زنانی که تاریخ سازند
مرضیه حدیده چی (دباغ) از زنان مبارز ایران و از چهره های شناخته شده انقلاب اسلامی است. در دوران مبارزات، وی با وجود هشت فرزند به فعالیتهای سیاسی نیز مشغول بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گوهرشادنیوز، مرضیه حدیدچی (دباغ) از جمله زنان مبارز در سال های منجر به پیروزی انقلاب است که فعالیت ها و حرکت های سیاسی خود را از سال 1346 آغاز کرد و این مبارزات را تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داد.
وی با مبارزات سیاسی خود را با وجود هشت فرزند انجام می داد و در این راه از مبارزینی چون آیت الله سعیدی، شهید منتظری راهنمایی میگرفت. در سال 1353 توسط ساواک دستگیر شد و به همراه دخترش در زندانهای مخوف رژیم پهلوی شکنجههای سختی را تحمل کرد. با این حال هرگز مبارزه را کنار نگذاشت و همواره برای تقابل با گروههای مخالف اسلام و گروههای مارکسیستی تلاش میکرد.[1]
این مبارز انقلابی در بخشی از خاطراتش در زندان های ساواک نوشته است: مأموران به بهانه جلوگیری از خودکشی و حلقآویز شدن، چادر از سر من و دخترم گرفتند. صبح هر دوی ما را برای بازجویی و شکنجه بردند و چون پتو به سر داشتیم، خندههای تمسخرآمیز و متلکها شروع شد، «حجاب پتویی!» «مادر پتویی!، دختر پتویی!...» و یکی گفت «کجاست آن خمینی که بیاید و شما را با پتوی روی سرتان نجات دهد».[2]
در سال ۱۳۵۳ و پس از دو بار بازداشت توسط ساواک با کمک محمد منتظری و با پاسپورت جعلی از کشور خارج شد. وی و دخترش، رضوانه میرزا دباغ، در خاطراتشان از زندان به شکنجههای شدید توسط ساواک اشاره کردهاند.
وی در فرانسه و انگلیس در اعتصاب غذایی برای آزادی زندانیان سیاسی ایرانی شرکت کرد. در عربستان سعودی به توزیع اعلامیههای امام خمینی (ره) در میان زائران میپرداخت اما بیشتر فعالیتهای وی در خارج از کشور مربوط به آموزش مبارزات چریکی است.[3]
مرضیه دباغ با هدایت شهید چمران در پایگاههای نظامی واقع در لبنان و سوریه آموزشهای رزمی و چریکی را طی کرد. همچنین وی در برپایی یک اردوگاه نظامی در سوریه برای آموزش چریکهای ضد شاه ایرانی مشارکت داشت و توانست نسل جوانی از ایرانیان مبارز را با تاکتیکهای شبهنظامی آشنا کند.[3]مرضیه دباغ همان محافظ امام در پاریس است که با نام «خواهر طاهره» خوانده میشد.
این مبارز پس از انقلاب نیز در مسئولیتهایی چون فرماندهی سپاه همدان، سه دوره نمایندگی مردم تهران و همدان در مجلس شورای اسلامی، خدمت میکرد. وی در بخشی از مصاحبه وی با خبرگزاری فارس در سال 1391 انجام داد از دلایل ورودش به فعالیتهای سیاسی اینطور میگوید: دلایلی مختلفی برای مبارزه داشتم من و دختر شاه - شهناز -هر دو در یک شب به دنیا آمدیم و این مسالهای بود که همه به من گوشزد میکردند و میگفتند شهناز کجا و تو کجا؟ او با آن همه امکانات و تو اینجا اینگونه. از همان روزها بود که دلم برای این همه تبعیض به درد آمد.
وی در ادامه گفتگوی خود میافزاید: دلیل بعدی من برای مبارزه، سخنان پدرم بود که همواره در صحبتهایش به ظلمهایی که رژیم در حق مردم میکرد معترض بود. دلیل دیگر هم بر میگردد به اساتیدی که خدمتشان درس میخواندم اساتیدی چون مرحوم حاج آقا کمال مرتضوی و حاج شیخ علی خوانساری به خصوص استاد سید مجتبی صالحی خوانساری که روحیه ظلم ستیزی و مبارزه در ایشان بسیار بود.[4]
خانم دباغ به همراه آیت الله جوادی عاملی و جوادلاریجانی یکی از سه نمایندهای بود که در سال ۶۷ پیام حضرت امام را به گورباجف رساند. وی در خصوص این سفر چنین نقل میکند:[5]
وقتی به شوروی رسیدیم، تعدادی به استقبال آمدند. مسئول تشریفات خود آقای گورباچف به استقبال ما آمده بود. احساس کردم این بنده خدا وقتی چشمش به چادر من و عبار آیتالله جوادی آملی افتاد، قدری هول شده بود و نمیدانست که چه خبر است؟ در دنیا مرسوم است وقتی هیأتی وارد کشوری میشود، گلی که برای استقبال آورده میشود، به رئیس هیئت میدهند؛ این مسئول تشریفات دسته گل را به من داد و من احساس میکردم که تنش میلرزید و نمیفهمید چه کار میکند بنابراین دسته گل را محضر آیتالله جوادی آملی دادم.
زنان تاریخ سازند و مرضیه دباغ نیز یکی از همان زنان تاریخ ساز است، اما آنچه امروز اهمیت بیشتری دارد حفظ و نگهداری تاریخی است که به دست زنانی چون او رغم خورده، زنانی که شاید چون مرضیه دباغ آنها را نشناسیم و همچنان گمنام مانده باشند اما با این حال برای به ثمر رسیدن این انقلاب و آرمان هایش از جان خود، همسر و فرزندشان گذشته اند.
پی نوشت ها:
1-http://bookroom.ir/book/1016
2- کتاب "خاطرات مرضیه حدیدچی"
3- خبرگزاری ایرنا
4-خبرگزاری فارس
5-خبرگزاری مهر
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه