طنزنامه فساد در فوتبال/قسمت سوم

طنزنامه فساد در فوتبال/قسمت سوم
از روزی که این بندگان خدا دست به انتشار یک سری مطالب کاملاً کذب درباره پرونده فساد فوتبال ما در رسانه‌ها منتشر کرده‌اند، موج تکذیب‌های مختلف از سوی گروه‌های درونی، برونی، پیرامونی، اندرونی، کناری و … برانگیخته شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از میدان نیوز، به هر حال باز هم مجبور هستیم که از ترس خیلی از دوستان و البته از ترس آنکه بیایند و با تخته کردن درب رسانه، ما را از کار بیکار کنند، پیشاپیش، خدایی نکرده به خاطر بی‌ادبی‌ها و متلک‌هایی که به یک عده بر می‌خورد، از همه دوستان عذرخواهی کنیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, میدان نیوز,

از روزی که این بندگان خدا دست به انتشار یک سری مطالب کاملاً کذب _بخوانید مستند و با دلیل_ درباره پرونده فساد فوتبال ما_هی بابا_ در رسانه‌ها منتشر کرده‌اند، موج تکذیب‌های مختلف از سوی گروه‌های درونی، برونی، پیرامونی، اندرونی، کناری و بقیه دوستان، آشنایان، فامیل‌های وابسته و همه عزیزان از رانندگان تاکسی گرفته تا پرندگان، چرندگان، پستانداران، غیرپستانداران و چه و چه و چه… کجا بودیم؟! اصلاً اصل موضوع را فراموش کردیم!… خلاصه همه به دنبال آن هستند که یک جورهایی نقش خود در مسائل را تکذیب کنند.

یک عده از ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند، تا تو نانی به کف آری و به قسمت بخور نان گندم، نکن غیبت مردم تا در نهایت به این موضوع برسیم که اینها کاری به فساد نداشتند و اصلا ما فسادی نداشته ایم!

راستش را بخواهید، این بنده خدا نویسنده ستون طنز ما، شب گذشته برای آنکه جویای احوال آلات(!) اهالی فوتبال بعد از انتشار پرونده فساد در فوتبال شود، همراه یکی از آنها به یک جلسه توجیهی در اطراف یکی از مناطق فقیرنشین تهران _که اسمش را درست نمی‌دانیم_ می‌شود.

این منطقه که گفته می‌شود اول اسمش با نام همسر نامکرمه شاه ملعون تزیین شده و بخش دومش به نوعی تولد ما را نشانه رفته، جایی بوده که در آن، یک جلسه کاملاً کاری تشکیل شده و در نهایت این دوست ما به خاطر سردرد ناشی از دود ترافیک تهران_خدایی نکرده فکر بدی نکنید_ قرصی می‌خورد که این قرص مسکن قوی، او را از شب گذشته تا کنون در خستگی فرو می‌برد. اینها همه را گفتیم که بدانید مطلب امروز ما به خاطر همین موضوع، دچار فراز و نشیب می‌شود و این دوست خوش‌خنده ما از دیشب تا حالا، دچار خوش خندگی و البته خوش برخوردی مفرط شده است.

غرض از نوشتن این مطلب اما، توجه به این نکته است که بگوییم یک عده که اصلاً در این فساد اخیر فوتبال که هیچ اتفاق خاصی هم نبوده، نقش نداشته‌اند، حالا به فکر آن افتاده‌اند که برای دفاع از خود_ و نه خدای ناکرده پیدا کردن راهی برای فرار_دست به انواع و اقسام فعالیت‌های قانونی زده‌اند و هرگز تهدید یا موضوع دیگری را مطرح نکرده‌اند.

راستش ما از قدیم شنیده‌ایم طلا که پاک است، چه منتش به خاک است و روی همین اصل، مطمئن شدیم که این دوستان ما، کاملاً به مسائل اشراف داشته و هرگز دست خود را به موارد فوتبال ناپاک آلوده نکرده‌اند اما بعد یادمان افتاد که این روزها عیار طلاهای دوستان بیگانه که حجم تبادلات مالی آنها با کشور ما هر روز روز به افزایش هم هست، آنقدر بالا و پائین دارد که راستش در پاک بودن همان طلاها هم به شک افتاده‌ایم.
البته جنس خاک هم در این زمینه تأثیرگذار است و اگر خاک اصلِ اعلی، برای تشخیص پاک بودن طلا به کار رود، باز هم این موضوع دستخوش اتفاقات مختلفی می‌شود که بر کار ما تأثیرگذار خواهد بود….

حالا امیدوار هستیم که این دوستان در دفاع از خود زیادی اغراق نکنند چون راستش نگران آن هستیم که خدایی نکرده، اینها آنقدر بگویند ما نبودیم و ما نکردیم و ما ندیدیم که در نهایت، آخر کار، از بس به دنبال تبرئه این دوستان هستند، یک دفعه‌ای اشتباهی، آنها را به پای میز محاکمه بکشانند…
آخر شنیده‌اید که می‌گویند مار از پونه بدش می‌آید اما در خانه‌اش سبز می‌شود…

انتهای پیام/

,

از روزی که این بندگان خدا دست به انتشار یک سری مطالب کاملاً کذب _بخوانید مستند و با دلیل_ درباره پرونده فساد فوتبال ما_هی بابا_ در رسانه‌ها منتشر کرده‌اند، موج تکذیب‌های مختلف از سوی گروه‌های درونی، برونی، پیرامونی، اندرونی، کناری و بقیه دوستان، آشنایان، فامیل‌های وابسته و همه عزیزان از رانندگان تاکسی گرفته تا پرندگان، چرندگان، پستانداران، غیرپستانداران و چه و چه و چه… کجا بودیم؟! اصلاً اصل موضوع را فراموش کردیم!… خلاصه همه به دنبال آن هستند که یک جورهایی نقش خود در مسائل را تکذیب کنند.

یک عده از ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند، تا تو نانی به کف آری و به قسمت بخور نان گندم، نکن غیبت مردم تا در نهایت به این موضوع برسیم که اینها کاری به فساد نداشتند و اصلا ما فسادی نداشته ایم!

راستش را بخواهید، این بنده خدا نویسنده ستون طنز ما، شب گذشته برای آنکه جویای احوال آلات(!) اهالی فوتبال بعد از انتشار پرونده فساد در فوتبال شود، همراه یکی از آنها به یک جلسه توجیهی در اطراف یکی از مناطق فقیرنشین تهران _که اسمش را درست نمی‌دانیم_ می‌شود.

این منطقه که گفته می‌شود اول اسمش با نام همسر نامکرمه شاه ملعون تزیین شده و بخش دومش به نوعی تولد ما را نشانه رفته، جایی بوده که در آن، یک جلسه کاملاً کاری تشکیل شده و در نهایت این دوست ما به خاطر سردرد ناشی از دود ترافیک تهران_خدایی نکرده فکر بدی نکنید_ قرصی می‌خورد که این قرص مسکن قوی، او را از شب گذشته تا کنون در خستگی فرو می‌برد. اینها همه را گفتیم که بدانید مطلب امروز ما به خاطر همین موضوع، دچار فراز و نشیب می‌شود و این دوست خوش‌خنده ما از دیشب تا حالا، دچار خوش خندگی و البته خوش برخوردی مفرط شده است.

غرض از نوشتن این مطلب اما، توجه به این نکته است که بگوییم یک عده که اصلاً در این فساد اخیر فوتبال که هیچ اتفاق خاصی هم نبوده، نقش نداشته‌اند، حالا به فکر آن افتاده‌اند که برای دفاع از خود_ و نه خدای ناکرده پیدا کردن راهی برای فرار_دست به انواع و اقسام فعالیت‌های قانونی زده‌اند و هرگز تهدید یا موضوع دیگری را مطرح نکرده‌اند.

راستش ما از قدیم شنیده‌ایم طلا که پاک است، چه منتش به خاک است و روی همین اصل، مطمئن شدیم که این دوستان ما، کاملاً به مسائل اشراف داشته و هرگز دست خود را به موارد فوتبال ناپاک آلوده نکرده‌اند اما بعد یادمان افتاد که این روزها عیار طلاهای دوستان بیگانه که حجم تبادلات مالی آنها با کشور ما هر روز روز به افزایش هم هست، آنقدر بالا و پائین دارد که راستش در پاک بودن همان طلاها هم به شک افتاده‌ایم.
البته جنس خاک هم در این زمینه تأثیرگذار است و اگر خاک اصلِ اعلی، برای تشخیص پاک بودن طلا به کار رود، باز هم این موضوع دستخوش اتفاقات مختلفی می‌شود که بر کار ما تأثیرگذار خواهد بود….

حالا امیدوار هستیم که این دوستان در دفاع از خود زیادی اغراق نکنند چون راستش نگران آن هستیم که خدایی نکرده، اینها آنقدر بگویند ما نبودیم و ما نکردیم و ما ندیدیم که در نهایت، آخر کار، از بس به دنبال تبرئه این دوستان هستند، یک دفعه‌ای اشتباهی، آنها را به پای میز محاکمه بکشانند…
آخر شنیده‌اید که می‌گویند مار از پونه بدش می‌آید اما در خانه‌اش سبز می‌شود…

انتهای پیام/

,

از روزی که این بندگان خدا دست به انتشار یک سری مطالب کاملاً کذب _بخوانید مستند و با دلیل_ درباره پرونده فساد فوتبال ما_هی بابا_ در رسانه‌ها منتشر کرده‌اند، موج تکذیب‌های مختلف از سوی گروه‌های درونی، برونی، پیرامونی، اندرونی، کناری و بقیه دوستان، آشنایان، فامیل‌های وابسته و همه عزیزان از رانندگان تاکسی گرفته تا پرندگان، چرندگان، پستانداران، غیرپستانداران و چه و چه و چه… کجا بودیم؟! اصلاً اصل موضوع را فراموش کردیم!… خلاصه همه به دنبال آن هستند که یک جورهایی نقش خود در مسائل را تکذیب کنند.

, فساد فوتبال,

یک عده از ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند، تا تو نانی به کف آری و به قسمت بخور نان گندم، نکن غیبت مردم تا در نهایت به این موضوع برسیم که اینها کاری به فساد نداشتند و اصلا ما فسادی نداشته ایم!

,

راستش را بخواهید، این بنده خدا نویسنده ستون طنز ما، شب گذشته برای آنکه جویای احوال آلات(!) اهالی فوتبال بعد از انتشار پرونده فساد در فوتبال شود، همراه یکی از آنها به یک جلسه توجیهی در اطراف یکی از مناطق فقیرنشین تهران _که اسمش را درست نمی‌دانیم_ می‌شود.

,

این منطقه که گفته می‌شود اول اسمش با نام همسر نامکرمه شاه ملعون تزیین شده و بخش دومش به نوعی تولد ما را نشانه رفته، جایی بوده که در آن، یک جلسه کاملاً کاری تشکیل شده و در نهایت این دوست ما به خاطر سردرد ناشی از دود ترافیک تهران_خدایی نکرده فکر بدی نکنید_ قرصی می‌خورد که این قرص مسکن قوی، او را از شب گذشته تا کنون در خستگی فرو می‌برد. اینها همه را گفتیم که بدانید مطلب امروز ما به خاطر همین موضوع، دچار فراز و نشیب می‌شود و این دوست خوش‌خنده ما از دیشب تا حالا، دچار خوش خندگی و البته خوش برخوردی مفرط شده است.

,

غرض از نوشتن این مطلب اما، توجه به این نکته است که بگوییم یک عده که اصلاً در این فساد اخیر فوتبال که هیچ اتفاق خاصی هم نبوده، نقش نداشته‌اند، حالا به فکر آن افتاده‌اند که برای دفاع از خود_ و نه خدای ناکرده پیدا کردن راهی برای فرار_دست به انواع و اقسام فعالیت‌های قانونی زده‌اند و هرگز تهدید یا موضوع دیگری را مطرح نکرده‌اند.

,

راستش ما از قدیم شنیده‌ایم طلا که پاک است، چه منتش به خاک است و روی همین اصل، مطمئن شدیم که این دوستان ما، کاملاً به مسائل اشراف داشته و هرگز دست خود را به موارد فوتبال ناپاک آلوده نکرده‌اند اما بعد یادمان افتاد که این روزها عیار طلاهای دوستان بیگانه که حجم تبادلات مالی آنها با کشور ما هر روز روز به افزایش هم هست، آنقدر بالا و پائین دارد که راستش در پاک بودن همان طلاها هم به شک افتاده‌ایم.
البته جنس خاک هم در این زمینه تأثیرگذار است و اگر خاک اصلِ اعلی، برای تشخیص پاک بودن طلا به کار رود، باز هم این موضوع دستخوش اتفاقات مختلفی می‌شود که بر کار ما تأثیرگذار خواهد بود….

,
,

حالا امیدوار هستیم که این دوستان در دفاع از خود زیادی اغراق نکنند چون راستش نگران آن هستیم که خدایی نکرده، اینها آنقدر بگویند ما نبودیم و ما نکردیم و ما ندیدیم که در نهایت، آخر کار، از بس به دنبال تبرئه این دوستان هستند، یک دفعه‌ای اشتباهی، آنها را به پای میز محاکمه بکشانند…
آخر شنیده‌اید که می‌گویند مار از پونه بدش می‌آید اما در خانه‌اش سبز می‌شود…

,
,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه