انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، ولایت فقیه و رهبری
حکومت اسلامی حکومت قانون الهی بر مردم است... در این طرز حکومت حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یار خراسانی، امام خمینی یکی از بزرگترین دانشمندان مسلمان دوران معاصر و مردان تاریخ ساز جهان اسلام است. انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک حقیقت بارز و زنده حاصل اندیشه ی آن مرد بزرگ محسوب می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یار خراسانی,اندیشه ای که می تواند نه تنها برای ما ایرانیان بلکه برای بسیاری از مردم جهان، پویا، جهت دهنده و امیدبخش تلقی گردد. در میان اندیشه های ناب ایشان طرح بحث ولایت فقیه از جایگاه و اهمیتی خاص برخوردار است.
,به واقع امام خمینی (ره) به عنوان مرجع بزرگ تقلید و محور اصلی حوزه علمیه قم، با به دست گرفتن پرچم مبارزه و حمله به سیستم سیاسی حاکم، موضوع انفکاک دین از سیاست را عملاً به عنوان امری باطل و نادرست به اثبات رساند و به دنبال آن در فرصتی که در دوران تبعید در نجف اشرف حاصل گردید، با طرح حکومت اسلامی و اصل ولایت فقیه، تحولی اساسی در نگرش به اسلام به عنوان یک ایدئولوژی انقلاب پویا و قابل پیاده شدن در عصر حاضر، به وجود آورد.
,در ارائه ایدئولوژی انقلاب ابتدا می باید حاکمیت موجود را نفی و طرد نمود و ارزشهای مسلط بر نظام را زیر سوال برد و این کاری بود که رهبر انقلاب به عنوان ایدئولوگ انقلاب در ابتدا به آن پرداخت.
,ایشان در شرایطی که سال های متمادی تبلیغ شده بود، که سلطان سایه خداست و اطاعت از سلطان، در حکم اطاعت از خدا می باشد و یا اینکه سلطنت ودیعه و موهبتی الهی است، به نفی همه این ارزش ها پرداخت و می فرمود:
,«این مواد قانون اساسی و متمم آن که مربوط به سلطنت و ولایت عهدی و امثال آن است کجا از اسلام است؟ این ها همه ضداسلامی است، ناقض طرز حکومت و احکام اسلام است. سلطنت و ولایت عهدی همان است که اسلام بر آن خط بطلان کشیده و بساط آن را در صدر اسلام در ایران و رم شرقی و مصر و یمن برانداخته است.»
,به این ترتیب برای اولین بار رهبر انقلاب، ارزشی را که سالیان دراز تبلیغ و به مردم تلقین شده و جزء اصلی قانون اساسی شناخته شده بود، باطل و ضدارزش اعلام نمود. وظیفه بعدی ایدئولوگ انقلاب این است که جامعه کمال مطلوب را نه تنها ترسیم نماید، بلکه شیوه عملی رسیدن به آن را هم نشان دهد.
,برای معتقدان به اسلام که اکثریت قریب به اتفاق جامعه را تشکیل می دادند، این امر پذیرفته بود که حکومت اسلامی به طریقی که زمان رسول اکرم و خلفای راشدین (برای شیعیان منظور حکومت حضرت علی (ع) است) اجرا شده بود، می تواند حکومت کمال مطلوب تلقی شود و الگو و نمونه حکومت آینده قرار گیرد. اما نکته مهم این بود که بعد از چهارده قرن و با توجه به پیچیدگی های جامعه امروزی چگونه و توسط چه اشخاصی می توان چنین حکومتی را تشکیل داد.
,در چنین شرایط رهبر انقلاب با ارائه اصل ولایت فقیه، به زبانی ساده و در عین حال مستند به آیات قرآنی و اخبار و احادیث، ثابت می نماید که احکام خدا تعطیل بردار نیست و در هیچ شرایطی حتی در عصر غیبت کبری نمی توان از اجرای احکام الهی سرباززد و این مسئولیت بر دوش فقها و علما علی الخصوص افقه فقها می باشد.
,اما قدس سره در این رابطه به طلاب می فرمایند: «شما در صورتی خلفای اسلام هستید که اسلام را به مردم بیاموزید و نگویید بگذار تا امام زمان بیاید.»
,امام همچنین به دو شرط اساسی برای ولایت فقیه می پردازد. یکی اینکه آگاهی جامع و کامل به احکام خدا داشته باشد و دیگر اینکه در اجرای احکام مزبور راه عدالت را در پیش گیرد. به عبارت دیگر فقیه عادل به عنوان جانشین رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) وظیفه رهبری جامعه اسلامی و اجرای احکام اسلام را دارد و اطاعت از وی به عنوان ولی امر همچون اطاعت از رسول خدا واجب است.
,در مورد حاکم و ولی امر در نظام اسلامی آرای مردم تنها نقش فعلیت و به مرحله اجرا درآوردن اصل ولایت فقیه را دارد. بدین معنا که ولایت امر مقامی است از طرف خداوند به او داده شده است و ثبوت آن مشروط به آرای عمومی نیست، اگرچه او را به رهبری و زعامت نپذیرند؛ ولی عینیت و فعلیت بخشیدن به ولایت در گرو آرا و پذیرش عمومی مردم است.
,از طرف دیگر، ممکن است بیش از یک نفر شرایط و اوصاف ولایت را دارد باشند، یعنی چند فقیه عادل و بصیر و آگاه در جامعه داشته باشیم که خواه و ناخواه باید یکی از آنان عهده دار زعامت و رهبری شود. بدیهی است یکی از راه های عملی برای تحقق ولایت و رهبری یک فرد از بین چند نفر، رأی اکثریت است که قهراً پس از انتخاب و قیام آن فرد به مسئولیت های ناشی از امامت و ولایت، وظیفه رهبری از عهده دیگران ساقط می گردد.
,رهبر انقلاب در یک بررسی مقایسه ای ماهیت حکومت اسلامی را مشخص می نماید: «حکومت اسلامی هیچ یک از انواع طرز حکومت های موجود نیست. مثلاً استبدادی نیست که رئیس دولت، مستبد و خودرأی باشد، مال و جان مردم را به بازی بگیرد و در آن به دلخواه دخل و تصرف کند. هر کس را ارده اش تعلق گرفت، بکشد و هر کس را خواست، انعام کند و به هر که خواست تیول بدهد و املاک و اموال ملت را به این و آن ببخشد.
,رسول اکرم و حضرت امیرالمومنین و سایر خلفا هم چنین اختیاراتی نداشتند. حکومت اسلامی نه استبدادی است و نه مطلقه، بلکه مشروطه است و البته نه مشروطه به معنای متعارف فعلی آن، که تصویب قوانین تابع آرای اشخاص و اکثریت باشد. مشروطه از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره، مقید به یک مجموعه مشروط هستند که در قرآن کریم و سنت رسول اکرم معین گشته است.
,مجموعه مشروط همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت و اجرا شود. از این جهت حکومت اسلامی حکومت قانون الهی بر مردم است... در این طرز حکومت حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست.»
,سرانجام اندیشه امام مبتنی بر شکل گیری حکومت بر مبنای حاکمیت خدا و در طول آن حاکمیت فقیه عادل از طریق یک انقلاب استثنایی - مردمی تحقق یافت.
,منبع: محمدی، منوچهر، انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها؛دفتر نشر معارف
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه