طراحی ایذایی اصلاح طلبان برای انتخابات
مدلی که در این دور طراحی شده است مدلی ایذایی بوده به این ترتیب که اجتماعی از افراد اصلاح طلب متشکل از مشکل داران امنیتی و غیر امنیتی که به اصطلاح یقه سفید هستند استفاده کرده و همگی برای انتخابات ثبت نام کنند[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از سرویس یادداشت پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان قزوین کیوسنا،از دو سال گذشته و پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ بحثها و گمانه زنیهای زیادی برای تسخیر مجلس از طرف دوجناح اصلاح طلب و اصولگرا کلید خورد.در این مدت اصولگرایان که رقابت انتخاباتی را به حسن روحانی و طیف اصلاحات واگذار کرده بود به فکر جبران مافات و راههای کسب کرسیهای مجلس از طریق تشکیل جلسات وحدت بین نیروها و احزاب و جبهه های اصولگرا افتاده و در مقابل،جناح اصلاحات که به پیروزی نسبی دست یافت و افراد آن توانستند بعضی از معاونتها و استانداریها و وزارتخانه های دولت را در اختیار بگیرند به فکر کسب کرسیهای مجلس هم افتادند فلذا آنها هم به دلیل اختلافات جناحی خود جلساتی را به مانند اصولگرایان به اسم وحدت برگزار کرده اما با مدل شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان با مدیریت محمدرضا عارف کاندیدای اخیر ریاست جمهوری.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
طیف اصلاح طلب و جریان کارگزاران سازندگی که در حال حاضر از آقای هاشمی حمایت های مالی و معنوی میشوند و از طرفی رییس دولت اصلاحات هم از طیف اصلاحات مستقیما حمایت می کند در این دوسال،خروارها مطالبی توهین آمیز و سراسر تهدید را در روزنامه ها،مجلات،شبکه های اجتماعی،سایتهای خبری و…علیه نظام و اصولگرایان منتشر کرده و جملاتی نظیر:باید در مجلس تندروها را کنار زده تا زمینه برای یک توسعه ی سیاسی مطلوب فراهم شود،مجلس خانه ی ملت و میزان رای ملت است نباید آن را مصادره به مطلوب کرد و شورای نگهبان می بایست با دقت صلاحیتها را احراز کند!!،چه کسانی به دنبال حذف اصلاحات در مجلس هستند آنها تندروها هستند و…و هزاران مطالب دیگر که نه فقط یک اظهار نظر سیاسی بلکه به نوعی طوری برخورد می کردند که گویی تا الان مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری مجلسی فرمایشی و از قبل مدیریت شده بوده است.
جریان اصلاحات هیچگاه پاسخ نداد که اگر در طیف متبوع خود بسیاری از محکومان امنیتی و مشکل دار پرونده دار موجود است ولی در جناح مقابل و حتی افراد مستقل پرونده ای امنیتی موجود نیست آیا این گناه شورای نگهبان و افراد اصولگرا است و یا بی تدبیری و اپوزیسیون بودن جناح خودی؟!! قطعا این سوال پیش می آید که در حال حاضر با این وضعیت جناح اصلاحات و جریان کارگزاران دقیقا چه نقشه ای در سر داشته و هدف از این هجمه ها و مصاحبه های گاه و بیگاه آقای هاشمی رفسنجانی و حتی شخص رییس جمهور روحانی چیست و جریان اصلاحات در کجا کمین کرده است؟
سعید حجاریان چندی پیش در مصاحبه با مجله ی صدا ارگان تقریبا رسمی جریان کارگزاران قبل از ثبت نام های انتخاباتی گفته بود که بهتر است جریان اصلاحات به جای استفاده از افراد محکوم شده ی امنیتی از چهره های کمتر شناخته شده ولی پرونده پاک که می دانند امکان احراز صلاحیت و تایید آنان وجود دارد استفاده کنند تا کسانی که مطمئن هستند صلاحیتشان تایید نمی شود و عدم احراز تایید وجود دارد.
اما در عمل می بینیم که جریان اصلاحات به ظاهر، بر خلاف نظر سعید حجاریان با ثبت نامهای گسترده ی خود،هم از چهره های مطرح مشکل دار و هم از چهره های به اصطلاح یقه سفید بی مشکل در ثبت نامها استفاده کرده و اتفاقا مسئله اینجاست که دقیقا چه هدفی در نظر گرفته شده است!!اگرچه نمی توان فقط طراحی این ماجرا را افرادی چون آقای حجاریان و یکی دو نفر دانست اما به جهت اینکه در این دو سال روزنامه ها و مجلات وابسته به جریان اصلاحات از شخصیتهایی چون عبدالله نوری،عبدالواحد موسوی لاری،محمد عطریانفر،محمدعلی ابطحی،عبدالله ناصری،شهربانو امانی،آذر منصوری،اله کولایی،هادی خامنه ای،الیاس حضرتی،ابراهیم اصغرزاده،احمد شیرزاد،محمدرضا عارف و…به کررات در مصاحبه ها و یادداشتهای آنها استفاده کرده و بالتبع در جلسات خصوصی هم این افراد قطعا موثر بوده اند و بسیاری از طرحها را علنی نکرده و آن قسمتی که برای جنجال آفرینی و تاثیرگذاری بر روی افکار عمومی میسر است مطرح کردند.
مدلی که در این دور طراحی شده است مدلی ایذایی بوده به این ترتیب که اجتماعی از افراد اصلاح طلب متشکل از مشکل داران امنیتی و غیر امنیتی که به اصطلاح یقه سفید هستند استفاده کرده و همگی برای انتخابات ثبت نام کنند تا اهداف ذیل محقق شود:
الف:حجم بالای پرونده های ارسالی به طرف شورای نگهبان و با وجود نیروی انسانی کم در شورا و کمبود تقریبا زمان نسبت به پرونده ها برای بررسی تایید صلاحیتها،از این طریق بتوانند به شورای نگهبان فشار آورده و از کانال شورا بدون بررسی دقیق خود را عبور داده تا افراد هردو طیف اصلاح طلب خود را در معرض رای بگذارند.
ب:اگر احیانا چهره های مشکل دار و مطرح در بررسی صلاحیتها رد شدند در مهلتهای قانونی،هم از طریق اعتراضات کتبی و هم همراه با مصاحبه های گاه و بیگاه و فشار بر افکار عمومی و شورای نگهبان بتوانند تایید صلاحیت خود را بگیرند اگرچه از قبل می دانستند که احتمال تایید شدنشان تقریبا صفر است.
ج:پس از بررسی احراز صلاحیتهای مجدد از طریق اعتراضات قانونی اگر دوباره تایید نشدند از طریق همان افراد یقه سفید وارد جرگه ی انتخابات برای رای آوری شده و در فاصله ی یکی دو هفته مانده به انتخابات با مظلوم نماییهایی که در این مدت دو سال و این چند هفته ی پایانی در انتخابات انجام دادند افکار عمومی را به سمت این افراد یقه سفید برده تا این افراد از طریق رای آوری در انتخابات وارد مجلس شوند که در آنجا هم چراغ خاموش حرکت کرده و به مرور ماهیت واقعی خود را نشان دهند.
اگرچه عدم احراز و رد صلاحیت اصلاح طلبان مطرح در مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری می تواند ضربه ای به لحاظ روانی و پایگاه اجتماعی برای آنان محسوب شود و به نوعی نمی توانند لیدرهای اصلی خود را وارد هردو مجلس کنند خصوصا خبرگان رهبری که حساسیتهای ویژه ای نسبت به آن وجود دارد اما به هر حال برای خالی نکردن صحنه در انتخابات و تاثیرگذاری هرچند کم می توانند از طریق جریان کارگزاران و افرادی که به ظاهر اصولگرا هستند و متمایل به دولت بتوانند طرحها و برنامه های خود،که همانا تغییرات اساسی در سیستم قانونگذاری کشور و آینده ی ریاست جمهوری است داشته باشند که البته مدل مجلس ششم تقریبا بعید است که محقق شود اما مدل مجلس پنجم که هم جناح راست و هم چپ در کنار مستقلین بدون حضور افراد انقلابی واقعی و پرکار در مجلس،برای آنان می تواند خیلی خوب باشد.
جریان اصلاحات به ظن خود اگر بتواند ۳۰% مجلس شورای اسلامی و حتی خبرگان رهبری را هم بگیرد تقریبا رسالت خود را انجام داده است و اگر این جریان بیشتر توانست مجلس را اشغال کند که برای آنها ایده آل است.این مدل تقریبا مانند انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ است که امیدی به پیروزی نداشتند اما جریان اصلاحات اگرچه پیروز نشد اما جریان کارگزاران و اصلاحات هردو با اجماع بر سر یک نفر توانستند به پیروزی برسند و از این جهت هم دولت آقای روحانی دولتی سهامی است.از این جهت جریان اصلاحات و کارگزارن به دنبال تک لیست در مجلس هستند تا بتوانند یکدست وارد انتخابات شوند.
برای خبرگان رهبری به علت ثبت نام چهره های مشهور دینی و انقلابی و به علت حساس بودن بیشتر این نهاد امیدی نداشته و با عدم احراز کسانی چون سید حسن خمینی،آیت الله امجد،رسول منتجب نیا و…تقریبا بازی بهم خورده ای پیدا کردند اما همچنان نیم نگاهی به چهره های یقه سفید دارند و البته ناگفته اینجاست که تا بحال سهم افراد تایید شده ی جریان اصلاحات تا به اینجا برخلاف مظلوم نماییها به مراتب بیشتر هم است ولی چون چهره های مطرح تایید نشدند سناریوی تغییر افکار عمومی را از طریق مظلوم نمایی دنبال می کنند.
پرسش نهایی اینجاست که چرا برای اولین بار عده ای معتاد،قاچاقچی،دزد،و.. که بدیهی است رد می شوند در انتخابات ثبت نام کرده و در مرحله ی اول در هیئتهای اجرایی دولت تایید می شوند؟!!! چه کسانی به آنان پیام مثبت داده است که شما تایید خواهید شد و از چه طریقی به آنان امید داده شده است که در انتخابات اثر بگذارند؟!!! آیا باور کنیم این سری در انتخابات ناخودآگاه مشارکت بالا رفته است و هیچ گروه سیاسی نقشی در دعوت از آنان برای ثبت نام نداشته است؟ البته خوشبختانه این افراد رد صلاحیت شدند اما حال سوال اینجاست اگر گروه سیاسی خاصی به مجرمین کیفری وعده داده است در انتخابات ثبت نام کنند در صورتی که آنها تایید میشدند و ورود به مجلس پیدا می کردند چطور می خواستند آنها را کنترل کنند و برنامه های خود را اجرایی کنند؟!!! با این سناریوهای احتمالی آیا فتنه ی دیگری در راه است؟!!
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه