کتاب بخوانند کم اند کسانی که اهل تحقیق باشند کم اند کسانی که به جای یک ساعت تماشای فوتبال یک ساعت فکر کنند کم اند کسانی که قرآن می خوانند کم اند کسانی که با تحقیق به وجود خدا پی برده اند کم اند کسانی که با تحقیق به حقیقت وجوب نماز روزه قیامت حج و هزاران مفاهیم زندگی ساز پی برده باشند بسیار عجیب است که برخی حقیقت را دم به دم می جویند و برخی دیگر نیز به حقیقت بی توجه اند.... حال اصلا حقیقت چیست ؟ چرا هر کس حقیقت را آنگونه که می خواهد تفسیر می کند !!!

,

اصلا خیلی ساده تر بگوییم تفاوت حقیقتی که اسلام از آن دم می زند با حقیقتی که لیبرالیسم فرهنگ غالب غرب ؛ از آن دم می زند چیست ؟ اسلام می گوید هر چیزی که به خدا ختم شود حقیقت است و لیبرالیسم می گوید هر آن چیزی که به تو ختم می شود حق است به همین سادگی تفاوت از همین جا نشأت می گیرد اسلام می گوید خدا غرب می گوید خودم؛ بالاخره هر کس دغدغه ای دارد و ما می بینیم هر کس به فراخور چیزی که پذیرفته است دینی مسلکی اعتقادی حال درست یا غلط برای خود دست و پا کرده است در هر جای جهان که باشیم این حرف را ممکن است بشنویم که من دوست دارم اینگونه زندگی کنم؛ این حرف برای اهل کفر ممکن است موجه باشد ولی برای مسلمان نمی تواند حجت باشد که من هر گونه خواستم زندگی کنم برخی همین که وقتی سخن از اسلام می آید این کلام را لقلقه زبان می کنند که مگر همین اسلام شما مگر همین قرآن شما نگفته است که «لا اکراه فی الدین» پس چرا خودتان به این آیه قرآن تان عمل نمی کنید ؟؟

,

البته جدایی از این که وجود «قد تبین الرشد» در ادامه آیه نشان از جدایی افرادی با این سیستم فکری از مسلمانان دارد جدایی از این امر باید گفت که جواب قاطعی که در باب تفسیر این آیه نمایان است این است که شان نزول این آیه در مورد غیر مسلمانان است و یک مسلمان در باب تسلیم نبودن در برابر دستورات اسلام نمی تواند به این عبارت قرآنی استناد کند و هر فرد مسلمان باید تمام و کمال تسلیم اسلام و دستوراتش باشد و این یعنی شما نمی توانید از راه غیر حق پیروی کنید ولی خود را حق بدانید ؛ شما یا حق هستید یا ناحق ؛ نمی شود که هم شما حق باشید و هم مخالف شما حق باشد .

,

و این یعنی حق یکی است و حقیقت طلب هم از هر راهی که برود به یک حقیقت واحد خواهد رسید منتها در این باب سخن شهید مطهری هم شنیدنی است که می گوید» درست است که در دین، اکراه و اجباری نیست (لا إِکراهَ فِی اَلدِّینِ) ولی این سخن به این معنا نیست که دین خدا در هر زمانی متعدد است و ما حق داریم هر کدام را که بخواهیم انتخاب کنیم. چنین نیست، در هر زمانی یک دین حق وجود دارد و بس. هر زمان پیغمبر صاحب شریعتی از طرف خدا آمده، مردم موظف بوده‏اند که از راهنمایی او استفاده کنند و قوانین و احکام خود را چه در عبادات و چه در غیر عبادات از او فراگیرند تا نوبت به حضرت خاتم‏الانبیاء رسیده است.

,

در این زمان اگر کسی بخواهد به سوی خدا راهی بجوید باید از دستورهای دین او راهنمایی بجوید. قرآن کریم می‏فرماید: «وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ اَلْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی اَلْآخِرَةِ مِنَ اَلْخاسِرِینَ» «هر کس غیر از اسلام دینی بجوید هرگز از او پذیرفته نشود و او در جهان دیگر از جمله زیانکاران خواهد بود».
آری حقیقت امری است واحد که تنها اهل معنا به رمز و راز آن دست می یازند مگر نه این است که تنها اهل حقیقت به معنای واقعی زندگی پی برده اند و راه را یافته اند پس بیاید فرهنگ حقیقت جویی را در زندگی مان احیا کنیم و بفهمیم برای چه آفریده شده ایم برای چه تلاش می کنیم و به کجا رهسپاریم .

,
,

انتهای پیام /رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه