ظاهرشان را که می بینی دلت به رحم می آید

ظاهرشان را که می بینی دلت به رحم می آید
چند سالی است که انگار در سمنان هم نیز مد گردیده است. شاید این هم شیوه ای جدید برای یافتن لقمه ای نان باشد برای برخی از افراد دل سیر و شکم سیر.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری داهی:  چند سالی است که انگار در سمنان هم نیز مد شده است. شاید این هم  شیوه ای جدید برای یافتن لقمه ای نان باشد برای برخی از افراد دل سیر و شکم سیر. ولی چون عادت کرده اند نمی توانند ترکش کنند.به هر حال آن ها پول خودشان را می گیرند و این ها عجز و خواهش می کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از پایگاه خبری داهی: ,

آن ها پولشان را میگیرند این ها گریه می کنندو و خواهش. آن ها پولشان را می گیرند و این ها اسپند برایت دود می کنند تا سکه ای را به او هدیه دهی. آری همانطور که از  بوی اسپند فهمیدید جمله، جمله کودکان خیابانی و بی سرپرست است.شاید هم برخی پدر و مادری داشته باشند. شاید هم پدرشان شکیب باشد که دارد از این طفلک ها پول نان و آب و غذایشان را می گیرد.

,

این ها تنها یک گوشه از از نا خوش احوالی کودکان خیابانی است که از ساعات شلوغ در صبح تا پاسی از شب پشت چراغ قرمز های خیابان های سمنان به ویژه در میدان سعدی در جست و جوی حقوقی ناچیز در ازای کارهایی که انجام می دهند هستند که در بعضی موارد حتی با بی مهری و کم توجهی رهگذران نیز مواجه می شوند.

,

ظاهرشان را که می بینی دلت به رحم می آید.نوجوانان و گاهی کودکان که شاید سنشان هم هنوز دو رقمی نگردیده است با لباس هایی کهنه و گاها پاره پاره ، از سرمای هوا رنگی زرد و به کبودی رفته ، دستانی سوخته از سوزش سرما ولی چهره های مظلوم و بانمک که در انتظار ماشینی ایستاده تا شاید این ماشین نجات بخش او گردد.

,

چند وقتی است تراژدی غم انگیز کودکان کار و خیابانی در سمنان به راه افتاده است.کودکان و نوجوانانی که در هر مکانی که بوی غذا شنیده می شود و یا میزان عبور و مرور افراد و یا ماشین در آنجا بیشتر است دیده می شوند.به راستی بسیار سخت است دیدن اینکه کودکانی در این سن و سال به این کار مشغول اند و از بازی های کودکانه خود به دور افتاه اند.

,

چندی روزی پیش تر من هم میهمان ناخوانده ای برای این کودکان شدم.در پشت چراغ قرمز میدان سعدی کودکی لنگ به دست به سمت ماشین من حرکت کرد و شروع به تمیز کردن شیشه جلو ماشین نمود.غافل از اینکه با این کار خود شیشه ماشین را تمیز که نمی کند هیچ، بلکه کثیف و کثیف تر می کند.

,

چراغ سبز شد ولی من پولی به آن کودک ندادم.در دل احساس عذاب وجدان کردم.وقتی که میدان را دور زدم تا ماشین را در کوشه ای پارک کنم و با کودکان خوش و بشی را داشته باشم با صحنه ای رو برو شدم که دل هر انسانی را به درد می آورد.

,

کودکی در عجز و ناله برای گرفتن دستمزد خود از ماشین شاسی بلندی بود که، قد کودک حتی به شیشه های ماشین هم نمی رسید و سرنشینان آن در حال تمسخر آن بودند.بعد از اینکه چراغ سبز شد کودکان در گوشه ای نشسته بودند با تنفس دهانشان دستهای سرمازده خود را گرم می کردند تا چراغ نیز قرمز گردد.

,

من هم از این فرصت استفاده کردم و نزدیکشان شدم.کودکی که شیشه ماشین مرا به خیال خود تمیز کرده بود آرش بود.

,

با او سلام و احوالپرسی کردم.

,

مقاری پول از جیب بیرون آوردم تا به او دهم.وقتی پول را به سمت او بردم گفت این پول برای چیست؟؟؟؟

,

برایم خیلی جالب بود کودکی که از صبح تا پاسی از شب در جستجوی مقداری پول است برای چه می پرسد این پول برای چیست؟؟؟

,

خیلی برایم جالب بود.عده ای هستند بی آنکه بدانند که این پول از کدام منبع و یا کدام خزانه آمده است آنرا صرف خود و خاندان خود می کنند ولی این کودکان حتی......................... .بگذریم.

,

به  او گفتم این پول برای  پاک کردن شیشه ماشین من است.

,

لبخند زیبای بر لب آورد و گفت : چرا خوب برگشتی.نمی خواد برو.

,

به گمان ترسیده بود، به خاطر محاسنی که بر صورت داشتم پرسید: آیا شما مامور هستی؟؟؟

,

گفتم: نه من یک رهگذر عادی در این خیابان شلوغ، به مانند همه این افراد.

,

وقتی که با آرش چند دقیقه ای در حال گفتگو بودم بقیه بچه ها هم یک به یک آمدند.بندگان خدا به خیال اینکه برای آرش اتفاقی افتاده است و یا آرش را قرار است به جایی منتقل کنم همه از راه رسیدند. این نوع حمایت و هوای خواهی دیگر دوستانش برایم بسیار جالب بود.

,

به محض اینکه دوستان آرش رسیدند از او سوال کردند: اتفاقی افتاده؟؟؟؟

,

آرش هم با چهره کاملا معصومانه و خنده بر لب خود گفت : نه

,

در همین حین که با هم مشغول صحبت کردن بودیم چراغ راهنمایی میدان به رنگ قرمز در آمد دیدم.به آنی و کمتر از آنی همه کودکان خود را به لا به لای ماشن های پشت چراغ قرمز رساندند و هر کس مشغول کاری شد.

,

یکی شیشه پاک می کرد، دیگری ادعیه ای بر دست و دیگری جعبه آدمس بر دست در بین ماشین ها می چر خیدند تا از فرصت 60 ثانیه ای استفاده کنند.

,

 با دیدن این صحنه ها و هم صحبتی با این کودکان معصوم دل آدمی به درد می آید.به سمت ماشین خود آدم تا حرکت کنم وقتی سوار ماشین شدم، دیدم مبلغ پولی که می خواستم به آرش بابته تمیز کردن شیشه ماشین به خیال خودش به او بدهم در دستان فشرده شده است.دوباره به سمت او رفتم و صدایش کردم و گفتم این پول تمیز کردن شیشه ماشین من.

,

دستانش را به سمت من دراز کرد به گویی و به راستی می توان خوشحالی را در چشمانش دید.پرسید هم این پول ماله من است؟؟؟؟آخه زیاده.

,

گفتم: بله.مشکلی نداره همش ماله شماست.

,

گفت: خداکنه هر چی می خوای خدا بهت بده و با سرعت به پیش دوستان دیگرش رفت.

,

دعایی که آرش کرد صدایش هنوز هم در گوشم می پیچد.

,

چه بسیار هستند از این آرش هایی که از صبح تا پاسی از شب پشت چراغ قرمز های چهار راه ها و میدان ها به امید اندک پولی دست به پیش همگان دراز می کنند و در خیلی از موارد حتی مورد بی مهری نیز قرار می گیرند.

,

این روزها این موضوع بسیار گسترش پیدا کرده است.شاید این موضوع زنگ خطری باشد برای کشور ما.نمی توان گفت در هیچ کشوری این موضوع اتفاق نیفتاده است.متاسفانه این موضوع بسیار مهم بسیاری از کشور های دیگر را نیز با خود در گیر کرده است حتی کشور های در حال رشد و توسعه.

,

بسیاری از موضوعات نظیر فقر، بی سرپرستی ، اعتیاد والدین و.... دست به دست هم می دهند تا این موضوع به این مهمی رخ دهد. متاسفانه در حال حاضر کسی به فکر کودکان کار و کودکان خیابانی و بی سرپرست نیست.این کودکان هیچ لذتی از دوران کودکی خود ندیده و نمی بینند.این کودکان معصوم به واسطه  فعالیت زیاد در شبانه روز و به واسطه استرس های زیادی که در این نوع کار ها وجود دارد حتی شاید در دراز مدت به مشکلات جسمی و روانی دچار گردند.

,

حال امیدواریم دستگاه های نظارتی و اجرایی بر روی این قضیه بسیار مهم فعالیت بیشتری را انجام داده تا کودکانی که به واسطه بسیاری از مشکلات دست به چنین فعالیت هایی میزنند طعم زیبای کودکی را نیز بچشند و از کودکی و دوران کودکی و بازی های کودکانه خود جز تگدی، فروش بادکنک، واکس زدن کفش عابران، تمیز کردن شیشه ماشین پشت چراغ قرمز و... چیزه دیگری در ذهن داشته باشند.

,

امیدواریم روزی فرا رسد هیچ کودکی در سرمای زمستان برای در آوردن خرجی خود و خانواده خود دستش را پیش فردی دراز نکند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه