وبلاگ نامه شهرستان شازند نوشت:

مراسم سنتی ناقالی در آستانه

مراسم سنتی ناقالی در آستانه
طنین صدای ساز و دهل و زنگوله ها در عصر گاه روز دهم بهمن در خیابان های آستانه در دهه های 1340 و50 شمسی نوید جشنی را می داد که به مناسبت گذشت چهلمین روز زمستان و کاسته شدن از میزان سرما و یخبندان در حال انجام است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از وبلاگ نامه شهرستان شازند، طنین صدای ساز و دهل و زنگوله ها در عصر گاه روز دهم بهمن در خیابان های آستانه در دهه های 1340 و50 شمسی نوید جشنی را می داد که به مناسبت گذشت چهلمین روز زمستان و کاسته شدن از میزان سرما و یخبندان در حال انجام است. مخاطبان اصلی این آئین سنتی  و هنر نمایشی کودکان و نوجوانانی بودند که گروه نمایشی را از ابتدای تا انتها همراهی می کردند .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نامه شهرستان شازند,

, ,


گروه نمایشی کوسه ناقالی 3 نفر بودند. در آستانه معمولاً عصرها این مراسم برگزار می شد تا بچه های مدرسه تعطیل شده و بتوانند گروه را با شورو شوق خود همراهی کنند.

یکی از اعضای گروه نمایشی، سر وصورت و بدن خود را با پوست بز و گوسفند می پوشاند و خود را به شکل هیجان آور و کمی ترسناک در می آورد. دیدن این صحنه ها در میان زدن کف و سوت و شادی وهلهله بچه ها دیدنی بود.

گروه نمایشی مرکب از چوپانان و افراد خوش نشین آستانه بود. این گروه با زدن دهل، ساز و سروصدای زنگوله هایی که به لباس آنان آویزان بود، وارد منازل شده و با خواندن شعر به اجرای صحنه های نمایشی می پرداختند.

اشعاری که آنان می خواندند. این بود.

ناقالی گنده گنده، چل رفته پنجاه مونده.

ناقالى گند ه‌گنده  چیزى به عید نمونده.

ناقالی به این بزرگی کلاه و پالا نداره

سالى یه بار مى‌آئیم  دعاگوى شمائیم.

خانم بالا شمایی

از خونه درنیایی

عرق داری میچایی

واقعیت این است که در غیاب برنامه برای پرکردن اوقات فراغت، برگزاری چنین مراسم هایی نمادی از شادی و صفا، همزیستی و توسعه حس تعاون و همیاری بود. اجرای چنین نمایش گروهی و اجتماعی موجب ایجاد سرور در مردم بخصوص در بچه ها می شد. در عین حال گروه نمایشی مورد توجه مردم قرار می گرفتند و هر کس فراخور توانایی خود به اعضای گروه هدیه ای می داد.

در آن سال ها میزان بارش برف به قدری زیاد بود که گاه به  70 و80 سانتی متر می رسید. یخبندان شدید و بوران و سرمای وحشتناک آستانه کمر شکن بود. گاهی آنقدر برف سنگین بود که جاده آستانه - شازند مسدود می شد.

اما به دلیل بی توجهی رژیم سابق نسبت به این موضوع، گاهی مردم خودشان به صورت گروهی با بیل و پارو می رفتند و راه را باز می کردند تا اتوبوس دماغ دار آستانه  بتواند رفت و آمد کند. از این اتوبوس ها هنوز در پاکستان و افغانستان وجود دارد. یکی از سرگرمی های برو بچه آستانه نیز آویزان شدن به سپر عقب اتوبوس مرحوم استاد احمد به محض ورود به آستانه بود. کرایه یک نفر تا اراک 15 ریال بود.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

,

انتهای پیام/ک

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه